نقد و بررسی
نقد Wifemistress | 1977
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زنی که از نقش همسر بیرون میآید «Wifemistress» یا «Mogliamante» ساختهٔ Marco Vicario، در ظاهر قصهای دربارهٔ ازدواجی نامتعارف، خیانت و رازهای پنهان است؛ اما نیروی اصلی آن در جابهجایی تدریجی مرکز ثقل روایت نهفته است. آنتونیا در آغاز زنی است که زندگیاش را دیگران تعریف کردهاند: پدری صاحبنفوذ، همسری که مدیریت تاکستان را بر عهده دارد و ازدواجی که او را به حاشیه رانده است.
با غیبت شوهر، خلأیی در زندگی او پدید میآید که بهتدریج به فضایی برای کنش و انتخاب بدل میشود. فیلم از همین نقطه، قصهٔ زنی را پی میگیرد که نه با اعلام استقلال، بلکه با بهدستگرفتن امور روزمره، از انفعال فاصله میگیرد. آنتونیا، با بازی Laura Antonelli، در بخش نخست بیش از آنکه کنشگر باشد، موضوع نگاه و داوری دیگران است.
بیماری و کنارهگیری او از زندگی، تنها یک وضعیت جسمانی نیست؛ نشانهای از ناتوانی آموختهشده و انزوایی است که در روابط زناشویی ریشه دارد. وقتی ناچار میشود کارهای شوهر را بر عهده بگیرد، دنیایی را کشف میکند که پیشتر از او پنهان مانده بود. این کشفها هم دربارهٔ شوهرند و هم دربارهٔ خود آنتونیا: هر سرنخ تازه، تصویری از زندگی مشترک را مخدوش میکند، اما همزمان امکان تازهای برای شناخت و تصمیمگیری پیش پای او میگذارد.
تاکستان؛ میراثی مادی و میدان کنش تاکستان در فیلم دو کارکرد دارد. از یک سو، فضایی چشمنواز و دلنشین فراهم میکند که به روایت جلوهای از زندگی مرفه و خانوادگی میبخشد؛ از سوی دیگر، ادارهٔ آن مسئولیتی واقعی است که آنتونیا را وادار میکند از محدودهٔ خانه بیرون برود و با آدمها، قراردادها و پیامدهای تصمیمهای اقتصادی روبهرو شود.
« با غیبت شوهر، خلأیی در زندگی او پدید میآید که بهتدریج به فضایی برای کنش و انتخاب بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تغییر مقیاس اهمیت دارد: استقلال او در خلأ و با یک چرخش ناگهانی شکل نمیگیرد، بلکه از مواجهه با کار، امور اجرایی و نیازهای کسانی پدید میآید که زندگیشان به املاک خانواده وابسته است. بااینحال، فیلم همیشه از ظرفیت این بستر بهرهٔ کامل نمیگیرد. گاه تاکستان بیش از آنکه نیرویی مؤثر در ساختن درام باشد، پسزمینهای خوشمنظره برای رخدادها باقی میماند.
پیوند اقتصاد زمین با سلسلهمراتب اجتماعی و مناسبات قدرت میتوانست پیچیدهتر شود؛ بهویژه آنکه آنتونیا با پذیرفتن مدیریت، تنها جای همسرش را در کارها پر نمیکند، بلکه ناخواسته با میراثی از تصمیمها و روابط روبهرو میشود که پیشتر اختیارشان را نداشته است. در بهترین لحظهها، تاکستان نه منظرهای تزئینی، بلکه عرصهای است که در آن آنتونیا باید شایستگی و ارادهٔ خود را در عمل نشان دهد.
رازهای زناشویی و تعلیق آرام ساختار روایی فیلم بر آشکارشدن تدریجی واقعیت استوار است. غیبت شوهر، پرسشهایی بهوجود میآورد و هرچه آنتونیا بیشتر در کارهای او پیش میرود، با لایههایی از زندگی پنهانش مواجه میشود. تعلیق فیلم از جنس هیجان پرشتاب یا معمایی پرحادثه نیست؛ کششی آرام دارد و بر فاصلهٔ میان تصویری که آنتونیا از ازدواجش داشته و آنچه اکنون میفهمد تکیه میکند.
این شیوه اجازه میدهد رازها تنها اطلاعات داستانی نباشند، بلکه به تغییر نگرش شخصیت اصلی نیز گره بخورند. حضور مرد غایب، بهخصوص، انتخابی مؤثر است. شوهر کاملاً از روایت حذف نمیشود؛ او از فاصله شاهد دگرگونی آنتونیاست. همین فاصله، رابطهٔ آن دو را به نوعی تقابل نابرابر بدل میکند: آنتونیا در میدان زندگی روزانه قدم میگذارد و تصمیم میگیرد، درحالیکه شوهر از حاشیه نظارهگر است.
« بااینحال، فیلم همیشه از ظرفیت این بستر بهرهٔ کامل نمیگیرد. »
شخصیتها و اجرا
این موقعیت حس تلخ ازدستدادن و کنجکاوی را همزمان برمیانگیزد، بیآنکه لازم باشد فیلم برای هر احساس، توضیحی صریح عرضه کند. بااینهمه، انگیزههای شوهرِ پنهانشده همیشه به اندازهٔ رازهای مربوط به او روشن و پرورده نیستند؛ اتهام قتل نیز گاه بیشتر وسیلهای برای حفظ تعلیق به نظر میرسد تا عنصری که با عمق عاطفی داستان پیوندی کامل یافته باشد.
استقلال در رفتار، نه در شعار یکی از امتیازهای فیلم آن است که دگرگونی آنتونیا را عمدتاً از خلال رفتار نشان میدهد. او بهتدریج مسئولیت میپذیرد، در امور دخالت میکند و از محدودهای که برایش تعیین شده بود فراتر میرود. این تحول، بیش از آنکه بر سخنرانیهای آشکار دربارهٔ آزادی متکی باشد، از مجموعهای از انتخابهای عملی ساخته میشود.
در نتیجه، استقلال شخصی معنایی ملموس مییابد: آنتونیا نه فقط دربارهٔ آزادی فکر میکند، بلکه میآموزد چگونه در جهانی که پیشتر به او اجازهٔ تصمیمگیری نمیداد، تصمیم بگیرد. فیلم همچنین میان استقلال اقتصادی و عاطفی پیوند برقرار میکند. درک زندگی پنهان شوهر، تصویری تازه از ازدواج به آنتونیا میدهد؛ اما آگاهی بهتنهایی برای رهایی کافی نیست.
او باید تجربهای از زندگی خارج از چارچوب پیشین به دست آورد و خود را بهعنوان انسانی با میل، خواست و امکان انتخاب بازشناسد. رابطهٔ تازهای که در مسیر داستان شکل میگیرد، از این منظر صرفاً جایگزین رابطهٔ ازدسترفته نیست؛ آزمونی است برای اینکه آیا آنتونیا میتواند خواستههای خودش را جدی بگیرد و از نو دربارهٔ صمیمیت تصمیم بگیرد.
« او بهتدریج مسئولیت میپذیرد، در امور دخالت میکند و از محدودهای که برایش تعیین شده بود فراتر میرود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در این بخش با جسارت از موضوعاتی سخن میگوید که در روایتهای متعارف زناشویی اغلب به حاشیه رانده میشوند، هرچند گاهی تحول شخصیت سریعتر از آن است که زمینهچینیهای دراماتیک بهطور کامل توجیهش کنند. بازیها و لحن ملودراماتیک تقابل Laura Antonelli و Marcello Mastroianni به فیلم نیرویی محوری میبخشد.
Antonelli باید مسیری را طی کند که از سکون و انزوا به حضور اجتماعی و ارادهمندی میرسد؛ بازی او زمانی اثرگذارتر است که این تغییر را با میزانسن بدن و واکنشهایش منتقل میکند، نه با تأکیدهای کلامی. Mastroianni نیز بهواسطهٔ غیبت و نگاه از دور، شخصیتی را شکل میدهد که حتی وقتی در مرکز کنش نیست، سایهاش بر زندگی آنتونیا باقی میماند.
کنار هم قرارگرفتن این دو بازیگر، گذشتهٔ مشترک شخصیتها را در برابر واقعیت تازهٔ رابطهشان قرار میدهد. لحن فیلم میان درام زناشویی، ملودرام و لحظههایی از طنز حرکت میکند. این ترکیب به روایت اجازه میدهد از تلخی خیانت و انزوای آنتونیا فاصلهای اندک بگیرد، اما گاهی هم یکدستی عاطفی آن را مختل میکند.
برخی لحظهها بیش از اندازه بر تأکید موسیقایی یا تدبیرهای ملودراماتیک تکیه دارند و بعضی موقعیتهای کمیک، بهجای آنکه لایهای تازه به شخصیتها بیفزایند، در حاشیهٔ خط اصلی میمانند. بااینحال، این نوسان لحن از جذابیت کلی فیلم نمیکاهد؛ فقط نشان میدهد که اثر در پی ساختن یک درام کاملاً واقعگرا نیست و گاه آشکارا به قراردادهای سینمای عامهپسند دوران خود نزدیک میشود.
« بازیها و لحن ملودراماتیک تقابل Laura Antonelli و Marcello Mastroianni به فیلم نیرویی محوری میبخشد. »
قوتها و کاستیها
محدودیتهای روایت و توان عاطفی آن بزرگترین کاستی فیلم در شتاب بعضی پیچشهاست. چون روایت میخواهد آنتونیا را از جایگاهی منفعل به زنی صاحباختیار برساند، برخی رخدادها بهسرعت به مرحلهٔ بعدی تحول او راه میگشایند. این سرعت ممکن است تماشاگر را از فرصت کافی برای درک تردیدها، ترسها و مقاومتهای درونی شخصیت محروم کند.
تحول آنتونیا از نظر ایده قانعکننده است، اما همهٔ پلههای آن به یک اندازه پرداخت نشدهاند؛ بهخصوص آنجا که تغییرات بزرگ زندگی او بهجای رشد تدریجی، حاصلِ چرخشهای داستانی ناگهانی میشوند. نابرابری دیگری نیز میان دو سوی روایت دیده میشود: فیلم در نمایش تجربهٔ آنتونیا، احساس آزادی و بازپسگیری اختیار، دست بازتری دارد؛ اما در ترسیم انگیزههای شوهر و معنای انتخابهایش، گاهی مبهم میماند.
این عدم توازن میتواند از یک جهت به سود فیلم باشد، زیرا نگاه را به آنتونیا محدود میکند و اجازه نمیدهد شوهر بار دیگر مرکز داستان شود. بااینحال، ابهام زمانی به ضعف بدل میشود که رفتار شخصیت مرد بیش از آنکه رازآلود باشد، ناکافی توضیح داده شده به نظر برسد. فیلم میان حفظ نگاه زنانهٔ روایت و روشنکردن انگیزههای مرد تعادلی کامل برقرار نمیکند.
جمعبندی «Wifemistress» در نهایت بیش از آنکه دربارهٔ کشف خیانتهای یک شوهر باشد، دربارهٔ کشف ظرفیتهای زنی است که سالها در حاشیهٔ زندگی خودش مانده است. فیلم با استفاده از مسئولیت ادارهٔ تاکستان، رازهای زناشویی و حضور مردی که از دور شاهد تغییر همسرش است، دگرگونی آنتونیا را به درامی دربارهٔ اختیار و بازشناسی خویشتن پیوند میزند.
« محدودیتهای روایت و توان عاطفی آن بزرگترین کاستی فیلم در شتاب بعضی پیچشهاست. »
جمعبندی
فضای خانوادگی و تصویر تاکستان به اثر لطافتی بصری میبخشند و بازیهای محوری، به کشمکش رابطهای گذشتهدار و پیچیده جان میدهند. در برابر این امتیازها، شتاب برخی تحولات، ابهام در انگیزههای شوهر و استفادهٔ نهچندان کامل از ظرفیت فضای تاکستان، مانع از آن میشود که همهٔ لایههای داستان با عمق یکسان شکل بگیرند.
بااینهمه، فیلم در لحظههایی که استقلال را نه یک شعار، بلکه حاصل کنش و تصمیم میداند، نیروی عاطفی و فکری روشنی پیدا میکند. دستاورد اصلی آن نیز همین است: تبدیل قصهای آشنا دربارهٔ فریب زناشویی به روایتی دربارهٔ زنی که میآموزد زندگیاش را به دست خود بگیرد.



ثبت دیدگاه