نقد و بررسی
نقد Wild Animals | 1997
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
پاریسِ بیپناهی «حیوانات وحشی» ساختهٔ کیم کیدوک، فیلمی جنایی و تلخ است که پاریس را نه شهر رؤیاها، بلکه میدان بقا میبیند. دو مهاجر کرهای، یکی از شمال و دیگری از جنوب، در حاشیهٔ این شهر با یکدیگر روبهرو میشوند و پیوندشان بهتدریج در شبکهای از فقر، خشونت و مناسبات زیرزمینی گرفتار میشود.
یکی در پی هنر و امکان زندگی دیگری است؛ دیگری با سختجانی و غریزهٔ بقا خود را سرپا نگه میدارد. فیلم از همین تضاد، موتور درام خود را میسازد، بیآنکه رابطهٔ دو مرد را به دوگانهای ساده و پاکیزه فروبکاهد. شهر بهمثابه نیروی فشار پاریس در این اثر بیشتر از آنکه پسزمینهای چشمنواز باشد، نیرویی فشارآور است.
خیابانها، فضاهای عمومی و محیطهای خشن شهری، به شخصیتها یادآوری میکنند که در این جهان نه جایگاهی امن دارند و نه راهی آسان برای رهایی. فیلم آگاهانه از تصویر رمانتیک شهر فاصله میگیرد و به جای بناهای باشکوه و جلوههای آشنا، بر زندگی کسانی تمرکز میکند که در حاشیهٔ اقتصاد و اجتماع ماندهاند.
« یکی در پی هنر و امکان زندگی دیگری است؛ دیگری با سختجانی و غریزهٔ بقا خود را سرپا نگه میدارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این نگاه، یکی از ماندگارترین کیفیتهای فیلم است. فقر و بیپناهی در آن صرفاً اطلاعاتی دربارهٔ شخصیتها نیست، بلکه در بافت فضا حضور دارد؛ گویی شهر هر لحظه امکان سقوط را به آنان گوشزد میکند. پاریس نه پناهگاهی برای تازهواردان، بلکه محیطی است که آرزوهای کوچک را در برابر نیاز فوری به زندهماندن قرار میدهد.
بااینحال، فیلم گاهی بیش از آنکه این فضا را به تجربهای دقیق و پرجزئیات بدل کند، به نشانههای کلی خشونت و تباهی تکیه میکند. دو مهاجر و رابطهای ناپایدار هستهٔ عاطفی داستان، رابطهٔ دو مردی است که از سر تصادف و نیاز به یکدیگر نزدیک میشوند. رفاقتشان هم مایهٔ اتکاست و هم زمینهٔ رقابت؛ هر یک چیزی در دیگری میبیند که خود فاقد آن است، اما همین تفاوت میتواند سرچشمهٔ سوءظن و فاصله نیز باشد.
فیلم از این رابطه برای طرح پرسشی انسانی بهره میگیرد: در وضعیتی که اعتماد به دیگران خطرناک است، آیا رفاقت میتواند پناهی واقعی باشد؟ شخصیتِ نقاش خیابانی، آرمان هنری را با دزدیهای خُرد و زندگی بیثبات درهم میآمیزد؛ در سوی دیگر، مردی قرار دارد که توانایی جسمانی و روحیهٔ جنگندهاش او را برای مقابله با تهدیدها آماده کرده است.
« این نگاه، یکی از ماندگارترین کیفیتهای فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
کنار هم قرار گرفتن این دو، تقابل خیال و غریزهٔ بقا را برجسته میکند، اما هیچیک را به نمادی یکبعدی تقلیل نمیدهد. جاذبهٔ رابطه از همین تناقض میآید: نزدیکی آنان گاه صمیمانه است و گاه رنگ معامله و منفعت میگیرد. بااینهمه، تحول این پیوند همیشه به اندازهٔ کافی زمینهچینی نمیشود. بعضی جابهجاییهای عاطفی ناگهانیاند و تماشاگر ممکن است میان دو وضعیت رابطه، حلقههای میانی را کمرنگ بیابد.
در نتیجه، تنشِ میان دو شخصیت از نظر ایده نیرومند است، اما از نظر پرداخت در همهٔ لحظات به یک اندازه متقاعدکننده پیش نمیرود. جهان زیرزمینی و مسئلهٔ انتخاب ورود شخصیتها به مناسبات تبهکارانه، فیلم را از یک درام مهاجرت صرف فراتر میبرد و به قصهای دربارهٔ انتخابهای محدود بدل میکند.
آنان در موقعیتی نیستند که بتوانند بهآسانی میان درست و نادرست یکی را برگزینند؛ فشار اقتصادی و فقدان حمایت، تصمیمهای خطرناک را به گزینههایی قابلتصور تبدیل میکند. کار کردن برای یک تبهکار فرانسوی، نه نقطهٔ عطفی ناگهانی در زندگی آنان، بلکه امتداد همان بیپناهیای است که پیشتر تجربه کردهاند.
« جاذبهٔ رابطه از همین تناقض میآید: نزدیکی آنان گاه صمیمانه است و گاه رنگ معامله و منفعت میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در این بخش به خشونت بیپرده متوسل میشود و گاه از آن برای انتقال حس خطر و بیثباتی بهره میگیرد. اما خشونت همیشه معنایی تازه به شخصیتها یا روایت نمیافزاید. بعضی درگیریها بیشتر کارکردی ریتمیک دارند: تنش را بالا میبرند، بیآنکه لزوماً فهم ما را از انگیزهها عمیقتر کنند. وقتی خشونت از پیامد عاطفی و اخلاقی خود جدا میشود، اثرگذاریاش کاهش مییابد و خطر آن هست که صرفاً به بخشی از ظاهر خشن فیلم بدل شود.
لحن بصری و انرژی بازیها فیلم کیفیتی زمخت و ناآرام دارد که با جهان شخصیتهایش همخوان است. این ناهمواری، گاهی نقصی در پرداخت به نظر میرسد و گاهی به حس خام و بیقرار اثر کمک میکند. فیلم نمیکوشد همهچیز را صیقل دهد یا خشونت را به منظرهای تماشایی و بیخطر تبدیل کند؛ از همین رو، حتی لحظههایی که از نظر دراماتیک کامل نیستند، میتوانند حسی از آشفتگی و ناامنی ایجاد کنند.
بازیها نیز از انرژی خامی برخوردارند که با فضای داستان تناسب دارد. نقشآفرینیهای چو جههیون و جانگ دونگجیک، بهویژه در تقابل میان آسیبپذیری و سرسختی، به رابطهٔ مرکزی جان میبخشند. بااینحال، شدت بازی و تندی موقعیتها گاه جای ظرافت روانشناختی را میگیرد. برخی شخصیتها و لحظهها ظرفیت بیشتری برای مکث و پرداخت دارند؛ فیلم اما اغلب شتاب میکند تا به بحران بعدی برسد.
« فیلم در این بخش به خشونت بیپرده متوسل میشود و گاه از آن برای انتقال حس خطر و بیثباتی بهره میگیرد. »
قوتها و کاستیها
ظرفیتهایی که کامل نمیشوند «حیوانات وحشی» ایدهای پرمایه در اختیار دارد: دو مهاجر از دو سوی یک تقسیم تاریخی، در شهری بیگانه و در میانهٔ جهانی زیرزمینی، ناچارند هم به یکدیگر تکیه کنند و هم از یکدیگر بترسند. این وضعیت میتوانست پیوندی پیچیده میان هویت، مهاجرت، آرمانخواهی و خشونت بسازد.
فیلم گهگاه به این عمق نزدیک میشود، بهویژه هنگامی که رابطهٔ دو شخصیت را نه دوستیای بیقیدوشرط، بلکه وابستگیای آمیخته با رقابت نشان میدهد. اما روایت از نظر پیوستگی گاه سست میشود. برخی رخدادها بهجای آنکه همچون پیامد طبیعی تصمیمها و دگرگونیهای شخصیتها به هم متصل شوند، جدا از یکدیگر به نظر میرسند.
همین گسست، اثر را از تمرکز لازم دور میکند و سبب میشود بعضی ایدههای مهم فقط طرح شوند، بیآنکه به اندازهٔ کافی بسط یابند. این کاستی بهخصوص در لحظههایی محسوس است که داستان به تغییر عاطفی یا اخلاقی مهمی نیاز دارد: فیلم نشانههایی ارائه میکند، اما همیشه زمان کافی برای رسوب آنها در شخصیتها نمیگذارد.
« این وضعیت میتوانست پیوندی پیچیده میان هویت، مهاجرت، آرمانخواهی و خشونت بسازد. »
جمعبندی
جمعبندی «حیوانات وحشی» فیلمی ناهموار اما قابلتوجه دربارهٔ مهاجرانی است که در محیطی بیگانه، میان آرزوهای کوچک و ضرورتهای بیرحم بقا گرفتار شدهاند. نیروی اصلی آن در تصویر تلخ پاریس و رابطهٔ دو مردی نهفته است که هم پناه یکدیگرند و هم رقیب یکدیگر. خشونت و فضای زیرزمینی به اثر شدت میبخشند، اما همیشه به عمق درام خدمت نمیکنند؛ روایت نیز در پیوند دادن رخدادها و زمینهچینی برای تغییر رابطه، گاه شتابزده است.
با وجود این کاستیها، فیلم در ترسیم جهانی که در آن امنیت و اعتماد کالایی کمیاباند، لحظههای مؤثری دارد. ارزش آن بیش از آنکه در انسجام کامل یا پرداخت بینقص باشد، در فضای زمخت و نگاه بیتعارفش به آدمهایی است که برای زندهماندن ناچارند میان خشونت، رفاقت و رؤیایی دوردست راهی پیدا کنند.
« نیروی اصلی آن در تصویر تلخ پاریس و رابطهٔ دو مردی نهفته است که هم پناه یکدیگرند و هم رقیب یکدیگر. »

ثبت دیدگاه