نقد و بررسی
نقد چه کسی مواظب فروشگاه است؟ (Who's Minding the Store?) | 1963
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ برخورد با جهانِ فروشگاه «Who's Minding the Store?» ساختهٔ Frank Tashlin، کمدیای است که فروشگاه بزرگ را نه صرفاً پسزمینهٔ داستان، بلکه میدان نبردی برای بدن، غرور و مناسبات طبقاتی میسازد. نورمن فیفر، جوانی سادهزیست و خوددار، ناخواسته وارد فضایی میشود که هر چیز در آن براق، منظم و پرقیمت است؛ درست نقطهٔ مقابل زندگی فروتنانهٔ او.
قرار است این محیط او را به آزمون بکشد، اما نظم فروشگاه خیلی زود در برابر آشفتگیِ حضورش تاب نمیآورد. هستهٔ قصه از تضادی آشنا شکل میگیرد: مردی که میخواهد با تلاش خودش جایگاهی به دست آورد، در برابر خانوادهای ثروتمند قرار میگیرد که ارزش او را با معیار منزلت و پول میسنجد. باربارا و مادرش، خانم تاتل، هر یک نمایندهٔ سویهای از این کشمکشاند؛ یکی در پی حفظ رابطهای عاطفی است و دیگری میکوشد آن را کنترل کند.
فیلم این موقعیت را با منطق کمدی پیش میبرد، اما زیر شوخیها پرسشی جدیتر پنهان است: آیا ارزش آدمی را باید از تواناییاش در سازگاری با سازوکارهای قدرت سنجید؟ جری لوئیس و بدنِ کمدی جری لوئیس در نقش نورمن، بهجای آنکه فقط مجموعهای از لغزشها و حرکات مضحک عرضه کند، بدن خود را به ابزار اصلی روایت بدل میسازد.
« قرار است این محیط او را به آزمون بکشد، اما نظم فروشگاه خیلی زود در برابر آشفتگیِ حضورش تاب نمیآورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او با مکثهای نامنتظر، نگاههای هراسان و واکنشهایی که اندکی بیش از اندازهاند، شخصیت را به موجودی تبدیل میکند که گویی پیوسته در حال مذاکره با محیط اطراف است. اشیا برای او ساده و بیطرف نیستند؛ هر وسیله میتواند به مانعی تازه بدل شود و هر وظیفهٔ عادی، صورتی از آزمون طاقتفرسا پیدا کند.
نیروی بازی لوئیس در این است که آشفتگی نورمن را کاملاً بیاراده نشان نمیدهد. او فقط قربانی حوادث نیست؛ نوعی سماجت و اعتمادبهنفس کودکانه نیز دارد که اجازه نمیدهد شکستهای پیدرپی او را به کنارهگیری وادار کند. همین ترکیبِ درماندگی و سرسختی است که شخصیت را دوستداشتنی میسازد. بااینحال، این شگرد برای همهٔ تماشاگران یکسان اثر نمیکند.
اگر تکرار واکنشها و حرکات اغراقشده برای کسی خستهکننده شود، بخشهایی از فیلم به نمایش طولانیِ همان خصیصههای آشنا بدل خواهد شد. کارگردانی و منطقِ کارتونوار ردّ نگاه کارتونی Frank Tashlin در ساختار تصویری فیلم آشکار است. او از فضای بزرگ و پُرشیء فروشگاه برای خلق موقعیتهایی استفاده میکند که در آنها اندازه، نظم و کارکرد اشیا پیوسته دگرگون میشوند.
« نیروی بازی لوئیس در این است که آشفتگی نورمن را کاملاً بیاراده نشان نمیدهد. »
شخصیتها و اجرا
قفسهها، کالاها و ابزارهای روزمره، فقط جزئیات صحنه نیستند؛ در منطق شوخیها مشارکت میکنند و گاهی خود به عامل آشوب بدل میشوند. فیلم در بهترین لحظاتش بهجای تکیه بر دیالوگ، از برخوردهای بصری و حرکت بدنها بهره میگیرد. یکی از امتیازهای مهم اثر، تصورکردن فروشگاه بهمثابه دستگاهی عظیم برای تولید حادثه است.
کارمند باید در نظمی از پیش تعیینشده حرکت کند، اما نورمن این دستور زبان را نمیفهمد یا نمیپذیرد. حاصل، طنزی است که از فاصلهٔ میان انتظار مدیران و نتیجهٔ عملیِ کار پدید میآید. از همینرو صحنههای شلوغ فروشگاه و هجوم مشتریان در حراج، انرژی ویژهای دارند: جمعیت، کالاها و حرکتهای سریع درهم میپیچند و فضای کنترلشدهٔ تجارت به صحنهای پرهیاهو تبدیل میشود.
ریتم، تدوین و ماندگاریِ گگها فیلم در لحظات موفق خود از تنوع موقعیتهای کمیک بهره میبرد: گاه شوخی بر حرکت فیزیکی استوار است، گاه بر واکنش چهره، و گاه بر رابطهٔ میان آدم و شیئی که ظاهراً باید در خدمت او باشد. صحنهٔ ماشینتحریر نمونهای شاخص از این ظرفیت است؛ موقعیتی ساده به بازیای دیداری تبدیل میشود که ضرباهنگ و دقت اجراییاش بخش مهمی از خنده را میسازد.
« فیلم در بهترین لحظاتش بهجای تکیه بر دیالوگ، از برخوردهای بصری و حرکت بدنها بهره میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی گگهای تصویری دیگر نیز بهواسطهٔ اغراق و غافلگیری در ذهن میمانند. بااینهمه، ریتم فیلم یکدست نیست. تدوین در بعضی بخشها پیوند میان گگها را به اندازهٔ کافی روان نمیکند و گذار از یک موقعیت به موقعیت بعدی گاهی بیشتر به کنار هم چیدن شمارههای کمدی میماند تا پیشبرد طبیعی داستان.
در نتیجه، بعضی شوخیها مجال کافی برای شکوفایی پیدا نمیکنند و بعضی دیگر بیش از اندازه کش میآیند. تبلیغهای درونداستانی نیز گاهی توجه را از طنز منحرف میکنند؛ حضور آشکار کالاها و نمایش فروشگاهی، وقتی بیش از حد برجسته میشود، حس استقلال هنری صحنه را تضعیف میکند. گروه بازیگران و مناسبات خانوادگی بازیگران مکمل به فیلم رنگ و بافت میدهند.
Agnes Moorehead در نقش مادر باربارا، اقتدار و سختگیری را با لحنی نمایشی و حسابشده همراه میکند؛ او از شخصیت زنی میسازد که میخواهد هم خانواده و هم کسبوکار را زیر نظارت خود نگه دارد. Ray Walston نیز در نقش مدیر فروشگاه، میان اطاعت از دستورها و واکنش به رفتار غیرقابلپیشبینی نورمن گرفتار است.
« برخی گگهای تصویری دیگر نیز بهواسطهٔ اغراق و غافلگیری در ذهن میمانند. »
قوتها و کاستیها
این تقابل به موقعیتها جان میدهد، زیرا کمدی فقط از اشتباههای شخصیت اصلی نمیآید؛ از کوشش دیگران برای مهار پیامدهای آن نیز نیرو میگیرد. Jill St. John در نقش باربارا میان عاطفه و جایگاه خانوادگی قرار میگیرد، اما فیلم برای پرداخت مستقل به او فرصت محدودی فراهم میکند. بسیاری از شخصیتهای زن در چهارچوب نقشهایی تعریف میشوند که به پیشبرد ماجرای نورمن یا آزمودن غرور او کمک میکند.
این محدودیت، بهویژه برای تماشاگر امروز، چشمگیر است: زنان ممکن است قدرت اقتصادی یا نفوذ اجتماعی داشته باشند، اما روایت کمتر به تجربه و انگیزههای درونی آنان میپردازد. بنابراین، حضور بازیگران مکمل جذاب است، ولی فیلمنامه همواره از ظرفیت آنان بهطور کامل استفاده نمیکند. پول، منزلت و نگاه کهنهٔ فیلم موضوع طبقاتی فیلم بالقوه جالب است.
فروشگاه بزرگ نشانهٔ ثروت و اقتدار است، درحالیکه نورمن برای حفظ استقلال خود بر کار و توانایی شخصیاش تکیه دارد. مادر باربارا میخواهد او را در موقعیتی بگذارد که ضعفهایش آشکار شود؛ اما همین کوشش، پرسشهایی دربارهٔ انصاف و منزلت انسانی پدید میآورد. آیا نورمن باید بهسبب ناتوانی در اجرای معیارهای صاحبان قدرت بیارزش شمرده شود، یا پایداری و صداقتش میتواند معیار دیگری برای سنجش او باشد؟
« بنابراین، حضور بازیگران مکمل جذاب است، ولی فیلمنامه همواره از ظرفیت آنان بهطور کامل استفاده نمیکند. »
جمعبندی
فیلم پاسخ روشنی به این پرسشها نمیدهد و همین دوگانگی هم بخشی از جذابیت و هم بخشی از محدودیت آن است. گاه به نظر میرسد نظم ثروتمندان را به سخره میگیرد و وابستگی منزلت به پول را افشا میکند؛ گاه نیز اختلاف طبقاتی را به سوءتفاهمی خانوادگی و قابلحل تقلیل میدهد. پیام دربارهٔ غرور مردانه و استقلال نیز امروزه رنگی کهنه دارد، بهخصوص وقتی ارزش مرد به این گره میخورد که باید خود را «سرپرست» زندگی و خانهاش ثابت کند.
بخشهای احساساتیِ فیلم، چون از پیچیدگی این پرسشها فاصله میگیرند، ممکن است برای برخی تماشاگران طولانی یا کماثر باشند. جمعبندی «Who's Minding the Store?» فیلمی است که بهترین لحظاتش را در برخورد مستقیم بدن جری لوئیس با فضای مکانیکی و پرزرقوبرق فروشگاه پیدا میکند. صحنههای حراج، بعضی خرابکاریها و گگهای بصری خلاقانه، هنوز توان سرگرمکردن دارند و بازیگران مکمل نیز به آشوب نورمن واکنشهایی مؤثر میبخشند.
در مقابل، ناهماهنگی ریتم، شوخیهای ناموفق، تبلیغهای آشکار و نگاه جنسیتیِ تاریخگذشته، مانع از آن میشوند که فیلم در همهٔ لحظات به یک اندازه زنده بماند. این اثر را بهتر است کمدیای ناهموار اما پرتحرک دانست: گاه بیش از حد لوس و پراکنده، و گاه بهطرزی چشمگیر مبتکرانه. ارزش تماشای آن در این نیست که همهٔ شوخیهایش امروز بیکموکاست کار کنند؛ بلکه در تماشای سبک بدنی لوئیس و جهان تصویری تاشلین است، جهانی که در آن یک فروشگاه منظم میتواند با ورود مردی نامتناسب، به صحنهٔ آشوبی کارتونی بدل شود.
« فیلم پاسخ روشنی به این پرسشها نمیدهد و همین دوگانگی هم بخشی از جذابیت و هم بخشی از محدودیت آن است. »



ثبت دیدگاه