نقد و بررسی
نقد زن در ماه (Woman in the Moon) | 1929
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رؤیای ماه، سایهٔ زمین «Woman in the Moon» ساختهٔ فریتس لانگ، در نگاه نخست وعدهٔ سفری علمیتخیلی به ماه را میدهد؛ اما فیلم پیش از آنکه موشک از زمین جدا شود، ما را به قلمرو جاهطلبی، سرمایه، رقابت و عاطفه میبرد. این مکث طولانی بر زمین هم نقطهٔ قوت اثر است و هم سرچشمهٔ دشواریاش: لانگ میخواهد سفر فضایی را نه حادثهای شگفتانگیز و بیمقدمه، بلکه حاصل زنجیرهای از تصمیمها، منافع و کشمکشهای انسانی نشان دهد.
فیلم در همین فاصله میان رؤیای کیهانی و گرفتاریهای زمینی شکل میگیرد؛ فاصلهای که گاهی به آن عمق میدهد و گاهی ریتمش را فرسوده میکند. داستانی دربارهٔ طلا و انگیزه هستهٔ قصه با فرضیهای خیالانگیز آغاز میشود: شاید در ماه طلا فراوان باشد. این ایده، دانش و سرمایه را به هم پیوند میزند و سفر فضایی را از کنجکاوی محض به مأموریتی اقتصادی و پرمخاطره تبدیل میکند.
در کنار دانشمندانی که میخواهند نظریه را بیازمایند، سرمایهگذاران و رقیبانی حضور دارند که چشمانداز ماه را فرصتی برای تصاحب ثروت میبینند. به این ترتیب، فیلم از همان آغاز پرسشی فراتر از امکان رسیدن به ماه مطرح میکند: اگر انسان به قلمرو تازهای دست یابد، آیا آن را برای شناخت جهان میخواهد یا برای گسترش حرص و قدرت خویش؟
این پرسش به روایت جان میدهد، اما مسیر پاسخگوییاش مستقیم نیست. جلسهها، گفتوگوها و آمادهسازیهای پیاپی گاه بیش از اندازه طول میکشند و ضرباهنگ آغازین را کند میکنند. تماشاگر ممکن است مشتاق باشد زودتر با خود موشک و سفر روبهرو شود؛ فیلم، در عوض، اصرار دارد نخست شبکهٔ روابط و انگیزهها را بسازد.
« داستانی دربارهٔ طلا و انگیزه هستهٔ قصه با فرضیهای خیالانگیز آغاز میشود: شاید در ماه طلا فراوان باشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب از نظر دراماتیک قابلفهم است، اما همیشه به اندازهای که باید تماشایی نیست. علم بهمثابهٔ نمایش یکی از ویژگیهای ماندگار فیلم، جدیت آن در تصور سفر فضایی است. موشک صرفاً وسیلهای جادویی برای انتقال قهرمانان به ماه نیست؛ ساخت، آمادهسازی و پرتاب آن بخش مهمی از تجربهٔ سینمایی اثر را میسازند.
لانگ با نمایش جزئیات فنی، انتظار را به تعلیق بدل میکند: تماشاگر میداند که سفر خطرناک است، اما اهمیت کار در این است که فیلم میکوشد خطر را از دل سازوکارها و مراحل مأموریت محسوس کند. برای بینندهٔ امروز، برخی فرضیهها و تصورات علمی فیلم ناگزیر کهنه یا نادقیق به نظر میرسند. بااینحال، ارزش اثر را نباید تنها با درستی پیشبینیهایش سنجید.
نکتهٔ چشمگیر آن است که فیلم در سال ۱۹۲۹ سفر فضایی را با نوعی انضباط و باورپذیری تصویری پی میگیرد؛ گویی خیال، برای آنکه تماشاگر را قانع کند، باید نخست شکل یک طرح عملی به خود بگیرد. صحنهٔ پرتاب، بهویژه، حاصل همین ترکیب است: نمایش ماشینآلات، مکث، انتظار و لحظهٔ حرکت، هم هیجان میآفریند و هم شکوهی آیینی به فناوری میبخشد.
زمانِ طولانی و ریتمِ نابرابر تماشای نسخهٔ بلند فیلم تجربهای زمانبر است و این طول، در بخشهایی کاملاً به چشم میآید. نیمهٔ نخست با توضیحات علمی، رایزنیهای مالی و شکلگیری روابط عاطفی پیش میرود؛ عناصری که از نظر داستانی لازماند، اما گاهی بیش از ظرفیت نمایشی خود ادامه مییابند.
« این انتخاب از نظر دراماتیک قابلفهم است، اما همیشه به اندازهای که باید تماشایی نیست. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، ممکن است رسیدن به ماه برای تماشاگر به وعدهای دوردست تبدیل شود و احساس کند فیلم مدت زیادی در آستانهٔ ماجراجویی توقف کرده است. بااینهمه، کندی را نباید با بیهدفی یکی گرفت. لانگ برای ساختن انتظار وقت میگذارد و از همین راه، پرتاب موشک را به نقطهٔ اوج یک فرایند بدل میکند، نه صرفاً منظرهای جذاب در ابتدای داستان.
مشکل آنجاست که همهٔ مراحلِ این فرایند به یک اندازه زنده نیستند. کشمکشهای جلسات و توضیحات بعضی شخصیتها گاهی وزن یکسانی با تصاویر و رخدادهای فنی پیدا میکنند، حال آنکه نیروی فیلم بیشتر در تصویرپردازی و تنش عینی نهفته است تا در سخنرانیهای طولانی. چهرههای انسانی زیر سایهٔ مأموریت میان برنامهٔ سفر و کشمکشهای شخصی، داستانی عاشقانه و رقابتی نیز جریان دارد.
مثلث عاطفی فیلم، به مأموریت وجهی شکننده و انسانی میدهد: شخصیتها صرفاً خدمهٔ یک موشک نیستند، بلکه با حسادت، دلبستگی و تصمیمهایی روبهرو میشوند که میتواند بر سرنوشت جمعی اثر بگذارد. این پیوند میان امر خصوصی و امر عظیم، در اصل ظرفیت دراماتیک فراوانی دارد؛ سفر به ماه ناگهان به آزمونی برای وفاداری و ازخودگذشتگی هم تبدیل میشود.
بااینحال، برخی از این روابط از پرداختی سادهتر و ملودراماتیکتر از بخش علمی فیلم برخوردارند. شخصیتها گاه بیش از آنکه پیچیدگی درونیشان را آشکار کنند، در جایگاههای آشنای عاشقِ پنهان، رقیب و معشوق قرار میگیرند. همین تفاوت میان ظرافت طراحی سفر و سرراستی کشمکشهای عاطفی، در بافت اثر محسوس است.
« بااینهمه، کندی را نباید با بیهدفی یکی گرفت. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در عین حال، فیلم با پیوند دادن میل شخصی و خطر جمعی یادآور میشود که حتی جاهطلبانهترین پروژهها نیز از ضعفها و خواستههای انسانی جدا نیستند. تصویر، فضا و تجربهٔ تماشا زبان بصری لانگ به فیلم اجازه میدهد که فراتر از محدودیتهای سکوت حرکت کند. طراحی صحنهها و مقیاس سازههای فضایی، حس مواجهه با چیزی بزرگتر از زندگی روزمره را میآفریند.
تصاویر، بهجای آنکه صرفاً داستان را توضیح دهند، برای فناوری و سفر فضایی نوعی حضور مادی میسازند. تماشاگر میتواند بزرگی موشک، اضطراب آمادگی و ناشناختگی مقصد را در قابها حس کند؛ حتی اگر جلوهها با معیارهای امروزی ساده به نظر برسند. از آنجا که فیلم صامت است، شیوهٔ نمایش آن نیز در تجربهاش سهم دارد.
همراهی موسیقی زنده میتواند ضرباهنگ صحنهها را برجسته کند و میان لحظات مکث و حرکت پیوندی تازه بسازد. در چنین تماشایی، سکوت فیلم خلأ نیست؛ فضایی است که موسیقی و تصویر در آن با یکدیگر گفتوگو میکنند. این کیفیت بهویژه در لحظات پرتنش و صحنههای سفر اهمیت دارد، هرچند تجربهٔ هر نمایش بسته به همراهی موسیقی میتواند تفاوت چشمگیری داشته باشد.
میراث یک خیال علمیتخیلی اهمیت «Woman in the Moon» فقط در این نیست که موضوعش سفر به ماه است. فیلم میکوشد تخیل علمیتخیلی را به رویدادی حسابشده و زمینی نزدیک کند: برای رسیدن به ناشناخته باید نظریه، ابزار، سرمایه و همکاری به هم برسند، و هر یک میتوانند به سرچشمهٔ خطر بدل شوند. از این منظر، اثر هم ستایشگر جسارت علمی است و هم نسبت به نیروهایی که آن جسارت را به خدمت ثروت و رقابت درمیآورند بدگمان.
« تصویر، فضا و تجربهٔ تماشا زبان بصری لانگ به فیلم اجازه میدهد که فراتر از محدودیتهای سکوت حرکت کند. »
قوتها و کاستیها
همین دوگانگی به فیلم تازگی میبخشد. رؤیای سفر فضایی در آن پاک و بیتعارض نیست؛ با منافع اقتصادی، رازها و اختلافهای انسانی گره خورده است. در نتیجه، ماه نه فقط مقصدی دور، بلکه آینهای برای مناسبات روی زمین میشود. هرچه مأموریت به هدفش نزدیکتر میشود، پرسش دربارهٔ هزینهٔ پیشرفت نیز جدیتر جلوه میکند.
جمعبندی «Woman in the Moon» اثری بلندپروازانه و نابرابر است: در آمادهسازیها گاه بیش از حد مکث میکند، توضیحهایش همیشه از نظر دراماتیک زنده نیستند و بخشهایی از روابط انسانیاش ساده میمانند؛ اما همین فیلم در نمایش جزئیات سفر فضایی، ساختن انتظار و بخشیدن شکوه تصویری به فناوری، نیرویی کمنظیر دارد.
بهترین لحظاتش زمانی پدید میآیند که دانش، خطر و سینما در یک قاب به هم میرسند و سفر به ماه از ایدهای دور به تجربهای ملموس بدل میشود. پایان نیز بیآنکه لازم باشد چیزی از جزئیات آن گفته شود، حس ناتمامیِ کنجکاویبرانگیزی بر جا میگذارد؛ گویی قصه پس از فرود پرده همچنان در ذهن تماشاگر ادامه دارد.
« رؤیای سفر فضایی در آن پاک و بیتعارض نیست؛ با منافع اقتصادی، رازها و اختلافهای انسانی گره خورده است. »
ثبت دیدگاه