نقد و بررسی
نقد مار سفید (White Snake) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
افسانهای که از نو آغاز میشود «مار سفید» روایتی تازه از یکی از افسانههای مشهور چین است؛ داستانی که بهجای بازگویی مستقیم و کامل افسانه، به سراغ خاستگاه رابطهای میرود که قرار است بعدها معنایی اسطورهای پیدا کند. بلانکا، زنی جوان با حافظهای ازدسترفته، در پیوند با شوان، مارگیری جوان، آرامآرام با هویت خود و جهانی روبهرو میشود که میان انسانها و مارها مرزی شکننده دارد.
فیلم از همین نقطه، قصهای عاشقانه را با ماجراجویی، فانتزی و نبردهای پرتحرک درمیآمیزد. این انتخاب، هم امکان آفرینش جهانی مستقل را فراهم میکند و هم بار آشنایی اسطوره را بر دوش فیلم میگذارد. مخاطبی که با افسانهٔ «مار سفید» آشناست، ممکن است در جزئیات و اشارهها پیوندهایی با روایتهای پیشین پیدا کند؛ مخاطبی که از آن شناختی ندارد نیز میتواند فیلم را همچون ماجرایی دربارهٔ هویت، دلبستگی و تفاوت جهانها دنبال کند.
بااینحال، اثر گاهی چنان به پیشفرضهای جهان خود تکیه میکند که توضیح لازم برای فهم قواعد و انگیزهها را در اختیار تماشاگر نمیگذارد. عشق در سایهٔ فراموشی هستهٔ عاطفی فیلم بر وضعیتی آشنا اما کارآمد بنا شده است: زنی که گذشتهاش را به یاد نمیآورد و مردی که در کنار او میکوشد نشانههای هویت گمشدهاش را بیابد.
این فراموشی، تنها ابزاری برای پیشبرد راز داستان نیست؛ فرصتی است برای آنکه بلانکا جهان را بیواسطه تجربه کند و رابطهاش با شوان پیش از آنکه گذشته و سرنوشت بر آن سایه بیندازند، شکل بگیرد. سفر مشترک آنها نیز بهتدریج فضای لازم را برای نزدیکی، اعتماد و کشف تفاوتهایشان فراهم میآورد.
« فیلم از همین نقطه، قصهای عاشقانه را با ماجراجویی، فانتزی و نبردهای پرتحرک درمیآمیزد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینهمه، رابطهٔ این دو از نظر احساسی به اندازهای که فیلم میخواهد، ژرف و استوار نمیشود. لحظات دلنشین میانشان وجود دارد و صمیمیت اولیهشان برای همراهکردن مخاطب کفایت میکند، اما شتاب روایت گاه مجال نمیدهد پیوندشان در موقعیتهای گوناگون آزموده شود. برخی تصمیمهای مهم، پیش از آنکه زمینهٔ عاطفی کافی برایشان فراهم شود، به وقوع میپیوندند.
در نتیجه، تماشاگر میتواند علاقهٔ دو شخصیت را درک کند، اما همیشه فرصت نمییابد وزن کامل آن را احساس کند. این کاستی به معنای بیاثر بودن عاشقانهٔ فیلم نیست. رابطهٔ شوان و بلانکا در بهترین لحظات، بر کشش میان دو جهان ناسازگار استوار است: یکی به زندگی انسانی و محدودیتهای آن نزدیک است و دیگری با گذشتهای رازآلود و ماهیتی متفاوت پیوند دارد.
همین شکاف، به عشق آنها نیروی دراماتیک میبخشد؛ هرچند پرداخت فشردهٔ شخصیتها از ظرفیت این ایده میکاهد. جهانی چشمنواز و افسانهای بزرگترین امتیاز «مار سفید» در ساخت تصویری آن نهفته است. فیلم جهانی میآفریند که در آن طبیعت، معماری و موجودات افسانهای در ترکیبی پررنگ و خیالانگیز کنار هم قرار میگیرند.
رنگها حضوری زنده دارند و چشماندازها، از فضای روستایی تا قلمروهای رازآلود، حس عبور از مرز واقعیت را تقویت میکنند. تصویرپردازی در بسیاری از لحظات، نه فقط پسزمینهای برای قصه، بلکه بخشی از تجربهٔ اصلی فیلم است. طراحی بلانکا و دیگر موجودات مارگونه، امکانهای انیمیشن رایانهای را بهخوبی به خدمت خیال میگیرد.
« بااینهمه، رابطهٔ این دو از نظر احساسی به اندازهای که فیلم میخواهد، ژرف و استوار نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
دگرگونیها و حرکتهای سیال، به شخصیتهای فراطبیعی کیفیتی همزمان زیبا و تهدیدآمیز میبخشند. در برابر آنها، جهان انسانی نیز با جزئیاتی آشنا و زمینیتر ترسیم میشود؛ تضادی که مرز میان دو قلمرو را از نظر بصری قابل لمس میکند. البته کیفیت بصری در همهٔ اجزا یکسان نیست و توجه فیلم بیشتر بر موجودات افسانهای و صحنههای پرتحرک متمرکز میشود تا بر پرداخت یکدست همهٔ عناصر محیطی.
با وجود این تفاوت، جلوهٔ دیداری فیلم هویتی مشخص دارد. «مار سفید» بهجای آنکه تنها از زیبایی تصویر برای آراستن روایت بهره بگیرد، از آن برای ساختن حالوهوایی اسطورهای استفاده میکند؛ فضایی که در آن هر چشمانداز میتواند حامل تهدید، خاطره یا وعدهٔ کشفی تازه باشد. حرکت، نبرد و ریتم روایت فیلم بهویژه در صحنههای نبرد و تعقیبوگریز، انرژی قابلتوجهی دارد.
حرکت شخصیتها در فضا، تغییر شکلهای ناگهانی و برخورد نیروهای انسانی و فراطبیعی، به روایت ضرباهنگی سرگرمکننده میدهد. این بخشها بهخوبی از ظرفیت انیمیشن بهره میبرند و به فیلم اجازه میدهند خطر را به شکلی تصویری و پرجنبوجوش به نمایش بگذارد. اما همین شتاب، گاهی به زیان انسجام کلی تمام میشود.
روایت میان لحظات عاشقانه، کشف رازها و صحنههای اکشن جابهجا میشود، بیآنکه همیشه گذار میان این بخشها بهخوبی شکل گرفته باشد. در پارهای از مقاطع، رخدادها سریعتر از آن پیش میروند که پیامدهایشان در ذهن تماشاگر رسوب کند؛ در مقاطع دیگر، قصه برای پیشبرد ماجراجویی بر توضیح دقیقتر روابط و انگیزهها تقدم میگذارد.
« دگرگونیها و حرکتهای سیال، به شخصیتهای فراطبیعی کیفیتی همزمان زیبا و تهدیدآمیز میبخشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ناهماهنگی سبب میشود فیلم گاه پرشتاب و پرکشش و گاه فشرده و شتابزده به نظر برسد. بعضی تصمیمها و تغییر مسیرهای مهم، پیش از آنکه از دل تحول شخصیتها یا منطق روشن جهان داستان برآیند، به خدمت حرکت بعدی قصه درمیآیند. ازاینرو، سرگرمکنندگی روایت پابرجاست، اما پیوستگی دراماتیک آن همواره به همان اندازه نیرومند نیست.
قواعد فانتزی و رازهای نیمهروشن جهان «مار سفید» بر تقابل و همزیستی انسانها و مارها بنا شده است؛ تقابلی که میتواند زمینهای غنی برای پرداخت موضوعاتی چون ترس از بیگانه، پیشداوری و تعلق فراهم آورد. فیلم از ظرفیت این ایده بهره میگیرد، اما قواعد دنیای فانتزی خود را با شفافیت کافی صورتبندی نمیکند.
تماشاگر گاه با نیروها، رسوم یا محدودیتهایی روبهرو میشود که اهمیتشان در داستان روشن است، اما چگونگی کارکردشان بهاندازهٔ کافی توضیح داده نمیشود. این ابهام در برخی لحظات به جذابیت رازآلود جهان کمک میکند؛ همهچیز قرار نیست از همان ابتدا آشکار باشد. بااینحال، میان رازآلودگی سازنده و کمبود اطلاعات تفاوتی اساسی وجود دارد.
هرگاه مخاطب نتواند انگیزهٔ یک کنش یا پیامد یک قاعده را دنبال کند، تعلیق جای خود را به سردرگمی میدهد. فیلم در چند موقعیت بهجای آنکه راز را بهتدریج بگشاید، تماشاگر را ناگهان با جزئیاتی روبهرو میکند که برای درک کاملشان زمینهٔ کافی فراهم نشده است. این مسئله بر شخصیتپردازی نیز اثر میگذارد.
« این ناهماهنگی سبب میشود فیلم گاه پرشتاب و پرکشش و گاه فشرده و شتابزده به نظر برسد. »
قوتها و کاستیها
بلانکا با پرسش از هویت و گذشتهاش، ظرفیت تبدیلشدن به شخصیتی پیچیده را دارد، اما بخشهایی از این ظرفیت زیر سایهٔ ضرورتهای روایی باقی میماند. شوان نیز در مقام همراه و تکیهگاه عاطفی او، حضوری دوستداشتنی دارد، ولی همیشه از فردیتی مستقل و تحولیافته برخوردار نیست. فیلم بیش از آنکه در همهٔ لحظات به درون شخصیتها نفوذ کند، بر مسیر بیرونی ماجراجویی تکیه میکند.
اسطوره، هویت و انتخاب یکی از لایههای جذاب فیلم، پرسش از نسبت میان هویت و سرنوشت است. بلانکا در آغاز از گذشتهٔ خود جدا افتاده و ناچار است خویشتن را از خلال تجربههای تازه بازشناسد. این وضعیت، پرسشی فراتر از کشف یک راز پیش میکشد: آیا هویت فقط چیزی است که پیشتر بودهایم، یا آنچه انتخاب میکنیم نیز در تعریف ما سهم دارد؟
فیلم پاسخ خود را بیش از آنکه در قالب گفتوگوهای صریح عرضه کند، در مسیر احساسی شخصیتها و برخوردشان با جهانهای متخاصم میجوید. از سوی دیگر، عشق میان انسان و موجودی از جهانی دیگر، امکان طرح مسئلهٔ تفاوت و پذیرش را فراهم میکند. رابطهٔ آنها در فضایی شکل میگیرد که پیوند میان دو گونه، صرفاً مسئلهای شخصی نیست و با ترسها و تعارضهای گستردهتر گره خورده است.
این بُعد، به قصه وزن اسطورهای میبخشد؛ اما پرداخت آن گاه بیشتر در سطح تصویر و رخداد باقی میماند و کمتر به کاوشی دقیق در پیامدهای اخلاقی و عاطفی این تفاوت میرسد. جمعبندی «مار سفید» اثری فانتزی و عاشقانه است که بیش از هر چیز با جهان دیداری چشمنواز، رنگهای زنده و انرژی صحنههای ماجراجویانه در خاطر میماند.
« فیلم بیش از آنکه در همهٔ لحظات به درون شخصیتها نفوذ کند، بر مسیر بیرونی ماجراجویی تکیه میکند. »
جمعبندی
بازآفرینی افسانهٔ کهن، به فیلم بستری برای پرداختن به عشق، حافظه و هویت میدهد و رابطهٔ شوان و بلانکا، با وجود محدودیتهای شخصیتپردازی، هستهای عاطفی برای روایت فراهم میکند. فضای اسطورهای و طراحی موجودات نیز از مهمترین دلایل جذابیت آن هستند. در مقابل، ابهام در قواعد جهان، شتاب در برخی تصمیمهای داستانی و پرداخت ناکافی رابطهٔ مرکزی، مانع از آن میشوند که فیلم به اثری کاملاً منسجم و عمیق بدل شود.
«مار سفید» در لحظات تصویری و پرتحرک خود نیرومندتر از لحظاتی است که باید احساسات یا منطق جهانش را بسط دهد. بااینحال، ترکیب افسانه، عشق و خیال، تجربهای سرگرمکننده و دیدنی میسازد؛ تجربهای که کاستیهای رواییاش را پنهان نمیکند، اما بهواسطهٔ زیبایی بصری و حالوهوای شاعرانهاش همچنان ارزش تماشا دارد.
« فضای اسطورهای و طراحی موجودات نیز از مهمترین دلایل جذابیت آن هستند. »



ثبت دیدگاه