نقد و بررسی
نقد ویکو: سرانجام (Waco: The Aftermath) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی پس از فاجعه «Waco: The Aftermath» دنبالهٔ مجموعهٔ «Waco» است، اما عنوانش اندکی گمراهکننده مینماید: اینجا صرفاً با شرح پیامدهای محاصرهٔ ویکو روبهرو نیستیم، بلکه روایت میان دادگاه بازماندگان دیویدیان شاخهای، ریشههای فرقه و شکلگیری فضای افراطگرایی ضدحکومتی در آمریکا رفتوآمد میکند.
در پنج قسمت، سریال میکوشد از واقعهای مشخص به پرسشی گستردهتر برسد: خشونت سیاسی چگونه از دل احساس بیعدالتی، بدگمانی به نهادهای دولتی و روایتهای رادیکال سر برمیآورد؟ این بلندپروازی موضوعی، هم مهمترین امتیاز اثر است و هم منشأ بخشی از ناهماهنگیهای آن. چند خط داستانی، یک مسئلهٔ مشترک ستون اصلی روایت، محاکمهٔ بازماندگان است؛ جایی که وکیل مدافع، دن کاگدل، میکوشد در برابر دستگاه قضایی از موکلانی دفاع کند که پیشاپیش در ذهن افکار عمومی با تصویری سادهشده شناخته میشوند.
در کنار آن، گری نوسنر، مذاکرهکنندهٔ افبیآی، به پیامدهای سیاسی واقعه و احتمال گسترش خشونتهای داخلی میاندیشد. سریال همچنین با فلشبکهایی به گذشتهٔ وِرنون هاول و شکلگیری جایگاه او در میان دیویدیان بازمیگردد و تیموتی مکوی را در مسیر رادیکالشدن دنبال میکند. این شاخهها از نظر مضمون به یکدیگر مربوطاند: قدرت روایت، میل به انتقام و رابطهٔ شهروند با حکومت.
« این بلندپروازی موضوعی، هم مهمترین امتیاز اثر است و هم منشأ بخشی از ناهماهنگیهای آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، ارتباط موضوعی همیشه به وحدت دراماتیک نمیانجامد. گاهی هر خط چنان جداگانه پیش میرود که تماشاگر بهجای دنبالکردن یک داستان واحد، ناچار است میان چند روایت با ضرباهنگ و حالوهوای متفاوت جابهجا شود. بهویژه فلشبکها و بخشهای مربوط به مکوی، در بعضی لحظهها بیش از آنکه لایهای تازه به محاکمه بیفزایند، تمرکز را از آن میگیرند.
دشواریِ بازنمایی تاریخ ساختن درام از واقعهای واقعی، بهخصوص رویدادی که هنوز در حافظهٔ سیاسی و فرهنگی آمریکا زنده است، مستلزم تعادلی دشوار میان روایت و تفسیر است. مجموعه میخواهد از داوریهای آسان فاصله بگیرد و نشان دهد چگونه تصمیمها و واکنشهای افراد و نهادها در فضایی پرتنش شکل میگیرند.
این رویکرد در بهترین لحظههایش، به اثر عمق میدهد: تماشاگر با پرسشهایی دربارهٔ مسئولیت، عدالت و عواقب ناخواستهٔ قدرت روبهرو میشود، بیآنکه پاسخها همواره آماده و بیابهام باشند. اما پیچیدگی اخلاقی با همسطحکردن همهٔ مواضع یکی نیست. وقتی اثر برای پرهیز از سادهسازی، میکوشد چند دیدگاه را همزمان در قاب نگه دارد، گاه مرز میان فهمیدن انگیزهها و کاستن از مسئولیتها مبهم میشود.
« بااینحال، ارتباط موضوعی همیشه به وحدت دراماتیک نمیانجامد. »
شخصیتها و اجرا
این لغزش، بهخصوص در پیوند دادن ویکو با خشونت سیاسی بعدی، اهمیت دارد: سریال باید زمینهٔ شکلگیری یک ذهنیت افراطی را توضیح دهد، بیآنکه توضیح را به توجیه بدل کند. هرجا این تمایز روشن میماند، درام تأملبرانگیز است؛ هرجا کمرنگ میشود، پیام اثر ناروشنتر به نظر میرسد. بازیگری؛ نیروی نگهدارندهٔ سریال بازیها از پایدارترین نقاط قوت مجموعهاند.
مایکل شنون در نقش گری نوسنر حضوری مهارشده و درونی دارد؛ او شخصیت را نه صرفاً بهعنوان مأمور قانون، بلکه انسانی نشان میدهد که بار پیامدهای یک بحران را با خود حمل میکند. توانایی شنون در انتقال تردید و خستگی، حتی در سکوتها و مکثهای کوتاه، به خط داستانی نوسنر وزن میبخشد. در سوی دیگر، جووانی ریبیسی در نقش دن کاگدل انرژی متفاوتی وارد اثر میکند.
بازی او تند، سرزنده و گاه سرکش است و به صحنههای دادگاه نیرویی میدهد که از مجادلهٔ حقوقی فراتر میرود. برای بسیاری از لحظههای دراماتیک، همین کشمکش میان وقار سنگین شنون و نیروی پرتحرک ریبیسی عامل جذابیت است. کیان جانسون نیز در نقش ورنون هاول، چهرهای دوپهلو میسازد: حضوری که میتواند هم دلنشین جلوه کند و هم نگرانکننده.
« هرجا این تمایز روشن میماند، درام تأملبرانگیز است؛ هرجا کمرنگ میشود، پیام اثر ناروشنتر به نظر میرسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینهمه، تعدد شخصیتها و مسیرهای فرعی مجال نمیدهد همهٔ بازیگران و نقشها به یک اندازه پرورده شوند. فضاسازی و لحن لحن سریال جدی و پرتنش است؛ فضای دادگاه، گفتوگوهای مربوط به تصمیمهای دولتی و لحظههای بازگشت به گذشته، همگی زیر سایهٔ واقعهای تلخ قرار دارند. این سنگینی به اثر کمک میکند از تبدیلشدن ماجرا به سرگرمی جناییِ بیاعتنا به رنج انسانی پرهیز کند.
در عین حال، جدیت دائمی گاهی از تنوع عاطفی میکاهد و صحنهها را به سمت تأکیدهای دراماتیکِ آشکار سوق میدهد. برخی لحظهها بیش از اندازه صیقلی و سینمایی به نظر میرسند؛ گویی اثر برای افزایش تنش، به تصویر یا دیالوگی متوسل میشود که بیشتر یادآور درامهای هالیوودی است تا بازسازی محتاطانهٔ تاریخ.
این انتخابها لزوماً تجربهٔ تماشا را از میان نمیبرند، اما فاصلهای میان واقعیت دشوار ماجرا و شکل نمایشی آن ایجاد میکنند. در داستانی که اعتبارش به احساس حقیقت وابسته است، چنین فاصلهای به چشم میآید. ریتم و ساختار پنج قسمت برای گسترهٔ موضوعی این مجموعه فضایی محدود فراهم میکنند.
« بااینهمه، تعدد شخصیتها و مسیرهای فرعی مجال نمیدهد همهٔ بازیگران و نقشها به یک اندازه پرورده شوند. »
قوتها و کاستیها
ازاینرو، بعضی خطها با شتاب از نقطهای به نقطهٔ دیگر میرسند و بعضی دیگر بیش از سهم دراماتیک خود زمان میگیرند. خردهداستانهایی که قرار است تصویری وسیعتر از فضای سیاسی و اجتماعی بسازند، همیشه به پرسش مرکزی اثر بازنمیگردند؛ نتیجه آن است که ریتم گاه کند میشود، بیآنکه در عوض شناخت عمیقتری از شخصیتها یا مناسبات قدرت به دست آید.
ساختار غیرخطی نیز در مقاطعی بهجای آنکه معنا را لایهلایه آشکار کند، باعث پراکندگی میشود. جابهجایی میان دادگاه، گذشتهٔ دیویدیان و مسیر مکوی ظرفیت ایجاد تعلیق دارد، اما این ظرفیت زمانی ثمربخش است که هر برش، معنای بخش دیگر را روشنتر کند. در اینجا پیوندها همیشه بهاندازهٔ کافی محکم نیستند و مخاطب ممکن است بیش از آنکه درگیر پرسشهای داستان شود، سرگرم مرتبکردن زمان و مسیر روایت بماند.
نسبت با مجموعهٔ پیشین «Waco: The Aftermath» از نظر موضوعی افق وسیعتری از مجموعهٔ پیشین دارد: بهجای تمرکز بر محاصره، به دادگاه و پژواکهای سیاسی آن میپردازد. این گسترش میتواند برای بینندهای که به تاریخ معاصر آمریکا و سازوکارهای افراطگرایی علاقه دارد جذاب باشد، اما هزینهاش کاهش تمرکز است.
« ساختار غیرخطی نیز در مقاطعی بهجای آنکه معنا را لایهلایه آشکار کند، باعث پراکندگی میشود. »
جمعبندی
در نتیجه، دنباله در بخشهایی احساس میشود که میخواهد همزمان چند مجموعهٔ متفاوت باشد: درام دادگاهی، روایت فرقهای و بررسی مقدمات تروریسم داخلی. جمعبندی «Waco: The Aftermath» اثری نابرابر، اما دارای موضوعی مهم و بازیهایی نیرومند است. توجهش به پیامدهای سیاسی واقعه و تلاش برای پیوند دادن آن با رشد افراطگرایی داخلی، به سریال ارزشی فراتر از بازسازی صرف میبخشد؛ بهویژه آنجا که دادگاه را میدان برخورد روایتهای متضاد و نابرابریهای قدرت میکند.
بااینحال، پراکندگی خط مکوی و فلشبکها، خردهداستانهای کماثر و گاه تصنع در بعضی صحنهها مانع شکلگیری روایتی یکپارچه میشوند. حاصل، دنبالهای است که از نظر بازی و مضمون شایستهٔ توجه است، اما در مهار دامنهٔ بلندپروازی خود به اندازهٔ کافی موفق نیست.
« جمعبندی «Waco: The Aftermath» اثری نابرابر، اما دارای موضوعی مهم و بازیهایی نیرومند است. »
ثبت دیدگاه