نقد و بررسی
نقد ایکس او کیتی (XO, Kitty) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سریالی دربارهٔ عشق؛ و دشواریِ شناخت خویشتن «XO, Kitty» از ایدهای آشنا آغاز میشود: دختری که برای دیگران نقش واسطهٔ عشق را بازی میکند، گمان دارد دلدادن و رابطه را خوب میشناسد؛ اما وقتی خودش قدم به قلمرو احساسات میگذارد، قواعد سادهای که برای دیگران میچید از هم میپاشند. کیتی سونگ کاوی با همین اطمینان راهی سئول میشود تا در مدرسهای که مادر درگذشتهاش زمانی در آن درس خوانده، زندگی تازهای را تجربه کند و به دوستپسر دور از خود نزدیکتر شود.
این سفر، بیش از آنکه قصهٔ رسیدن به یک مقصد عاشقانه باشد، آزمونی برای سنجش تصویر کیتی از خودش است. سریال در همان آغاز لحنش را روشن میکند: پرتحرک، رنگارنگ و مشتاقِ آنکه هر قسمت را با ماجرایی تازه پیش ببرد. چنین انتخابی برای یک کمدیدرام نوجوانانه، هم امتیاز است و هم محدودیت. «XO, Kitty» نمیخواهد مکثی طولانی بر یک احساس یا بحران داشته باشد؛ بیشتر ترجیح میدهد شخصیتها را در میانهٔ دلبستگیها، رازها و تغییرات ناگهانی قرار دهد.
حاصل، اثری است که بهسادگی تماشا میشود، اما همیشه به همان اندازه که اتفاق میسازد، فرصت نمیکند پیامدهای عاطفی آنها را بکاود. سفر به سئول و جاذبهٔ یک جهان تازه سئول فقط پسزمینهٔ داستان نیست؛ بخشی از وعدهٔ عاطفی سریال است. شهر برای کیتی، و در نتیجه برای مخاطب، هم سرزمینِ خاطره و پیوند خانوادگی است و هم فضایی ناآشنا که باید در آن راه خود را پیدا کند.
مدرسهٔ شبانهروزی نیز با راهروها، مناسبات اجتماعی و قواعد خاص خود، میدان مناسبی برای برخورد فرهنگها و شکلگیری رفاقتها فراهم میآورد. این فضا به سریال رنگی متمایز میدهد و آن را از بسیاری روایتهای همنوعش که در مدرسهای بینام و نشان میگذرند، جدا میکند. بااینحال، سئول گاه بیشتر به مجموعهای از نشانههای جذاب بدل میشود تا محیطی که زندگی روزمرهٔ شخصیتها را با جزئیات شکل دهد.
« این سفر، بیش از آنکه قصهٔ رسیدن به یک مقصد عاشقانه باشد، آزمونی برای سنجش تصویر کیتی از خودش است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سریال در ساختن حس کشف و تازگی موفق است، اما همیشه به تفاوتهای فرهنگی، اجتماعی و زبانی با عمق کافی نمیپردازد. با وجود این کاستی، فضای شهری و مدرسهای از عوامل مهمِ گیرایی اثر است: تماشاگر میتواند از یک سو دنبالروِ آشفتگیهای عاطفی باشد و از سوی دیگر از تماشای جهانی تازه لذت ببرد.
کیتی؛ میان اعتمادبهنفس و دخالتگری کیتی شخصیت محوریِ پرانرژی و پرحرفی است که حضورش بیتردید به سریال ریتم میدهد. او در روابط دیگران با اطمینان مداخله میکند و گاه با همان جدیتی که برای حل مسئلهٔ دیگران به کار میگیرد، از نگاه کردن به پیچیدگیهای درونی خود میگریزد. این تناقض، نقطهٔ شروع مناسبی برای رشد شخصیت است: کسی که باور دارد عشق را میفهمد، ناچار میشود با نادانیها و پیشداوریهای خودش روبهرو شود.
اما مرز میان جسارت دوستداشتنی و رفتار آزاردهنده همیشه بهخوبی تنظیم نشده است. دخالتهای کیتی در زندگی دیگران گاه از کنجکاوی و خیرخواهی فراتر میرود و به تصمیمگیری بهجای آنها میرسد. همین ویژگی میتواند تماشاگر را از او دور کند، بهخصوص هنگامی که داستان پیامدهای چنین رفتاری را کمرنگ میسازد.
در عوض، هرجا سریال به کیتی اجازه میدهد اشتباه کند، تردید داشته باشد و بهتدریج راه خودش را پیدا کند، شخصیت جان میگیرد. جذابیت او نه در داناییاش دربارهٔ عشق، بلکه در فاصلهٔ میان ادعای دانستن و تجربهٔ واقعیِ ندانستن است. رفاقت و جمعی از شخصیتهای نوجوان یکی از سرچشمههای صمیمیت سریال، روابط دوستانهای است که پیرامون کیتی شکل میگیرد.
« سریال در ساختن حس کشف و تازگی موفق است، اما همیشه به تفاوتهای فرهنگی، اجتماعی و زبانی با عمق کافی نمیپردازد. »
شخصیتها و اجرا
رفاقتها به داستان امکان میدهند از مدار زوجهای عاشقانه بیرون بیاید و تجربههای دیگری از تعلق، اعتماد و پشتیبانی را نشان دهد. در مدرسه، شخصیتها با فشارهای خانوادگی، توقعات اجتماعی و پرسشهایی دربارهٔ هویت و آینده دستوپنجه نرم میکنند. هرچند این موضوعها همیشه به یک اندازه پرداخت نمیشوند، حضورشان به جهان داستان بُعدی فراتر از سرگرمیِ عاشقانه میدهد.
بااینحال، گستردگی جمع شخصیتها به بهای پراکندگی گاهبهگاه تمام میشود. برخی مسیرها فرصت مییابند حس و معنای بیشتری پیدا کنند، اما بعضی دیگر پس از معرفیِ مسئلهای مهم، در حاشیه میمانند یا زیر سایهٔ خط اصلیِ رمانتیک قرار میگیرند. همین نابرابری در پرداخت میتواند حس ناتمامی ایجاد کند.
سریال در لحظههای رفاقتیاش گرم و دلنشین است، ولی اگر برای چند رابطه و مسئلهٔ فرعی زمان بیشتری میگذاشت، پیوندهای جمعیاش باورپذیرتر و اثرگذارتر میشدند. عاشقانههای پرپیچوخم؛ نیروی محرک و نقطهٔ فرسودگی «XO, Kitty» بیپرده از جاذبهٔ مثلثهای عاشقانه و تغییر مسیرهای عاطفی استفاده میکند.
این شیوه در ابتدا به داستان انرژی میدهد: هر رابطه برداشت کیتی از عشق را زیر سؤال میبرد و موقعیتهای تازهای برای تنش و طنز میسازد. شخصیتها نیز بهسبب سن و محیط رقابتی مدرسه، گاه احساسات متناقضی دارند و هنوز زبان روشنی برای بیان آنها پیدا نکردهاند. از این منظر، آشفتگی عاطفی بخشی طبیعی از جهان نوجوانانهٔ اثر است.
« در مدرسه، شخصیتها با فشارهای خانوادگی، توقعات اجتماعی و پرسشهایی دربارهٔ هویت و آینده دستوپنجه نرم میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مشکل آنجاست که انباشتِ مثلثها و جابهجاییهای عاشقانه، بهتدریج جای رشد رابطهها را میگیرد. تماشاگر ممکن است احساس کند هر پیوند تازه برای افزودن هیجان وارد شده، نه برای روشن کردن لایهای تازه از شخصیتها. وقتی چندین رابطه همزمان در وضعیت تعلیق میمانند، تمایز میان دلبستگیِ عمیق، کشش لحظهای و رقابت کمرنگ میشود.
در نتیجه، بخشی از داستان که باید موتور جذابیت باشد، گاهی به چرخهای تکراری از امید، دلخوری و تردید بدل میشود. سوءتفاهم و گفتوگوهای ناتمام بخش مهمی از پیشروی ماجرا بر رازها، برداشتهای نادرست و حرفهایی استوار است که شخصیتها نمیزنند. سوءتفاهم در درام عاشقانه ابزاری آشناست و میتواند تنش بسازد؛ اما هنگامی که راهحل هر بحران یک گفتوگوی ساده به نظر میرسد، تعلیق داستان بهجای آنکه از پیچیدگی شخصیتها برآید، به تأخیر مصنوعی وابسته میشود.
بعضی گرهها نه از تفاوت واقعیِ خواستهها، بلکه از سکوتی ساخته میشوند که سریال برای طولانیتر کردن آشفتگی حفظ میکند. این مسئله با کیفیت نابرابر دیالوگها پیوند دارد. گفتوگوها در لحظههای شوخطبعانه و پرجنبوجوش، گاهی بهخوبی شخصیتها را از هم متمایز میکنند؛ اما در صحنههای احساسی، برخی جملهها بیش از اندازه توضیحی یا صیقلیاند و طبیعی به گوش نمیرسند.
در نتیجه، احساساتی که باید از رفتار و مکث شخصیتها فهمیده شوند، گاه مستقیماً بر زبان میآیند. اگر سریال به سکوت، ابهام و گفتوگوی صادقانه وزن بیشتری میداد، بسیاری از بحرانها میتوانستند هم باورپذیرتر باشند و هم تأثیر عاطفی عمیقتری برجای بگذارند. لحن، ریتم و میراث داستانی بهعنوان اثری پیوندخورده با جهان «To All the Boys I’ve Loved Before»، سریال از پیش با انتظارهایی دربارهٔ رمانتیسم، صمیمیت و شیرینیِ قصه روبهروست.
« مشکل آنجاست که انباشتِ مثلثها و جابهجاییهای عاشقانه، بهتدریج جای رشد رابطهها را میگیرد. »
قوتها و کاستیها
«XO, Kitty» این میراث را حفظ میکند، اما با انتقال مرکز روایت به کیتی، لحن بازیگوشتر و شلوغتری میسازد. قسمتها معمولاً با سرعت خوبی پیش میروند و رخدادهای پیدرپی، تماشاگر را به دنبال کردن ادامهٔ ماجرا ترغیب میکنند. همین ضرباهنگ، حتی در بخشهایی که داستان به نظر اغراقآمیز میرسد، از خستگی کامل جلوگیری میکند.
در مقابل، شتاب روایت گاه به بهای پیوستگیِ عاطفی تمام میشود. اتفاقها فراواناند، اما هر تحول فرصت کافی برای تهنشین شدن ندارد. سریال معمولاً میداند چگونه توجه مخاطب را حفظ کند، ولی همیشه نمیداند چه زمانی باید مکث کند. این تفاوت مهمی است: تماشای پیاپیِ قسمتها نشاندهندهٔ کشش روایی است، اما الزاماً به معنای استحکام همهٔ گرهها یا عمق یکسانِ شخصیتپردازی نیست.
جمعبندی «XO, Kitty» اثری سرزنده و رنگارنگ است که جذابیت اصلیاش را از فضای سئول، انرژی شخصیت محوری و پیوندهای دوستانه میگیرد. سفر کیتی برای یافتن جایگاه خود، در کنار آشفتگیهای معمولِ عشق نوجوانانه، میتواند سرگرمکننده و گاه صمیمانه باشد. سریال بهویژه هنگامی موفق است که از هیاهوی رابطهها فاصله میگیرد و بر تجربهٔ رشد، استقلال و رفاقت تمرکز میکند.
در سوی دیگر، تعدد ماجراهای عاشقانه، سوءتفاهمهای قابلپیشگیری و دیالوگهایی که گاهی تصنعی میشوند، مانع از آن است که همهٔ ظرفیت احساسی داستان به نتیجه برسد. کیتی نیز شخصیتی است که هم میتواند دوستداشتنی باشد و هم با دخالتهایش مخاطب را کلافه کند. بااینهمه، همین آشفتگی و ناتمامی بخشی از کشش سریال است: اثری که شاید همیشه قانعکننده نباشد، اما بهواسطهٔ ریتم تند، جهان دیدنی و شخصیتهای پرجنبوجوش، بهسادگی رها نمیشود.
« XO, Kitty» این میراث را حفظ میکند، اما با انتقال مرکز روایت به کیتی، لحن بازیگوشتر و شلوغتری میسازد. »
ثبت دیدگاه