نقد و بررسی
نقد یاسوکه (Yasuke) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت یک افسانه به جهان فانتزی «Yasuke» از ایدهای برخوردار است که بهتنهایی ظرفیت یک حماسهی تاریخی را دارد: مردی آفریقایی که در ژاپن قرن شانزدهم به سامورایی بدل شد و در کنار اودا نوبوناگا جنگید. مجموعه اما روایت خود را به بازسازی تاریخی محدود نمیکند. یاسوکهی سالخورده و کنارهگرفته از جنگ، پس از پذیرفتن مسئولیت همراهی ساکی، دختربچهای با تواناییهای اسرارآمیز، دوباره وارد مسیر خشونت میشود.
این انتخاب، از همان ابتدا روشن میکند که اثر بیش از آنکه در پی مستندسازی زندگی شخصیت تاریخیاش باشد، میخواهد افسانهای تازه بسازد؛ افسانهای آمیخته به شمشیر، جادو و فناوری نامتعارف. این رویکرد میتواند برای مخاطبی که انتظار یک درام تاریخی وفادارانه دارد ناامیدکننده باشد، اما در عوض به مجموعه امکان میدهد جهانی ویژه و پرتحرک بیافریند.
مسئله آن است که «Yasuke» همیشه نمیتواند میان این دو وعده تعادل برقرار کند: از یک سو جذابیت نام و پیشینهی تاریخی قهرمان را پیش میکشد و از سوی دیگر، او را در ماجرایی فانتزی قرار میدهد که گاه پیوند چندانی با آن پیشینه ندارد. شخصیت اصلی و بارِ گذشته یاسوکه در آغاز مردی کمحرف، خسته از خشونت و مشتاق آرامش است.
« مجموعه اما روایت خود را به بازسازی تاریخی محدود نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این وضعیت، زمینهی مناسبی برای روایتی دربارهی گذشتهای فراهم میکند که هرچند از آن گریخته، هنوز بر زندگیاش سایه انداخته است. بازگشت او به نبرد، صرفاً بازگشت یک شمشیرزن ماهر نیست؛ میتواند مواجههی دوباره با هویت، وفاداری و بهایی باشد که سالها پیش برای زندهماندن پرداخته است. با اینهمه، مجموعه در پرداخت این لایهها به اندازهی ظرفیتش مکث نمیکند.
گذشتهی یاسوکه و حضورش در کنار نوبوناگا، چشماندازهایی غنی از جایگاه او بهعنوان غریبهای در ساختار قدرت و جامعهی ژاپن عرضه میکنند، اما این خاطرهها گاهی بیشتر نقش میانپردههایی برای توضیح پیشینه دارند تا بخشهایی از یک تحول روانی پیوسته. نتیجه آن است که قهرمان از نظر تصویری و ایدهای پرجاذبه میماند، اما تماشاگر همیشه فرصت نمییابد به عمق تجربهی او نزدیک شود.
روایت میان دو مسیر هستهی عاطفی داستان، رابطهی یاسوکه با ساکی است؛ دختری که قدرتهایش او را در مرکز تعقیب و درگیری قرار میدهد. این همراهی امکان میدهد وجهی محافظ و انسانی از یاسوکه دیده شود؛ وجهی که در تضاد با شهرت جنگاورانهاش قرار میگیرد. ساکی نیز صرفاً بهانهای برای آغاز ماجرا نیست و حضورش با نیرویی رازآمیز، فضای داستان را شکل میدهد.
« با اینهمه، مجموعه در پرداخت این لایهها به اندازهی ظرفیتش مکث نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
با این حال، روایت در مسیر گسترش این رابطه و معرفی نیروهای متخاصم، گاهی شتابزده و پراکنده میشود. شخصیتها و ایدههای تازه با سرعت وارد میشوند و پیش از آنکه جایگاه یا انگیزهشان بهاندازهی کافی روشن شود، ماجرا به مرحلهی بعد میرود. مجموعه ششقسمتی است و این فشردگی به ریتمی تند میانجامد، اما تندی همیشه معادل کشش نیست: در برخی لحظهها، اطلاعات و رخدادها روی هم انباشته میشوند و پیوند عاطفی میان آنها سست میماند.
به همین دلیل، داستانی که میتوانست حول رابطهی محافظ و کودک و بازگشت جنگاور به گذشتهاش متمرکز شود، گاه در چند جهت متفاوت حرکت میکند. تاریخ، جادو و ماشینهای جنگی ترکیب تاریخ و خیال، ذاتاً نقطهضعف نیست؛ حتی میتواند راهی خلاقانه برای بازآفرینی افسانهی یاسوکه باشد. مشکل زمانی پدید میآید که عناصر جادویی و ماشینهای جنگی چنان برجسته میشوند که فضای تاریخی دیگر نقش تعیینکنندهای در تجربهی اثر ندارد.
در این جهان، شمشیرزنی و آیینهای سامورایی در کنار تهدیدهایی قرار میگیرند که به قلمرو فانتزی و علمیتخیلی نزدیکاند. حاصل، منظرهای نامعمول و گاه چشمگیر است، اما برای تماشاگر مشتاق روایتی تاریخیتر ممکن است احساس گسست ایجاد کند. این فاصله فقط مسئلهی سلیقه نیست؛ بر تمرکز دراماتیک نیز اثر میگذارد.
« با این حال، روایت در مسیر گسترش این رابطه و معرفی نیروهای متخاصم، گاهی شتابزده و پراکنده میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
هرچه جهان داستان با سازوکارها و تهدیدهای تازه گسترش مییابد، امکان کمتری برای کندوکاو در پرسشهای انسانی و تاریخی باقی میماند: یاسوکه در مقام بیگانه چه تجربهای داشته؟ جایگاهش در قدرت چگونه تعریف شده؟ گذشتهی او چگونه نگاهش به خشونت را شکل داده است؟ مجموعه پاسخهایی گذرا به این پرسشها میدهد، ولی غالباً بهسرعت به سوی درگیری بعدی میرود.
تصویر و طراحی؛ نیروی اصلی جهانسازی یکی از کامیابترین جنبههای مجموعه، زبان بصری آن است. طراحی شخصیتها، لباسها و فضاها، جهانی میسازد که هم یادآور ژاپن فئودالی است و هم آشکارا از بازنمایی واقعگرایانه فاصله میگیرد. تضاد میان بافتهای سنتی، هیئت جنگاوران و عناصر نامتعارف، به قابها انرژی میبخشد.
انیمیشن در صحنههای پرتحرک، بهویژه هنگام رویاروییها، قدرت بصری خود را آشکار میکند و حرکتها و ضرباهنگ نبردها برای تماشاگر جذاباند. البته جلوهی چشمگیر بهتنهایی کمبودهای روایت را جبران نمیکند. گاه طراحی جهان آنقدر پررنگ است که خود به مقصد بدل میشود، در حالی که داستان هنوز نتوانسته اهمیت عاطفی آنچه در قاب میگذرد را بهخوبی بنا کند.
« گذشتهی او چگونه نگاهش به خشونت را شکل داده است؟ »
قوتها و کاستیها
با این حال، همین تصویرپردازی باعث میشود «Yasuke» هویت دیداری مشخصی داشته باشد؛ مجموعهای که حتی در لحظههای روایی نامنسجم نیز معمولاً برای تماشا چیزی قابلتوجه عرضه میکند. موسیقی و ضرباهنگ نبرد موسیقی ساختهی Flying Lotus از نقاط قوت برجستهی اثر است. آمیزش صداهای الکترونیک و هیپهاپ با رنگهایی از سازهای کوبهای ژاپنی و آفریقایی، به جهان مجموعه کیفیتی معاصر و در عین حال متمایز میدهد.
موسیقی تنها همراهی پسزمینه نیست؛ در بسیاری از لحظهها، نیرویی است که صحنه را پیش میراند و به نبردها ضرباهنگ و شخصیت میبخشد. این ترکیب صوتی بهخوبی با دوگانگی قهرمان و فضای تلفیقی داستان همنوا میشود. اکشن نیز از همین انرژی بهره میبرد. رویاروییها سریع، پرتحرک و غالباً تماشاییاند و مهارت یاسوکه را به شکلی ملموس نمایش میدهند.
با این حال، تکرار درگیریها و اتکای اثر به هیجان لحظهای گاهی جای رشد تدریجی تنش را میگیرد. وقتی ضرباهنگ موسیقی و تصویر از منطق درونی داستان جلو میافتد، نبرد ممکن است بیشتر چشمنواز باشد تا سرنوشتساز؛ صحنهای پرشور که اثر عمیق آن بر شخصیتها چندان پی گرفته نمیشود. جمعبندی «Yasuke» مجموعهای است با هویتی دیداری و شنیداری نیرومند و ایدهای مرکزی که هنوز ظرفیت روایتی بسیار غنیتر را در خود دارد.
« موسیقی و ضرباهنگ نبرد موسیقی ساختهی Flying Lotus از نقاط قوت برجستهی اثر است. »
جمعبندی
انیمیشن چشمگیر، طراحیهای جذاب، موسیقی پرانرژی و صحنههای اکشن، تجربهای سرگرمکننده و متمایز میسازند؛ اما داستان در پرداخت یاسوکه، پیوند دادن گذشته به اکنون و ایجاد انسجام میان تاریخ و فانتزی، به اندازهی جلوههایش موفق نیست. جادو و ماشینهای جنگی انتخابهایی آگاهانهاند، ولی برای بعضی مخاطبان فاصلهی اثر را از وعدهی تاریخیِ آغازین بیش از حد زیاد میکنند.
در نهایت، «Yasuke» بیش از آنکه تصویری کامل از زندگی و درونجهان قهرمانش باشد، طرحی پرانرژی از افسانهای تازه است. تماشاگرانی که به انیمیشن اکشن و خیالپردازی تاریخیِ آزادانه علاقه دارند، از فضاسازی و موسیقی آن لذت خواهند برد؛ کسانی که انتظار دارند خود یاسوکه و زمینهی تاریخی زندگیاش در مرکز روایت بمانند، احتمالاً با حسِ داستانی ناتمام و فرصتهای ازدسترفته روبهرو میشوند.



ثبت دیدگاه