نقد و بررسی
نقد همهچیز را ببر (Win It All) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
وسوسهای که از یک کیف آغاز میشود «Win It All» از موقعیتی ساده و مؤثر نیرو میگیرد: ادی، مردی که میکوشد از قمار فاصله بگیرد و زندگیاش را دوباره سامان دهد، قبول میکند کیف پول آشنایی را که راهی زندان است نگه دارد. تصمیمی که در ظاهر فقط لطفی کوچک به نظر میرسد، بهسرعت به آزمونی برای اراده و صداقت او بدل میشود.
وقتی ادی در کیف با پول روبهرو میشود، وسوسهی برداشتن بخشی از آن و جبرانش در فرصتی دیگر، همان منطق آشنای اعتیاد را به حرکت درمیآورد: «این بار فرق میکند؛ فقط یک بار دیگر.» فیلم در این نقطه وعدهی یک درام پرحادثه دربارهی قمار میدهد، اما مسیر اصلیاش نه در بازیها، بلکه در ذهن مردی میگذرد که بارها تصمیم گرفته تغییر کند و هر بار راهی برای توجیه لغزشش یافته است.
تعلیق داستان از دانستن پیامدهای احتمالی میآید؛ تماشاگر میفهمد که هر انتخاب کوچک میتواند بحران را بزرگتر کند، اما همچنان امیدوار است ادی پیش از آنکه دیر شود دست از بازی بکشد. ادی؛ بازندهای که همراهش میشویم جیک جانسون مرکز ثقل فیلم است. ادی شخصیتی نیست که با یک تصمیم قهرمانانه یا باطنی نیرومند تحسینبرانگیز شود؛ جذابیتش از ناتمامی و تناقضهایش میآید.
« تصمیمی که در ظاهر فقط لطفی کوچک به نظر میرسد، بهسرعت به آزمونی برای اراده و صداقت او بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او میتواند صمیمی و شوخطبع باشد، اما همانقدر که دیگران را میخنداند، با انتخابهایش نگرانی برمیانگیزد. جانسون این دوگانگی را با بازیای کمادعا و زنده درمیآورد: تماشاگر نه رفتارهای ادی را تأیید میکند و نه از او دل میکند. نکتهی مهم آن است که فیلم لغزشهای او را صرفاً بهعنوان مجموعهای از اشتباههای عجیب عرضه نمیکند.
ادی میداند که در حال خرابکردن موقعیت خود است؛ مسئله این است که دانستن، بهتنهایی برای متوقفشدن کافی نیست. جانسون در مکثها، تغییر لحنها و واکنشهای عصبی شخصیت، فاصلهی میان فهمیدن و عملکردن را آشکار میکند. همین فاصله سبب میشود رفتار ادی گاه خندهدار و گاه دردناک باشد، بیآنکه فیلم بهسادگی او را به تیپ «قمارباز بدشانس» تقلیل دهد.
قمار بهمثابه چرخهی خودفریبی قمار در «Win It All» فقط سرگرمی یا زمینهای برای ساختن صحنههای پرتنش نیست؛ صورت بیرونی چرخهای روانی است. ادی هر بار برای ورود دوباره به بازی دلیلی میتراشد: جبران پول، بازگرداندن وضع به حالت پیشین یا رسیدن به بردی که همهچیز را حل کند. این توجیهها بهتدریج کمتر قانعکننده میشوند، اما برای خود او همچنان کارکرد دارند.
« او میتواند صمیمی و شوخطبع باشد، اما همانقدر که دیگران را میخنداند، با انتخابهایش نگرانی برمیانگیزد. »
شخصیتها و اجرا
او به جای مواجهه با خسارت، دوباره خطر میکند تا از همان خطر راه نجات بسازد. فیلم حسِ «فقط یک دست دیگر» را خوب منتقل میکند. حتی وقتی ادی فرصت دارد عقبنشینی کند، تماشاگر فشار تصمیم را در چهره و رفتار او احساس میکند. بازیها بیش از آنکه نمایش مهارت یا جزئیات فنی قمار باشند، صحنههایی برای دیدن حال درونی او هستند.
ازاینرو، هیجان فیلم به مقدار پول یا نتیجهی هر دور محدود نمیماند؛ پرسش اصلی این است که ادی تا کجا حاضر است برای فرار از پیامد تصمیم قبلی، تصمیمی خطرناکتر بگیرد. رابطهها و امکان تغییر در میان رابطههای فیلم، پیوند ادی با برادرش رون از دلنشینترین بخشهاست. این رابطه بر پایهی حمایت بیقیدوشرط شکل نگرفته است؛ رون میتواند نگران و همراه باشد و همزمان از رفتارهای نابالغانهی برادرش خسته شود.
همین ترکیب، رابطه را باورپذیر میکند. حمایت او نه راهحل جادویی برای مسئلهی ادی است و نه بهانهای برای نادیدهگرفتن آسیبهایی که ادی به اطرافیان میزند. حضور برادر، بخشی از زندگی روزمرهای را نشان میدهد که ادی میتواند در آن جایگاهی واقعی داشته باشد، اگر مسئولیت انتخابهایش را بپذیرد.
« او به جای مواجهه با خسارت، دوباره خطر میکند تا از همان خطر راه نجات بسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رابطهی ادی با اوا نیز به فیلم امکان میدهد تصویری از آیندهای متفاوت پیش چشم شخصیت بگذارد. این رابطه قرار نیست با عشق، اعتیاد را درمان کند یا گذشتهی ادی را پاک سازد؛ ارزشش در آن است که امکان پیوندی تازه را مطرح میکند. ادی در برابر چنین امکانی باید چیزی بیش از وعدههای خوشبینانه عرضه کند.
فیلم در این بخشها به جای تأکید بر پیچشهای داستانی، به لحظههای کوچک و تعاملهای انسانی تکیه دارد و از همین راه، وجه عاطفی خود را میسازد. لحن، ریتم و شیوهی روایت جو سوانبرگ فیلم را با لحنی کمتظاهر پیش میبرد. روایت بهجای آنکه با تدوین تند یا موسیقی پرهیجان، هر خطر را به نقطهی اوج بدل کند، به رفتار آدمها و جزئیات موقعیتها مجال میدهد.
نتیجه، ریتمی روان در بسیاری از بخشهاست؛ داستان بدون پیچیدگیهای فراوان از یک تصمیم به پیامد بعدی میرسد و تماشاگر را در مسیر ادی نگه میدارد. این سادگی با جهان فیلم سازگار است: بحران ادی هرچند برای خودش بزرگ و فراگیر است، در ظاهر از مجموعهای انتخابهای کوچک و روزمره ساخته میشود.
« رابطهی ادی با اوا نیز به فیلم امکان میدهد تصویری از آیندهای متفاوت پیش چشم شخصیت بگذارد. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، همین رویکرد گاهی به کندی میانجامد. برخی موقعیتها بیش از آنکه تحول تازهای در شخصیت یا روایت ایجاد کنند، حسِ پیشتر شکلگرفته را تکرار میکنند. فیلم به فضای میان اتفاقها علاقهمند است، اما این فضا همیشه به اندازهی کافی غنی نیست تا توجه را بیوقفه حفظ کند. در نتیجه، مخاطبی که انتظار روایتی فشرده و پرشتاب دارد، ممکن است بخشهایی را کشدار بیابد.
کمدی و محدودیتهای فیلمنامه «Win It All» در مرز میان کمدی و درام حرکت میکند، اما کمدیاش همواره به اندازهی بازی جانسون جاندار نیست. طنز بیشتر از خودفریبیها و اعتمادبهنفس نابجای ادی بیرون میآید تا از شوخیهای پرقدرت. این انتخاب با شخصیتمحوری فیلم تناسب دارد، ولی ممکن است برای کسی که با انتظار کمدی پرخنده سراغ اثر میرود، کمرمق جلوه کند.
گاهی هم بعضی رویدادها چنان به سود پیشبرد موقعیت کنار هم قرار میگیرند که طبیعیبودنشان کاهش مییابد. محدودیت دیگر، آشنایی الگوی کلی داستان است. قمارباز گرفتار، پولی که نباید لمس شود، تلاش برای جبران با قمار بیشتر و نزدیکشدن موعدی سرنوشتساز؛ این عناصر برای بسیاری از روایتهای این حوزه شناختهشدهاند.
« بااینحال، همین رویکرد گاهی به کندی میانجامد. »
جمعبندی
فیلم در سطح طرح، مسیر چندان غافلگیرکنندهای نمیسازد و بیشتر بر اجرای موقعیتها و همراهی با شخصیت تکیه دارد. بنابراین اگر تماشاگر انتظار دارد فیلمنامه کلیشههای ژانر را زیرورو کند یا با پیچشی نامنتظر مسیر تازهای بگشاید، احتمالاً با اثری معمولیتر از انتظارش روبهرو میشود. جمعبندی «Win It All» فیلمی جمعوجور و شخصیتمحور است که بهترین دستاوردش را در بازی جیک جانسون و انتقال اضطرابِ تکرار یک عادت ویرانگر پیدا میکند.
رابطهی ادی با برادرش به روایت گرما میبخشد و پیوندهای تازهی او پرسش تغییر را از سطح یک تصمیم شخصی فراتر میبرند: آیا ادی میتواند به زندگیای پاسخگوتر وفادار بماند، یا دوباره به همان چرخه بازمیگردد؟ فیلم این پرسش را با لحنی آرام و گاه کمشتاب دنبال میکند. ضعف اصلی اثر در قصهی آشنا، کمدی نهچندان نیرومند و لحظههایی است که روایت کش میآید یا اتفاقها اندکی تصنعی به نظر میرسند.
بااینهمه، جانسون چنان حضور پذیرفتنیای دارد که حتی وقتی از انتخابهای ادی کلافه میشویم، همچنان میخواهیم ببینیم آیا او میتواند راهی برای جبران پیدا کند. حاصل، فیلمی بیادعاست که بیش از هیجانهای بزرگ، بر کشمکشهای کوچک و دشوارِ تغییر تکیه دارد.
« فیلم در سطح طرح، مسیر چندان غافلگیرکنندهای نمیسازد و بیشتر بر اجرای موقعیتها و همراهی با شخصیت تکیه دارد. »
ثبت دیدگاه