نقد و بررسی
نقد Zana | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان تعویق، اندوه و افسانه فیلم «Zana» ساختهٔ Antoneta Kastrati، در ظاهر دربارهٔ زنی است که ناباروریاش خانواده را به جستوجوی درمان سوق میدهد؛ اما این مسئله بهتدریج به دریچهای برای تماشای زخمی عمیقتر بدل میشود: گذشتهای خشونتبار که نه با پایان جنگ پایان یافته و نه با سکوت از میان رفته است.
فیلم، بیآنکه به شرح مستقیم و مفصل رویدادهای گذشته متکی باشد، نشان میدهد چگونه فقدان و ترس در زندگی روزمره رسوب میکنند و حتی به بدن راه مییابند. کاستراتی از همان ابتدا فضای اثر را میان امر ملموس و امر وهمآلود معلق نگه میدارد. مخاطب با جهانی روبهروست که در آن اندوه شخصی، حافظهٔ جنگ و باورهای محلی از یکدیگر جداشدنی نیستند.
این آمیختگی، «Zana» را از یک درام خانوادگی صرف دور میکند و به آن هویتی مستقل میبخشد: فیلمی که رنج را نه فقط تجربهای روانی، بلکه نیرویی حاضر در محیط و روابط اجتماعی میبیند. خانواده؛ پناه و فشار هستهٔ عاطفی فیلم در مناسبات خانوادگی شکل میگیرد. انتظار برای فرزند، در نگاه اطرافیان لومی، راهی برای بازگشت به زندگی عادی و احیای آینده است؛ اما همین انتظار، خواستهها و رنجهای خود او را به حاشیه میراند.
« کاستراتی از همان ابتدا فضای اثر را میان امر ملموس و امر وهمآلود معلق نگه میدارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بدن زن در این خانواده به موضوعی جمعی تبدیل میشود: دیگران دربارهٔ آن تصمیم میگیرند، برایش درمان میجویند و آیندهاش را به نقش مادری گره میزنند. فیلم در ترسیم این فشار، از ساختن یک مقصر ساده پرهیز میکند. اعضای خانواده با رفتارهای محدودکننده و گاه آزاردهنده، در عین حال خود نیز درگیر فقدان و ناتوانی از مواجهه با گذشتهاند.
این پیچیدگی باعث میشود نقد فیلم به یک فرد یا یک رابطه فروکاسته نشود؛ مسئله، مجموعهای از باورها و عادتهایی است که در آن مراقبت میتواند به کنترل بدل شود و نیت خیر، بیآنکه رنج دیگری را ببیند، به تحمیل بینجامد. گذشتهای که از صحنه بیرون نمیرود جنگ در «Zana» بیشتر از آنکه موضوع بازسازی تاریخی باشد، حضوری روانی و مداوم دارد.
گذشته در کابوسها، سکوتها و واکنشهای لومی سر برمیآورد؛ گویی زمان برای او به حرکت معمول خود ادامه نداده است. فیلم از این راه، فاصلهٔ میان پایان رسمی خشونت و پایان واقعی آسیب را برجسته میکند. جامعه ممکن است از بازسازی و ادامهٔ زندگی سخن بگوید، اما فردی که سوگ و ترس را در خود نگه داشته، الزاماً نمیتواند با همان شتاب به آینده قدم بگذارد.
« فیلم در ترسیم این فشار، از ساختن یک مقصر ساده پرهیز میکند. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب روایی به فیلم قدرت میدهد، زیرا زخم روانی را به نشانهای توضیحپذیر و فوری تقلیل نمیدهد. تماشاگر باید از خلال جزئیات و حالوهوای صحنهها، اندازهٔ آسیب را دریابد. البته همین پرهیز از توضیح مستقیم ممکن است در بخشهایی فاصلهای میان مخاطب و شخصیت اصلی ایجاد کند؛ بااینحال، سکوت لومی صرفاً خلأ اطلاعاتی نیست، بلکه بخشی از تجربهٔ اوست: ناتوانی از صورتبندی آنچه بر او گذشته است.
فولکلور و مرزهای امر واقعی باورهای رازآمیز و درمانهای محلی در فیلم کارکردی فراتر از تزئین فرهنگی دارند. آنها بخشی از پاسخ جامعه به رنجی هستند که زبان پزشکی یا گفتوگوی خانوادگی برای فهم آن کفایت نمیکند. در این جهان، امر فراطبیعی میتواند نامی برای چیزی باشد که اطرافیان نمیخواهند یا نمیتوانند به شکل دیگری با آن روبهرو شوند.
فیلم این باورها را بهسادگی مسخره نمیکند؛ در عوض، نشان میدهد چگونه ترس از ناشناخته و نیاز به درمان، مردم را به تفسیرهای گوناگون سوق میدهد. فضای وهمآلود اثر از همین رفتوآمد میان تبیینهای مختلف نیرو میگیرد. لومی در میان پزشکی، سنت و آیینهای محلی قرار میگیرد، اما پرسش اصلی فقط این نیست که کدام روش «درست» است.
« این انتخاب روایی به فیلم قدرت میدهد، زیرا زخم روانی را به نشانهای توضیحپذیر و فوری تقلیل نمیدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مسئله این است که آیا کسی واقعاً به تجربهٔ خود او گوش میدهد یا نه. از این منظر، فولکلور در فیلم هم سرچشمهٔ تعلیق است و هم بخشی از نقشهٔ فرهنگی جامعهای که میکوشد با رنجی دشوار کنار بیاید. تصویر و صدا؛ ساختن اضطراب زبان بصری «Zana» بیش از آنکه بر حرکت و حادثه تکیه کند، از ماندگاری قابها، فضای سرد و حس ناآرام محیط بهره میگیرد.
جهان فیلم اغلب چنان به نظر میرسد که چیزی در آن سر جای خود نیست، حتی وقتی صحنه از نظر ظاهری آرام است. این تضاد میان سکون بیرونی و آشفتگی درونی، به شکلگیری تعلیق کمک میکند؛ تعلیقی که از پرسشهای ناگفته و انتظار برای گشودهشدن حقیقت نیرو میگیرد، نه از غافلگیریهای پیدرپی. در برخی لحظات، استفاده از لنزهای اعوجاجدار ممکن است به مذاق همه خوش نیاید.
این انتخاب تصویری قرار است ادراک ناپایدار و آشفتگی روانی را به فضای قاب منتقل کند، اما گاه بیش از آنکه معنایی تازه بسازد، توجه را به خودِ شگرد جلب میکند. بااینهمه، رویکرد کلی فیلم به تصویر با جهان داستان سازگار است: واقعیت نه کاملاً قابل اعتماد است و نه بهآسانی میتوان آن را از خاطره و کابوس جدا کرد.
« مسئله این است که آیا کسی واقعاً به تجربهٔ خود او گوش میدهد یا نه. »
قوتها و کاستیها
بازیگری و شخصیتپردازی بازیها، بهویژه اجرای Adriana Matoshi در نقش لومی، از عوامل اصلی باورپذیری فیلماند. او با کمترین تأکید بیرونی، خستگی و اندوه شخصیت را منتقل میکند؛ حضوری که بیش از بیان صریح احساسات، بر نگاه، مکث و واکنشهای کوچک تکیه دارد. این شیوه با شخصیت کمحرف لومی تناسب دارد و به فیلم اجازه میدهد از ملودرام آشکار فاصله بگیرد.
اما همین انتخاب نقطهضعفی هم به همراه دارد. لومی در بخش بزرگی از داستان منفعل و بسته میماند و در نتیجه، خواندن احساسات و انگیزههایش برای مخاطب آسان نیست. این ابهام گاه ثمربخش است، زیرا بازتابی از وضعیت روانی اوست؛ گاه نیز رابطهٔ عاطفی تماشاگر با شخصیت را دشوار میکند. بازیگران دیگر نیز در ساختن فضای خانوادگی طبیعی نقش مؤثری دارند و شخصیتها را از تیپهای یکبعدی دور نگه میدارند، هرچند فشردگی روایت فرصت پرداخت برابر به همهٔ آنها را فراهم نمیکند.
ریتم و حدود اثرگذاری «Zana» فیلمی شتابزده نیست و ریتم کندش با نگاه تأملی آن پیوند دارد. سکون و تکرار، حس گرفتاری در وضعیتی را میسازند که راه خروج از آن روشن نیست. این کندی همچنین اجازه میدهد فضای روستا و روابط روزمره بهاندازهٔ خودِ رویدادهای داستان اهمیت پیدا کنند. در مقابل، تلخی مداوم و ضرباهنگ آرام ممکن است برای مخاطبی که انتظار تحولی سریع یا گرهگشاییهای پیدرپی دارد، فرساینده باشد.
« بازیگری و شخصیتپردازی بازیها، بهویژه اجرای Adriana Matoshi در نقش لومی، از عوامل اصلی باورپذیری فیلماند. »
جمعبندی
فیلم در ترسیم مناسبات جنسیتی نیز صریح است، اما ارزش آن در این است که این نقد را به خطابهای جدا از قصه تبدیل نمیکند. فشار بر لومی در رفتارها و تصمیمهای روزمره دیده میشود؛ در همان پرسشهایی که از او نمیپرسند و آیندهای که دیگران برایش تصور میکنند. با وجود این، گاهی تأکید بر سنگینی فضا به قیمت تنوع عاطفی تمام میشود و فیلم فرصت چندانی برای تنفس یا دگرگونی لحن نمییابد.
جمعبندی «Zana» درامی تلخ و رازآلود دربارهٔ زنی است که زیر بار سوگ، انتظارات خانوادگی و حافظهٔ خشونتبار گذشته، راهی برای شنیدهشدن میجوید. قوت اصلی آن در پیوند دادن تجربهٔ فردی با تاریخ و فرهنگ پیرامونش است: رنج لومی نه مسئلهای جداافتاده، بلکه نشانهای از جامعهای است که میخواهد به زندگی بازگردد، بیآنکه همیشه بداند چگونه باید با زخمهای باقیمانده روبهرو شود.
فضاسازی وهمآلود، بازیهای طبیعی و استفادهٔ معنادار از فولکلور، فیلم را به اثری متمایز بدل میکنند. در سوی دیگر، ریتم کند، تلخی پیوسته و شخصیتپردازی کمگفتار ممکن است فاصلهای میان اثر و بخشی از مخاطبان ایجاد کند. بااینحال، «Zana» بهجای عرضهٔ پاسخهای آسان، بر دشواریِ فهم رنج و حقِ شنیدهشدن تأکید میکند؛ و همین امتناع از سادهسازی، در کنار ناآرامی ماندگار فضای آن، مهمترین دستاوردش است.
« فضاسازی وهمآلود، بازیهای طبیعی و استفادهٔ معنادار از فولکلور، فیلم را به اثری متمایز بدل میکنند. »
ثبت دیدگاه