نقد و بررسی
نقد با آغوش باز (With Open Arms) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طنزی برآمده از تناقض «With Open Arms» یا «À bras ouverts»، کمدی فرانسویـبلژیکی Philippe de Chauveron، بر موقعیتی روشن و بالقوه پربار بنا شده است: نویسندهای مرفه که در آثارش از گشودگی و همدلی دفاع میکند، در مناظرهای تلویزیونی به چالش کشیده میشود تا همان اصول را در زندگی شخصیاش به کار بندد.
او برای آنکه در برابر رقیبش کم نیاورد، ادعایش را میپذیرد؛ اما همان شب، خانوادهای کولی سراغ خانهاش میآیند و سخنرانی اخلاقی ناگهان به آزمونی ملموس بدل میشود. فیلم از همین فاصله میان گفتار و کردار، موتور اصلی کمدیاش را روشن میکند. این مقدمه بهخودیخود ظرفیت یک هجو اجتماعی تیز را دارد: میتوان از آن پرسید آیا نیکخواهیِ اعلامشده، وقتی پای آسایش و حریم خصوصی خودمان در میان باشد، هنوز پابرجا میماند؟
آیا همدلی فقط زمانی آسان است که پیامدهایش از فاصلهای امن دیده شوند؟ فیلم به این پرسشها نزدیک میشود، اما بهجای آنکه تضاد اخلاقی شخصیت اصلی را بهدقت بکاود، اغلب شتاب میکند تا از برخوردها و دردسرهای روزمره موقعیتهای کمیک بسازد. خندهای که هدفش را گم میکند بخش مهمی از طنز فیلم از برهمخوردن نظم خانهای مرفه میآید؛ ورود مهمانانی ناخواسته، تغییر عادتها و آشکارشدن نگرانیهایی که پیشتر زیر لایهای از آداب و شعار پنهان بودهاند.
« فیلم از همین فاصله میان گفتار و کردار، موتور اصلی کمدیاش را روشن میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اینجا تعارضی واقعی برای کمدی وجود دارد: نه فقط تقابل دو شیوه زندگی، بلکه برخورد تصویری آرمانی از خود با واقعیتی ناخوشایند. هرچه فاصله میان ادعا و رفتار فوژرول بیشتر شود، امکان هجو ریاکاری او نیز افزایش مییابد. بااینحال، فیلم همیشه روشن نمیکند که خنده را متوجه چه کسی کرده است.
گاه هدف، روشنفکر مرفه و ژست اخلاقی اوست؛ گاه خود خانوادهای که به خانهاش پناه آوردهاند. این نوسان، طنز را از نقدی دقیق به رشتهای از موقعیتهای اغراقآمیز میکشاند. حاصل آن است که مخاطب ممکن است بهجای خندیدن به تناقضهای اجتماعی، با شوخیهایی روبهرو شود که صرفاً بر تفاوتهای فرهنگی و رفتارهای کلیشهای تکیه دارند.
مسئله بازنمایی نقد جدی فیلم از همینجا آغاز میشود. بهکارگرفتن گروهی اجتماعی در یک کمدی، بهخودیخود مسئلهساز نیست؛ دشواری زمانی پدید میآید که شخصیتها بیش از آنکه فردیت داشته باشند، حامل مجموعهای از پیشداوریهای آشنا شوند. در این فیلم، بخشهایی از تصویر خانواده کولی به رفتارهای افراطی و ویژگیهای اغراقشده وابسته است؛ در نتیجه، خنده ممکن است بهجای آنکه تبعیض و فاصلهگذاری را افشا کند، همان نگاه قالبی را بازتولید کند.
« هرچه فاصله میان ادعا و رفتار فوژرول بیشتر شود، امکان هجو ریاکاری او نیز افزایش مییابد. »
شخصیتها و اجرا
مسئله این نیست که کمدی باید از هر شوخی تند یا ناخوشایندی پرهیز کند. مسئله آن است که شوخی تند، اگر قرار است نقدی اجتماعی بسازد، باید معلوم کند چه چیزی را هدف گرفته و چه کسانی را در معرض تحقیر قرار میدهد. «With Open Arms» بارها میان هجوِ طبقه مرفه و شوخی با گروهی آسیبپذیر حرکت میکند، بیآنکه همیشه مرز این دو را دقیق نگه دارد.
از همین رو، نیت احتمالی فیلم برای دستانداختن ریاکاری، در اجرا زیر سایه بازنماییهای مسئلهدار قرار میگیرد. شخصیتها؛ تیپهایی پیش از آنکه انسان باشند ژاناتین فوژرول، با بازی Christian Clavier، در مرکز این تناقض قرار دارد. شخصیت او برای یک کمدی موقعیت طراحی شده است: مردی که تصویری پسندیده از خود و جهان ارائه میکند، اما حضور واقعیِ چیزی که دربارهاش سخن گفته، آرامش و نظم شخصیاش را بر هم میزند.
Clavier با انرژی و مهارت در بازی فیزیکی، دستپاچگی و درماندگی او را به موتور بسیاری از لحظات کمیک تبدیل میکند. مشکل این است که فیلمنامه کمتر به لایههای درونی او میپردازد؛ بنابراین پرسشهای اخلاقیِ مهم درباره انگیزه، خودفریبی و مسئولیت، گاهی بهانهای برای واکنشهای نمایشی باقی میمانند.
« مسئله این نیست که کمدی باید از هر شوخی تند یا ناخوشایندی پرهیز کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Daphné، با بازی Elsa Zylberstein، نیز در محدوده همان خانه و کشمکشها تعریف میشود. حضورش به پویایی فضای خانوادگی کمک میکند، اما شخصیت او بهاندازه کافی از نقش همراه یا واکنشنشاندهنده فراتر نمیرود. از سوی دیگر، Babik و اعضای خانوادهاش بیش از آنکه مسیرهای شخصی و تجربههای متمایزی داشته باشند، غالباً در نسبت با شوخیهای فیلم شکل میگیرند.
همین کمبودِ فردیت، تقابل اجتماعی را از برخورد انسانهایی پیچیده به رویارویی چند تیپ آشنا تقلیل میدهد. بازیگری و ریتم یکی از امتیازهای فیلم، سرزندگی گروه بازیگران است. Christian Clavier و Ary Abittan هر دو به بازی پرتحرک و واکنشهای سریع تکیه میکنند و این انرژی به موقعیتهایی که بر سوءتفاهم و برهمخوردن نظم استوارند، جان میبخشد.
فیلم برای حفظ حرکت خود به مکثهای طولانی و تأملهای سنگین وابسته نیست؛ سکانسها با سرعت از یک برخورد به برخورد دیگر میرسند و فضای کلی اثر سبک و پرجنبوجوش باقی میماند. اما ریتم تند همیشه به معنای پیشروی دراماتیک نیست. گاهی فیلم بهجای آنکه موقعیت را بپروراند، شوخی تازهای به آن میافزاید و پیش از آنکه پیامد انسانی یا اخلاقیِ اتفاق قبلی روشن شود، سراغ حادثه بعدی میرود.
« Daphné، با بازی Elsa Zylberstein، نیز در محدوده همان خانه و کشمکشها تعریف میشود. »
قوتها و کاستیها
نتیجه، سرگرمیای گذراست که لحظههای پرتحرک دارد، ولی کمتر فرصت میکند تنش خود را به کشف یا دگرگونی شخصیتی تبدیل کند. انرژی بازیگران تا اندازهای این کمبود را میپوشاند، اما نمیتواند جای ظرافت فیلمنامه را بگیرد. موقعیت اجتماعی و فرصت ازدسترفته بهترین نسخه ممکن از این فیلم میتوانست خانه فوژرول را به صحنهای برای بررسی برخورد طبقه، منزلت و مسئولیت تبدیل کند.
فضای بسته خانه، امکان مناسبی فراهم میکند تا تفاوت میان همدردیِ نظری و پذیرش عملی بهتدریج آشکار شود. همچنین حضور خانواده تازهوارد میتوانست فرصتی باشد برای آنکه هر دو سوی تقابل از قالبهای ساده بیرون بیایند و تماشاگر ناچار شود باورهای خودش را هم به پرسش بکشد. اما اثر بیشتر به شتاب کمدیهای عامهپسند وفادار میماند تا کاوش اجتماعی.
اغراق، تکرار و شوخیهای مبتنی بر تفاوتها جای گفتوگویی دقیقتر را میگیرند. در نتیجه، فیلم نه کاملاً به هجوی نافذ درباره نخبگان مرفه بدل میشود و نه تصویری پیچیده و انسانی از خانواده مهمان ارائه میدهد. این ناکامی از آن رو چشمگیر است که طرح اولیه، تضادی بسیار روشن و قابلفهم در اختیار فیلم گذاشته بود.
« انرژی بازیگران تا اندازهای این کمبود را میپوشاند، اما نمیتواند جای ظرافت فیلمنامه را بگیرد. »
جمعبندی
جمعبندی «With Open Arms» فیلمی خوشریتم و پرانرژی است که از یک تناقض اخلاقیِ جذاب آغاز میکند: کسی که دیگران را به گشودگی فرامیخواند، ناگهان باید هزینه عملیِ همان دعوت را بپذیرد. حضور بازیگران پرتحرک و موقعیتهای پرشمار، آن را به کمدیای سبک و گاه سرگرمکننده تبدیل میکند؛ اما شتاب در پیشبرد شوخیها و کمعمقی شخصیتها مانع میشود ایده محوری به نقدی ماندگار و منسجم بدل شود.
مهمتر از همه، فیلم در نحوه بازنمایی خانواده کولی با مسئلهای جدی روبهروست: شوخیهایی که میتوانستند پیشداوری را به چالش بکشند، گاهی خود به بازتولید همان پیشداوری نزدیک میشوند. بنابراین، ارزش اصلی اثر نه در پرداخت کامل مسئلهای اجتماعی، بلکه در طرح پرسشی است که پاسخ سینماییاش را بهقدر کافی نمییابد: آیا همدلی فقط یک موضع زیباست، یا تعهدی که باید در زندگی روزمره نیز پذیرفته شود؟



ثبت دیدگاه