نقد و بررسی
نقد Winner | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
پرترهای میان طنز و وجدان «Winner» بهکارگردانی سوزانا فوگل، زندگی ریلیتی وینر را در قالب یک کمدیدرام زندگینامهای روایت میکند؛ زنی جوان که آرمانخواهیاش او را از محیط نظامی تا کار پیمانکاری برای نهادهای اطلاعاتی آمریکا میکشاند و در هر مرحله، میان وظیفهای که به او سپردهاند و باوری که نمیتواند از آن دست بکشد، فاصلهای دردناکتر مییابد.
فیلم بهجای آنکه فقط ماجرای افشای اسناد را دنبال کند، میکوشد شکلگیری شخصیت وینر را نیز نشان دهد: از جوانی پرشور و نامتعارف تا کارمندی که درمییابد اطاعت اداری گاه میتواند پوششی برای پیامدهای اخلاقی و انسانی باشد. امیلیا جونز در نقش اصلی ظاهر میشود و کاترین نیوتون، کانی بریتون و زک گالیفیاناکیس نیز در ترکیب بازیگران حضور دارند.
این انتخابِ قالب، هم امتیاز فیلم است و هم سرچشمهٔ محدودیتهایش. «Winner» میخواهد هم روایتی شخصی و خانوادگی باشد، هم کمدی سیاه، هم داستانی سیاسی دربارهٔ نهادهای قدرت و مسئولیت فردی. در بهترین لحظات، این وجهها یکدیگر را تقویت میکنند؛ در لحظاتی دیگر، فیلم میان آنها معلق میماند و نمیتواند تصمیم بگیرد کدام را باید در مرکز نگه دارد.
قهرمانی از جنس ناسازگاری وینر در این فیلم نه قهرمانی بینقص است و نه یک نابغهٔ دور از دسترس. بخش مهمی از جذابیت شخصیتش در ناسازگاریهای اوست: هم به دنبال خدمت و اثرگذاری است، هم با محدودیتهای سازمانی کنار نمیآید؛ هم میتواند شوخ و تندزبان باشد، هم زیر فشار تجربههایی که با ارزشهایش جور نیستند، دچار فرسودگی شود.
« این انتخابِ قالب، هم امتیاز فیلم است و هم سرچشمهٔ محدودیتهایش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تصویر از زنی که بهجای سازگارشدن با تناقضها، به آنها واکنش نشان میدهد، ظرفیت دراماتیک فراوانی دارد. اما فیلم گاهی برای برجستهکردن سرزندگی و خاصبودن او، به سادهسازی نزدیک میشود. بعضی رفتارها چنان با تأکید بر سرکشی و بیپروایی طراحی شدهاند که بهجای پیچیدهکردن شخصیت، او را خامتر از آنچه داستان اقتضا میکند نشان میدهند.
از این رو، مخاطب ممکن است در لحظههایی میان تحسین شجاعت او و پرسش از قضاوتهایش مردد بماند. این تردید میتوانست دستاوردی ثمربخش باشد، اگر فیلم با دقت بیشتری آن را به مسئلهٔ بلوغ، اعتمادبهنفس و هزینهٔ تصمیمگیری پیوند میزد. بازی امیلیا جونز و نیروی جمع بازیگران امیلیا جونز مهمترین تکیهگاه فیلم است.
بازی او به نقش ریلیتی انرژی، شوخطبعی و آسیبپذیری میبخشد، بیآنکه شخصیت را صرفاً به مجموعهای از شعارهای سیاسی تبدیل کند. جونز در لحظههای سبکتر، حضور نافذ و سرزندهای دارد؛ در صحنههایی که فشار محیط بر شخصیت سنگینی میکند، همان سرزندگی را به شکلی مهارشدهتر به کار میگیرد. نتیجه اجرایی است که حتی هنگامی که فیلمنامه از پرداختی عمیقتر بازمیماند، تماشاگر را در کنار شخصیت نگه میدارد.
ترکیب بازیگران مکمل نیز از نقاط قوت اثر است. رابطهٔ خواهرانهٔ ریلیتی و بریتنی، با بازی کاترین نیوتون، به اندازهای طبیعی شکل میگیرد که اختلافنظرها و فاصلههای میان دو خواهر، صرفاً ابزار پیشبردن قصه به نظر نمیرسد. کانی بریتون در نقش مادر، حضوری محکم و زمینی دارد و زک گالیفیاناکیس با فاصلهگرفتن از تصویری که معمولاً از نقشهای کمدیاش به ذهن میآید، به رابطهٔ خانوادگی فیلم لایهای عاطفی میافزاید.
« این تصویر از زنی که بهجای سازگارشدن با تناقضها، به آنها واکنش نشان میدهد، ظرفیت دراماتیک فراوانی دارد. »
شخصیتها و اجرا
این بازیها کمک میکنند خانواده فقط پسزمینهای برای تصمیمهای وینر نباشد، بلکه بخشی از جهانبینی و فشارهای روزمرهٔ او را بسازد. شوخیهایی با لبهٔ تلخ لحن فیلم بر ترکیب کمدی سیاه و درام استوار است. در اینجا شوخی قرار نیست سختی موضوع را بیاهمیت جلوه دهد؛ گاهی قرار است پوچی محیطی را آشکار کند که در آن، تصمیمهای بزرگ انسانی در قالب دستورالعمل و وظیفهٔ اداری بستهبندی میشوند.
برخی موقعیتهای عجیب و گفتوگوهای نیشدار، به فیلم ضربآهنگی خوشتماشا میدهند و مانع میشوند روایت به خطابهای سیاسی و یکدست بدل شود. با این حال، همان لحن سبک گاهی از موضوع پیشی میگیرد. داستان دربارهٔ خشونت نهادی، وجدان فردی و افشای اطلاعات محرمانه است؛ موضوعاتی که برای اثرگذاری به مکث، ابهام و توجه به عواقب نیاز دارند.
فیلم در چند موقعیت، آنقدر به شوخی و خوشمشربی شخصیت اصلی تکیه میکند که سنگینی این پرسشها به حاشیه میرود. نتیجه نه کمدیای کاملاً رها و منسجم است و نه درامی که بتواند وزن اخلاقی ماجرا را پیوسته حفظ کند. این ناهمواری، بخشی از هویت اثر است، اما گاه به احساس ناتمامی میانجامد. سیاست در قاب تنگ «Winner» به موضوعی وارد میشود که از ظرفیت یک روایت زندگینامهای فراتر میرود: نسبت میان امنیت ملی، حقیقت عمومی و مسئولیت شهروندی.
فیلم نشان میدهد چگونه زبان سازمانی میتواند پیامدهای انسانی را پنهان کند و چگونه یک فرد، پس از مواجهه با اطلاعاتی که با روایت رسمی پیرامونش سازگار نیست، ناچار میشود از خود بپرسد سکوت نیز نوعی انتخاب هست یا نه. این پرسشها فیلم را از یک زندگینامهٔ معمولی فراتر میبرند و به آن بُعدی اجتماعی میبخشند.
« شوخیهایی با لبهٔ تلخ لحن فیلم بر ترکیب کمدی سیاه و درام استوار است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ضعف اصلی آن است که بسیاری از این بحثها بهاندازهٔ کافی باز نمیشوند. سازوکارهای سیاسی و حقوقیِ پیرامون پرونده غالباً به نشانههایی برای حرکت داستان بدل میشوند، نه موضوعاتی که فیلم واقعاً در آنها درنگ کند. برای مخاطبی که انتظار دارد سازوکار افشاگری، پیامدهای آن و واکنش نهادها با جزئیاتی روشنتر بررسی شود، روایت میتواند شتابزده یا سطحی جلوه کند.
فیلم بیشتر بر تجربهٔ شخصی وینر تکیه دارد تا بر ساختن تصویری جامع از پرونده؛ این انتخاب قابلفهم است، اما بهایش کاهش عمق سیاسی اثر است. ریتم، ساختار و فرصتهای ازدسترفته ساختار فیلم زندگی وینر را در گسترهای وسیع دنبال میکند و همین گستردگی، امکان نمایش دگرگونیهای او را فراهم میآورد.
در عوض، بعضی بخشها فرصت کافی برای رسوبکردن پیدا نمیکنند. روایت میان خانواده، تجربهٔ نظامی، کار اطلاعاتی و بحران اخلاقی جابهجا میشود و گاهی پیش از آنکه یک موقعیت به عمق عاطفی یا فکری مطلوب برسد، از آن عبور میکند. در نتیجه، فیلم رویدادهای فراوانی را پیش میکشد، اما همیشه مجال نمییابد نشان دهد این رویدادها دقیقاً چگونه شخصیت را تغییر میدهند.
این شتاب در بخشهایی که به تصمیمهای مهم و پیامدهای آنها مربوطاند، بیشتر به چشم میآید. مسئله فقط کمبود اطلاعات نیست؛ مسئله آن است که فیلم گاه از روی پرسشهای دشوار میگذرد، بیآنکه تنش میان گزینههای اخلاقی را به اندازهٔ کافی ملموس کند. شاید به همین دلیل، بعضی لحظات پایانیِ مسیر روایی از شدت عاطفیای که وعده دادهاند برخوردار نمیشوند.
« ضعف اصلی آن است که بسیاری از این بحثها بهاندازهٔ کافی باز نمیشوند. »
قوتها و کاستیها
فیلم داستانی قابلتوجه در اختیار دارد، اما همیشه نمیتواند میان جزئیات زندگی فردی و دامنهٔ گستردهٔ موضوع سیاسی تعادل برقرار کند. جمعبندی «Winner» اثری سرگرمکننده، خوشبازیگر و گاه نامتعارف است که بخش مهمی از نیروی خود را از اجرای پرجاذبهٔ امیلیا جونز و شیمی باورپذیر بازیگران خانواده میگیرد.
شوخیهای تلخ و موقعیتهای عجیب آن، تجربهٔ تماشا را سبکتر و زندهتر میکنند؛ اما همین سبکی در جاهایی از وزن موضوع میکاهد و پرداخت کمعمق پرونده، مانع میشود فیلم به کاوشی ماندگار دربارهٔ حقیقت، قدرت و مسئولیت فردی بدل شود. ارزش فیلم بیش از آنکه در ارائهٔ روایتی جامع از سیاست یا سازوکارهای افشاگری باشد، در ترسیم انسانی است که نمیتواند میان شغلش و وجدانش مرزی روشن بکشد.
«Winner» در این تصویر گاه سادهساز و ناهماهنگ میشود، اما جذابیت شخصیت اصلی و توان بازیگران اجازه نمیدهد از تماشایش بهسادگی دست بکشیم. حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه پاسخهای قاطع بدهد، پرسشهایی مهم را به میان میآورد؛ هرچند برای دنبالکردن آن پرسشها، میتوانست مکث و عمق بیشتری داشته باشد.



ثبت دیدگاه