نقد و بررسی
نقد زیردریایی زرد (Yellow Submarine) | 1968
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رؤیایی که به حرکت درمیآید «Yellow Submarine» از همان آغاز خود را نه چندان پایبند به منطق ماجراجویی متعارف، که مشتاق رهاشدن در قلمرو خیال معرفی میکند. یورش مردان آبی به فلفلستان، سرزمینی آکنده از موسیقی و رنگ، طرحی ساده برای برانگیختن سفری پرپیچوخم است؛ اما اهمیت فیلم در چگونگی همین سفر نهفته است، نه در پیچیدگی مقصد یا دشواری مأموریت.
زیردریایی زرد بیش از آنکه وسیلهای برای عبور از جغرافیای داستان باشد، دروازهای است به جهانهای پیدرپی و نامتجانس؛ جهانهایی که هرکدام قواعد دیداری، زمانی و حتی زبانی خود را دارند. فیلم در این مسیر، مخاطب را به تماشای قصهای خطی و پرتعلیق دعوت نمیکند. بیشتر شبیه رؤیایی است که در آن تصویرها و شوخیها آزادانه به یکدیگر راه مییابند و جاذبه هر صحنه، بیش از آنکه از پرسش «بعد چه میشود؟» برآید، از شگفتیِ «اکنون چه میبینیم؟» سرچشمه میگیرد.
این انتخاب، هم منشأ جذابیت اثر است و هم سرچشمه برخی نارساییهای آن. انیمیشن بهمثابه زبان اصلی دستاورد ممتاز فیلم، تصویرسازی آن است؛ تصویری که صرفاً قصه را همراهی نمیکند، بلکه خود به زبان روایت بدل میشود. طراحیهای تخت و پررنگ، صورتهای اغراقشده، موجودات نامأنوس و ترکیب شکلهای هندسی با حرکتهای سیال، جهانی میسازند که در آن واقعگرایی نه هدف است و نه معیار.
قابها پیوسته از یک ایده به ایدهای دیگر میجهند و تماشاگر را با منظرهای تازه، بازی بصری یا تغییر غیرمنتظره در اندازه و شکل روبهرو میکنند. تنوع شیوههای انیمیشن نیز به این سرزندگی میافزاید. فیلم میان طراحیهای گرافیکی، تصویرهای کلاژگونه، حرکتهای موجدار و لحظههایی نزدیک به واقعنمایی جابهجا میشود.
« فیلم در این مسیر، مخاطب را به تماشای قصهای خطی و پرتعلیق دعوت نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این ناهمگونی، اگر در اثری دیگر نشانه بیانسجامی بود، در اینجا به بخشی از روح بازیگوش فیلم بدل میشود: انگار هر سرزمین، نه فقط چشماندازی تازه، که شیوهای تازه برای دیدن را نیز به ارمغان میآورد. بااینحال، انبوه ایدههای دیداری گاه چنان پرشتاب میشود که فرصت مکث و تأمل از تماشاگر گرفته میشود.
فیلم از نظر بصری غنی است، اما همیشه مجال نمیدهد هر تصویر در ذهن بنشیند. موسیقی؛ نیروی پیشبرنده و مکث روایی موسیقی بیتلز در «Yellow Submarine» عنصری تزئینی یا صرفاً سرگرمکننده نیست. ترانهها با فضای داستان و هویت شخصیتها پیوند دارند و در بسیاری از لحظات، همان چیزیاند که سفر را ممکن میکنند.
موسیقی در این جهان نیرویی زنده و اجتماعی است: میتواند رنگ را بازگرداند، افراد را به هم نزدیک کند و بر نومیدی چیره شود. از این رو، انتخاب ترانهها و شیوه پیوند آنها با تصویر، هسته عاطفی و اندیشگی فیلم را شکل میدهد. برخی لحظهها بهدرستی نشان میدهند که تصویر چگونه میتواند نه ترانه را توضیح دهد و نه بر آن غلبه کند، بلکه با آن همنفس شود.
در بهترین نمونهها، ریتم تدوین و حرکتهای انیمیشن چنان با موسیقی هماهنگ میشوند که ترانه به تجربهای دیداری بدل میشود. بااینهمه، این پیوند همیشه یکسان موفق نیست. گاه اجرای قطعه، حرکت قصه را متوقف میکند و صحنه بیشتر به فرصتی برای نمایش موسیقی تبدیل میشود تا بخشی ضروری از کنش داستانی.
« بااینحال، انبوه ایدههای دیداری گاه چنان پرشتاب میشود که فرصت مکث و تأمل از تماشاگر گرفته میشود. »
شخصیتها و اجرا
برای مخاطبی که به دنبال پیشروی پیوسته روایت است، این مکثهای مکرر میتواند ریتم فیلم را کند و ناهموار کند. روایت اپیزودیک و مرزهای سادگی ساختار «Yellow Submarine» از کنار هم نشاندن ماجراها، برخوردها و سرزمینهای خیالانگیز شکل میگیرد. این ساختار اپیزودیک با روح آزاد اثر سازگار است؛ هر بخش میتواند تجربهای مستقل و بازی تازهای با تصویر یا واژه باشد.
در عوض، پیوند میان این بخشها همیشه استوار نیست. برخی ماجراها بیش از آنکه ضرورت دراماتیک داشته باشند، راهی برای گذر به دنیایی دیگر یا زمینهای برای یک شوخیاند. نتیجه آن است که سفر گاهی به رشتهای از تابلوهای جذاب شباهت پیدا میکند که در کنار هم قرار گرفتهاند، بیآنکه همه از کششی داستانی واحد برخوردار باشند.
این سادگی البته الزاماً نقصی مطلق نیست. فیلم نمیخواهد با شخصیتپردازی پیچیده یا گرهافکنیهای چندلایه، مخاطب را درگیر کند. داستانِ تقابل فلفلستان با نیرویی که رنگ و موسیقی را از جهان میگیرد، بستری روشن برای تأمل درباره تخیل، همدلی و آزادی فراهم میکند. اما چون شخصیتها بیشتر به صورت تیپهایی شوخ و دوستداشتنی حضور دارند تا انسانهایی با کشمکش درونی، بار معنایی اثر عمدتاً بر دوش تصویر و موسیقی میافتد.
هرگاه این دو عنصر به اندازه کافی قدرتمند نباشند، کمعمقی روایت آشکار میشود. طنز، کلام و بازی با معنا طنز فیلم از بازی با واژهها، شوخیهای بیمنطق و برخورد جدیترین موقعیتها با مضحکترین پاسخها نیرو میگیرد. این شوخطبعی با منطق رؤیایی اثر همخوان است و مانع میشود داستانِ تهدید و نجات به ماجرایی سنگین و جدی تبدیل شود.
« برای مخاطبی که به دنبال پیشروی پیوسته روایت است، این مکثهای مکرر میتواند ریتم فیلم را کند و ناهموار کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شوخیها گاهی مانند دریچههایی ناگهانی، فضای فیلم را میشکافند و به آن لطافتی کودکانه میبخشند؛ گویی جهان، حتی در لحظههای بحرانی، هنوز ظرفیت خنده و بازی دارد. اما طنز کلامی همیشه به اندازه طنز تصویری نافذ نیست. برخی جناسها و ارجاعها ممکن است برای مخاطب امروز کماثر، دشوارفهم یا وابسته به زمینهای فرهنگی و زبانی باشند که در گذر زمان از دسترس دور شده است.
دیالوگها نیز گاه به جای آنکه شخصیتها را از درون روشن کنند، صرفاً بر شوخی یا تداوم حالوهوای نامتعارف اثر تکیه دارند. صداپیشگی شخصیتهای بیتلز هم بیش از آنکه بازسازی طبیعی حضور اعضای گروه باشد، به اجرای کارتونی و نمایشی نزدیک میشود؛ انتخابی که با فضای اغراقشده فیلم سازگار است، اما ممکن است برای برخی تماشاگران اندکی تصنعی جلوه کند.
خیالپردازی و معنای تقابل در بنیاد «Yellow Submarine» تقابلی ساده اما مؤثر قرار دارد: از یک سو رنگ، موسیقی و امکان مشارکت؛ از سوی دیگر نیرویی که میکوشد این تنوع را خاموش و جهان را یکنواخت کند. فلفلستان تصویری از جامعهای است که شادی و هنر در آن بخشی از زندگی روزمرهاند، نه امتیازی فرعی.
در مقابل، مردان آبی تنها دشمنانی بیرونی نیستند؛ حضورشان یادآور هر قدرتی است که تفاوت را تهدید میبیند و برای خاموشکردن صداها به سراغ حذف و همشکلسازی میرود. بااینحال، فیلم این مضمون را در قالب بیانیهای سنگین عرضه نمیکند. معنا از رنگباختن قابها، از تغییر حالوهوای فضا و از نیروی موسیقی برمیآید.
« اما طنز کلامی همیشه به اندازه طنز تصویری نافذ نیست. »
قوتها و کاستیها
همین پرهیز از توضیح مستقیم، به اثر تازگی میبخشد؛ هرچند سادگی رویارویی خیر و شر گاهی پیچیدگیهای سیاسی و اجتماعی را به تمثیلی بیش از اندازه سرراست فرو میکاهد. فیلم در عوض، بر باور عاطفی روشنی تکیه میکند: تخیل و همکاری میتوانند در برابر انجماد و نفرت بایستند. جایگاه اثر در تجربه تماشای امروز تماشای فیلم امروز، بیش از هر چیز، روبهروشدن با اثری است که انیمیشن را نه نسخهای سادهشده از جهان واقعی، بلکه میدان آزادی برای دگرگونکردن جهان میداند.
اهمیت آن تنها در رنگهای چشمگیر یا حضور موسیقی مشهور نیست؛ در جسارتش برای کنارگذاشتن الگوهای معمول روایت و ساختن سینمایی است که تصویر را نیرویی مستقل میگیرد. سبک آن ممکن است نامتعارف یا حتی آشفته به نظر برسد، اما همین بیقراری بخشی از هویت ماندگارش است. در برابر، مخاطبی که انسجام روایی، شخصیتپردازی عمیق و ریتمی یکنواخت را انتظار دارد، احتمالاً با بخشهایی روبهرو میشود که کشش کافی ندارند.
«Yellow Submarine» در بهترین لحظاتش مسحورکننده است و در لحظههای ضعیفتر، به مجموعهای از ایدههای پراکنده میماند. این فاصله میان درخشش بصری و سستی گاهبهگاه روایت، هم محدودیت اثر است و هم بهای انتخاب آزادانهای که برای شکلدادن به جهان خود کرده است. جمعبندی «Yellow Submarine» اثری است که بیش از آنکه با قصهای پیچیده در خاطر بماند، با رنگها، ریتمها و امکانهای بیپروا و غریب تصویر زنده میشود.
موسیقی بیتلز قلب تپنده آن است و انیمیشن، زبان رؤیاییای که این قلب را به حرکت درمیآورد. روایت ساده و بعضاً گسسته، توقفهای موسیقایی و شوخیهای نابرابر از کاستیهای واقعی فیلماند؛ بااینحال، شور بصری و تخیل آزادش چنان شخصیت مستقلی به آن میبخشند که ضعفهای روایی را کاملاً از یاد نمیبرد، اما در سایه دستاوردهایش قرار میدهد.
« فیلم در عوض، بر باور عاطفی روشنی تکیه میکند: تخیل و همکاری میتوانند در برابر انجماد و نفرت بایستند. »
جمعبندی
این فیلم دعوتی است به جهانی که در آن موسیقی فقط شنیده نمیشود و رنگ فقط دیده نمیشود: هر دو نیروییاند برای زندهکردن آنچه سکوت و یکنواختی میکوشند از میان ببرند.



ثبت دیدگاه