نقد و بررسی
نقد مردان ایکس ۹۷ (X-Men '97) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جهانی ناتمام «X-Men '97» صرفاً بازسازی نوستالژیک یک مجموعهی قدیمی نیست؛ ادامهای است که از همان ابتدا میپذیرد گذشته هنوز تمام نشده است. داستان پس از غیبت پروفسور ایکس پی گرفته میشود و مردان ایکس را در موقعیتی تازه قرار میدهد: آنان باید هم جای خالی رهبر پیشین را تاب بیاورند و هم دربارهی راهی که گروه در آینده خواهد پیمود تصمیم بگیرند.
فصل نخست ده قسمت دارد و ادامهی مستقیم «X-Men: The Animated Series» به شمار میرود؛ بنابراین نیروی بخشی از موقعیتهایش از پیوند با تاریخ پیشین این شخصیتها میآید. بااینحال، سریال تنها بر خاطرهی مخاطبان قدیمی تکیه نمیکند. در هستهی قصه، همان پرسش آشنای مردان ایکس زنده است: چگونه میتوان برای جهانی پناه و امنیت ساخت که از تفاوت میترسد و آن را تهدید میبیند؟
این پرسش در فصل تازه، شکلهایی سیاسی، خانوادگی و شخصی پیدا میکند. تصمیمهایی که اعضای گروه میگیرند، از همان قسمتهای نخست پیامد عاطفی دارند و قصه را از مجموعهای از نبردهای قهرمانانه فراتر میبرند. کشش داستان و ریتم روایت شروع فصل با اعتمادبهنفس پیش میرود. سریال شخصیتها و تعارضهای اصلی را سریع به میدان میآورد و در عین حال برای ایجاد انگیزه و زمینهی عاطفی وقت میگذارد.
چند قسمت آغازین، بهویژه در نحوهی پیوند دادن بحرانهای بیرونی با تنشهای درون گروه، کشش قابلتوجهی دارند. مخاطب فقط نمیخواهد بداند قهرمانان چگونه از پس خطر برمیآیند؛ میخواهد بداند در لحظهی تصمیم، چه چیزی را انتخاب میکنند و این انتخاب دربارهی باورهایشان چه میگوید. این شیوه، بهخصوص برای مجموعهای با شخصیتهای پرشمار، امتیاز مهمی است.
« بااینحال، سریال تنها بر خاطرهی مخاطبان قدیمی تکیه نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر عضو تیم ظرفیت و مسئلهی خود را دارد و روایت میکوشد در میان تهدیدهای بزرگ، اختلافها و دلبستگیهای شخصی را نیز زنده نگه دارد. بااینهمه، تراکم رویدادها گاه مجال کافی برای مکث نمیدهد. برخی قسمتها در پی پیش بردن چند خط داستانیاند و از همین رو، احساسات یا تغییرات شخصیتها ناچار میشوند در زمانی محدود شکل بگیرند.
در نتیجه، پرشتابی روایت هم سرچشمهی هیجان است و هم یکی از محدودیتهای آن. مگنتو، چارلز و وزن گذشته یکی از مهمترین داراییهای مجموعه، رابطهی پیچیدهی مگنتو و چارلز است. این رابطه را نمیتوان به دوستی ساده یا تقابل همیشگی فروکاست؛ گذشتهی مشترک، اختلاف بنیادین و احترام متقابل در آن همزمان حضور دارند.
هر بار که این دو در مرکز یک صحنه قرار میگیرند، گفتوگو چیزی بیش از تبادل اطلاعات است: هر جمله میتواند یادآور امیدهای قدیمی، زخمهای حلنشده یا اختلاف بر سر آینده باشد. دیالوگها در بهترین لحظههایشان، بهجای آنکه صرفاً شعارهایی دربارهی همزیستی یا قدرت باشند، از دل شخصیتها بیرون میآیند.
همین ویژگی به کشمکش اخلاقی مجموعه عمق میبخشد؛ زیرا مخاطب با دو چهرهی کاملاً جدا از هم روبهرو نیست، بلکه دو نگرش متفاوت را میبیند که هر یک ریشه در تجربهای واقعی دارند. این کیفیت در کنار تصمیمهای دشوار اعضای گروه، به سریال لحظاتی ماندگار میدهد و توضیح میدهد چرا صحنههای مگنتو و چارلز اغلب از درخشانترین بخشهای آناند.
« بااینهمه، تراکم رویدادها گاه مجال کافی برای مکث نمیدهد. »
شخصیتها و اجرا
شخصیتها و خانوادهی جهشیافته شخصیتپردازی «X-Men '97» در مجموع پرانرژی و چندلایه است. خانوادهی سامرز، با مجموعهای از پیوندهای عاطفی و مسئولیتهای گاه متعارض، از بخشهای جذاب روایت به شمار میآیند. رابطهی جین و اسکات نیز فقط به نقش قهرمانانهی آنان محدود نمیماند و به زندگی خصوصی و دشواریهای همراهیشان راه پیدا میکند.
چنین لحظههایی یادآور میشوند که مردان ایکس فقط گروهی برای مبارزه نیستند؛ آنان خانوادهایاند که زیر فشار خطرهای بیرونی، باید از پس اختلافها و آسیبپذیریهای درونی هم برآیند. در سوی دیگر، همهی شخصیتها به یک اندازه گیرا نیستند. روبرتو گاه کمجاذبه یا آزاردهنده جلوه میکند و حضورش در بعضی موقعیتها از نیروی دراماتیک صحنه میکاهد.
البته این کاستی را نباید به معنای بیفایده بودن او دانست؛ مسئله بیشتر آن است که پرداخت شخصیت در برخی لحظهها به اندازهی دیگر اعضا قانعکننده نیست. این تفاوت در میزان جذابیت، در مجموعهای با گروهی بزرگ طبیعی است، اما همچنان مانع از آن میشود که همهی خطوط شخصیتی در تمام قسمتها با قدرت یکسان پیش بروند.
تصویر، حرکت و میراث بصری هویت دیداری سریال به گذشته وفادار میماند، اما آن را عیناً تکرار نمیکند. طراحیها و حالوهوای کلی از مجموعهی دههی نود یاد میکنند، در حالی که حرکتها و اجرای صحنههای اکشن با کیفیتی تازهتر ارائه میشوند. این ترکیب، حس آشنایی را حفظ میکند بیآنکه انیمیشن به بازسازی بیجان تصاویر قدیمی تبدیل شود.
« شخصیتها و خانوادهی جهشیافته شخصیتپردازی «X-Men '97» در مجموع پرانرژی و چندلایه است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
سازندگان سبک اصلی را با رویکردی امروزیتر ادامه دادهاند و در کاربرد نیروهای جهشیافته نیز گاهی از ظرفیت تصویری آنها برای نشان دادن احساسات بهره میگیرند. صحنههای نبرد از انرژی خوبی برخوردارند و قدرتها صرفاً ابزارهایی برای پیروزی در درگیری نیستند؛ بسیاری از آنها بخشی از شخصیتپردازی تصویریاند.
با این حال، ارزش انیمیشن فقط در نبردها خلاصه نمیشود. طراحی چهرهها، ترکیب رنگ و حفظ نشانههای بصری شناختهشده به مجموعه کمک میکند جهانی منسجم بسازد؛ جهانی که در آن خاطرهی تماشای قدیمی و تجربهی تازه در کنار هم قرار میگیرند. افتوخیزها و تجربهی تماشا یکی از ایرادهای محسوس فصل آن است که پس از شروعی بسیار نیرومند، همهی قسمتها به همان اندازه حسوحال اولیه را حفظ نمیکنند.
تغییر تمرکز میان شخصیتها و خطهای روایی، گاهی انسجام و ضرباهنگ را کاهش میدهد. بعضی قسمتها بهجای آنکه تنش درونی خود را کامل بپرورانند، بیشتر شبیه ایستگاههایی برای پیش بردن طرح کلی عمل میکنند. این مسئله بهویژه برای مخاطبی که جذب صمیمیت و تمرکز قسمتهای آغازین شده باشد، ممکن است ناامیدکننده باشد.
تماشای چند قسمت پشتسرهم نیز همیشه تجربهای بینقص نیست. سریال از نظر عاطفی و داستانی متراکم است و میان بحرانها، گفتوگوهای پرمعنا و دگرگونیهای پیدرپی فرصت تنفس محدودی میدهد. در تماشای هفتگی، فاصلهی قسمتها میتواند به مخاطب مجال تأمل بدهد؛ اما تماشای پیاپی، در برخی بخشها خستگی میآورد.
« با این حال، ارزش انیمیشن فقط در نبردها خلاصه نمیشود. »
قوتها و کاستیها
این ضعف، از جذابیت کلی اثر نمیکاهد، ولی نشان میدهد که شدت و تراکم روایت همیشه با ریتم مناسب همراه نشده است. جمعبندی «X-Men '97» احیایی موفق و پرشور است، زیرا نوستالژی را به جای مقصد، به نقطهی آغاز تبدیل میکند. بهترین لحظههایش از برخورد شخصیتهای آشنا با انتخابهای تازه، از رابطهی آکنده از تناقض مگنتو و چارلز، و از پیوند میان اکشن و پرسشهای اخلاقی شکل میگیرند.
انیمیشن چشمنواز و دیالوگهای ماندگار نیز به آن هویت مستقلی میبخشند. در مقابل، نابرابری کیفیت قسمتها، کمجاذبه ماندن برخی شخصیتها و فشردگی روایت مانع از آن است که فصل در تمام مسیر به اندازهی شروعش درخشان باشد. با وجود این کاستیها، مجموعه توانسته است پیوندی زنده میان میراث گذشته و درام امروز برقرار کند.
برای مخاطبان قدیمی، بازگشتی دلنشین به جهان مردان ایکس است و برای تماشاگر تازه، داستانی پرکشمکش دربارهی هویت، ترس و امکان همزیستی؛ اثری که پس از پایان تماشا، بیش از آنکه به خاطر نبردهایش در ذهن بماند، به خاطر آدمهایی ماندگار میشود که هنوز نمیدانند چگونه باید با گذشته و آیندهی خود کنار بیایند.
« این ضعف، از جذابیت کلی اثر نمیکاهد، ولی نشان میدهد که شدت و تراکم روایت همیشه با ریتم مناسب همراه نشده است. »



ثبت دیدگاه