نقد و بررسی
نقد Wild Bill | 1995
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
اسطورهای که به گذشتهاش بازمیگردد «Wild Bill» ساختهٔ والتر هیل، زندگی وایلد بیل هیکاک را نه همچون شرحی منظم از یک قهرمان تاریخی، بلکه به شکل بازگشتی پارهپاره به چهرهای افسانهای و فرسوده روایت میکند. فیلم از خاطره و بازگویی بهره میگیرد تا میان شهرتی که از هیکاک ساخته شده و انسانی که زیر بار آن زندگی میکند فاصله بیندازد.
حرکت او به سوی ددوود و دیدار دوباره با کلامیتی جین، مسیر روایت را به روزهای پایانی زندگیاش نزدیک میکند؛ با این حال، آنچه فیلم را جذابتر میکند صرفاً انتظار برای رسیدن به مقصد نیست، بلکه نگاهش به بهای زیستن در هیئت یک اسطوره است. این انتخاب روایی جاهطلبانه است، اما همزمان بزرگترین مانع فیلم نیز به شمار میآید.
رفتوآمد میان زمانها و خاطرهها همیشه به شکلی روان در خدمت درام قرار نمیگیرد و گاه تماشاگر را از پیگیری عاطفی شخصیتها دور میکند. فیلم میخواهد زندگی هیکاک را همچون مجموعهای از لحظههای پراکنده و زخمخورده به یاد آورد، اما همیشه نمیتواند این پراکندگی را به وحدتی معنادار بدل کند.
« این انتخاب روایی جاهطلبانه است، اما همزمان بزرگترین مانع فیلم نیز به شمار میآید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حاصل، روایتی است که در بخشهایی تأملبرانگیز و در بخشهایی گیجکننده به نظر میرسد. وسترنی با سیمایی نامتعارف هیل به جای بازسازی بیپیرایهٔ غرب وحشی، فضایی میآفریند که در آن واقعیت تاریخی با افسانه، هذیان و حافظه درهم میآمیزد. تصویرپردازی فیلم، با نورهای تند و سایههای سنگین، جهانی را پیش چشم میگذارد که هم ملموس است و هم اندکی کابوسوار.
آمیختن لحظههایی با جلوههای متفاوت تصویری، از جمله گذار میان سیاهوسفید و رنگ، به اثر شخصیتی بصری میبخشد که آن را از وسترنهای متعارف جدا میکند. این سبک گاه بهخوبی با ذهن آشفته و گذشتهٔ پُرخشونت هیکاک پیوند میخورد. خاطره در این فیلم آرشیوی مرتب و قابل اعتماد نیست؛ بیشتر نیرویی است که اکنون را تعقیب میکند و گذشته را در برابر چشم شخصیت زنده نگه میدارد.
با این همه، زیبایی بصری همیشه به انسجام روایی نمیانجامد. در برخی لحظهها، تصویر چنان بر حالوهوا تکیه میکند که پیوند میان صحنهها و اهمیت عاطفی آنها کمرنگ میشود. فیلم در فضاسازی موفقتر از آن است که بتواند همهٔ ایدههای فرمیاش را به داستانی یکپارچه تبدیل کند. جف بریجز و بارِ یک نام مشهور جف بریجز در نقش هیکاک، مردی را بازی میکند که بیش از آنکه در پی تثبیت قهرمانی خود باشد، گرفتار عواقب آن است.
« حاصل، روایتی است که در بخشهایی تأملبرانگیز و در بخشهایی گیجکننده به نظر میرسد. »
شخصیتها و اجرا
حضورش بر خشونت بیرونی تکیه دارد، اما زیر این ظاهر، فرسودگی و اندوهی پنهان دیده میشود. او هیکاک را نه بهصورت قهرمانی بینقص، بلکه همچون انسانی ناسازگار با تصویری که دیگران از او ساختهاند عرضه میکند؛ مردی که شهرتش پیشاپیش وارد هر اتاق میشود و امکان یک زندگی عادی را از او میگیرد.
با این حال، بازی بریجز ممکن است برای برخی تماشاگران بیش از اندازه خشن یا کمدسترس جلوه کند. فیلم همیشه فرصت کافی نمیدهد تا لایههای درونی شخصیت آرامآرام آشکار شوند. گاهی نشانههای فرسودگی و تلاطم، در حد رفتار و ظاهر باقی میمانند و به تجربهای عمیقتر از شخصیت بدل نمیشوند. این فاصله میان قدرت حضور بازیگر و محدودیتهای فیلمنامه، یکی از تناقضهای اصلی فیلم است: هیکاک در قاب حضور دارد، اما گاه دشوار میتوان به او نزدیک شد.
بازیگران مکمل و کشمکش با لحن جان هرت در نقش چارلی پرینس، با صدایی نافذ و حضوری سنجیده، به روایت لنگر میدهد. او به فیلم امکان میدهد گذشته را از زاویهٔ کسی بازگو کند که هم به هیکاک نزدیک است و هم از پیامدهای افسانهاش فاصلهای انتقادی دارد. الن بارکین در نقش کلامیتی جین، شخصیتی پرتحرک و مستقل میسازد؛ رابطهٔ او با هیکاک نه صرفاً حاشیهای عاشقانه، بلکه بخشی از کشاکش میان صمیمیت و گریز است.
« حضورش بر خشونت بیرونی تکیه دارد، اما زیر این ظاهر، فرسودگی و اندوهی پنهان دیده میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دایان لین و دیگر بازیگران نیز به جهان فیلم تنوع میبخشند و به آن حس اجتماع پراکندهای را میدهند که در پیرامون یک مرد مشهور شکل گرفته است. اما تعدد چهرهها و شخصیتها گاهی به زیان تمرکز اثر تمام میشود. برخی نقشها مجال چندانی برای رشد پیدا نمیکنند و در حد حضورهایی کوتاه یا کارکردهایی روایی باقی میمانند.
لحن بازیها نیز همیشه همآهنگ نیست: در کنار اجراهای مهارشده و واقعگرا، لحظههایی دیده میشود که اغراق در بیان یا رفتار، تعادل صحنه را برهم میزند. این ناهمگونی با فضای نامتعارف فیلم بیارتباط نیست، اما پیوسته به سود آن عمل نمیکند. خشونت، اکشن و افسانهٔ مردانگی صحنههای درگیری از عناصر مهم فیلماند و با تنشی ناگهانی، خطر را به فضای داستان تزریق میکنند.
خشونت در اینجا صرفاً چاشنی هیجان نیست؛ بخشی از سازوکار شهرت هیکاک است، همان چیزی که او را به چهرهای افسانهای بدل میکند و در عین حال سایهای سنگین بر زندگیاش میاندازد. فیلم با نمایش این چرخه میکوشد نشان دهد که اسطورهٔ هفتتیرکش چگونه از کنشهای خونین تغذیه میکند. با اینحال، تکرار خشونت گاه از نیروی انتقادی آن میکاهد.
« اما تعدد چهرهها و شخصیتها گاهی به زیان تمرکز اثر تمام میشود. »
قوتها و کاستیها
وقتی درگیریها بیش از اندازه به چشم میآیند، تفاوت میان صحنهای که قرار است شخصیت را روشن کند و صحنهای که صرفاً بر شدت رویداد بیفزاید، کمرنگ میشود. فیلم میخواهد جذابیت افسانه را نشان دهد و همزمان هزینهاش را محکوم کند؛ اما این دو هدف همیشه در تعادل نیستند. در نتیجه، برخی لحظهها بیش از آنکه تأملی دربارهٔ خشونت باشند، به نمایش پرتنش آن تبدیل میشوند.
ریتم و معماریِ ناپیوستهٔ روایت ریتم آرام فیلم با ساختار مبتنی بر بازگشت به گذشته پیوند دارد. این کندی میتواند فرصت مناسبی برای تماشای چهرهها، فضاها و تأثیر خاطره فراهم آورد؛ با اینحال، وقتی فلاشبکها بدون نیروی دراماتیک کافی از راه میرسند، تأمل جای خود را به مکثهای طولانی و پراکندگی میدهد.
تماشاگر ممکن است در پیوند دادن قطعات داستانی به یکدیگر تلاش کند، بیآنکه همیشه پاداشی عاطفی یا روایی دریافت کند. مشکل اصلی صرفاً غیرخطیبودن روایت نیست، بلکه نبودِ ریتمی روشن در جابهجایی میان گذشته و اکنون است. بعضی بازگشتها تصویری تازه از هیکاک میسازند، اما برخی دیگر فقط اطلاعاتی را اضافه میکنند که بهتنهایی توان دگرگونکردن برداشت ما را ندارند.
« فیلم میخواهد جذابیت افسانه را نشان دهد و همزمان هزینهاش را محکوم کند؛ اما این دو هدف همیشه در تعادل نیستند. »
جمعبندی
اگر فیلم در گزینش خاطرهها سختگیرتر بود و هر بازگشت را به تحول شخصیت یا مضمون اصلی پیوند میداد، ساختار نامتعارفش بهجای ایجاد سردرگمی میتوانست انسجامی شاعرانه پدید آورد. جمعبندی «Wild Bill» فیلمی نابرابر اما صاحب هویت است؛ وسترنی که بیش از آنکه به بازگویی سرراست زندگی یک قهرمان تاریخی علاقه داشته باشد، به فرسایش افسانه و تنهایی مردی میپردازد که شهرتش از خشونت ساخته شده است.
تصویرپردازی متمایز، حضور جف بریجز و جان هرت، و لحظههای پرتنش اکشن، به فیلم نیرویی بهیادماندنی میبخشند. در مقابل، فلاشبکهای پراکنده، ریتم کند، دیالوگهایی که گاه از ظرافت لازم برخوردار نیستند و خشونتی که بعضی صحنهها را سنگین میکند، از انسجام آن میکاهند. ارزش فیلم در یکدستی بینقص آن نیست، بلکه در تلاشش برای یافتن لحنی متفاوت در بازنمایی غرب وحشی است.
تماشاگرانی که از روایت خطی و قهرمانپردازی روشن انتظار دارند، احتمالاً با فاصلهٔ میان ایده و اجرا روبهرو میشوند؛ اما علاقهمندان به وسترنهای تأملی و تجربههای بصری نامتعارف، در آن لحظههایی برای درنگ خواهند یافت. «Wild Bill» گاه به افسانهٔ مردی خیره میماند و گاه زیر بار پراکندگی خود از حرکت بازمیایستد؛ همین کشاکش، هم محدودیت آن است و هم بخشی از شخصیتش.
« تصویرپردازی متمایز، حضور جف بریجز و جان هرت، و لحظههای پرتنش اکشن، به فیلم نیرویی بهیادماندنی میبخشند. »



ثبت دیدگاه