نقد و بررسی
نقد صفر،صفر،صفر (ZeroZeroZero) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زنجیرهای فراتر از یک محموله «زیروزیروزیرو» از کتاب غیرداستانی روبرتو ساویانو اقتباس شده و بهجای آنکه تجارت کوکائین را صرفاً زمینهای برای یک داستان جنایی متعارف قرار دهد، خودِ زنجیرهٔ تجارت را به موضوع اصلی بدل میکند: از تولید و فروش تا حملونقل، میانجیگری و رقابت بر سر قدرت.
روایت، مسیر یک محمولهٔ بزرگ را در چند جغرافیا دنبال میکند و همزمان نشان میدهد تصمیمهایی که در نقطهای دور از چشم گرفته میشوند، چگونه زندگی آدمهایی را در سوی دیگر جهان دگرگون میکنند. ساختار چندشاخهٔ اثر در خدمت همین نگاه است؛ هیچ شخصیت یا گروهی بهتنهایی تمام تصویر را در اختیار ندارد.
عنوان سریال نیز به خلوص کوکائین اشاره میکند؛ اما معنای مهمتر آن در منطق خود اثر پدیدار میشود: کالایی که هرچه در مسیر دستبهدست شدن ارزشمندتر میشود، آدمهای بیشتری را به شبکهای از معامله، ترس و خشونت میکشاند. سریال بهجای تمرکز بر یک قهرمان، به سازوکارهایی میپردازد که افراد و خانوادهها را در جایگاه فروشنده، خریدار، واسطه یا مجری خشونت قرار میدهند.
روایتی چندپاره، اما پیوسته حرکت میان چند خط داستانی، هم امتیاز اصلی مجموعه است و هم سرچشمهٔ دشواریهایش. ماجرا در مکزیک، ایتالیا و مسیرهای عبور محموله پیش میرود و هر بخش، قواعد و مناسبات قدرت خاص خود را دارد. در یک جغرافیا، نظم نظامی و وفاداریهای متزلزل اهمیت مییابند؛ در جغرافیایی دیگر، میراث خانوادگی و رقابت بر سر جانشینی سرنوشتساز میشوند؛ و در سوی دیگر، شرکت حملونقل و خانوادهای که میان دو جهان واسطه است، با خطرهای تجارت روبهرو میشود.
« ساختار چندشاخهٔ اثر در خدمت همین نگاه است؛ هیچ شخصیت یا گروهی بهتنهایی تمام تصویر را در اختیار ندارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این خطوط، با وجود استقلال نسبی، بهتدریج در یک شبکهٔ واحد معنا پیدا میکنند. اثر تماشاگر را وادار میکند رابطهٔ علت و معلولی میان رخدادها را دنبال کند، نه آنکه تنها منتظر حادثهٔ بعدی بماند. چنین رویکردی به روایت وسعت میدهد، اما گاه تمرکز را نیز پراکنده میکند. بعضی جابهجاییها چنان ناگهانیاند که پیوند عاطفی با یک موقعیت پیش از انتقال به موقعیتی دیگر مجال شکلگیری نمییابد.
تماشاگر باید با حوصله جزئیات را به خاطر بسپارد و از انتظار برای یک مرکز روایی ثابت دست بکشد. تعلیق در سکوت و پیامدها تعلیق «زیروزیروزیرو» همیشه از تعقیبوگریز یا درگیری مستقیم حاصل نمیشود. گاه صحنهای از انتظار، مذاکره یا تصمیمی بهظاهر کوچک، بیش از لحظههای پرتحرک اضطراب میآفریند.
قدرت در این جهان فقط با سلاح اعمال نمیشود؛ در سکوت، پنهانکاری، محاسبه و آگاهی از پیامدهای احتمالی نیز حضور دارد. سریال بهخوبی نشان میدهد که یک معامله، تغییر مسیر یا بدگمانی چگونه میتواند زنجیرهای از واکنشها را به راه اندازد. این شیوه، به داستان وزنی فراتر از هیجان لحظهای میبخشد.
هر تصمیم در خلأ گرفته نمیشود و نتیجهاش نیز محدود به تصمیمگیرنده نمیماند. بااینحال، ریتم همیشه یکدست نیست. برخی بخشها در فضاسازی و تأخیر تعمدی موفقاند، اما گاه همین مکثها کشدار میشوند و از شدت نقاط اوج میکاهند. این نابرابری ممکن است برای مخاطبی که انتظار پیشروی پیوسته و سریع دارد، فرساینده باشد.
« این خطوط، با وجود استقلال نسبی، بهتدریج در یک شبکهٔ واحد معنا پیدا میکنند. »
شخصیتها و اجرا
شخصیتهایی بدون تبرئهٔ آسان یکی از انتخابهای اخلاقی مهم سریال آن است که جهان داستان را به جدالی ساده میان خیر و شر تبدیل نمیکند. شخصیتها ممکن است در لحظهای آسیبپذیر و در لحظهای دیگر بیرحم باشند؛ انگیزههای انسانیشان نیز آنان را از مسئولیت اعمالشان معاف نمیکند. همین تناقضها مانع از آن میشود که تماشاگر بهآسانی کسی را قهرمان یا قربانی محض بداند.
همدلی، اگر شکل بگیرد، همواره با آگاهی از خشونت و منفعتطلبی شخصیتها همراه است. بازیها در جانبخشیدن به این پیچیدگی سهم مهمی دارند. Andrea Riseborough، Dane DeHaan و Gabriel Byrne در خط داستانی خانوادهٔ لینوود حضور دارند؛ در کنار آنان، بازیگران بخشهای مکزیکی و ایتالیایی نیز به جهان اثر رنگ و وزن جداگانه میدهند.
تفاوت زبانها و شیوههای زیست، تنها جلوهای بینالمللی نیست؛ به شخصیتها هویت محلی میدهد و یادآور میشود که شبکهٔ واحد تجارت، از آدمهایی با تاریخ و مناسبات متفاوت ساخته شده است. بااینهمه، فاصلهٔ عاطفی روایت گاهی چنان حفظ میشود که فهم شخصیتها آسانتر از دوستداشتن یا همراهشدن با آنهاست.
تصویر، مکان و خشونت تصویرپردازی از مهمترین ابزارهای سریال برای ساختن معناست. چشماندازهای طبیعی، فضاهای صنعتی و مسیرهای عبور، صرفاً پسزمینه نیستند؛ هر کدام بهنوعی از انزوا، تهدید یا بیثباتی اشاره میکنند. تضاد میان زیبایی برخی مناظر و خشونتی که در همان جهان جریان دارد، اثر را از جلوهگری صرف دور میکند و حس ناخوشایندی میآفریند: طبیعت پابرجاست، اما آدمها در دل آن گرفتار مناسباتی ساختهٔ خود شدهاند.
« همین تناقضها مانع از آن میشود که تماشاگر بهآسانی کسی را قهرمان یا قربانی محض بداند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
خشونت نیز بیپرده و گاه طاقتفرساست. این صراحت با نگاه تلخ مجموعه تناسب دارد و اجازه نمیدهد تجارت مواد مخدر به ماجرایی شیک و بیهزینه تبدیل شود. اما تکرار خشونت ممکن است اثر معکوس داشته باشد: تماشاگر بهتدریج به تصاویر هولناک عادت کند و حساسیتش کاهش یابد. بهترین لحظات سریال آنهایی نیستند که فقط شوک ایجاد میکنند، بلکه آنهاییاند که نشان میدهند خشونت چگونه در روابط، اعتماد و تصور آدمها از آینده رسوخ میکند.
صدا و حالوهوای سرد موسیقی و طراحی صدا به ساختن فضایی سرد، سنگین و کمآرامش کمک میکنند. این عناصر بیش از آنکه احساسات را بهروشنی به تماشاگر دیکته کنند، فشار موقعیتها را تشدید میکنند. لحن اثر عمداً از گرمای عاطفی فاصله میگیرد؛ در نتیجه، حتی لحظههایی که میتوانند به تأثر مستقیم بینجامند، اغلب زیر سایهٔ جهان بیرحم داستان باقی میمانند.
این فاصله انتخابی زیباییشناختی است و با نگاه کلان سریال به شبکهای بزرگتر از هر فرد هماهنگی دارد. بااینحال، انتخابی بیهزینه نیست. وقتی تماشاگر پیوند عاطفی کمتری با شخصیتها پیدا کند، بعضی رخدادها ممکن است بیشتر به اجزای یک طرح گسترده شباهت داشته باشند تا تجربههایی انسانی. سردی اثر گاهی در خدمت مضمون است و گاهی مانعی در برابر درگیری عاطفی.
اقتباس و نگاه به قدرت اقتباس از کتاب ساویانو، در قالبی داستانی، امکان میدهد سازوکارهای اقتصادی و انسانی تجارت جهانی مواد مخدر در قالب شخصیتها و موقعیتهای ملموس دیده شوند. سریال بهجای آنکه تنها با توضیحهای مستقیم دربارهٔ تجارت غیرقانونی پیش برود، مناسبات را در دل معاملهها، اختلافهای خانوادگی و جابهجایی محمولهها آشکار میکند.
« این صراحت با نگاه تلخ مجموعه تناسب دارد و اجازه نمیدهد تجارت مواد مخدر به ماجرایی شیک و بیهزینه تبدیل شود. »
قوتها و کاستیها
این روش، موضوعی گسترده را به رشتهای از کشمکشهای قابلمشاهده تبدیل میکند. البته گستردگی جغرافیایی و تعدد شخصیتها گاهی به بهای عمق بیشتر تمام میشود. برخی مسیرها فرصت کافی برای گسترش عاطفی نمییابند و مخاطب ممکن است احساس کند بخشی از ظرفیت شخصیتها در خدمت حرکت کلی شبکه قرار گرفته است.
بااینحال، این محدودیت با ایدهٔ مرکزی اثر نیز پیوند دارد: در جهانی که افراد بهواسطهٔ یک محموله به هم متصلاند، هیچکس تمام داستان را در اختیار ندارد. جمعبندی «زیروزیروزیرو» یک درام جنایی سرد و چندلایه است که نقطهٔ قوتش را در پیوند دادن جغرافیاهای دور، ساختن تعلیق از جزئیات و پرهیز از قهرمانسازی ساده مییابد.
بازیها، فضاسازی و نگاه شبکهای به تجارت کوکائین، به آن هویتی متمایز میبخشند؛ در مقابل، پراکندگی بعضی خطوط، ریتم نامتوازن و خشونت مداوم میتواند تماشای آن را دشوار کند. این مجموعه بیش از آنکه سرگرمیای سبک و سرراست باشد، تجربهای سنگین و سنجیده است: روایتی دربارهٔ قدرتی که در معاملهها جریان دارد و بهایی که آدمها، نزدیک یا دور، برای آن میپردازند.
« این روش، موضوعی گسترده را به رشتهای از کشمکشهای قابلمشاهده تبدیل میکند. »



ثبت دیدگاه