نقد و بررسی
نقد ارباب آرزوها ۳: آن سوی دروازههای جهنم (Wishmaster 3: Beyond the Gates of Hell) | 2001
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت جن به فضای دانشگاهی «Wishmaster 3: Beyond the Gates of Hell» میکوشد فرمول آشنای مجموعه را به محیطی تازه منتقل کند: این بار دانشگاه، کلاسها و زندگی دانشجویی بستری برای بازگشت جن و گسترش وحشتاند. دیانا کالینز، دانشجویی جوان و درسخوان، ناخواسته او را آزاد میکند و در ادامه درمییابد که حضورش فقط تهدیدی شخصی نیست؛ جن میخواهد او را به برآوردن سه آرزو وادارد و از این راه، نیرویی ویرانگر را به حرکت درآورد.
فیلم از همین موقعیت، هم تعقیبی فراطبیعی میسازد و هم فرصتی برای بازی با ایدهٔ آرزوهایی که معنای ظاهریشان میتواند به فاجعه ختم شود. بااینحال، آنچه روی کاغذ ظرفیت یک ماجرای پرتنش را دارد، در اجرا همیشه به اندازهٔ لازم جان نمیگیرد. دانشگاه؛ زمینهای تازه با بهرهبرداری محدود انتقال ماجرا به دانشگاه، بالقوه انتخابی جذاب است.
فضای آشنای دانشجویی میتواند تضادی دلنشین با حضور موجودی اسطورهای بسازد: راهروها و کلاسها در برابر جهنمی که جن نویدش را میدهد. افزون بر این، جمعیت دانشجویان و روابط پراکندهشان امکان میدهد تهدید از محدودهٔ یک قربانی فراتر برود و محیطی کامل را گرفتار کند. فیلم از این زمینه برای آغاز ماجرا استفاده میکند، اما در پرداخت آن چندان کنجکاو نیست.
« بااینحال، آنچه روی کاغذ ظرفیت یک ماجرای پرتنش را دارد، در اجرا همیشه به اندازهٔ لازم جان نمیگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دانشگاه بیشتر به محل وقوع حوادث بدل میشود تا جهانی زنده با قواعد، شخصیتها و تنشهای مستقل. در نتیجه، ظرفیت موقعیت مکانی برای ساخت تعلیق و گسترش تدریجی خطر تنها تا اندازهای به کار گرفته میشود. دیانا و مسئلهٔ قهرمانبودن دیانا در مرکز روایتی قرار دارد که از او انتظار دارد هم هدف جن باشد و هم نیروی مقاوم در برابر او.
ویژگیهایی چون جوانی، معصومیت و جدیت در درس، او را در آغاز به چهرهای آسیبپذیر تبدیل میکند؛ اما چنین شروعی بهتنهایی برای ساخت شخصیتی درگیرکننده کافی نیست. فیلم میتوانست ترس، سردرگمی و تصمیمهای دشوار او را با ظرافت بیشتری دنبال کند تا مبارزهاش معنایی عاطفی پیدا کند. در عوض، گاهی فاصلهای میان خطر بزرگی که روایت وعده میدهد و واکنشهایی که از شخصیتها میبینیم شکل میگیرد.
بازیگران نیز همیشه توان لازم را برای پرکردن این فاصله ندارند؛ به همین سبب، همراهی با دیانا بیشتر بر پایهٔ موقعیت داستانی است تا پیوندی عمیق با تجربهٔ درونی او. جن تازه و سایهٔ یک غیبت مهمترین دشواری فیلم در بازآفرینی شخصیت جن دیده میشود. اندرو دیووف در دو فیلم نخست به این نقش هویتی متمایز میداد: آمیزهای از تهدید، نیشخند و بازیگوشی بدخواهانه که با مضمون آرزوهای منحرفشده تناسب داشت.
« دانشگاه بیشتر به محل وقوع حوادث بدل میشود تا جهانی زنده با قواعد، شخصیتها و تنشهای مستقل. »
شخصیتها و اجرا
در قسمت سوم، جان نوواک جای او را میگیرد؛ انتخابی که بهخودیخود میتوانست امکان برداشتی تازه از شخصیت را فراهم آورد، اما فیلم آن امکان را بهخوبی دنبال نمیکند. این جن کمتر کاریزما و شوخطبعی دارد و بیشتر به شروری معمولی نزدیک میشود که برای ترساندن قربانیان به خشونت مستقیم متوسل است.
در نتیجه، بخش مهمی از جذابیت ویژهٔ مجموعه کمرنگ میشود: همان انتظار برای آنکه آرزویی ظاهراً ساده چگونه به شکلی هولناک و طعنهآمیز تعبیر خواهد شد. آرزو، خشونت و منطق روایت هستهٔ ایده همچنان نیرومند است. آرزو در چنین داستانی فقط ابزار برآوردهکردن خواسته نیست؛ آزمونی برای شناخت میل، خودفریبی و عاقبت انتخابهای نسنجیده است.
هر بار که شخصیتی خواستهای را بیان میکند، تماشاگر میتواند منتظر شکافی میان مقصود او و نتیجهٔ واقعی باشد. فیلم گهگاه از این سازوکار برای ساخت لحظههایی خونآلود و غریب بهره میبرد، اما پیوند میان آرزو و پیامد در همهجا به یک اندازه سنجیده نیست. وقتی جن بدون اتکای روشن به این بازی زبانی به خشونت متوسل میشود، قواعدی که جذابیت اسطورهٔ او را میساختند سست میشوند.
« آرزو، خشونت و منطق روایت هستهٔ ایده همچنان نیرومند است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در چنین لحظههایی، خطر از نتیجهٔ هولناک یک خواسته نمیآید؛ صرفاً از این میآید که شرور میتواند هر کاری بکند. این تغییر، تعلیق را کممایهتر میکند. فرشته، فانتزی و آشفتگی لحن ورود میکائیل و شمشیر آتشین، فیلم را از وحشت فراطبیعی صرف به قلمرو فانتزی دینی و نبرد نیروهای خیر و شر میبرد.
این انتخاب جسورانه است و میتوانست به اثر رنگی متمایز بدهد؛ بهویژه آنکه تقابل جن و فرشته با عنوان فیلم و وعدهٔ رویارویی جهنمی آن سازگار به نظر میرسد. مشکل در کیفیت اجراست. نبرد میان دو نیروی فراطبیعی بهجای آنکه عظمت یا هراس اسطورهای پیدا کند، گاه نامنسجم و سبکوزن جلوه میکند.
حرکتها و میزانسن آن حس خطر لازم را منتقل نمیکنند و جلوههای ویژه نیز همیشه توان باورپذیرکردن این جهان را ندارند. در نتیجه، ایدهای که میتوانست امضای قسمت سوم باشد، به یکی از ناپایدارترین اجزای آن تبدیل میشود. ریتم و ظاهر وحشت کمهزینه نیمهٔ نخست فیلم بیش از اندازه درنگ میکند.
« در چنین لحظههایی، خطر از نتیجهٔ هولناک یک خواسته نمیآید؛ صرفاً از این میآید که شرور میتواند هر کاری بکند. »
قوتها و کاستیها
معرفی موقعیتها و آمادهسازی رویارویی، بهجای آنکه پیوسته بر اضطراب بیفزاید، گاهی حس انتظار بیحاصل ایجاد میکند. این کندی وقتی پررنگتر میشود که شخصیتها هنوز عمق کافی نیافتهاند و تهدید نیز در همهٔ صحنهها حضور پرتنشی ندارد. فیلم در بخشهایی به خونریزی، گریم و جلوههای عملی متکی است؛ عناصری که برای دوستداران وحشتهای کمهزینهٔ آن دوره ممکن است جذابیتی خام و نوستالژیک داشته باشند.
بااینحال، خونآلودبودن بهتنهایی جایگزین طراحی خلاقانهٔ صحنه یا تعلیق نمیشود. بعضی از قتلها و جلوهها کمرمقاند و بهجای آنکه در ذهن بمانند، صرفاً گذری از یک حادثه به حادثهٔ دیگر میسازند. جایگاه فیلم در مجموعه «Wishmaster 3» را میتوان تلاشی برای زندهنگهداشتن مجموعه با افزودن مؤلفههایی تازه دانست: محیط دانشگاهی، قهرمانی جوان و دخالت فرشتهای که میدان داستان را گسترش میدهد.
اما این گسترش، بدون حفظ ویژگیهای اصلی جن، به سود فیلم تمام نمیشود. قسمت سوم از یکسو میخواهد به میراث آرزوهای پیچیده و شرارت بازیگوشانهٔ آثار پیشین وفادار بماند و از سوی دیگر، با نبردی آشکار میان نیروهای کیهانی به سوی فانتزی حماسی برود. این دو گرایش بهندرت در تعادلی قانعکننده قرار میگیرند.
« بااینحال، خونآلودبودن بهتنهایی جایگزین طراحی خلاقانهٔ صحنه یا تعلیق نمیشود. »
جمعبندی
حاصل، اثری است که ایدههایی قابلاستفاده دارد، اما در شخصیتپردازی، ریتم و اجرای صحنههای کلیدی کمتر از ظرفیت خود ظاهر میشود. جمعبندی «Wishmaster 3: Beyond the Gates of Hell» برای علاقهمندان به وحشت فراطبیعی کمهزینه، لحظههایی از گریم، خونریزی و تخیل نامتعارف عرضه میکند و حضور فرشتهٔ میکائیل نیز به آن هویتی متفاوت میبخشد.
بااینهمه، فیلم در مهمترین بخش، یعنی بازآفرینی جن، موفق نیست: شروری که زمانی با بازی زبانی و کاریزمای تهدیدآمیزش متمایز میشد، اینجا بیشتر به مهاجمی خشن و کمرمق بدل شده است. کندی آغاز، بازیهای نابرابر و نبردهایی که نه از نظر تصویری قانعکنندهاند و نه از نظر دراماتیک منسجم، تجربه را محدود میکنند.
اثر بیش از آنکه کابوسی ماندگار باشد، یادآور این واقعیت است که یک ایدهٔ جذاب، بدون شخصیتپردازی و اجرای سنجیده، بهتنهایی بار یک مجموعه را به دوش نمیکشد.
ثبت دیدگاه