نقد و بررسی
نقد تنها نخواهی بود (You Won't Be Alone) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
افسانهای دربارهٔ آموختنِ انسانبودن «You Won’t Be Alone» فیلمی نیست که جادوگری را بهانهای برای ساختن وحشتی پرشتاب و پرحادثه کند. گوران استولفسکی از افسانههای عامیانهٔ بالکان و فضای روستایی مقدونیهٔ سدهٔ نوزدهم بهره میگیرد تا قصهای نامتعارف دربارهٔ بدن، هویت و کشف جهان بسازد.
محور روایت، نِوِناست؛ دختری که از آغاز زندگی در انزوا نگه داشته شده و ناگهان با جهانی روبهرو میشود که نه زبانش را میشناسد و نه قواعدش را. او با تجربهکردن بدنهای دیگر، قدمبهقدم با لذت، رنج، میل و فقدان آشنا میشود؛ نه از راه آموزش و توضیح، بلکه با زیستن. این طرح داستانی، فیلم را از مسیر معمول قصههای جادوگری دور میکند.
پرسش اصلی آن نیست که نیرویی فراطبیعی چه قواعدی دارد یا قهرمان چگونه باید بر نیرویی شرور غلبه کند؛ پرسش این است که انسانبودن از چه تجربههایی ساخته میشود و آیا میتوان رنج دیگری را واقعاً فهمید، اگر جهان را از جایگاه او دیده باشیم؟ فیلم پاسخ آسانی نمیدهد و همین ابهام، هم سرچشمهٔ جذابیت آن است و هم یکی از دشواریهایش.
روایت در مرز قصه و تجربه ساختار اثر بیش از آنکه بر پیچشهای داستانی تکیه کند، بر تکرار و دگرگونی استوار است. نِوِنا وارد زندگیهای تازه میشود و هر تجربه لایهای دیگر از جهان انسانی را پیش چشم او میگشاید. تماشاگر نیز همراه او از آشنایی ابتدایی با محیط به دریافتهای پیچیدهتر میرسد.
« این طرح داستانی، فیلم را از مسیر معمول قصههای جادوگری دور میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از این نظر، روایت حالتی نزدیک به حکایتهای کهن دارد: رویدادها گاه بیش از آنکه علت و معلولیِ روزمره داشته باشند، همچون فصلهایی از یک افسانه کنار هم مینشینند. این انتخاب با موضوع فیلم تناسب دارد، اما همیشه به نتیجهای یکدست نمیرسد. بعضی بخشها با تکرار الگوهای مشابه، بهجای آنکه معنای تجربه را ژرفتر کنند، حرکت روایت را کند میکنند.
فیلم میخواهد تماشاگر در زمان و حس نِوِنا بماند؛ ولی گاهی مکثهایش از تأمل به کشآمدن نزدیک میشود. در چنین لحظاتی، فاصلهای میان قصد شاعرانهٔ اثر و میزان درگیری عاطفی مخاطب پدید میآید. بدن بهمثابه راه شناخت مهمترین ایدهٔ فیلم در پیوند میان بدن و هویت شکل میگیرد. نِوِنا جهان را ابتدا نه با واژهها، بلکه از راه تماس، حرکت، گرسنگی، درد و واکنش دیگران میشناسد.
بهخودگرفتن صورتهای تازه صرفاً یک جلوهٔ خیالانگیز نیست؛ راهی است برای آزمودن اینکه چهره و تن چگونه بر تجربهٔ فرد از جهان اثر میگذارند. هر بدن امکانهای خاص خود را دارد و با آن، نگاه دیگران نیز تغییر میکند. در اینجا فیلم به موضوعاتی چون جنسیت، میل و آسیبپذیری نزدیک میشود، بیآنکه آنها را در قالب بحثی نظری و مستقیم عرضه کند.
تجربهٔ نِوِنا نشان میدهد که بدن تنها پوششی بیرونی برای «خود» نیست؛ بدن بر آنچه میتوان خواست، تحمل کرد یا از دیگران دریافت تأثیر میگذارد. بااینحال، فیلم همهٔ این لایهها را به یک اندازه روشن نمیکند. برخی تماشاگران از گسست میان تجربههای گوناگون معنایی تازه استخراج خواهند کرد؛ برخی دیگر ممکن است احساس کنند اثر موضوعات فراوانی را پیش میکشد، اما برای پیوند دادنشان مکث کافی ندارد.
« این انتخاب با موضوع فیلم تناسب دارد، اما همیشه به نتیجهای یکدست نمیرسد. »
شخصیتها و اجرا
بازیها و حضورهای دگرگونشونده اجرای بازیگران از عناصر محوری فیلم است، بهویژه چون شخصیت اصلی از راه شکلها و بدنهای متفاوت به تماشاگر معرفی میشود. سارا کلیموسکا در نقش نِوِنا کنجکاوی خام و ناآشنایی او را بدون اتکای معمول به گفتوگو منتقل میکند. سکوت شخصیت در اینجا کمبود صرف نیست؛ بخشی از شیوهٔ نگاهکردن او به جهانی است که معنایش هنوز برایش تثبیت نشده است.
بازی او بیش از آنکه بر توضیح احساسات تکیه کند، بر واکنشهای کوچک و تغییر تدریجی در حضور شخصیت بنا شده است. آنا ماریا مارینکا، آلیس انگلرت و دیگر بازیگران نیز در ساختن این جهان ناهمگون سهم مهمی دارند. حضورهای آنان به فیلم امکان میدهد که زندگی را از زاویههایی متفاوت بکاود و تغییر شکل را به مسئلهای صرفاً ظاهری محدود نکند.
نوومی راپاس نیز در نقشی که بر آسیبپذیری و فشارهای زندگی روزمره تکیه دارد، به بخشی از جهان انسانیِ اثر بُعد میبخشد. در مجموع، بازیها به فیلم کمک میکنند که اندیشههایش از سطح مفهوم فراتر بروند و در رفتار، چهره و تن شخصیتها نمود پیدا کنند. نام بازیگران و نقشهای اصلی فیلم در اطلاعات تولید اثر ثبت شده است.
تصویر، طبیعت و هراس خاموش تصویربرداری متیو چوانگ از کوهستانها و روستا، فضایی میسازد که هم چشمنواز است و هم آسودگیبخش نیست. طبیعت در فیلم نه پسزمینهای تزئینی، بلکه نیرویی حاضر و گاه بیاعتنا به سرنوشت آدمهاست. جنگل، خاک، سرما و فاصلهٔ میان سکونتگاهها، حس جهانی را پدید میآورند که پیش از انسان وجود داشته و پس از او نیز ادامه مییابد.
« سارا کلیموسکا در نقش نِوِنا کنجکاوی خام و ناآشنایی او را بدون اتکای معمول به گفتوگو منتقل میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین مقیاس، تنهایی نِوِنا را ملموستر میکند. هراس فیلم نیز بیشتر از آنکه بر شوکهای پیاپی استوار باشد، از ناهماهنگی میان زیبایی و خشونت برمیخیزد. تصاویر میتوانند آرام و تقریباً رؤیایی باشند، اما بدن و محیط همواره حامل امکان آسیباند. لحظههای ناخوشایند یا خونین، بهجای آنکه صرفاً برای برانگیختن واکنش فوری تماشاگر به کار روند، بخشی از جهان خشن و بیپردهٔ فیلماند.
این ترکیب به اثر کیفیتی وهمآلود میبخشد؛ کیفیتی که ممکن است برای بعضیها مسحورکننده و برای برخی دیگر ناخوشایند باشد. ریتم و مسئلهٔ کشآمدن کندی ریتم از ویژگیهایی است که هم به ساختار فیلم معنا میدهد و هم میتواند تماشای آن را دشوار کند. مکثها فرصتی فراهم میکنند تا چشماندازها و جزئیات روزمره وزن پیدا کنند و تجربهٔ نِوِنا به مجموعهای از رویدادهای تند و گذرا تقلیل نیابد.
در فیلمی که با سکوت و مشاهده سروکار دارد، شتاب بیش از اندازه میتوانست تجربهٔ مرکزی آن را کماثر کند. بااینحال، کندی همیشه به عمق نمیانجامد. در بخشهایی، تکرار موقعیتها یا امتداد بیش از حد صحنهها باعث میشود حرکت درونی روایت کمرنگ شود. فیلم بارها از تماشاگر میخواهد با تصویر و حس همراه بماند، اما هر مکث به کشفی تازه یا تغییری معنادار منتهی نمیشود.
از همینرو، استقبال از اثر به آمادگی برای سینمایی آرام و تأملمحور بستگی دارد. کسی که در پی ترس کلاسیک، تعلیق پیوسته یا پیشروی سریع داستان باشد، احتمالاً فاصلهای محسوس با فیلم احساس خواهد کرد. معنا، ابهام و خطر تصنع «You Won’t Be Alone» بهوضوح قصد دارد بیش از یک افسانهٔ ترسناک باشد.
« همین مقیاس، تنهایی نِوِنا را ملموستر میکند. »
قوتها و کاستیها
دربارهٔ تنهایی، دلبستگی، خشونت و مرزهای هویت پرسش مطرح میکند و در برابر داوری ساده دربارهٔ خیر و شر میایستد. همین بلندپروازی، گاهی به تصاویر و موقعیتها بُعدی تأملبرانگیز میدهد؛ اما در جاهایی نیز خطر آن هست که معنا پشت لحن رازآلود و ژست شاعرانه پنهان شود. ابهام، وقتی با تجربهٔ حسی شخصیت پیوند داشته باشد، زاینده است؛ وقتی جای پیوند روشن میان ایدهها را بگیرد، ممکن است تماشاگر را نه به تأمل، بلکه به سردرگمی برساند.
فیلم از این دو سویه جدا نیست. بعضی مخاطبان احتمالاً گسست و تکرار را بخشی از زبان اثر خواهند دانست؛ بعضی دیگر همین انتخابها را نشانهٔ تأکید بیش از حد بر عمق تلقی میکنند. نکتهٔ مهم این است که فیلم همهٔ مفاهیم خود را به نتیجهای قطعی نمیرساند. حاصل، اثری است که بیشتر از آنکه پیام نهاییاش را اعلام کند، تجربهای متناقض و ماندگار پیش روی تماشاگر میگذارد.
جمعبندی «You Won’t Be Alone» فیلمی نامتعارف، دیداری و اندیشهورز است که قصهٔ جادوگری را به تأملی دربارهٔ شناخت زندگی از مسیر بدنهای دیگر بدل میکند. بازیهای سنجیده، تصویرهای سرد و چشمنواز و نگاه تازهاش به هویت، آن را از الگوهای آشنای وحشت جدا میسازند. در مقابل، ریتم کند، بخشهای کشآمده و ابهامی که گاه به ژست نزدیک میشود، مانع از آناند که تجربه برای همه یکسان اثرگذار باشد.
این فیلم بیش از آنکه ترس معمول ژانری را وعده دهد، دعوتی است به تماشای جهان از چشم کسی که هنوز زبان و قواعدش را نمیشناسد؛ دعوتی که برای مخاطب صبور میتواند غریب، تلخ و بهیادماندنی باشد.
« دربارهٔ تنهایی، دلبستگی، خشونت و مرزهای هویت پرسش مطرح میکند و در برابر داوری ساده دربارهٔ خیر و شر میایستد. »
ثبت دیدگاه