نقد و بررسی
نقد برنامه ! (James May: Oh Cook!) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
از آشپزخانهٔ حرفهای تا تجربهٔ خانگی «James May: Oh Cook!» برنامهای دربارهٔ آشپزی است، اما نقطهٔ عزیمتش نه مهارت استادانه و نه کمالِ بشقابهای تلویزیونی است؛ بلکه نابلدیِ صادقانهٔ میزبان آن است. جیمز می از همان ابتدا خود را سرآشپز معرفی نمیکند و قرار نیست با حرکات ماهرانه، آشپزخانهای بینقص را به نمایش بگذارد.
جذابیت برنامه در این است که آشپزی را از جایگاهی دور از دسترس پایین میآورد و آن را به تجربهای روزمره، آزمونوخطاپذیر و گاه خندهدار بدل میکند. این انتخاب، هم به برنامه هویتی روشن میدهد و هم انتظارات مخاطب را تنظیم میکند: قرار نیست در هر قسمت نمایشی از کمال ببینیم؛ قرار است مردی معمولی، با دانشی محدود و اعتمادبهنفسی گاه مشکوک، با دستورهای تازه روبهرو شود.
در نتیجه، شکستهای کوچک نه حاشیهای تصادفی، بلکه بخشی از منطق روایتاند. «Oh Cook!» بیش از آنکه وعدهٔ تربیت آشپز حرفهای بدهد، میخواهد نشان دهد برای آمادهکردن غذایی خوشطعم لازم نیست از ابتدا استاد کار بود. جیمز می؛ شخصیتمحوری بهجای مهارتنمایی ستون اصلی برنامه شخصیت جیمز می است.
طنز او خشک، کمهیجان و متکی بر مکث و خودانتقادی است؛ درست در نقطهٔ مقابل شور اغراقشدهای که در بسیاری از برنامههای آشپزی تلویزیونی دیده میشود. او هنگام اشتباهکردن، خود را از مهلکه بیرون نمیکشد و با جدیت نمایشی وانمود نمیکند که همهچیز طبق نقشه پیش رفته است. همین بیپیرایگی به لحظههای آشپزی حالتی سرگرمکننده میدهد: حتی آمادهکردن غذا نیز میتواند به آزمونی برای صبر، دقت و تحمل نتیجهای نامطمئن تبدیل شود.
« در نتیجه، شکستهای کوچک نه حاشیهای تصادفی، بلکه بخشی از منطق روایتاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شوخیها تنها وسیلهٔ خنداندن نیستند؛ کارکردی شخصیتی هم دارند. می با آنها فاصلهٔ میان تصویر تلویزیونیِ کارشناس مسلط و واقعیتِ آشپزیِ آماتور را پر میکند. او بهجای آنکه دانش نداشتهاش را پنهان کند، آن را به بخشی از نمایش بدل میسازد. بااینحال، همین ویژگی ممکن است برای مخاطبی که با شیوهٔ اجرای او پیوند نمیگیرد، به تکرار و سکون بینجامد.
طنز خشک، بیش از آنکه همگانی باشد، به سلیقهٔ تماشاگر وابسته است؛ اگر شوخیهای کمفرازونشیب می اثر نکند، فاصلهگرفتنهای مکرر او از روند پخت نیز ممکن است کند و زائد به نظر برسد. آشپزی بهمثابهٔ تجربهای بیادعا برنامه با دستورهایی از حوزههای گوناگون پیش میرود: از غذاهای الهامگرفته از آسیا و خوراکهای میخانهای بریتانیا تا پاستا، کاری، صبحانه و دسر.
این تنوع به مجموعه امکان میدهد در هر قسمت حالوهوایی تازه بسازد، بیآنکه به مسابقه یا نمایش قدرت آشپزی تبدیل شود. مواد اولیه و روشها عموماً در قلمرو آشپزی خانگی باقی میمانند و همین امر با پیام محوری برنامه سازگار است: غذا درستکردن لزوماً پروژهای پیچیده و مختص حرفهایها نیست.
اما «سادهبودن» با «آموزش دقیق» یکی نیست. تماشاگر ممکن است از دیدن تلاش می برای انجام یک دستور لذت ببرد، ولی برای بازسازی دقیق آن در خانه به اطلاعات روشنتر و پیوستهتری نیاز داشته باشد. اشتباههای میزبان، برشهای سریع و تدوین فشرده گاه رشتهٔ مراحل را از هم میگسلند. بنابراین برنامه در ایجاد میل به تجربهکردن موفقتر از آموزش گامبهگام است.
« شوخیها تنها وسیلهٔ خنداندن نیستند؛ کارکردی شخصیتی هم دارند. »
شخصیتها و اجرا
تماشاگر میتواند از آن ایده بگیرد و از هراس آشپزی فاصله بگیرد، اما برای پیروی موبهمو از دستورها، همیشه همهچیز به اندازهٔ کافی توضیح داده نمیشود. تاریخ خوراکیها و لذت دانستن یکی از امتیازهای «Oh Cook!» این است که غذا را فقط به فهرست مواد و ترتیب مراحل تقلیل نمیدهد. در میان پختوپزها، اطلاعاتی دربارهٔ تاریخچهٔ خوراکیها، پیدایش برخی عادتهای غذایی و معنای فرهنگی غذاها مطرح میشود.
این بخشها به برنامه عمق میدهند و آن را از ثبت سادهٔ آمادهسازی شام فراتر میبرند. غذا در اینجا هم موضوعی برای خوردن است و هم دریچهای به تاریخ و شیوهٔ زندگی. این اطلاعات، بهویژه زمانی جذاباند که از دل دستور یا مادهای مشخص بیرون میآیند و به آن زمینه میبخشند. بااینحال، میزان اثرگذاریشان به تعادل میان گفتار و عمل بستگی دارد.
اگر وقفهها بیش از اندازه طولانی شوند، تماشاگر ممکن است احساس کند از آشپزخانه دور افتاده است. برنامه گاهی میان آموزش، شوخی و روایت تاریخی رفتوآمد میکند، و این جابهجایی اگرچه به آن شخصیت میدهد، همیشه ریتمی یکدست نمیسازد. همراهی نیکی مورگان و سازوکار طنز حضور نیکی مورگان، اقتصاددان خانه، بهعنوان نیروی کمکیِ آمادهبهکار، تعادل مناسبی در برابر آشفتگیهای می ایجاد میکند.
او تنها منبع نجات در لحظههای دشوار نیست؛ حضورش یادآور این نکته نیز هست که پشت نمایشِ نابلدی، دانشی واقعی از آشپزی وجود دارد. رابطهٔ میان میزبانِ سردرگم و همراهِ آگاه، موقعیتهایی طنزآمیز میسازد و گاه به تماشاگر امکان میدهد نکتهای کاربردیتر دریافت کند. بااینهمه، این سازوکار در بعضی لحظهها بیش از آنکه به آموزش خدمت کند، بخشی از شوخی برنامه است.
« این بخشها به برنامه عمق میدهند و آن را از ثبت سادهٔ آمادهسازی شام فراتر میبرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کمکرسانیِ او بهجای آنکه همیشه مسیر پخت را روشن کند، گاه به تمهیدی نمایشی تبدیل میشود. این دوگانگی با هویت سرگرمکنندهٔ مجموعه سازگار است، اما ممکن است برای کسی که در پی برنامهای آموزشی و منظم است، ناکافی بماند. کتاب آشپزی و مرز سرگرمی با تبلیغ ارتباط برنامه با کتاب آشپزی جیمز می از نقاطی است که میتواند از جذابیت آن بکاهد.
ارجاعهای پیدرپی به کتاب، بهویژه وقتی با معرفی مستقیم آن همراه میشود، گاهی این پرسش را پیش میآورد که آیا برنامه در حال آموزش مستقل است یا بخشی از یک کارزار تبلیغاتی. این احساس، بهخودیخود تجربهٔ تماشا را نابود نمیکند، اما از صمیمیتِ رویکرد برنامه میکاهد؛ زیرا تماشاگر ممکن است میان پیشنهاد واقعی یک دستور و دعوت به تهیهٔ کتاب تمایز روشنی نبیند.
این نکته زمانی برجستهتر میشود که دستورهای تلویزیونی بهاندازهٔ کافی روشن نیستند. اگر مراحل در تصویر فشرده یا ناتمام بمانند، انتظار میرود منبعی مکمل جزئیات لازم را فراهم کند؛ اما ارجاع مکرر به کتاب میتواند چنین برداشتی ایجاد کند که خود برنامه عمداً بخشی از اطلاعات را بیرون قاب نگه میدارد.
این برداشت لزوماً نیت سازندگان نیست، اما بر رابطهٔ مخاطب با اثر اثر میگذارد. ریتم، تدوین و مخاطب مناسب ریتم مجموعه از آرامش و شتاب، هر دو بهره میگیرد. از یک سو، تماشای آشپزی و گفتوگوهای کمتنش با شخصیت می سازگار است؛ از سوی دیگر، تدوین سریع گاه پیوستگی مراحل را مختل میکند. گسستهای مکرر از روند پخت نیز برای برخی تماشاگران بخشی از شوخی و شخصیت برنامهاند و برای برخی دیگر مانعی در برابر تمرکز بر غذا.
« کمکرسانیِ او بهجای آنکه همیشه مسیر پخت را روشن کند، گاه به تمهیدی نمایشی تبدیل میشود. »
قوتها و کاستیها
«Oh Cook!» در این زمینه یکدست نیست: گاهی بهخوبی میان دستور، تاریخ و طنز رفتوآمد میکند و گاهی بیش از حد از موضوع اصلی فاصله میگیرد. به همین دلیل، برنامه بیش از همه برای مخاطبی مناسب است که از شخصیت جیمز می و طنز خشک او لذت میبرد و آشپزی را به چشم تجربهای انسانی و سرگرمکننده میبیند.
کسی که انتظار دارد در هر قسمت دستورهایی دقیق، بیوقفه و قابلتکرار دریافت کند، احتمالاً با کاستیهایی روبهرو خواهد شد. در مقابل، تماشاگر علاقهمند به غذا، روایتهای کوچک تاریخی و شکستهای بیتکلف، احتمالاً از این رویکرد نامتعارف استقبال میکند. جمعبندی «James May: Oh Cook!» برنامهای آشپزی است که آگاهانه از نمایش کمال فاصله میگیرد و بهجای آن، نابلدی، کنجکاوی و آزمونوخطا را در مرکز توجه میگذارد.
شخصیت جیمز می به آن گرما و طنزی خاص میبخشد؛ تنوع غذاها و نکتههای تاریخی نیز مانع میشوند که مجموعه به تماشای یکنواختِ پختوپز فروکاسته شود. در سوی دیگر، شوخیهای خشک، وقفههای مکرر، تدوین شتابزده و ارجاعهای تبلیغاتی به کتاب، از انسجام آموزشی آن میکاهند. ارزش اصلی برنامه در این نیست که بهترین راهنمای آشپزی باشد؛ در این است که آشپزی را از قلمرو مهارتهای دستنیافتنی بیرون میآورد و به سرگرمیای معمولی و قابلآزمودن تبدیل میکند.
«Oh Cook!» با همهٔ ناهمواریهایش، یادآوری دلپذیری است که گاهی یک غذای نهچندان بینقص و تلاشی صادقانه، از اجرای بیعیبونقص اما بیروح تماشاییتر است.



ثبت دیدگاه