نقد و بررسی
نقد Will You Be There | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به گذشته، نه برای گریز از آن «Will You Be There» ساختهٔ Hong Ji-young از آن داستانهایی آغاز میشود که پرسشی آشنا را به شکلی عاطفی و خیالانگیز پیش میکشد: اگر فرصتی برای بازگشت به گذشته داشتیم، چه چیزی را تغییر میدادیم؟ پاسخ فیلم ساده به نظر میرسد؛ جراحی که با بیماری لاعلاج روبهروست، میخواهد بار دیگر زنی را ببیند که سالها پیش از دست داده است.
اما فیلم بهتدریج پرسش را از «آیا میتوان گذشته را عوض کرد؟» به «آیا حق داریم آن را عوض کنیم؟» گسترش میدهد. آغاز ماجرا در فضایی دور از زندگی روزمرهٔ قهرمان میگذرد و قرصهایی رازآمیز، راهی به سوی گذشته باز میکنند. این تمهید، بیش از آنکه بر توضیح علمی تکیه کند، از ما میخواهد قرارداد خیالپردازانهٔ فیلم را بپذیریم.
«Will You Be There» نیز چندان علاقهای ندارد به اثری دربارهٔ سازوکار سفر در زمان بدل شود؛ نیروی اصلیاش در احساسات، خاطرهها و انتخابهایی است که با هر بازگشت دوباره اهمیت مییابند. زمان بهمثابه میدان انتخاب سفر در زمان در این فیلم ابزار حل مسئلهای مشخص نیست، بلکه راهی برای مواجهه با پشیمانی است.
« اما فیلم بهتدریج پرسش را از «آیا میتوان گذشته را عوض کرد؟» به «آیا حق داریم آن را عوض کنیم؟» گسترش میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شخصیت اصلی با گذشته روبهرو میشود و درمییابد که خاطرهٔ یک فقدان، تنها چیزی نیست که او را به عقب میکشاند. گذشته مجموعهای از تصمیمها، تردیدها و رابطههایی است که هنوز در زندگی اکنون او حضور دارند. در نتیجه، هر تلاش برای تغییر یک رویداد، فقط دستکاری یک لحظه نیست؛ دستبردن به شبکهای از پیوندها و پیامدهاست.
فیلم از این ظرفیت بهرهای عاطفی میگیرد، اما در پرداخت قواعد زمانی چندان سختگیر نیست. منطق سفر و حدود اثرگذاری آن، گاه بیشتر تابع نیازهای دراماتیک صحنههاست تا نظامی کاملاً منسجم. برای مخاطبی که میخواهد تناقضهای زمانی را موشکافانه بررسی کند، این مسئله میتواند کاستی مهمی باشد.
بااینحال، اثر اساساً از ما نمیخواهد معمایی علمی را حل کنیم؛ از ما میخواهد وزن عاطفیِ تصمیمی را حس کنیم که ممکن است زندگیهای دیگری را نیز دگرگون کند. دو چهره از یک زندگی یکی از جذابترین انتخابهای فیلم، روبهروکردن شخصیت اصلی با نسخهٔ جوانتر خودش است. این دیدار بالقوه میتواند به موقعیتی صرفاً سرگرمکننده یا کمیک تبدیل شود، اما فیلم از آن برای ساختن نوعی گفتوگوی درونی بهره میبرد: مردی که سالها تجربه و اندوه را پشت سر گذاشته، در برابر جوانی قرار میگیرد که هنوز نمیداند انتخابهایش چه بهایی خواهند داشت.
« شخصیت اصلی با گذشته روبهرو میشود و درمییابد که خاطرهٔ یک فقدان، تنها چیزی نیست که او را به عقب میکشاند. »
شخصیتها و اجرا
آن دو فقط دو چهره از یک انسان نیستند؛ نمایندهٔ دو نگاه متفاوت به زندگیاند، یکی آکنده از خاطره و دریغ، دیگری پر از امکان و بیخبری. بازی Kim Yoon-seok و Byun Yo-han ستون اصلی این رابطه است. تفاوت سن و تجربه در رفتار و حضور هر دو بازیگر قابل لمس است و همین تفاوت، صحنههای مشترکشان را از حالت مواجههای مصنوعی بیرون میآورد.
فیلم بهویژه هنگامی موفق است که واکنشها و مکثها جای توضیح مستقیم را میگیرند. بااینهمه، رابطهٔ دو نسخه میتوانست لایههای بیشتری پیدا کند؛ گاه به نظر میرسد اثر ظرفیت روانشناختی این برخورد را میشناسد، اما برای ماندن در آن فرصت کافی نمیگذارد. عشق، فقدان و زندگیهای پیرامونی عشق در «Will You Be There» بیشتر از آنکه با شور عاشقانهٔ لحظهای تعریف شود، از خلال غیاب و یادآوری شکل میگیرد.
محبوب ازدسترفته حضوری دارد که به گذشته محدود نمیماند؛ خاطرهٔ او بر اکنون سایه میاندازد و تصمیمهای شخصیت اصلی را جهت میدهد. فیلم از این طریق عشق را نه فقط بهعنوان رابطهای میان دو نفر، بلکه بهمثابه بخشی از حافظه و هویت فرد تصویر میکند. در کنار این خط عاطفی، رابطهٔ قهرمان با دخترش و با دوستانش اهمیت دارد.
« بازی Kim Yoon-seok و Byun Yo-han ستون اصلی این رابطه است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گذشتهای که قرار است برای نجات یک نفر تغییر کند، ممکن است آیندهٔ کسان دیگری را نیز دستخوش دگرگونی کند. این کشاکش، ایدهٔ اخلاقی مهمی به داستان میدهد: نیت خوب، همیشه به پیامدی خوب نمیانجامد. گاهی میل به بازگرداندن آنچه از دست رفته، ارزش آنچه هنوز باقی است را از چشم میاندازد. فیلم این نکته را بهروشنی مطرح میکند، هرچند گاه نتیجهگیریهایش بیش از آنکه از دل موقعیتها بجوشند، به راهحلهای روایی نزدیک میشوند.
ریتم آرام و لحن ملودراماتیک ریتم فیلم آرام است و بهجای تکیه بر هیجان پیوسته یا تعلیق پرشتاب، به لحظههای عاطفی و رابطههای انسانی مجال میدهد. همین انتخاب با مضمون خاطره و دلتنگی تناسب دارد؛ فیلم میخواهد تماشاگر در فضای اندوه و امید آن مکث کند، نه آنکه صرفاً از یک پیچش داستانی به پیچش بعدی پرتاب شود.
اما آرامش گاهی به کشآمدن میانجامد. برخی رفتوبرگشتها و تلاشهای مکرر برای تغییر گذشته، پس از مدتی نیروی تازهای به روایت اضافه نمیکنند و ضرباهنگ را کندتر از حد لازم میسازند. کمدی نیز در فیلم حضوری محدود دارد. رویارویی دو نسخه از یک شخصیت، موقعیتهایی طبیعی برای طنز و سبکی فراهم میآورد، اما اثر چندان از این امکان بهره نمیگیرد.
« گذشتهای که قرار است برای نجات یک نفر تغییر کند، ممکن است آیندهٔ کسان دیگری را نیز دستخوش دگرگونی کند. »
قوتها و کاستیها
این کمرنگی لزوماً ضعف مطلق نیست؛ لحن کلی فیلم اندوهبار و تأملی است. بااینحال، شوخطبعی بیشتر میتوانست تنوع احساسی ایجاد کند و از سنگینی مداوم فضای داستان بکاهد، بیآنکه جدیت موضوع را از میان ببرد. تصویر و فضای عاطفی کارگردانی Hong Ji-young بهجای آنکه سفر در زمان را به نمایش جلوههای فنی و پرزرقوبرق بسپارد، بر ساختن فضایی ملایم و خاطرهمحور تکیه دارد.
فیلم میان گذشته و حال رفتوآمد میکند، اما اهمیت این جابهجایی فقط در تفاوت زمانی نیست؛ هر دوره، حامل کیفیتی عاطفی و نگاهی متفاوت به آینده است. همین تضاد به داستان کمک میکند تا گذر زمان را نه فقط با نشانههای ظاهری، بلکه با فاصلهٔ میان امیدهای جوانی و آگاهیِ پختهتر نشان دهد. در اینجا تصویر و لحن بیشتر در خدمت ملودراماند تا خیالپردازی علمی.
این انتخاب به فیلم هویتی روشن میدهد، اما همزمان دامنهٔ تجربهٔ آن را محدود میکند. ایدهٔ مرکزی میتوانست به اثری پیچیدهتر دربارهٔ حافظه، مسئولیت و پیامدهای تغییر گذشته بدل شود؛ فیلم، در عوض، اغلب ترجیح میدهد در قلمرو احساسات مستقیم باقی بماند. برای تماشاگرانی که با همین اولویت وارد فیلم شوند، این سادگی میتواند دلنشین باشد؛ برای کسانی که انتظار بسط عمیقتر ایده را دارند، فاصلهای میان ظرفیت و حاصل نهایی باقی میماند.
« این کمرنگی لزوماً ضعف مطلق نیست؛ لحن کلی فیلم اندوهبار و تأملی است. »
جمعبندی
جمعبندی «Will You Be There» فیلمی است دربارهٔ اشتیاقی انسانی و آشنا: بازگشت به لحظهای که هنوز امکان انتخاب وجود داشت. ارزش اصلیاش در بازیهای باورپذیر، رابطهٔ دیدنی میان دو نسخهٔ شخصیت اصلی و پیوندی است که میان عشق، فقدان و مسئولیت برقرار میکند. فیلم بهدرستی یادآوری میکند که گذشته فقط جایگاه خاطرههای شیرین نیست؛ بخشی از زندگی اکنون ماست و تغییر آن میتواند هزینههایی پیشبینیناپذیر داشته باشد.
در مقابل، روایت همیشه به اندازهٔ ایدهٔ جذابش عمیق نمیشود. قواعد سفر در زمان گاه سست میمانند، ریتم آرام ممکن است کشدار شود و فرصتهای طنز و پیچیدگی بیشتر، بهطور کامل به کار گرفته نمیشوند. بااینهمه، فیلم برای تماشاگرانی که بیش از منطق علمی، به قصههای عاطفی دربارهٔ پشیمانی و امید علاقه دارند، تجربهای گرم و تأملبرانگیز فراهم میکند.
پایانبندیِ اثر را نمیتوان جدا از سفر احساسی شخصیتها سنجید؛ در اینجا، چنانکه خود قصه تلویحاً یادآوری میکند، اهمیت راهی که پیموده میشود گاه از پاسخ نهایی بیشتر است.
« در مقابل، روایت همیشه به اندازهٔ ایدهٔ جذابش عمیق نمیشود. »
ثبت دیدگاه