نقد و بررسی
نقد ملت زامبیها (Z Nation) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سفر در دل جهانِ فروپاشیده «زد نیشن» داستانی پساآخرالزمانی است که از مأموریتی سرراست، اما پُرظرفیت آغاز میشود: سه سال پس از گسترش ویروس زامبی، گروهی از بازماندگان باید مرفی، تنها فرد شناختهشدهٔ ایمن در برابر طاعون، را از نیویورک به کالیفرنیا برسانند. در آنجا آزمایشگاهی فعال برای تولید واکسن به خون او نیاز دارد.
این هدف روشن، نیروی محرک قصه است و به آن مسیری ملموس میدهد؛ مقصدی در دوردست که میتواند امیدی برای نجات جمعی باشد. اما سفر در این مجموعه صرفاً فاصلهای میان دو شهر نیست. هر ایستگاه، برخوردی تازه با جهانی ازهمگسیخته است؛ جهانی که در آن قانون و نهادهای پیشین فروپاشیدهاند و هر گروه انسانی ناچار است قواعد خود را بسازد.
سریال با بهرهگیری از قالب سفر جادهای، امکان مییابد موقعیتهای گوناگون را بیازماید و هر بار خطر یا پرسشی تازه پیش روی شخصیتها بگذارد. همین ساختار، روایت را پرتحرک نگه میدارد، هرچند گاهی انسجام کلی آن زیر فشار فراوانیِ ماجراها قرار میگیرد. هویت میان وحشت و بازیگوشی یکی از ویژگیهای برجستهٔ «زد نیشن» آن است که خود را به وحشتی یکدست و سنگین محدود نمیکند.
« در آنجا آزمایشگاهی فعال برای تولید واکسن به خون او نیاز دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سریال در کنار تهدید دائمی زامبیها، به شوخیهای ناگهانی، موقعیتهای اغراقآمیز و لحظههایی با حالوهوای بازیگوشانه میدان میدهد. این انتخاب، اثر را از بسیاری روایتهای آخرالزمانیِ جدی و عبوس متمایز میکند. در جهانی که مرگ در هر گوشه کمین کرده، طنز میتواند نه تنها مایهٔ سرگرمی، بلکه واکنشی انسانی به ترس و درماندگی باشد.
بااینحال، همین ویژگی گاه به دشواری اصلی مجموعه بدل میشود. گذار از لحظهای کمیک به وضعیتی که باید اضطراب یا اندوه برانگیزد، همیشه نرم و سنجیده نیست. بعضی شوخیها پیش از آنکه تنش فرصت ریشهدواندن پیدا کند، آن را میشکنند و از وزن خطر میکاهند. در لحظات دیگر، طنز درست بهموقع وارد میشود و به روایت مجال تنفس میدهد.
نتیجه، لحنی زنده اما ناپایدار است؛ لحنی که تماشاگر را غافلگیر میکند، ولی همواره نمیتواند میان خنده و هراس تعادل برقرار سازد. گروهی که به خانواده بدل میشود در مرکز سفر، گروهی قرار دارد که اعضایش از نظر منش، تجربه و شیوهٔ مواجهه با خطر یکسان نیستند. همین ناهمگونی، در آغاز سرچشمهٔ اصطکاک و اختلاف است؛ اما بهتدریج، فشار سفر و وابستگی متقابل، پیوندهایی میان آنان پدید میآورد.
« این انتخاب، اثر را از بسیاری روایتهای آخرالزمانیِ جدی و عبوس متمایز میکند. »
شخصیتها و اجرا
جذابیت عاطفی سریال تا حد زیادی از همین دگرگونی میآید: همراهانی که ابتدا صرفاً برای انجام مأموریتی مشترک کنار هم قرار گرفتهاند، کمکم شکل خانوادهای موقت را پیدا میکنند. این رابطهها در لحظههای کوچک و انسانی بهتر از هر سخنرانی دربارهٔ امید یا رستگاری عمل میکنند. اعتماد، فداکاری و مراقبت از دیگری در شرایطی معنا مییابد که بقای فردی ممکن است آسانتر از مسئولیتپذیری جمعی باشد.
بااینهمه، همهٔ شخصیتها به یک اندازه مجال رشد پیدا نمیکنند. برخی تغییرات درونی بهاندازهٔ کافی پرورانده نمیشوند و گاهی تصمیمهایی که باید حاصل تجربه یا تعارضی طولانی باشند، شتابزده به نظر میرسند. ازاینرو، ظرفیت عاطفی گروه چشمگیر است، اما بهرهگیری از آن در سراسر مجموعه یکدست نیست.
مرفی و پرسشهای اخلاقی مرفی، به سبب جایگاه ویژهاش در مأموریت، صرفاً محمولهای ارزشمند برای انتقال نیست؛ حضور او مسئلهای اخلاقی را وارد روایت میکند. هنگامی که بقای احتمالی میلیونها نفر به بدن و خون یک انسان گره میخورد، مرز میان امید عمومی و حق فردی مبهم میشود. آیا هدفی به بزرگی ساخت واکسن میتواند هر تصمیمی را توجیه کند؟
« این رابطهها در لحظههای کوچک و انسانی بهتر از هر سخنرانی دربارهٔ امید یا رستگاری عمل میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آیا کسی که ممکن است راه نجات دیگران باشد، حق دارد دربارهٔ سرنوشت خود تصمیم بگیرد؟ داستان از دل این موقعیت، امکان طرح پرسشهایی فراتر از نبرد روزانه با زامبیها را پیدا میکند. مرفی همچنین بهواسطهٔ حضور دردسرساز و غیرقابلپیشبینیاش، تعادل گروه را برهم میزند و رابطهٔ اعضا را در معرض آزمون میگذارد.
جذابیت او در آن است که آسان به قالب قهرمان آرمانی یا قربانی بیاختیار فروکاسته نمیشود. بااینحال، این ظرفیت شخصیتی در برخی مقاطع بیش از آنکه از راه تحول تدریجی بسط پیدا کند، به محرکی برای پیشبرد موقعیتها تبدیل میشود. در نتیجه، پرسشهای مهمی شکل میگیرند، اما پاسخهای روایی همیشه به همان اندازه عمیق و پیوسته نیستند.
زامبیها؛ تهدیدی با چهرههای گوناگون زامبیها در «زد نیشن» تنها حضوری تکراری برای پر کردن پسزمینهٔ صحنههای اکشن نیستند. مجموعه گاه آنها را در شکلها یا موقعیتهایی عرضه میکند که تازگی و شگفتی به جهان داستان میبخشد. این تنوع، خطر را از حالت کاملاً قابلپیشبینی خارج میکند و به روایت اجازه میدهد از کلیشههای آشنای ژانر فاصله بگیرد.
« آیا کسی که ممکن است راه نجات دیگران باشد، حق دارد دربارهٔ سرنوشت خود تصمیم بگیرد؟ »
قوتها و کاستیها
هر رویارویی میتواند قاعدهای تازه یا دردسری متفاوت پیش روی گروه بگذارد. این خلاقیت، بهویژه در کنار لحن شوخ اثر، فضای سریال را متمایز میکند. بااینحال، کیفیت اجرا همیشه با ایدهها همپایه نیست. جلوههای ویژه و پرداخت صحنهها نوسان دارند؛ برخی لحظات پرتحرک و تأثیرگذار از کار درمیآیند و برخی دیگر، بهسبب تصنع در تصویر یا اجرای کمرمق، از شدت هراس میکاهند.
بنابراین، جهان داستان از نظر تخیل زندهتر از آن است که از نظر فنی همیشه باورپذیر باشد. ریتم و انسجام روایت مأموریت سفر، چارچوبی کارآمد برای پیشبرد داستان فراهم میکند: مقصد مشخص است، خطرها پیدرپی از راه میرسند و امید به واکسن افق دوردست روایت را روشن نگه میدارد. این الگو به سریال امکان میدهد میان بقا، رابطههای گروهی و مواجهه با جامعههای گوناگون رفتوآمد کند.
تماشاگر میداند شخصیتها بهسوی هدفی معین حرکت میکنند، حتی اگر راه رسیدن به آن بارها دشوارتر شود. مشکل آنجاست که بخشی از این توقفها و ماجراهای میانی، همیشه به اندازهٔ کافی به خط اصلی داستان پیوند نمیخورند. گاهی مجموعه بیشتر به زنجیرهای از موقعیتهای پرحادثه شباهت پیدا میکند تا روایتی که هر بخش آن پیامد بخش پیشین را بهروشنی گسترش میدهد.
« هر رویارویی میتواند قاعدهای تازه یا دردسری متفاوت پیش روی گروه بگذارد. »
جمعبندی
این پراکندگی میتواند به حس ماجراجویی و بیثباتی جهان کمک کند، اما از سوی دیگر پیوستگی قصه را سست میسازد. ریتم اثر در بهترین لحظات چابک و سرگرمکننده است؛ در لحظات ضعیفتر، حرکت پیوسته جای پرداخت عمیق را میگیرد. جمعبندی «زد نیشن» بیش از آنکه روایتی منظم و همواره سنجیده دربارهٔ پایان جهان باشد، ماجراجویی پرتحرکی است که بر تضادهای خود تکیه میکند: وحشت و شوخی، امید و خودخواهی، فرد و گروه.
ایدهٔ رساندن مرفی به کالیفرنیا به قصه هدفی روشن میدهد و گروه نامتجانس شخصیتها، لحظههایی از همدلی و پیوند انسانی میآفریند. زامبیهای نامعمول و شوخیهای غیرمنتظره نیز به اثر هویتی خاص میبخشند. در برابر این امتیازها، نوسان لحن، رشد نابرابر شخصیتها و کیفیت اجراییِ گاه تصنعی، مانع از آن میشوند که همهٔ ظرفیت مجموعه بهطور کامل شکوفا شود.
بااینحال، «زد نیشن» برای تماشاگرانی که از داستان زامبیمحور انتظار تجربهای صرفاً تیره و جدی ندارند، اثری پرانرژی و متفاوت است؛ مجموعهای که در دل بینظمی و خطر، بر امکان شکلگیری پیوند و تداوم امید پافشاری میکند.
« این پراکندگی میتواند به حس ماجراجویی و بیثباتی جهان کمک کند، اما از سوی دیگر پیوستگی قصه را سست میسازد. »



ثبت دیدگاه