نقد و بررسی
نقد انجمن جادوگران یورک (York Witches Society) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جاذبهای که در ایده میماند «انجمن جادوگران یورک» فیلمی ترسناک از سال ۲۰۲۲ به کارگردانی لیزا بولتون است؛ اثری که میکوشد چند عنصر آشنا را در کنار هم قرار دهد: دانشگاهی رازآلود، انجمنی بسته، جادوگری، گذشتهای تاریک و نیرویی که پس از آیینی ناخواسته دوباره بیدار میشود. امبر گری، دانشجوی تازهوارد، به گروهی از دانشجویان نخبه و انجمن جادوگری آنها نزدیک میشود؛ اما آیین ورود به انجمن، راه را برای بازگشت شری باستانی باز میکند؛ نیرویی که کینهاش به خاندان گری پیوند خورده است.
این طرح، از همان ابتدا وعدهی تعلیق و کشمکش میدهد، اما فیلم در عمل کمتر از ظرفیت آن بهره میگیرد. جذابیت بالقوهی اثر روشن است: جایی که قواعد دانشگاهی و آیینهای جادویی به هم میرسند، میتوان جهانی ساخت که هم از نظر بصری وسوسهانگیز باشد و هم از لحاظ دراماتیک پُر از راز و رقابت.
اما «انجمن جادوگران یورک» اغلب به جای پروراندن این امکانها، به نشانههای آشنای ژانر تکیه میکند. حاصل، فیلمی است که ایدهاش از خود اجرای آن گیراتر به نظر میرسد؛ اثری که میتوانست تماشاگر را به دنیایی مستقل دعوت کند، ولی بیش از اندازه به الگوهای شناختهشده نزدیک میشود. دارک آکادمیا؛ نقطهی قوت و وعدهی ناتمام فضای دارک آکادمیا، یا تصویر تیره و رازآلود از محیطهای علمی و دانشگاهی، مهمترین سرمایهی فیلم است.
ساختمانهای قدیمی، رنگهای گرفته و حضور انجمنی که قواعدش برای تازهواردان روشن نیست، زمینهای مناسب برای ساختن حس بیگانگی فراهم میکنند. فیلم گاه از همین عناصر تصویری بهخوبی استفاده میکند: قابها حالوهوایی سرد و اندکی وهمانگیز دارند و به تماشاگر میفهمانند که در این محیط، پشت ظاهر منظم و آراسته، چیزی ناآرام پنهان است.
« این طرح، از همان ابتدا وعدهی تعلیق و کشمکش میدهد، اما فیلم در عمل کمتر از ظرفیت آن بهره میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این همه، فضا بهتنهایی جهان داستان را نمیسازد. نام یورک و اشاره به یک انجمن مخفی، انتظار مکانی با هویت تاریخی و فرهنگی مشخص را در ذهن برمیانگیزد؛ انتظاری که فیلم به اندازهی کافی پاسخ نمیدهد. دانشگاه و مناسبات آن بیشتر نقش پسزمینهای برای ورود شخصیتها به ماجرای جادوگری دارند تا جهانی زنده با قواعد و تاریخ خاص خود.
از همین رو، جلوهی تاریک و دانشگاهی گاهی بیشتر شبیه پوششی جذاب است تا بنیانی که داستان بتواند بر آن تکیه کند. روایتی آشنا با شتابی نامتوازن فیلم در مسیر خود به مجموعهای از موقعیتهای شناختهشده میرسد: تازهواردی که وارد محفل بستهای میشود، آیینی که از کنترل خارج میشود و تهدیدی که ریشهاش به گذشته بازمیگردد.
استفاده از این الگوها به خودی خود ایرادی ندارد؛ بسیاری از آثار ژانری با مصالح آشنا، تجربهای تازه میآفرینند. مسئله آن است که این فیلم به شخصیتها و روابطشان فرصت کافی نمیدهد تا آشناییِ طرح را با جزئیات تازه جبران کنند. بهویژه، پیوند میان امبر و انجمن میتوانست موتور احساسی روایت باشد: او چرا جذب این گروه میشود؟
عضویت در آن چه چیزی به او میدهد و چه چیزی را از او میگیرد؟ فیلم به این پرسشها به اندازهای نمیپردازد که انتخابها و خطرها وزن لازم را پیدا کنند. در نتیجه، رخدادها گاه بیشتر در خدمت رساندن داستان به بخش بعدیاند تا برآمده از تصمیمهایی که تماشاگر بتواند آنها را بفهمد. ریتم نیز از همین نابرابری آسیب میبیند: طرح وعدهی اتفاقات پرتنش میدهد، اما میان لحظات مهم، کشش داستانی همیشه پابرجا نمیماند.
« با این همه، فضا بهتنهایی جهان داستان را نمیسازد. »
شخصیتها و اجرا
شخصیتها و روابط کمپرداخته یک انجمن رازآلود فقط با لباس، عنوان و آیینهایش باورپذیر نمیشود؛ اعضایش باید خواستهها، رقابتها و اختلافهایی داشته باشند که گروه را از یک تصویر تزئینی فراتر ببرد. در این فیلم، ایدهی انجمن جادوگران جذاب است، اما روابط درون آن عمق کافی نمیگیرند. گاهی چنین به نظر میرسد که اعضا بیشتر درگیر جایگاه اجتماعی و پیوندهای گروهیاند تا کشف معنای جادو یا پیامدهای آن.
این نکته میتوانست به نقدی سرگرمکننده از مناسبات قدرت در محیط دانشگاه بدل شود، اما فیلم آن را بهصورت محوری پی نمیگیرد. شخصیتهای متعدد نیز همیشه به تفاوتهای روشن و ماندگار تبدیل نمیشوند. ازاینرو، وقتی خطر شدت مییابد، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه نگران سرنوشت فردی شخصیتها باشد، صرفاً منتظر بماند ببیند رخداد بعدی چیست.
بازیها در برخی لحظات با حالوهوای نوجوانانه و سبک فیلم هماهنگاند، اما فیلمنامه به آنها مادهی عاطفی کافی نمیدهد تا شخصیتها از قالبهای آشنا بیرون بیایند. ترس، تعلیق و خشونت «انجمن جادوگران یورک» میخواهد هم از وحشت فراطبیعی بهره ببرد و هم به قلمرو وحشت نوجوانانه و اسلشر نزدیک شود.
این دو مسیر میتوانند در کنار یکدیگر کار کنند: نیروی نامرئی، اضطراب و راز را بسازد و خشونت آشکار، خطر را ملموس کند. با این حال، گذار میان این دو لحن به اندازهی کافی محکم نیست. فیلم نشانههایی از تهدید و تصویرهایی ترسناک عرضه میکند، اما اغلب نمیتواند آنها را به دلهرهای پیوسته تبدیل کند.
« در این فیلم، ایدهی انجمن جادوگران جذاب است، اما روابط درون آن عمق کافی نمیگیرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
خشونت و خونوخونریزی نیز، با وجود وعدهی تعقیب و شکار، چندان تأثیرگذار از آب درنمیآیند. مسئله فقط میزان خشونت نیست؛ مهمتر آن است که هر صحنه بتواند فشار روانی یا پیامد دراماتیک ایجاد کند. وقتی موقعیتها چنین اثری ندارند، حتی تصاویر تیره و حضور تهدیدآمیز نیروی شر هم به دشواری حس خطر را در ذهن تماشاگر تثبیت میکنند.
بنابراین فیلم در ایجاد ترس، بیشتر به ظاهر هولناک متکی میماند تا به تعلیقی که آهسته رشد کند و در لحظهی مناسب به اوج برسد. ضدقهرمان و جلوههای ویژه نیروی باستانیِ داستان باید کانون هراس باشد؛ موجودیتی که گذشته را به اکنون پیوند دهد و تهدیدش فراتر از یک دشمن ساده احساس شود. اما شخصیت منفی بهاندازهی کافی از ویژگیهای اختصاصی برخوردار نیست تا تصویری متمایز در ذهن بسازد.
در بعضی لحظات، طراحی و شیوهی نمایش او یادآور نمونههای شناختهشدهی سینمای فانتزی و وحشت است؛ این شباهت، بهجای آنکه حسی آشنا و دلپذیر ایجاد کند، از استقلال شخصیت میکاهد. جلوههای ویژه نیز کیفیتی یکدست ندارند. بخشهایی از تصویرسازیِ فضای جادویی با حالوهوای فیلم جور درمیآید و برای اثری کمخرج قابلقبول است، اما برخی جلوهها آشکارا محدودیت اجرایی را به رخ میکشند.
چنین ناهمگونیای بهخودیخود فیلم را بیارزش نمیکند، ولی وقتی با ضدقهرمانی کمپرداخت و تعلیقی کمجان همراه میشود، تأثیر لحظات فراطبیعی را کاهش میدهد. تماشاگر بهجای آنکه کاملاً در فضای داستان غرق شود، ممکن است متوجه فاصلهی میان مقصود فیلم و توان اجرایی آن شود. ارزش سرگرمی و مخاطب مناسب با وجود ضعفهای روایی و ترسآفرینی، فیلم کاملاً بیجاذبه نیست.
« خشونت و خونوخونریزی نیز، با وجود وعدهی تعقیب و شکار، چندان تأثیرگذار از آب درنمیآیند. »
قوتها و کاستیها
ترکیب انجمن مخفی، جادوگری و فضای تیرهی دانشگاهی برای تماشاگرانی که به این مؤلفهها علاقه دارند، همچنان میتواند جذاب باشد. اثر گاهی با تصاویرش کنجکاوی برمیانگیزد و ایدهی محفل جادوگران ظرفیت سرگرمکنندهای دارد؛ اما این کشش در تمام مدت حفظ نمیشود. تماشاگرانی که از فیلم ترسناک انتظار تعلیق جدی، شخصیتپردازی دقیق یا خشونت تکاندهنده دارند، احتمالاً با تجربهای کمرمقتر از انتظار خود روبهرو میشوند.
برای دیدن فیلم بهعنوان سرگرمی سبک و کمخرج، بهویژه اگر علاقهمند به داستانهای جادوگری و انجمنهای رازآمیز باشید، میتوان فرصتی در نظر گرفت. اما بهتر است انتظار اثری تازه در ژانر یا روایتی که جهان یورک و تاریخ جادوگری را با جزئیات میکاود، نداشته باشید. در بهترین لحظات، فیلم به لطف فضای بصری و ایدهی مرکزی خود توجه را جلب میکند؛ در ضعیفترین لحظات، با تکرار همان ایدههای آشنا و فقدان نیروی دراماتیک، تماشاگر را از ماجرا دور میسازد.
جمعبندی «انجمن جادوگران یورک» فیلمی است با طرحی بالقوه دلنشین، اما اجرایی که کمتر از ظرفیت آن بهره میگیرد. حالوهوای دارک آکادمیا و بعضی تصویرهای ترسناک، نقاط قوت اصلی اثرند؛ در مقابل، روایت کلیشهای، شخصیتهای کمعمق، تعلیق ناپایدار و خشونت کماثر، مانع از آن میشوند که فیلم به تجربهای ماندگار بدل شود.
حتی نیروی شر، که باید محور هراس و راز باشد، گاه به الگویی آشنا و نهچندان متمایز شباهت پیدا میکند. این اثر بیش از آنکه در مقام فیلم ترسناک موفق باشد، یادآور ایدهای است که میتوانست به فیلمی جذابتر بینجامد: انجمن بستهی جادوگران در محیطی دانشگاهی، با گذشتهای تاریک و تهدیدی که از نسلی به نسل دیگر امتداد دارد.
« جمعبندی «انجمن جادوگران یورک» فیلمی است با طرحی بالقوه دلنشین، اما اجرایی که کمتر از ظرفیت آن بهره میگیرد. »
جمعبندی
اما میان ایده و پرداخت، فاصلهای محسوس باقی میماند. نتیجه نه شکستی مطلق است و نه اثری که بتواند انتظارات ژانر را برآورده کند؛ فیلمی گذرا که چند تصویر و مفهوم دیدنی دارد، اما برای زندهکردن آنها به شخصیتهایی پیچیدهتر، روایتی منسجمتر و ترسی مؤثرتر نیاز داشت.
« اما میان ایده و پرداخت، فاصلهای محسوس باقی میماند. »



ثبت دیدگاه