نقد و بررسی
نقد داری منو میکُشی (You're Killing Me) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی جذاب با وعدهای ناتمام «تو داری مرا میکشی» با موقعیتی ساده و پربازده آغاز میشود: ادن، دانشآموزی پرتلاش که برای ورود به دانشگاهی معتبر به توصیهنامه نیاز دارد، خود را به مهمانی مجلل همکلاسی ثروتمندش میرساند تا از خانوادهٔ او کمک بگیرد. مهمانی «بهشت و جهنم» از همان ابتدا ظرفیتی دوگانه دارد؛ از یک سو صحنهای برای نمایش فاصلهٔ طبقاتی و میل به پذیرفتهشدن است و از سوی دیگر، فضایی محصور و پرخطر که میتواند بهسرعت رنگ کابوس بگیرد.
فیلم نیز در آغاز از همین تضاد بهره میبرد: ادن برای پیشبردن آیندهاش وارد محیطی میشود که قواعدش را دیگران تعیین میکنند و چیزی بیش از یک توصیهنامه ممکن است از او بخواهد. این نقطهٔ شروع، کنجکاویبرانگیز است، چون انگیزهٔ قهرمان نه نجات جهان، بلکه دستیابی به فرصتی شخصی و ملموس است.
جاهطلبی ادن او را از همان ابتدا شخصیتی بینقص و بیچونوچرا دوستداشتنی نمیسازد؛ او میخواهد از رابطهای اجتماعی به سود آیندهٔ خود استفاده کند و همین محاسبهگری، زمینهٔ مناسبی برای تنش اخلاقی فراهم میآورد. بااینحال، فیلم در ادامه بهجای آنکه این لایه را پیوسته بپروراند، بیشتر به دنبال شتابدادن به بحران میرود و ظرفیت دراماتیک مقدمه را نیمهکاره میگذارد.
ورود به جهان بستهٔ مهمانی خانهٔ میزبانان، با شکوه و انزوای خود، به یکی از مهمترین عناصر فضای فیلم بدل میشود. مهمانی پرجمعیت است، اما این ازدحام لزوماً احساس امنیت نمیآفریند؛ برعکس، حضور آدمهای فراوان و مقررات نانوشتهٔ محفل، یافتن راهی برای جلب اعتماد یا فرار را دشوار میکند. گرفتن تلفنها و پافشاری بر حفظ حریم مهمانی نیز در همان آغاز نشانهای از کنترل و پنهانکاری است.
« این نقطهٔ شروع، کنجکاویبرانگیز است، چون انگیزهٔ قهرمان نه نجات جهان، بلکه دستیابی به فرصتی شخصی و ملموس است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این جزئیات برای ساختن حس بیقراری استفاده میکند و تماشاگر را در موقعیتی قرار میدهد که هر گفتوگو و هر حرکت ممکن است معنایی فراتر از ظاهرش داشته باشد. فضای «بهشت و جهنم» بهطور بالقوه میتوانست بستری برای نقد مناسبات قدرت باشد: نوجوانانی که از امتیاز خانوادگی برخوردارند، در برابر کسانی که برای بهدستآوردن فرصت باید خود را به آنان نزدیک کنند.
اما اثر بیشتر از آنکه این تقابل را با ظرافت تحلیل کند، از آن بهعنوان سکوی پرتاب یک تریلر استفاده میکند. نشانههای طبقاتی و اجتماعی در طرح حاضرند، ولی بهندرت به مضمونهایی تبدیل میشوند که روایت را از سطح حادثه فراتر ببرند. تعلیق و تغییر لحن یکی از امتیازهای فیلم، توانایی آن در تبدیل تدریجی یک موقعیت ظاهراً آشنا به وضعیتی تهدیدآمیز است.
ادن برای رسیدن به هدفی مشخص وارد مهمانی میشود، اما با روبهروشدن با رازی هولناک، اولویتهایش تغییر میکند. این دگرگونی، موتور تعلیق را روشن میسازد: هرچه اطلاعات بیشتری آشکار میشود، فضای خانه کمتر قابل اعتماد به نظر میرسد و تصمیمهای بعدی شخصیتها اهمیت بیشتری پیدا میکند. فیلم در بخشهایی موفق میشود این حس را حفظ کند که خطر هنوز کاملاً شناخته نشده و مسیر پیش رو ممکن است هر لحظه عوض شود.
چند چرخش داستانی نیز به اثر ضرباهنگ میبخشند و مانع از آن میشوند که خط روایی خیلی زود قابل پیشبینی شود. کارکرد این پیچشها بیش از آنکه بر غافلگیری صرف تکیه کند، در بازتعریف موقت موقعیت است: تماشاگر ناچار میشود برداشت خود را از شخصیتها و خطرهای اطرافشان اصلاح کند. بااینحال، غافلگیری زمانی اثرگذار است که پس از آن، روایت پیامدهای منطقی و عاطفی آن را نیز جدی بگیرد.
« اما اثر بیشتر از آنکه این تقابل را با ظرافت تحلیل کند، از آن بهعنوان سکوی پرتاب یک تریلر استفاده میکند. »
شخصیتها و اجرا
در این فیلم، بعضی چرخشها بیشتر بهانهای برای پیچیدهترکردن بحران به نظر میرسند تا حاصل طبیعی شخصیتپردازی و روابط شکلگرفته. ادن؛ جاهطلبی، بقا و دشواری همدلی ادن شخصیتی است که جذابیت بالقوهاش از تناقضهای او میآید. او باهوش و هدفمند است، اما میل شدیدش به ورود به دانشگاه معتبر باعث میشود آدمها را گاهی همچون پلهایی برای رسیدن به مقصود ببیند.
این ویژگی میتوانست هستهٔ یک قوس شخصیتی گیرا باشد: آیا تجربهٔ خطر او را به بازنگری در ارزشهایش وامیدارد، یا فقط او را در همان مسیر، مصممتر میکند؟ فیلم این پرسش را مطرح میکند، اما پاسخ را با انسجام کافی نمیپروراند. مشکل اصلی آن است که ادن در موقعیتهای حساس گاه انتخابهایی میکند که نه از هدف اولیهاش بهروشنی برمیآیند و نه از ترسی که باید بر او چیره شده باشد.
در نتیجه، تماشاگر ممکن است بهجای نگرانشدن برای او، از تصمیمهایش دلخور شود. قهرمان لازم نیست همیشه عاقلانه رفتار کند؛ اشتباه و هراس میتوانند شخصیت را باورپذیرتر کنند. اما میان خطای انسانی و رفتاری که صرفاً برای ادامهیافتن داستان لازم شده باشد، تفاوتی اساسی وجود دارد. فیلم در چند نقطه این مرز را مبهم میکند و همدلی با ادن را دشوارتر میسازد.
گروه شخصیتها و منطق رفتارها شخصیتهای پیرامونی، از زارا تا اعضای خانوادهٔ میزبان و دوستان مهمانی، هرکدام میتوانند بخشی از شبکهٔ فشار و بیاعتمادی را شکل دهند. حضور آنان به داستان تنوع میبخشد و روابط میانشان زمینهٔ برخوردهای پرتنش را فراهم میکند. بااینحال، بسیاری از این شخصیتها بیشتر برای ایجاد مانع، افشای اطلاعات یا تشدید خطر به کار میروند تا آنکه با انگیزههایی روشن و پیوسته شناخته شوند.
« ادن؛ جاهطلبی، بقا و دشواری همدلی ادن شخصیتی است که جذابیت بالقوهاش از تناقضهای او میآید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین امر باعث میشود واکنشهایشان گاه ناگهانی یا خودسرانه جلوه کند. این ضعف بهویژه در لحظاتی آشکار میشود که شخصیتها فرصت دارند خطر را بسنجند، اما تصمیمهایی میگیرند که به نظر میرسد با همان شرایط ناسازگارند. چنین انتخابهایی ممکن است هیجان لحظهای را بالا ببرند، ولی در بلندمدت اعتماد تماشاگر به روایت را کاهش میدهند.
وقتی مخاطب مدام از خود میپرسد چرا شخصیتها سادهترین راه را انتخاب نمیکنند، توجه او از تعلیق داستان به ایرادهای منطق صحنهها منتقل میشود. فیلم بهجای آنکه این رفتارها را با ترس، غرور، مستی یا کشمکشهای شخصی توضیح دهد، گاهی فقط از کنارشان میگذرد. بازیها و ظرفیت اجرا مککالی میلر در نقش ادن، بار اصلی روایت را بر دوش دارد.
اجرای او در بخشهایی که شخصیت میان هدفمندی و هراس گرفتار است، به فیلم انرژی میبخشد و کمک میکند تغییر حالوهوای داستان قابل لمس بماند. نقش ادن به بازیگری نیاز دارد که هم جذابیت و ارادهٔ او را نشان دهد و هم خودخواهی یا خامیاش را پنهان نکند؛ میلر در مجموع این دو وجه را در اختیار دارد، هرچند فیلمنامه به او فرصت نمیدهد همهٔ ظرفیتهای شخصیت را بهطور یکدست بروز دهد.
آن هِچ و درموت مولرونی نیز با حضورشان به خانوادهٔ قدرتمند و صاحبخانه وزنی آشنا میبخشند. حضور هِچ بهخصوص یادآور ظرفیت بازیگری است که میتواند با کمترین تغییر در لحن، احساس ناامنی را به صحنه تزریق کند. بااینحال، فیلم از این تواناییها به اندازهٔ کافی بهره نمیبرد؛ نقشها بیشتر در خدمت پیشبردن فضای تهدید قرار دارند تا ساختن شخصیتهایی چندوجهی.
« همین امر باعث میشود واکنشهایشان گاه ناگهانی یا خودسرانه جلوه کند. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، کیفیت بازیها همیشه نمیتواند شکافهای فیلمنامه را جبران کند. کارگردانی و فیلمنامه بِث هانا و جِرِن لادر فیلم را بر پایهٔ یک مکان محدود و بحرانی پیش میبرند؛ انتخابی که در ذات خود میتواند به تمرکز و فشردگی بینجامد. آغاز اثر از نظر معرفی هدف ادن و فضای مهمانی، کشش مناسبی دارد.
اما هرچه داستان جلوتر میرود، تمرکز روایی کمرنگتر میشود و فیلم میان تریلر، وحشت و لحظاتی با لحن نزدیک به شوخی ناخواسته در نوسان میماند. این آمیختگی میتوانست ویژگی متمایزکنندهای باشد، به شرط آنکه تغییر لحنها حسابشدهتر و ریتم کلی منسجمتر میبود. فیلمنامه از ایدهای روشن برخوردار است، اما در پیوندزدن ایدهها به یکدیگر چندان کامیاب نیست.
آغاز فیلم وعدهٔ داستانی دربارهٔ طبقه، جاهطلبی و استفادهٔ ابزاری از روابط میدهد؛ بخشهای بعدی بیشتر بر خطرهای فوری و فرار از آنها متمرکز میشوند؛ و پایان نیز برای برخی مخاطبان از نظر عاطفی و روایی رضایتبخش نخواهد بود. مشکل فقط شتاب یا چند تصمیم نامحتمل نیست، بلکه نبودِ پیوندی محکم میان هدف شخصیتها، مضمون اجتماعی و مسیر تعلیق است.
حاصل، فیلمی است که لحظههای سرگرمکننده دارد، اما در کنار آن حس سردرگمی و فرصتهای ازدسترفته را نیز برجای میگذارد. جمعبندی «تو داری مرا میکشی» از یک موقعیت آغازین جذاب و ظرفیت خوب برای ساختن تعلیق بهره میبرد. مهمانی پرزرقوبرق، انگیزهٔ خودخواهانه اما قابلفهم ادن و رازی که مسیر شب را دگرگون میکند، همگی زمینهٔ یک تریلر جمعوجور و پرکشش را فراهم میآورند.
« در نتیجه، کیفیت بازیها همیشه نمیتواند شکافهای فیلمنامه را جبران کند. »
جمعبندی
فیلم در مقاطعی با ضرباهنگ مناسب و چند چرخش داستانی، سرگرمکننده میشود و میتواند تماشاگر را تا بخشهای پایانی همراه نگه دارد. اما ضعف در منطق رفتار شخصیتها، ناپایداری لحن و فیلمنامهای که پس از شروع امیدوارکننده از مسیر اصلی فاصله میگیرد، مانع از آن میشود که این ظرفیت به اثری ماندگارتر تبدیل شود.
پایانبندی نیز ممکن است بهجای ایجاد حس جمعبندی، تجربهای ناتمام یا نامطمئن بر جا بگذارد. این فیلم بیش از آنکه در پرداخت دقیق شخصیتها یا مضمونهای اجتماعی کامیاب باشد، به لحظههای شوک و هیجان متکی است؛ اثری با شروعی نویدبخش و سرگرمیهای پراکنده، اما با انسجامی کمتر از آنچه ایدهٔ مرکزیاش طلب میکند.
« پایانبندی نیز ممکن است بهجای ایجاد حس جمعبندی، تجربهای ناتمام یا نامطمئن بر جا بگذارد. »



ثبت دیدگاه