نقد و بررسی
نقد ولفواکرز (Wolfwalkers) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
افسانهای دربارهٔ آزادی «Wolfwalkers» از دلِ افسانهای ساده و آشنا آغاز میشود: در شهری محصور، گرگها دشمن انسان شمرده میشوند و جنگل مانعی است بر سر راه نظم و آبادانی. رابین، دختر نوجوانی که در پیروی از پدرش سودای شکارچیشدن دارد، با ورود به جنگل و آشنایی با مِب، دختری آزادخو و رازآلود، کمکم درمییابد که مرز میان شکارچی و شکار، اهلی و وحشی، و دوست و دشمن آنقدرها قطعی نیست.
فیلم بیآنکه رازهایش را یکباره آشکار کند، این تقابل را به پرسشی اخلاقی بدل میسازد: آیا هر آنچه از کنترل ما بیرون است، واقعاً تهدیدی برای ماست؟ جذابیت قصه در این است که خیالپردازی را از تجربههای ملموس جدا نمیکند. دوستی، ترس از طردشدن، میل به استقلال و نیاز به تعلق، همگی در دل ماجرایی جادویی جای میگیرند.
فیلم افسانه را نه راهی برای گریز از واقعیت، بلکه زبانی برای دیدن دوبارهٔ آن به کار میگیرد؛ زبانی که در آن، دگرگونی جسمانی با دگرگونی نگاه و هویت پیوند میخورد. دوستی و دگرگونی شخصیت رابین و مِب دو شخصیت متفاوتاند، اما تفاوتشان به دوگانهای ساده میان دختر مطیع و دختر سرکش فروکاسته نمیشود.
رابین از جهانی میآید که برایش نقش و محدوده تعیین کرده است؛ مِب در جهانی نفس میکشد که در آن غریزه، حرکت و پیوند با طبیعت اهمیت دارد. برخورد این دو، هر یک را وادار میکند دربارهٔ چیزهایی که بدیهی میپنداشتهاند دوباره بیندیشد. دوستی آنها محور عاطفی فیلم است و خوشبختانه از جنس آشنایی ناگهانی و بیپشتوانه نیست.
« جذابیت قصه در این است که خیالپردازی را از تجربههای ملموس جدا نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نزدیکیشان با کنجکاوی، بازیگوشی و اعتماد شکل میگیرد و بهتدریج عمق مییابد. این پیوند، رابین را از انفعال بیرون میآورد و به او امکان میدهد میان اطاعت از خواستههای دیگران و انتخاب اخلاقی خودش تمایز بگذارد. در سوی دیگر، مِب نیز صرفاً نماد آزادی بیقیدوشرط نیست؛ سرکشیاش با دلبستگی و آسیبپذیری همراه است.
همین پیچیدگی، رابطهٔ دو دختر را گرم و باورپذیر میکند. پدر و دختر؛ نزاعی درون خانواده یکی از لایههای اثرگذار فیلم، رابطهٔ رابین و پدرش است. اختلاف آنها فقط بر سر شکار یا ممنوعیت ورود به جنگل نیست؛ هر دو در پی امنیتاند، اما برداشتشان از امنیت و راه رسیدن به آن تفاوت دارد. پدر میکوشد در نظمی سختگیرانه دوام بیاورد و دخترش را از خطر دور نگه دارد.
رابین، در مقابل، میخواهد تواناییهایش را ثابت کند و حق انتخاب داشته باشد. فیلم بهجای آنکه پدر را به چهرهای شرور و یکبعدی بدل کند، ترس و فشارهایی را که رفتار او را شکل دادهاند نیز نشان میدهد. این انتخاب به کشمکش خانوادگی وزن میبخشد: از یک سو، مهر و نگرانی وجود دارد؛ از سوی دیگر، همین عاطفه میتواند به کنترل و محدودکردن تبدیل شود.
تنش میان پدر و دختر از همین تناقض تغذیه میکند و لحظههای اندوهبار فیلم را از دل مناسباتی آشنا بیرون میکشد. طبیعت در برابر نظم تحمیلی جنگل در «Wolfwalkers» پسزمینهای تزئینی نیست؛ حضوری زنده دارد و در برابر شهر، شیوهای دیگر از زیستن را نمایندگی میکند. شهر با دیوارها، قوانین و نگاه مراقبتیاش، نظم و امنیت را وعده میدهد، اما این نظم بهایی دارد: مهار طبیعت، خاموشکردن تفاوتها و تنگکردن میدان انتخاب.
« نزدیکیشان با کنجکاوی، بازیگوشی و اعتماد شکل میگیرد و بهتدریج عمق مییابد. »
شخصیتها و اجرا
جنگل، در سوی دیگر، پرخطر و پیشبینیناپذیر است، اما امکان حرکت و پیوند را نیز فراهم میکند. فیلم از این تقابل برای طرح موضوعاتی فراتر از ماجرای گرگها بهره میگیرد؛ از جمله سلطهٔ سیاسی و فرهنگی، ویرانکردن زیستبوم و بدگمانی به هر آنچه بیرون از چارچوب قدرت قرار میگیرد. استعارهها روشناند و گاهی حتی مستقیم، اما با فضای افسانهای اثر سازگار میمانند.
طبیعت در اینجا چیزی نیست که انسان باید آن را رام کند تا صاحبش شود؛ نیرویی مستقل است که آدمی باید بیاموزد در کنار آن زندگی کند. تصویری که خودش روایت میکند برجستهترین دستاورد فیلم در طراحی بصری آن نهفته است. تصویرها با خطهای آشکار، رنگآمیزی پرجنبوجوش و جزئیاتی ساخته شدهاند که حس دستساخت و زندهبودن را حفظ میکنند.
این ویژگی تنها جلوهای زیباشناختی نیست؛ زبان تصویری فیلم در روایت نیز نقش دارد. شهر با شکلهای هندسی، خطوط زاویهدار و رنگهای خاموش، فضایی بسته و قانونزده پیدا میکند. جنگل، در برابر آن، با خطوط نرمتر، حرکتهای سیال و رنگهای سبز و گرم، گسترده و نفسکشنده جلوه میکند. این تقابل بهروشنی در شیوهٔ طراحی آدمها و محیط بازتاب مییابد.
فیلم از این تفاوت سبکی برای نشاندادن دگرگونی رابین هم بهره میبرد. تغییر او تنها در رفتار یا تصمیمهایش خلاصه نمیشود؛ شیوهٔ دیدهشدنش نیز بهتدریج با جهانی که به آن نزدیک میشود هماهنگتر میشود. در بخشهایی که تماشاگر همراه با گرگها از محیط میگذرد، حرکت و نگاه تصویری شکل متفاوتی پیدا میکند؛ گویی فیلم میکوشد امکان ادراک جهان از راهی دیگر را به تجربهای حسی تبدیل کند.
« جنگل، در سوی دیگر، پرخطر و پیشبینیناپذیر است، اما امکان حرکت و پیوند را نیز فراهم میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از همین رو، تماشای «Wolfwalkers» فقط دنبالکردن قصه نیست؛ دیدنِ منطق تصویریای است که قصه را میسازد. صدا، حرکت و ریتم موسیقی و طراحی صدا در خدمت ساختن فضایی افسانهایاند، بیآنکه پیوسته احساسات را به تماشاگر دیکته کنند. صداهای جنگل، حرکت جانوران و موسیقی، حس سرزندگی محیط را تقویت میکنند؛ در شهر، همان حسِ فضای محصور و نظارتشده بیشتر به چشم میآید.
این تفاوت صوتی و بصری کمک میکند دو جهان فیلم، حتی پیش از آنکه شخصیتها دربارهشان حرف بزنند، از هم متمایز شوند. ریتم فیلم در بیشتر زمان با انرژی ماجراجویانهٔ رابین و مِب همراه است، اما همیشه یکدست نمیماند. بعضی بخشها پیشروی کندتری دارند و توضیح یا تکرار موقعیتها میتواند از نیروی حرکت بکاهد.
پایانبندی نیز کمی بیش از نیاز امتداد مییابد؛ نکتهای که از تأثیر عاطفی فیلم نمیکاهد، اما از فشردگی آن کم میکند. در کنار این مسئله، برخی مسیرهای داستانی و عاطفی قابلحدساند. بااینحال، پیشبینیپذیری قصه مانع همراهی با شخصیتها نمیشود، چون نقطهٔ قوت فیلم بیش از آنکه در غافلگیریهای پیاپی باشد، در کیفیت پیوندها و جهانسازی آن است.
تعادل میان افسانه و احساس «Wolfwalkers» فیلمی خانوادگی است، اما سادهانگارانه نیست. مضمونهایی چون اختیار، همدلی، قدرت و نابودی طبیعت را در بستری قابلفهم عرضه میکند، بیآنکه همهٔ پیچیدگیهایشان را از میان ببرد. بعضی پیامها آشکار و کموبیش صریحاند، اما شخصیتها به ابزارهای بیجانِ انتقال اندیشه تبدیل نمیشوند.
« از همین رو، تماشای «Wolfwalkers» فقط دنبالکردن قصه نیست؛ دیدنِ منطق تصویریای است که قصه را میسازد. »
قوتها و کاستیها
لحظههای بازیگوشانه و ماجراجویانه در کنار لحظههای اندوه و خطر قرار میگیرند و به اثر امکان میدهند هم دلنشین باشد و هم جدی. این تعادل کامل نیست؛ گاهی مضمونها از دل داستان جلوتر میزنند و ریتم، بهخصوص در بخشهای پایانی، به اندازهٔ تصویرها و شخصیتپردازی ظریف نمیماند. بااینهمه، گرمای رابطهٔ دو دختر، کشمکش خانوادگی و حضور پرقدرت جنگل، به قصه جان میدهد و اجازه نمیدهد فیلم به بیانیهای خشک دربارهٔ آزادی یا محیطزیست تبدیل شود.
جمعبندی «Wolfwalkers» اثری چشمنواز و عاطفی است که قصهای افسانهای را به تأملی دربارهٔ آزادی، دوستی، رابطهٔ والد و فرزند و حق طبیعت برای باقیماندن پیوند میزند. روایت گاهی کند میشود، بعضی مسیرهایش از پیش قابلتشخیصاند و پایانبندی اندکی کش میآید؛ اما این کاستیها زیر سایهٔ طراحی دوبعدی خیرهکننده، شخصیتهای دوستداشتنی و جهانسازی متمایز فیلم قرار میگیرند.
حاصل، انیمیشنی است که نهفقط بهسبب زیبایی قابهایش، بلکه بهدلیل نگاه انسانیاش به تفاوت و همزیستی در ذهن میماند.
ثبت دیدگاه