نقد و بررسی
نقد چه کسی آنها را دعوت کرد (Who Invited Them) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی کوچک با ظرفیتهای روشن «Who Invited Them» ساختهٔ دانکن بیرمنگام، فیلمی آمریکایی از سال ۲۰۲۲ است که یک موقعیت ساده و آشنا را به نقطهٔ آغاز تعلیق بدل میکند: مهمانی خانهنوِ آدام و مارگو تمام شده، مهمانها رفتهاند و تنها یک زوج غریبه همچنان در خانه ماندهاند. غریبهها خود را همسایه معرفی میکنند و با عذرخواهی و خوشرویی، ماندنشان را طبیعی جلوه میدهند؛ اما همین فاصلهٔ اندک میان ادب اجتماعی و سوءظن، موتور اصلی فیلم را به راه میاندازد.
کارگردانی و فیلمنامهٔ اثر هر دو بر عهدهٔ بیرمنگام بوده است. فیلم در آغاز، وعدهٔ یک تریلر خانگی پرتنش را میدهد، اما به ترس ناگهانی و خشونت بیوقفه متکی نیست. جذابیت نخستین آن در پرسشی روزمره نهفته است: وقتی کسی از حد میگذرد، تا چه اندازه باید برای حفظ ظاهر مؤدبانه سکوت کرد؟ «Who Invited Them» از همین پرسش برای ساختن موقعیتی هم مضحک و هم ناآرامکننده استفاده میکند؛ موقعیتی که میتواند برای تماشاگر، بیش از آنکه هراسآور باشد، یادآور مهمانیای باشد که کاش هرچه زودتر تمام شود.
مهمانی بهمثابه میدان قدرت خانهٔ تازهٔ آدام و مارگو فقط پسزمینهٔ ماجرا نیست؛ خودش بخشی از کشمکش است. مهمانی برای آدام فرصتی است تا خانه و سبک زندگی تازهاش را به دیگران نشان دهد، حال آنکه مارگو از همان ابتدا چندان با این نمایش احساس راحتی نمیکند. وقتی توازن جمع بههم میخورد و زوج ناشناس باقی میمانند، فضای خانه نیز از قلمرو خصوصی میزبانان به صحنهای بدل میشود که مهمانها در آن جسورانهتر رفتار میکنند.
« کارگردانی و فیلمنامهٔ اثر هر دو بر عهدهٔ بیرمنگام بوده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم بهخوبی از این دگرگونی استفاده میکند. در آغاز، همهچیز زیر پوشش معاشرت و تعارف میگذرد؛ سپس شوخیها رنگ تهاجمیتری میگیرند و ماندنِ بیدعوت، بهآرامی به چالشی برای اختیار میزبانان تبدیل میشود. تنش، نه از یک خطر آشکار و فوری، بلکه از دشواریِ تعیین مرز میآید: آیا باید مهمانها را بیرون کرد؟
آیا رفتارشان فقط عجیب است، یا نشانهای از تهدیدی جدیتر؟ فیلم در بخش آغازین، این تردید را با دقت حفظ میکند. کمدیِ معذبکننده و مهمانهای دردسرساز یکی از امتیازهای اثر، آمیختن طنز با اضطراب اجتماعی است. زوج غریبه، تام و ساشا، با اعتمادبهنفسی نامتعارف وارد رابطه با میزبانان میشوند؛ بیپرواییشان هم میتواند خندهدار باشد و هم احساس خطر برانگیزد.
شوخیها از جنس لطیفههای جداگانه نیستند؛ بیشتر در رفتارهایی ریشه دارند که مهمانها با سماجت به میزبانان تحمیل میکنند. تماشاگر میخندد، اما همزمان میخواهد کسی گفتوگو را متوقف کند و صریحاً بگوید این رفتار پذیرفتنی نیست. این طنزِ ناراحتکننده برای مدتی فیلم را سرزنده نگه میدارد.
« فیلم بهخوبی از این دگرگونی استفاده میکند. »
شخصیتها و اجرا
تام و ساشا بیش از آنکه با تهدیدهای مستقیم فضای فیلم را سنگین کنند، با عبور پیاپی از مرزهای معمول، قواعد مهمانی را به بازی میگیرند. همین ویژگی برای کسانی که از موقعیتهای اجتماعی نامتعارف و مهمانهای بیش از اندازه صمیمی لذت میبرند، میتواند جذابترین جنبهٔ فیلم باشد. بااینحال، تکرار این شوخیها سرانجام از تازگیشان میکاهد؛ بیپروایی وقتی بارها به یک شکل بازمیگردد، دیگر به همان اندازه غافلگیرکننده نیست.
بازیگران و شیمی میان شخصیتها بازیگران نقش مهمی در باورپذیر کردن این بازیِ رفتوبرگشتی دارند. رایان هنسن در نقش آدام، مردی خوشبرخورد اما کمتوان در تعیین حدومرز، حضوری سبکتر و گاه درمانده دارد. ملیسا تانگ در نقش مارگو، به کشمکش میان همراهی با همسرش و بدگمانی به مهمانها بُعدی جدیتر میدهد.
تضاد این دو واکنش، زمینهٔ مناسبی برای تنش فراهم میکند، هرچند پرداخت شخصیتها همیشه به اندازهٔ موقعیت مرکزی فیلم پیچیده نیست. تیموتی گرنادروس و پری متفلد در نقش تام و ساشا، جذابیت زوج غریبه را بر دوش میکشند. بازی آنها بر صمیمیتی نمایشی و نوعی آرامش آزاردهنده استوار است؛ گویی هرچه میزبانان بیشتر نگران میشوند، مهمانها راحتترند.
« بازیگران و شیمی میان شخصیتها بازیگران نقش مهمی در باورپذیر کردن این بازیِ رفتوبرگشتی دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین وارونگی، رابطهٔ دو زوج را تماشایی میکند. بااینحال، فیلم فرصت محدودی برای پرداخت دقیقتر شخصیتها میگذارد و گاهی بهجای آنکه رفتارشان را از دل انگیزههای روشن بسازد، به غریببودنشان تکیه میکند. این ضعف بیش از همه هنگامی خود را نشان میدهد که فیلم میخواهد از کمدی اجتماعی به تریلری جدیتر حرکت کند.
تعلیق و مسئلهٔ پیشبینیپذیری بیرمنگام در آغاز میداند چگونه تعلیق بسازد: اطلاعات را اندکاندک عرضه میکند، فضا را بهتدریج ناخوشایندتر میسازد و اجازه میدهد تماشاگر میان توضیحهای گوناگون در رفتوآمد باشد. انتظار برای روشنشدن هویت واقعی مهمانها بخشی از نیروی محرک داستان است. اما این ابزار زمانی بیشترین اثر را دارد که ابهام واقعاً چند مسیر محتمل پیش روی مخاطب بگذارد؛ در اینجا، بسیاری از تماشاگران ممکن است نسبتاً زود به مسیر کلی ماجرا پی ببرند.
در نتیجه، فیلم در برخی لحظهها بیش از آنکه از مخاطب جلوتر باشد، نشانههایی را برجسته میکند که به حدسزدن ادامهٔ داستان کمک میکنند. وقتی سرنخها بهجای افزودن لایههای تازه، فقط یک برداشت محتمل را تأیید کنند، غافلگیری نهایی نیز بخشی از قدرت خود را از دست میدهد. بیآنکه لازم باشد جزئیاتی از فرجام روایت گفته شود، میتوان گفت فیلم برای اثرگذاریِ پایان بیش از اندازه به پنهانکاری تکیه میکند و کمتر از ظرفیت شخصیتها برای ساختن معنایی ماندگار بهره میگیرد.
« همین وارونگی، رابطهٔ دو زوج را تماشایی میکند. »
قوتها و کاستیها
منتقدان نیز دربارهٔ قابلحدسبودن بخشهایی از طرح و اثر محدود آنها نکتههایی مطرح کردهاند. تصمیمهای نامعقول و افت کشش ضعف مهمتر فیلم آن است که آدام و مارگو گاهی در برابر نشانههای آشکار ناراحتی یا خطر، واکنشهایی نشان میدهند که بیش از اندازه منفعلانه به نظر میرسد. البته بخشی از این رفتار با ملاحظهکاری و نیاز به حفظ ظاهر اجتماعی قابل توضیح است؛ بسیاری از موقعیتهای فیلم از همین ناتوانی در گفتن یک «نه» روشن نیرو میگیرند.
اما تکرار این واکنش، پس از مدتی از کارکرد روانشناختی خود فاصله میگیرد و به ابزاری برای طولانیکردن داستان بدل میشود. تماشاگر ممکن است بهجای نگرانی برای شخصیتها، از آنها بپرسد چرا همچنان این وضعیت را تحمل میکنند. ریتم فیلم نیز در ادامه یکدست نمیماند. شروع، به لطف موقعیت متمرکز و بازی با آداب معاشرت، کنجکاویبرانگیز است؛ اما پس از آنکه رابطهٔ قدرت میان دو زوج روشنتر میشود، برخی صحنهها تنش تازهای به داستان اضافه نمیکنند.
خردهروایتهای جانبی نیز همیشه به اندازهٔ لازم با محور اصلی پیوند نمیخورند و گاه توجه را از کشمکش مرکزی دور میکنند. فیلم همچنان سرگرمکننده میماند، اما شتاب آغازینش را بهطور کامل حفظ نمیکند. جمعبندی «Who Invited Them» بیش از آنکه یک وحشت روانشناختی عمیق باشد، تریلری کوچک با رگههایی از کمدی سیاه است؛ اثری که بهترین لحظههایش را از بیادبیِ حسابشدهٔ مهمانها، دستوپابستگی میزبانان و ناراحتیِ ناشی از نقض مرزهای اجتماعی میسازد.
« منتقدان نیز دربارهٔ قابلحدسبودن بخشهایی از طرح و اثر محدود آنها نکتههایی مطرح کردهاند. »
جمعبندی
بازی زوج غریبه و فضای معذبکنندهٔ مهمانی، فیلم را برای مدتی خوشتماشا و سرگرمکننده میکند. اما پیشبینیپذیری طرح، تصمیمهای گاه ناموجه شخصیتها و افت کشش در ادامه، مانع از آن میشود که تعلیق به تجربهای واقعاً ماندگار بدل شود. فیلم برای تماشاگرانی که از موقعیتهای اجتماعیِ آزاردهنده، شوخیهای تلخ و روایتهای محدود به یک خانه لذت میبرند، انتخابی قابلقبول است؛ بهویژه اگر انتظار اثری سنگین یا پیچیده نداشته باشند.
بااینحال، آنچه از آن در ذهن میماند احتمالاً بیش از پایانبندی، خودِ ایدهٔ مهمانهایی است که نمیفهمند وقت رفتنشان رسیده است: ایدهای ساده، مؤثر و خندهآور که فیلم آن را خوب آغاز میکند، اما همیشه نمیداند چگونه تا انتها تازه نگهش دارد.
« بازی زوج غریبه و فضای معذبکنندهٔ مهمانی، فیلم را برای مدتی خوشتماشا و سرگرمکننده میکند. »
ثبت دیدگاه