نقد و بررسی
نقد What? | 1972
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان قصه و هذیان فیلم «What?» ساختهٔ Roman Polanski، بیش از آنکه قصهای متعارف با آغاز و اوج و فرجام روشن باشد، تجربهای سرگردان در قلمرو هذیان است. نانسی، زن جوان آمریکایی، پس از گریختن از موقعیتی تهدیدآمیز به ویلایی ساحلی در ایتالیا پناه میبرد؛ اما امنیتی که میجوید در آنجا پیدا نمیشود.
ویلا به فضای بستهای بدل میشود که قوانینش را نه منطق روزمره، بلکه هوسها، عادتهای عجیب و برخوردهای نامنتظر ساکنان تعیین میکنند. فیلم از همین نقطه، بهجای پیشبرد خطی ماجرا، تماشاگر را در زنجیرهای از موقعیتهای نامتجانس رها میکند. «What?» در ظاهر کمدی است، اما خندهاش بارها به ناراحتی و سردرگمی نزدیک میشود.
این اثر را میتوان از یک سو بازیگوشی سینماییِ کارگردانی دانست که پیشتر به ساخت فضاهای روانشناختی و ناآرام شناخته میشد؛ و از سوی دیگر، فیلمی که در مهار ایدهٔ مرکزی خود چندان موفق نیست. حاصل، تجربهای دوگانه است: جهان بصری و لحن نامتعارفش در ذهن میماند، اما پیوستگی و موازنهٔ درونی آن گاه از دست میرود.
ویلا؛ پناهگاه یا هزارتو ویلای ساحلی قلب فیلم است؛ مکانی که در ابتدا میتواند پناهگاهی موقت به نظر برسد، اما خیلی زود به هزارتویی اجتماعی و روانی تبدیل میشود. خانه با اتاقها، راهروها و فضاهای بازش، همزمان حس آزادی و گرفتاری ایجاد میکند. نور، چشمانداز مدیترانهای و آرامش ظاهری محیط با رفتارهای نامعقول ساکنان در تضاد است؛ همین تضاد به فیلم کیفیتی رؤیاگونه میدهد، گویی منظرهای آرام پردهای است بر جهانی که در آن هیچچیز کاملاً قابل اعتماد نیست.
« فیلم از همین نقطه، بهجای پیشبرد خطی ماجرا، تماشاگر را در زنجیرهای از موقعیتهای نامتجانس رها میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این مکان صرفاً پسزمینهٔ رخدادها نیست؛ خود به نیرویی شکلدهنده بدل میشود. نانسی در آن با آدمهایی روبهرو است که هر یک انگار از قاعدهای جداگانه پیروی میکنند. مهماننوازی، سلطهجویی، شوخی و تهدید گاه چنان در هم میآمیزند که تشخیص مرز میانشان دشوار میشود. در نتیجه، تماشاگر هم مانند شخصیت اصلی ناچار است پیوسته موقعیت را از نو تفسیر کند.
با این حال، فیلم همیشه از این آشفتگی معنایی بهرهٔ دراماتیک نمیگیرد؛ گاهی فضای عجیب بهجای آنکه رازآلودتر شود، صرفاً پراکنده و بیهدف جلوه میکند. نانسی و تجربهٔ بیثباتی نانسی، با بازی Sydne Rome، مرکز نگاه ما به این جهان است؛ شخصیتی که واکنشهایش به اتفاقها، راهنمای محدودی برای سنجش عادی یا غیرعادیبودن آنها فراهم میکند.
او نه قهرمانی با نقشهای روشن است و نه ناظری کاملاً بیرونی. بیشتر در موقعیتهایی قرار میگیرد که کنترلشان را در دست ندارد و باید با تغییرهای پیدرپی پیرامون خود کنار بیاید. این جایگاه، فیلم را به تجربهای ذهنی نزدیک میکند: ما نیز مانند او اغلب نمیدانیم با یک شوخی، یک تهدید یا یک بازی قدرت روبهرو هستیم.
با این همه، شخصیتپردازی نانسی به اندازهٔ ظرفیت ایدهٔ فیلم گسترش نمییابد. او گاه بیشتر وسیلهای برای عبور از یک موقعیت نامتعارف به موقعیتی دیگر است تا شخصیتی که تصمیمها و واکنشهایش مسیر روایت را شکل دهد. در سوی دیگر، ساکنان ویلا با اغراق و رفتارهای نمایشی معرفی میشوند، اما بسیاری از آنان بیشتر تیپهایی کمیکاند تا شخصیتهایی با انگیزههای روشن.
« این مکان صرفاً پسزمینهٔ رخدادها نیست؛ خود به نیرویی شکلدهنده بدل میشود. »
شخصیتها و اجرا
حضور Marcello Mastroianni به فیلم جذابیت و وقار بازیگرانه میبخشد، ولی این کیفیت بهتنهایی نمیتواند پراکندگی جمع شخصیتها را به انسجام بدل کند. طنز ابزورد و مرزهای ناراحتی طنز فیلم بر برخورد امر عادی با امر نامعقول بنا شده است. شخصیتها در برابر رخدادهایی که باید حیرتانگیز یا نگرانکننده باشند، گاه با خونسردی رفتار میکنند؛ همین بیاعتنایی، موقعیت را به کمدی ابزورد نزدیک میسازد.
دیالوگهای کنایهآمیز و پاسخهای نامنتظر نیز فضای شوخی را تقویت میکنند. اما فیلم بهندرت اجازه میدهد خنده کاملاً آسوده باشد. بسیاری از لحظههای کمیک در کنار آسیبپذیری نانسی یا نابرابری قدرت شکل میگیرند و به همین سبب، خنده میتواند طعم ناخوشایندی پیدا کند. این ویژگی از نقاط بحثبرانگیز فیلم است.
گاهی تلخیِ طنز، انتخابی آگاهانه و مؤثر به نظر میرسد؛ چون نشان میدهد در این جهان، رفتار آزارگرانه میتواند زیر پوشش شوخی یا معاشرت عادی پنهان شود. اما در برخی صحنهها، فیلم فاصلهٔ انتقادی روشنی با آنچه نمایش میدهد برقرار نمیکند. در چنین لحظاتی، تماشاگر ممکن است بهجای مواجهه با طنزی برنده، احساس کند تحقیر و آزار صرفاً برای تولید شوک یا خنده به کار رفتهاند.
این لغزش، نه فقط از نظر حساسیت امروز، بلکه در منطق خود فیلم نیز مسئلهساز است: مرز میان نقد رفتارهای ناپسند و تکرار همان رفتارها همیشه روشن نیست. تصویر، حرکت و ریتم از لحاظ بصری، «What?» از جذابیت محیط و حرکت روان دوربین بهره میبرد. فیلمبرداری، ویلا و پیرامون ساحلی آن را به فضایی زنده و تماشایی تبدیل میکند؛ قابها گاه حس کارتپستالی دارند، اما رخدادهای درونشان این زیبایی را مختل میکنند.
« طنز ابزورد و مرزهای ناراحتی طنز فیلم بر برخورد امر عادی با امر نامعقول بنا شده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تضاد میان چشمانداز دلنشین و مناسبات ناآرام، به فیلم امضای بصری مشخصی میدهد. تدوین نیز در بعضی بخشها به رفتوآمد میان آدمها و موقعیتها ضرباهنگی سبک و بازیگوش میبخشد و اجازه میدهد صحنهها بدون تأکید بیش از اندازه بر توضیح پیش بروند. با وجود این، ریتم فیلم یکنواخت نیست. بخشهایی از آن با انرژی و غافلگیری پیش میروند، اما در قسمتهایی دیگر، تکرارِ موقعیتهای عجیب جای پیشرفت واقعی را میگیرد.
وقتی هر حادثه با حادثهای نامعقولتر دنبال میشود، تازگی اولیه کمکم رنگ میبازد. فیلم در این لحظات نه آنقدر سریع است که آشفتگیاش به شور و شتاب بدل شود و نه آنقدر سنجیده که تأمل دربارهٔ جهانش را عمیقتر کند. از همین رو، کشدارشدن بعضی بخشها یکی از دلایل اصلی دشواری همراهی با فیلم است.
روایتِ گسسته و معنای ناتمام روایت «What?» عمداً از منطق علتومعلولیِ آشنا فاصله میگیرد. پیوند میان رخدادها شل است و فیلم بیشتر بر تداوم حالوهوا و زنجیرهٔ برخوردها تکیه دارد تا بر گرهافکنی و حلوفصل. این انتخاب با کیفیت رؤیاگونهٔ اثر سازگار است: در خواب نیز آدمها و موقعیتها ممکن است بیمقدمه ظاهر شوند و قواعد جهان در میانهٔ تجربه تغییر کند.
اما سوررئالبودن بهخودیخود انسجام نمیآفریند. برای آنکه گسستگی به تجربهای معنادار تبدیل شود، معمولاً باید ریتم، تصویر یا تکرارهای موضوعی جای ساختار روایی را بگیرند؛ در این فیلم، آن جایگزینها همیشه بهاندازهٔ کافی نیرومند نیستند. در نتیجه، ابهام اثر هم جذاب است و هم فرساینده. تماشاگر میتواند در برابر این پرسش بماند که آیا فیلم قصد دارد جهان بیمنطق خود را بهعنوان کابوسی اجتماعی عرضه کند، یا صرفاً از آزادیِ بازی با موقعیتهای نامتعارف لذت میبرد.
« تضاد میان چشمانداز دلنشین و مناسبات ناآرام، به فیلم امضای بصری مشخصی میدهد. »
قوتها و کاستیها
فیلم پاسخی قطعی نمیدهد و این گشودگی بخشی از هویت آن است، اما نبودِ جهتگیری روشن گاهی به سردرگمی روایی میانجامد؛ بهویژه زمانی که صحنهای عجیب نه شخصیتها را دگرگون میکند و نه برداشت تازهای از فضای ویلا به دست میدهد. جایگاه فیلم و شیوهٔ تماشای آن «What?» در میان آثار Polanski، نمونهای نامتعارف و کمقاعده است؛ کمدیای سیاه و ابزورد که بیش از آنکه به تعلیق یا پیرنگ دقیق متکی باشد، بر فضا، رفتارهای غریب و بیثباتی تکیه میکند.
همین تفاوت ممکن است برای مخاطبی که از کارگردان انتظار ساختاری حسابشده و تنشی فزاینده دارد، ناامیدکننده باشد. در مقابل، تماشاگرانی که با سینمای هذیانی و طنز ناخوشایند همراه میشوند، ممکن است از سرگردانی و بیپروایی اثر لذت ببرند، حتی اگر همهٔ اجزای آن را موفق ندانند. برای مواجهه با فیلم، بهتر است انتظار یک کمدی داستانمحور و منظم را کنار گذاشت.
اثر بیشتر شبیه اقامت ناخواسته در جهانی است که قواعدش در هر لحظه میتوانند تغییر کنند. این رویکرد، البته نقصهای فیلم را از میان نمیبرد؛ اما کمک میکند ارزشهای آن را در همان قلمرویی بسنجیم که میکوشد بسازد: قلمروِ بیمنطقی، تعلیقِ نامتعارف و کمدیای که همزمان خندهدار و آزارنده است.
جمعبندی «What?» فیلمی است که جذابیتش از همان جایی میآید که دشواریاش آغاز میشود: از جهانی آشفته، روایتی گسسته و طنزی که پیوسته مرز میان شوخی و تهدید را مخدوش میکند. ویلای ساحلی و فضای مدیترانهای، تصویرهایی بهیادماندنی میسازند؛ حرکت روان دوربین و لحظههای کنایهآمیز نیز به فیلم سرزندگی میبخشند.
« همین تفاوت ممکن است برای مخاطبی که از کارگردان انتظار ساختاری حسابشده و تنشی فزاینده دارد، ناامیدکننده باشد. »
جمعبندی
در برابر، کشآمدن بعضی بخشها، ضعف انسجام و صحنههایی که بهجای نقدِ آزار، خود آزارنده به نظر میرسند، تجربه را ناهموار میکنند. این اثر نه کمدیای بیدردسر است و نه سفری سوررئال که همهٔ اجزایش به یک معنای روشن برسند. بیشتر تجربهای دوپهلوست: فیلمی که ممکن است همزمان مجذوب کند و پس بزند، و پس از پایان نیز پرسشهایی دربارهٔ آنچه دیدهایم باقی بگذارد.
ارزش آن بیش از آنکه در موفقیت کامل روایت باشد، در جسارتِ ساختن فضایی نامتعارف و در همین ناتوانیِ بحثبرانگیز آن در مهار آشوب نهفته است.
« این اثر نه کمدیای بیدردسر است و نه سفری سوررئال که همهٔ اجزایش به یک معنای روشن برسند. »
ثبت دیدگاه