نقد و بررسی
نقد یاکاری، سفر ماجراجویانه (Yakari: A Spectacular Journey) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجویی در آستانهٔ بلوغ «Yakari: A Spectacular Journey» فیلمی پویانمایی و خانوادگی است که از همان آغاز، ماجراجویی را نه صرفاً سفری به سرزمینهای دور، بلکه آزمونی برای استقلال و مسئولیتپذیری میگیرد. یاکاری، پسربچهای از قبیلهٔ سو، در پی اسب وحشیِ لیتل تندر از محدودهٔ امن خانه دور میشود؛ تصمیمی که هم از کنجکاوی کودکانه سرچشمه میگیرد و هم از میل به اثبات تواناییهای خویش.
فیلم مسیر این جستوجو را با موقعیتهای خطرناک و برخوردهای تازه میآراید، بیآنکه لحن کودکانهاش را به تعلیقی سنگین بدل کند. روایتی آشنا، با کشش کودکانه ساختار داستان به الگوی کلاسیک سفر قهرمان نزدیک است: جدایی از جمع، مواجهه با ناشناختهها، آزمودن تواناییها و حرکت به سوی بازگشت.
این آشنایی، هم نقطهٔ قوت فیلم است و هم محدودیتش. مسیر روایت روشن و قابلپیگیری است و مخاطب کمسنوسال بهسادگی میتواند خطرها و هدف یاکاری را دنبال کند؛ اما برای تماشاگر بزرگتر، بسیاری از پیچهای داستانی چندان غافلگیرکننده نیستند. فیلم بیش از آنکه بخواهد قراردادهای ماجراجویی را دگرگون کند، از همان قراردادها برای ساختن تجربهای امن و دلنشین بهره میبرد.
بااینحال، سادگی روایت الزاماً به معنای بیروحبودن آن نیست. پرسش اصلی قصه ــ چگونه میتوان در جهانی ناآشنا هم شجاع بود و هم راه خانه را گم نکرد؟ ــ برای مخاطب کودک معنایی ملموس دارد. ماجراجویی یاکاری در ظاهر دربارهٔ دنبالکردن یک اسب است، اما در لایهٔ عاطفی به شناختن دیگری، اعتماد و پذیرش استقلال او نیز میپردازد.
« این آشنایی، هم نقطهٔ قوت فیلم است و هم محدودیتش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این رویکرد، داستانی سرراست را به روایتی صمیمی تبدیل میکند؛ هرچند فیلم بهندرت از سطح همین مضمونهای روشن فراتر میرود. دوستی با لیتل تندر رابطهٔ یاکاری و لیتل تندر مرکز عاطفی فیلم است. اسب در آغاز نه جایزهای برای تصاحب، بلکه موجودی آزاد و گریزان است؛ بنابراین مسیر نزدیکشدن به او با منطق رامکردن یک حیوان به معنای سادهٔ کلمه پیش نمیرود.
فیلم کمکم توجه را از پیروزی بر اسب به امکان شکلگیری پیوندی بر پایهٔ شناخت و اعتماد منتقل میکند. این جابهجایی، مهمترین وجه اخلاقی داستان است: دوستی واقعی هنگامی پدید میآید که شخصیت اصلی به استقلال دیگری احترام بگذارد. این رابطه با گفتوگوی یاکاری با حیوانات بُعدی خیالانگیز پیدا میکند.
موهبت او راهی برای شنیدن صداهایی است که معمولاً در روایتهای انسانی نادیده میمانند. بهاینترتیب، حیوانات فقط بخشی از چشمانداز یا موانعی در مسیر نیستند؛ حضور و خواستههایشان در جهان داستان اهمیت دارد. البته این ظرفیت میتوانست پیچیدهتر به کار گرفته شود، اما حتی در شکل سادهاش نیز برای مخاطب کودک جذاب است و به فیلم گرمایی میبخشد که ماجراجویی صرف بهتنهایی فراهم نمیکرد.
حرکت، خطر و ریتم فیلم برای حفظ توجه مخاطب کمسنوسال به حرکت و تغییر موقعیت تکیه دارد. گذر از دشت به نواحی کوهستانی، برخورد با خطرها و ورود به قلمرو پوستپلنگان، پیوسته چشمانداز و میزان تهدید را تغییر میدهد. این جابهجاییها به روایت ضرباهنگ میدهند و حس سفر را تقویت میکنند. خطرها عموماً در اندازهای باقی میمانند که هیجانانگیز باشند، اما فضای اثر را به تجربهای هراسآور بدل نکنند؛ انتخابی متناسب با مخاطب خانوادگی فیلم.
« دوستی با لیتل تندر رابطهٔ یاکاری و لیتل تندر مرکز عاطفی فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
در مقابل، همین ریتم پرتحرک گاه فرصت مکث و تأمل را محدود میکند. برخی برخوردها بیشتر کارکرد پیشبردن ماجرا را دارند تا گسترش شخصیتها یا جهان داستان. فیلم در ساختن مجموعهای از لحظههای سرگرمکننده موفقتر است تا پیوند دادن همهٔ آنها به ساختاری پیچیده و چندلایه. از همین رو، ماجراجویی روان پیش میرود، اما گاهی احساس میشود که رویدادها با شتاب از کنار یکدیگر میگذرند.
هویت بصری و پویانمایی یکی از ویژگیهای برجستهٔ فیلم، ظاهر بصری آن است. پویانمایی رایانهای اثر بهجای آنکه همهچیز را به صیقلی یکدست و واقعنما نزدیک کند، از بافت و طراحیای متمایز بهره میگیرد. نتیجه، جهانی است که اندکی حالت تصویرگریشده دارد و با حالوهوای افسانهای قصه هماهنگ است.
دشتها، کوهستانها و حضور حیوانات به فیلم جلوهای دیدنی میدهند؛ چشماندازی که بهتنهایی میتواند تماشاگر را به دنبالکردن سفر ترغیب کند. این سبک البته ممکن است برای کسانی که به پویانماییهای پرجزئیات و بسیار صیقلی عادت دارند، ناپخته یا ناهماهنگ جلوه کند. اما ارزش بصری فیلم را نباید فقط با میزان واقعگرایی یا ظرافت فنی سنجید.
تفاوت در بافت و طراحی به آن شخصیت میدهد و مانع از آن میشود که تصاویر صرفاً یادآور نمونههای رایج پویانمایی خانوادگی باشند. موسیقی و صدا نیز در همراهی با حرکت و فضای ماجراجویانه نقش دارند، هرچند آنچه بیش از همه در ذهن میماند، همان تضاد میان گسترهٔ طبیعت و کوچکی یاکاری در دل آن است.
« در مقابل، همین ریتم پرتحرک گاه فرصت مکث و تأمل را محدود میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شخصیتها و جهان ناتمام یاکاری شخصیتی آسانپذیر است: شجاعت دارد، کنجکاو است و در برابر ناشناختهها عقب نمینشیند. بااینهمه، پرداخت او بیشتر در خدمت حرکت داستان است تا کاوش روانشناختی. ترس، تردید و رشد او قابلفهماند، اما معمولاً در قالب نشانههایی روشن و مناسب مخاطب کودک عرضه میشوند.
دیگر شخصیتها نیز، جز در مواردی که مستقیماً بر مسیر ماجراجویی اثر میگذارند، مجال چندانی برای شکلگرفتن مستقل پیدا نمیکنند. جهان فیلم نیز چشماندازهایی جذاب دارد، اما عمق آن محدود است. قبیله، مناسبات درونی آن و شیوهٔ زیست مردمانش بیشتر زمینهای برای آغاز سفر فراهم میکنند تا موضوعی برای پرداخت مفصل.
این فشردگی احتمالاً با تمرکز فیلم بر قصهٔ یاکاری ارتباط دارد، اما برای تماشاگرانی که انتظار جهانی گستردهتر و چندلایهتر دارند، کاستی محسوب میشود. فیلم تصویری قابلفهم از محیط ارائه میدهد، ولی کمتر میکوشد پیچیدگی تاریخی و فرهنگی آن را وارد روایت کند. بازنمایی فرهنگی و محدودیتها داستان در فضایی مرتبط با مردمان بومی آمریکا میگذرد و همین انتخاب، مسئولیت بازنمایی را نیز به همراه میآورد.
فیلم در معرفی جهان قبیله و مناسباتش سادهسازیهایی دارد و گاه خطر آن هست که فرهنگ بومی به مجموعهای از نشانههای آشنا و تزئینی فروکاسته شود. این مسئله بهویژه زمانی اهمیت پیدا میکند که اثری کودکانه، تصویری نخستین از یک فرهنگ برای مخاطبانش میسازد. نیت خیالپردازانه و خانوادگی فیلم این پرسش را از میان نمیبرد که چه چیزهایی در تصویر ارائهشده برجسته شدهاند و چه زمینههایی بیرون ماندهاند.
« بااینهمه، پرداخت او بیشتر در خدمت حرکت داستان است تا کاوش روانشناختی. »
قوتها و کاستیها
از سوی دیگر، فیلم در مرکز روایت خود به رابطهٔ کودک با طبیعت و حیوانات اهمیت میدهد و در این زمینه از لحنی همدلانه بهره میگیرد. این همدلی، جای پرداخت فرهنگی دقیقتر را نمیگیرد، اما نشان میدهد که اثر صرفاً به تعقیبوگریز و خطرهای بیرونی محدود نیست. ارزیابی منصفانهٔ فیلم باید هر دو سوی این انتخاب را ببیند: صمیمیت و دسترسپذیری قصه، و در عین حال، محدودیتهایی که از سادهسازی جهان فرهنگی آن ناشی میشود.
جمعبندی «Yakari: A Spectacular Journey» ماجراجوییای پرتحرک و خوشقلب است که برای مخاطب کودک، مسیری روشن از کنجکاوی تا دوستی میسازد. توانایی گفتوگو با حیوانات، پیوند یاکاری و لیتل تندر و هویت بصری متمایز، به فیلم جذابیت و گرمایی واقعی میبخشند. در سوی دیگر، داستان قابلپیشبینی، شخصیتپردازی محدود و جهانسازی کمعمق، مانع از آن میشوند که اثر به تجربهای پیچیدهتر و ماندگارتر بدل شود.
سادهسازی فرهنگی نیز نکتهای است که تماشای فیلم را برای بزرگسالان به فرصتی برای تأمل انتقادی تبدیل میکند. در نهایت، فیلم در همان قلمرویی موفقتر است که برای خود برگزیده: سرگرمی خانوادگی صادقانه، با قهرمانی کودک و طبیعتی خیالانگیز. نه میکوشد روایتی دشوار و چندلایه باشد و نه همیشه از کلیشههای ژانر فاصله میگیرد؛ اما در تصویرکردن دوستی بهمثابه رابطهای مبتنی بر اعتماد، نه تصاحب، حرفی روشن و مناسب سن مخاطبانش دارد.
« سادهسازی فرهنگی نیز نکتهای است که تماشای فیلم را برای بزرگسالان به فرصتی برای تأمل انتقادی تبدیل میکند. »



ثبت دیدگاه