نقد و بررسی
نقد جنگهای باغوحش (Zoo Wars) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای که ظرفیت بیشتری از فیلم دارد «Zoo Wars» از فرضیهای عمداً نامتعارف آغاز میشود: جهانی که جانوران در آن بر کهکشان فرمان میرانند و یک فیل کارمند، خسته از روزمرگی، رؤیای ماجراجویی فضایی دارد. Nuke با همراهی سنجابی جنگجو به سفری درمیآید تا شاهزادهای را نجات دهد و مانع سلطهٔ موشی شرور شود.
این ترکیبِ جانوران، فضا، قهرمانِ دلزده از کار اداری و شوخی با الگوهای ماجراجویی علمیتخیلی، دستکم روی کاغذ امکانات فراوانی پیش میکشد: بازی با قراردادهای ژانر، شخصیتهایی عجیبوغریب و موقعیتهایی که از تضاد میان ظاهر کودکانه و مقیاس حماسی داستان طنز بسازند. مشکل آن است که فیلم بیشتر به معرفی این ایدهها بسنده میکند تا پروردنشان.
جهان داستانیاش به اندازهای گسترش نمییابد که تماشاگر حس کند وارد کهکشانی زنده و دارای قواعد شده است؛ در عوض، قصه اغلب از یک موقعیت گفتوگومحور به موقعیت بعدی میرود. حاصل، فاصلهای محسوس میان جسارت فرض اولیه و محدودیت اجرای آن است. «Zoo Wars» میخواهد هم ماجراجویی فضایی باشد و هم هجویهای بازیگوش، اما در بسیاری از لحظات نمیتواند هیچیک را با انسجام و انرژی کافی پیش ببرد.
« Nuke با همراهی سنجابی جنگجو به سفری درمیآید تا شاهزادهای را نجات دهد و مانع سلطهٔ موشی شرور شود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
روایت و ساختار درجازن مسیر داستانی فیلم ساده و بیپرده است: قهرمانی که از زندگی عادی خود دلزده شده، همراهی نامتعارف پیدا میکند و پا به مأموریتی بزرگ میگذارد. سادگی چنین طرحی فینفسه ایراد نیست؛ بسیاری از آثار ماجراجویانه با روایتی خطی، اگر شخصیتپردازی و ضرباهنگ مؤثری داشته باشند، سرگرمکننده میشوند.
اما اینجا سادگی گاهی به کممایگی نزدیک میشود. هدفهای اصلی روشناند، ولی حرکت به سوی آنها اغلب با توقفهای طولانی و صحنههایی همراه است که بیشتر حرف میزنند تا پیش بروند. در فیلمی با عنوانی که وعدهٔ نبرد و ماجراجویی میدهد، انتظار میرود هر بخش داستان دستکم حس پیشرفت یا خطر تازهای بسازد.
این انتظار چندان برآورده نمیشود. روایت نه آنقدر پرکشش است که خلأ کنش را جبران کند و نه آنقدر ظریف که گفتوگوهایش بهتنهایی بار درام را به دوش بکشند. در نتیجه، برخی لحظات بهجای آنکه زمینهساز اتفاق بعدی باشند، بیشتر شبیه مکثهایی کشآمده در مسیر داستان جلوه میکنند. طنزی ناهموار اما گاه مؤثر بخش بامزهٔ فیلم، بیش از هر چیز، از نامها و دیالوگهای عجیبش میآید.
« اما اینجا سادگی گاهی به کممایگی نزدیک میشود. »
شخصیتها و اجرا
این عناصر گاهی چنان بیپروا و نامنتظرند که تماشاگر را به خنده میاندازند؛ نه لزوماً به سبب ظرافت شوخی، بلکه بهخاطر بیقاعدگی و غریبگی آنها. فیلم در این لحظات به چیزی نزدیک میشود که میتوان آن را کمدیِ ناخواسته نامید: اثری که ناهماهنگیها و افراطهایش، خود به بخشی از سرگرمی بدل میشوند.
این شیوه برای همه کار نمیکند. طنز نامتعارف وقتی موفق است که ریتم، اجرا و میزانسن به آن کمک کنند؛ وگرنه شوخیها ممکن است به رشتهای از جملههای تصادفی تبدیل شوند که ارتباط چندانی با موقعیت ندارند. «Zoo Wars» گاه از همین مرز عبور میکند. دیالوگی عجیب میتواند لحظهای را نجات دهد، اما بهتنهایی توان ساختن کمدی منسجم را ندارد.
بااینحال، برای تماشاگرانی که از لذتِ «آنقدر بد که خندهدار میشود» استقبال میکنند، همین ناهمواریها ممکن است امتیاز غیرمنتظرهٔ فیلم باشند. شخصیتها و بازیهای صوتی Nuke از نقطهٔ عزیمت آشنایی برخوردار است: شخصیتی معمولی که آرزوی زندگیای بزرگتر و پرحادثهتر دارد. این خواسته میتوانست به کشمکشی قابلدرک میان امنیت روزمره و خطر ماجراجویی تبدیل شود.
« دیالوگی عجیب میتواند لحظهای را نجات دهد، اما بهتنهایی توان ساختن کمدی منسجم را ندارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما فیلم فرصت کافی برای عمیقکردن این تضاد فراهم نمیکند. قهرمان بیشتر بهعنوان محرک حرکت داستان عمل میکند تا شخصیتی که تغییرات درونیاش بهتدریج شکل بگیرد. همراهی سنجاب جنگجو نیز ظرفیت ایجاد تقابل شخصیتی را دارد، ولی این تضاد همیشه به صحنههایی با شوخی یا تنش ماندگار نمیانجامد.
صداگذاری نیز بر تجربهٔ تماشای فیلم اثر تعیینکنندهای دارد. در انیمیشن، صدا فقط وسیلهٔ انتقال دیالوگ نیست؛ بخشی از شخصیتپردازی، ریتم و حس جهان داستانی است. وقتی اجراها ناهماهنگ یا آزاردهنده به گوش برسند، حتی شوخیهای بالقوهٔ بامزه هم ممکن است تصنعی جلوه کنند. در این فیلم، کیفیت صداها برای برخی تماشاگران میتواند از جذابیت شخصیتهای حیوانی بکاهد و توجه را از خود داستان منحرف سازد.
صداپیشگان اصلی شامل KJ Schrock و Bobbi Maxwell هستند و کارگردانی فیلم را Evan Tramel بر عهده داشته است. تصویر و محدودیتهای انیمیشن جهان فضاییِ پر از جانوران باید بهطور طبیعی جاذبهٔ بصری فراوانی داشته باشد: گونههای گوناگون، محیطهای خیالی و تفاوت میان فضای اداری روزمرهٔ Nuke و وسعت کهکشان میتوانستند سرچشمهٔ طراحیهای خلاقانه باشند.
« اما فیلم فرصت کافی برای عمیقکردن این تضاد فراهم نمیکند. »
قوتها و کاستیها
اما محدودبودن حرکت و تکرار تصویرها مانع از آن میشود که این ظرفیت به تجربهای دیدنی تبدیل شود. هنگامی که قابها و کنشها تنوع چندانی ندارند، سفر فضایی کمتر شبیه کشف جهانی تازه و بیشتر شبیه عبور از مجموعهای از صحنههای کمتحرک به نظر میرسد. این محدودیت بهتنهایی حکم نهایی دربارهٔ ارزش یک انیمیشن نیست؛ آثاری با امکانات بصری اندک نیز میتوانند با طراحی هوشمندانه، تدوین دقیق یا بازیهای خلاقانه جبران کنند.
مسئله این است که «Zoo Wars» در کنار کمبود حرکت، از ضرباهنگی پرشتاب و میزانسنهایی که تخیل مخاطب را به کار بیندازند نیز برخوردار نیست. بنابراین، ضعف فنی به بخشی از تجربهٔ کلی بدل میشود و احساس ایستایی را تشدید میکند؛ همان احساسی که در روایت و گفتوگوهای طولانی هم دیده میشود. تجربهٔ تماشا و مخاطب مناسب تماشای انفرادی فیلم ممکن است دشوار باشد، بهویژه برای کسی که انتظار یک ماجراجویی پرحادثه و خوشساخت دارد.
صحنههایی که طولانی به نظر میرسند، گفتوگوهای فراوان و کنش محدود، بهتدریج حوصله را میفرسایند. بعضی لحظات نیز وعدهٔ وقوع اتفاقی مهم را میدهند، اما آن انتظار را به اندازهٔ کافی با هیجان یا کشمکش پاسخ نمیگویند. از این رو، فیلم بیش از آنکه با تعلیق و حرکت پیش برود، بر صبر تماشاگر تکیه میکند.
« اما محدودبودن حرکت و تکرار تصویرها مانع از آن میشود که این ظرفیت به تجربهای دیدنی تبدیل شود. »
جمعبندی
بااینهمه، جمع دوستان میتواند شرایط تماشای متفاوتی بسازد. دیالوگهای نامأنوس، انتخابهای روایی عجیب و ناهماهنگیهای آشکار ممکن است در کنار هم به موضوع شوخی و گفتوگو تبدیل شوند. این به معنای آن نیست که نقصها خودبهخود به کیفیت هنری بدل میشوند؛ بلکه گاهی تماشاگر میتواند از فاصلهگرفتن فیلم با انتظارهای معمول، سرگرمی جانبی بسازد.
برای مخاطبی که چنین نوع تماشایی را میپسندد، اثر شاید تجربهای بامزه باشد؛ برای کسی که به انسجام و هیجان اهمیت میدهد، احتمالاً صبرآزما خواهد بود. جمعبندی «Zoo Wars» بر ایدهای پرجنبوجوش بنا شده، اما در تبدیل آن به روایتی دیدنی و خوشضرباهنگ کامیاب نیست. گفتوگوهای عجیبش گاه خنده میآفرینند و ترکیب جانوران با ماجراجویی فضایی هم بالقوه خیالانگیز است، ولی کندی روایت، کمبود کنش، تکرار بصری و صداگذاری ناهماهنگ مانع از آن میشوند که این ظرفیتها به تجربهای یکدست تبدیل شوند.
فیلم در برخی لحظهها با تصمیمهای نامعمول خود کنجکاوی برمیانگیزد، اما این جرقهها جایگزین پیشرفت روایی و پرداخت دقیق نمیشوند. بهترین راه مواجهه با آن، انتظارِ اثری صیقلی و پرهیجان نیست. «Zoo Wars» ممکن است در جمع و با آمادگی برای خندیدن به لحظات ناهموارش سرگرمکننده شود؛ اما برای تماشاگرانی که به دنبال انیمیشنی پرتحرک، طنزی منسجم یا ماجراجویی فضاییِ پرکششاند، فاصلهٔ میان ایده و اجرا احتمالاً چشمگیر خواهد بود.
« بااینهمه، جمع دوستان میتواند شرایط تماشای متفاوتی بسازد. »
ثبت دیدگاه