نقد و بررسی
نقد دزدان دریایی (Pirates) | 1986
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجوییای که میان شکوه و رخوت گرفتار میشود «Pirates» ساختهٔ Roman Polanski، در ظاهر وعدهٔ بازگشتی پرزرقوبرق به سینمای دزدان دریایی را میدهد: کشتیهای بادبانی، رقابت بر سر گنج، شورش، خیانت و ماجراجویی در پهنهٔ دریا. اما فیلم، با وجود برخورداری از جهانی دیدنی و شخصیت مرکزی پرجاذبه، همواره میان دو میل متفاوت در نوسان است؛ از یکسو میخواهد سرگرمی پرتحرکی برای مخاطب فراهم کند و از سوی دیگر به کمدیای نامتعارف و تلخوشیرین گرایش دارد.
این دو گرایش بهندرت در هماهنگی کامل قرار میگیرند و حاصل، اثری است که بیشتر از آنکه با ضرباهنگ و شوخطبعیاش به یاد بماند، با ظاهر باشکوه و بازی محوریاش در ذهن مینشیند. داستان، کاپیتان رد و دستیار جوانش، قورباغه، را در مسیر رویارویی با خدمه و مسافران یک کشتی اسپانیایی قرار میدهد؛ کشتیای که محمولهای گرانبها دارد و بهتدریج به کانون طمع، توطئه و درگیری بدل میشود.
فیلم برای حفظ لذت ماجراجویی، برخی گرههای روایی را آشکارا پیش چشم میگذارد؛ بنابراین جذابیت اصلی نه در معمای سرنوشت ماجرا، بلکه در تماشای رفتار آدمهایی است که در محیطی بسته و ناپایدار برای برتریجویی و بقا دستوپا میزنند. کاپیتان رد؛ مرکز ثقل فیلم والتر ماتائو مهمترین دلیل زندهماندن فیلم است.
او کاپیتان رد را نه قهرمانی باشکوه و نه شروری هراسانگیز، بلکه مردی خودخواه، فرصتطلب و در عین حال خندهآور میسازد؛ دزد دریاییای که غرورش از مهارتش بزرگتر است و طمعش غالباً او را به دردسر میاندازد. ماتائو با چهرهٔ خسته، نگاه زیرک و لحن خشک خود، به شخصیت نوعی طنز فرسوده و زمینی میدهد؛ گویی رد از پیش میداند که جهان به او وفادار نیست و بنابراین بهتر است پیش از دیگران دست به کار شود.
« کاپیتان رد؛ مرکز ثقل فیلم والتر ماتائو مهمترین دلیل زندهماندن فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این بازی، پیوسته میان شوخی و خشونت رفتوآمد میکند. رد در لحظهای میتواند مضحک و حقیر جلوه کند و لحظهای بعد با سماجتی خطرناک کنترل اوضاع را به دست گیرد. همین دوگانگی، شخصیت را از تیپ سادهٔ دزد دریایی دور میکند. بااینهمه، فیلم بیش از اندازه به حضور ماتائو تکیه دارد. هرگاه رد در مرکز صحنه نیست، انرژی روایت افت میکند و شخصیتهای دیگر بهندرت میتوانند همان اندازه توجه برانگیزند.
قورباغه، با بازی Cris Campion، نقش مکمل و گاه متضاد او را دارد، اما رابطهٔ این دو بهجای آنکه پیوسته تکامل یابد، بارها در الگوی آشنای کشمکش، ملامت و همراهی دوباره گرفتار میشود. جهانی که پیش از روایت جان میگیرد بزرگترین دستاورد بصری «Pirates» در ساختن فضایی است که بهسادگی میتوان آن را لمس کرد.
کشتی، عرشه، اتاقها، لباسها و جزئیات زندگی روزمرهٔ ملوانان، جهان فیلم را از حالت پسزمینهای تزئینی بیرون میآورند. طراحی صحنه و لباس، بهویژه در برابر پاکیزگی و وقار ظاهری قدرت اسپانیایی، تضادی مؤثر با آشفتگی و چرکمردگی دنیای دزدان دریایی میسازد. این تقابل تنها در ظاهر خلاصه نمیشود؛ دو نظم اجتماعی متفاوت را نیز روبهروی هم قرار میدهد: یکی متکی بر تشریفات و سلسلهمراتب، دیگری بر زور، منفعت و توافقهای موقت.
این کیفیت ملموس، گاه از خود داستان تأثیرگذارتر است. تماشاگر میتواند در فضای کشتی قدم بزند، صدای کار و ازدحام را تصور کند و سنگینی زندگی در محیطی بسته و نمناک را حس کند. فیلم از این حیث به ماجراجوییهای کلاسیک ادای دین میکند، اما نگاهش کاملاً نوستالژیک نیست؛ جهان دریاییاش پر از زشتی، ابتذال و بینظمی است.
« این بازی، پیوسته میان شوخی و خشونت رفتوآمد میکند. »
شخصیتها و اجرا
مشکل آنجاست که این دقت بصری بهجای آنکه موتور روایت را روشنتر کند، گاهی آن را زیر حجم جزئیات خود پنهان میسازد. چشم فرصت تماشا مییابد، اما قصه همیشه توان همراهکردن آن را ندارد. کمدی نامتعارف و فاصله با خنده طنز فیلم بر پایهٔ وارونهکردن تصویر قهرمانانهٔ دزدان دریایی بنا شده است.
این مردان نه ماجراجویانی آزاد و افسانهای، بلکه آدمهایی خشن، حریص، بدسلیقه و گرفتار نیازهای ابتداییاند. فیلم بارها شکوه ادبی ماجراجویی را با رفتارهای زمخت و گاه چندشآور میشکند. در بهترین لحظات، همین تضاد به کمدی سیاهی میرسد که شخصیتها را از اسطوره به انسانهایی مضحک و آسیبپذیر تبدیل میکند.
اما این انتخاب همیشه نتیجهبخش نیست. شوخیها اغلب بر غافلگیری لحظهای یا ابتذال تکیه دارند و کمتر از شخصیتپردازی یا موقعیت روایی بهطور طبیعی برمیخیزند. در نتیجه، طنز فیلم بهجای آنکه پیوسته تماشاگر را درگیر کند، گاهی تنها اعلام میکند که قصد شوخی دارد. فاصلهٔ میان نیت و اثر، بهخصوص در بخشهایی که گفتوگو جای کنش را میگیرد، آشکار میشود.
فیلم میخواهد همزمان هجوآمیز، خشن و سرگرمکننده باشد؛ ولی چون لحن خود را بهطور کامل تثبیت نمیکند، بعضی لحظات نه آنقدر تند هستند که هجو به شمار آیند و نه آنقدر بامزه که کمدی موفقی بسازند. ریتمی که باد موافق نمییابد کندی ریتم، مسئلهای بنیادی است، نه صرفاً مکثی میان صحنههای پرتحرک.
« چشم فرصت تماشا مییابد، اما قصه همیشه توان همراهکردن آن را ندارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بخشهایی از فیلم زمان زیادی را صرف گفتوگوها و جابهجایی موازنهٔ قدرت میکنند، بیآنکه هر بار اطلاعات تازه یا تحولی چشمگیر به داستان بیفزایند. در نتیجه، برخی رویدادها حالتی تکراری پیدا میکنند: شورشی شکل میگیرد، کنترل دستبهدست میشود، کسی در موقعیت خطر قرار میگیرد و سپس راهی برای بیرونآمدن از آن پیدا میشود.
تکرار این الگوها، حس پیشروی را کاهش میدهد و ماجراجویی را به رفتوبرگشت میان چند وضعیت محدود میکند. این کندی زمانی بیشتر به چشم میآید که فیلم از تماشاگر انتظار دارد با انرژی یک اثر ماجراجویانه همراه شود. صحنههای درگیری، با وجود مقیاس و تدارک دیداریشان، همیشه واجد شتاب یا تعلیق کافی نیستند.
نبردها گاه بیش از آنکه از دل تصمیمهای شخصیتها برآیند، مانند ایستگاههایی در مسیر طولانی فیلم ظاهر میشوند. بخش پایانی از حیث وسعت و آشوب دیدنیتر است، اما رسیدن به آن برای تماشاگر صبورانه زمان میطلبد. فیلم بیش از آنکه بادبان روایت را با ضرباهنگی پیوسته پیش براند، بارها در بند گفتوگوها و موقعیتهای فرعی میماند.
بازی جمعی و شخصیتهای پیرامونی بازیگران مکمل به کشتی جمعیتی متنوع و رنگارنگ میبخشند. در میان آنان، نقشهایی مانند بازرگان زیرک یا چهرههای مذهبی و نظامی، با لحنی اغراقآمیز در فضای کاریکاتوری فیلم جا میگیرند. این حضورها گاه صحنه را از یکنواختی بیرون میآورند و به جهان اثر حس ازدحام میدهند؛ خدمه صرفاً تودهای بینام نیستند، بلکه مجموعهای از آدمهای عجیب با عادتها و منفعتهای متفاوتاند.
« تکرار این الگوها، حس پیشروی را کاهش میدهد و ماجراجویی را به رفتوبرگشت میان چند وضعیت محدود میکند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، بیشتر این شخصیتها ابزار ایجاد موقعیتاند، نه نیروهایی با مسیر دراماتیک مستقل. فیلم فرصت اندکی برای گسترش رابطهها و انگیزههایشان فراهم میکند؛ ازاینرو، بازیهای مکمل بیشتر به رنگآمیزی فضا خدمت میکنند تا تعمیق داستان. پیوند عاطفی قورباغه با María Dolores نیز در قیاس با آشفتگی و طمع دنیای پیرامون، به خطی نسبتاً قراردادی نزدیک میشود.
حضور او میتوانست چشماندازی متفاوت از ماجرا بسازد، اما فیلم آن را چنان نمیپروراند که به وزنی برابر با کشمکش بر سر قدرت و ثروت برسد. جمعبندی «Pirates» فیلمی است که در آن شکوه تولید، بازی بهیادماندنی والتر ماتائو و ایدهٔ هجو ماجراجویی دریایی، از ضعفهای روایی و کمدیاش پیشی میگیرند، اما آنها را از میان نمیبرند.
اثر در ساختن کشتی و جهان مادی خود موفقتر از پیشبردن قصه است؛ در خلق کاپیتانی مضحک و جذاب تواناتر از ساختن مجموعهای از شخصیتهای همسنگ او؛ و در تصویرکردن آشوب دزدان دریایی قانعکنندهتر از برانگیختن هیجان در صحنههای نبرد. تماشای فیلم برای کسانی که به طراحی صحنهٔ پرجزئیات، بازیگری شخصیتمحور و هجوهای زمخت علاقه دارند، میتواند تجربهای ارزشمند باشد.
اما مخاطبی که از ماجراجویی دریایی انتظار ریتم تند، شوخیهای پیدرپی و کشمکشی رو به اوج دارد، احتمالاً با مکثهای فراوان و تکرار موقعیتها روبهرو خواهد شد. «Pirates» بیش از آنکه سفری بیوقفه و پرهیجان باشد، منظرهای پرزرقوبرق از دریانوردی آشفته است؛ منظرهای که نگاه را جذب میکند، اما همیشه دل را با خود نمیبرد.
« بااینحال، بیشتر این شخصیتها ابزار ایجاد موقعیتاند، نه نیروهایی با مسیر دراماتیک مستقل. »
ثبت دیدگاه