نقد و بررسی
نقد Where to Invade Next | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سفرنامهای با مقصدی روشن «Where to Invade Next» مستندی از مایکل مور است که سفر را بهانهای برای طرح پرسشی سیاسی و اجتماعی میکند: ایالات متحده چه چیزهایی میتواند از جوامع دیگر بیاموزد؟ عنوان اثر لحنی تحریکآمیز و طنزآمیز دارد؛ اما سفرهای مور نه برای فتح سرزمینها، بلکه برای گردآوری نمونههایی از سیاستها و نهادهایی است که به باور او کیفیت زندگی شهروندان را بهبود میبخشند.
از مرخصی و امنیت شغلی گرفته تا آموزش، بهداشت و شیوهٔ برخورد با زندانیان، فیلم هر بار موضوعی را پیش میکشد و آن را در نسبت با تجربهٔ آمریکایی میسنجد. همین چارچوب روشن، اثر را به سفرنامهای سیاسی بدل میکند که مقصد اصلیاش نه کشوری خاص، بلکه بازاندیشی در اولویتهای جامعه است. ساختار اپیزودیک و ریتم روایت فیلم از کنار هم نشاندن بخشهایی نسبتاً مستقل ساخته شده است؛ هر بخش به کشوری تازه و مسئلهای اجتماعی اختصاص دارد.
این ساختار اپیزودیک، حرکت اثر را روان و تماشایی نگه میدارد: مخاطب از محیط کار به مدرسه، از آموزش عالی به سیاستهای اجتماعی و سپس به موضوعات دیگری میرود، بیآنکه در یک بحث واحد برای مدتی طولانی گرفتار بماند. تکرار الگوی «دیدار، گفتوگو، مقایسه» به فیلم انسجام میدهد و در عین حال تنوع موضوعی آن را حفظ میکند.
البته این روش، عمق هر موضوع را محدود میسازد. فیلم ناچار است در زمانی کوتاه از معرفی یک سیاست به نتیجهای گستردهتر برسد؛ ازاینرو، گاه بهجای تشریح جزئیات سازوکارها، بر نمونههای چشمگیر و روایتهای بهیادماندنی تکیه میکند. حاصل، اثری است که بیش از آنکه پژوهشی جامع دربارهٔ هر کشور باشد، مجموعهای از دعوتها به مقایسه و اندیشیدن است.
« تکرار الگوی «دیدار، گفتوگو، مقایسه» به فیلم انسجام میدهد و در عین حال تنوع موضوعی آن را حفظ میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
طنز بهمثابه ابزار سیاسی طنز در این مستند صرفاً چاشنی سرگرمی نیست؛ شیوهای برای شکستن فاصله میان مخاطب و موضوعات سنگین است. مور با حضور پررنگ خود، شوخیهای موقعیتی و لحن ظاهراً سادهدلانهاش، بحثهایی چون کار، آموزش و عدالت اجتماعی را از قالب سخنرانی رسمی بیرون میآورد. این انتخاب باعث میشود فیلم در بسیاری از لحظات سرزنده و قابلدنبالکردن باشد، حتی وقتی دربارهٔ نابرابری یا ناکامی نهادهای عمومی سخن میگوید.
بااینحال، طنز همیشه به یک اندازه کارآمد نیست. حضور مور گاهی چنان بر صحنه مسلط میشود که افراد و تجربههای آنان به مواد خامی برای اجرای شخصیت عمومی او بدل میگردند. شوخی، در این موارد، بهجای آنکه موضوع را پیچیدهتر کند، توجه را به خود فیلمساز میکشاند. این ویژگی از تناقضهای آشنای سینمای مور است: او هم مجریِ پرانرژی روایت است و هم مانعی احتمالی میان مخاطب و موضوع.
سیاست اجتماعی؛ از ایده تا تجربهٔ روزمره نقطهٔ قوت فیلم در آن است که سیاست را مفهومی انتزاعی و دور از زندگی عادی نمیبیند. موضوعهایی مانند مرخصی، کیفیت آموزش، مراقبت درمانی یا رفتار با زندانیان از مسیر آدمها و موقعیتهای ملموس مطرح میشوند. بدینترتیب، مخاطب بهجای روبهروشدن با مجموعهای از اصطلاحات، با این پرسش مواجه میشود که تصمیمهای عمومی چگونه بر زمان، امنیت و امکان انتخاب افراد اثر میگذارند.
این رویکرد، پرسش مهمی را نیز زنده میکند: آیا الگوهای یک جامعه را میتوان بیواسطه به جامعهای دیگر منتقل کرد؟ فیلم عمدتاً بر امکان آموختن از تجربههای بیرونی تأکید دارد و در برابر این تصور میایستد که راهحلها فقط باید در مرزهای ملی جستوجو شوند. اما گاه میان نشاندادن یک نمونهٔ موفق و توضیح شرایطی که آن را ممکن کردهاند، فاصله میافتد.
« بااینحال، طنز همیشه به یک اندازه کارآمد نیست. »
شخصیتها و اجرا
منابع مالی، تاریخ نهادی، تفاوتهای فرهنگی و کشمکشهای سیاسی کمتر از خود نمونهها در مرکز توجه قرار میگیرند. بنابراین، اثر برای آغاز گفتوگو بسیار مؤثرتر است تا برای ارائهٔ نسخهای آماده. یکسویهبودن؛ نیروی محرک و محدودیت فیلم دیدگاهی آشکار و جهتدار دارد. مور نمونههایی را برمیگزیند که از استدلال اصلی او پشتیبانی کنند: جوامعی میتوانند در برخی زمینهها اولویتهایی متفاوت از آمریکا داشته باشند و نتیجههایی انسانیتر یا متوازنتر به دست آورند.
این گزینش، به روایت انرژی و وضوح میبخشد؛ تماشاگر بهسرعت میفهمد فیلم چه چیزی را میخواهد برجسته کند و چرا آن را مهم میداند. اما همین وضوح بهای خود را دارد. وقتی دوربین بیشتر بر دستاوردها مکث میکند، کمتر فرصت مییابد هزینهها، ناکامیها یا اختلافنظرهای درون همان جوامع را بررسی کند.
مقایسهٔ کشورها نیز گاهی چنان فشرده میشود که تفاوت زمینهها به حاشیه میرود و تجربهای پیچیده به نمونهای ساده برای اثبات یک مدعا تبدیل میشود. این مسئله لزوماً پیام فیلم را بیاعتبار نمیکند، اما مخاطب را وامیدارد میان آنچه میبیند و آنچه از قاب بیرون مانده است فاصلهای انتقادی حفظ کند.
جایگاه مور در برابر دوربین مور صرفاً راوی نیست؛ حضورش بخشی از طراحی فیلم است. او پرسش میپرسد، واکنش نشان میدهد، شوخی میکند و با شیوهٔ خاص خود فاصلهٔ میان مشاهدهگر و سوژه را کاهش میدهد. چنین حضوری به اثر شخصیت میبخشد و مانع از آن میشود که مستند به گزارشی بیچهره بدل شود. در بهترین لحظات، کنجکاوی او راهی برای ورود به گفتوگوهایی میشود که ممکن بود در قالب رسمی و خشک چندان جذاب نباشند.
« منابع مالی، تاریخ نهادی، تفاوتهای فرهنگی و کشمکشهای سیاسی کمتر از خود نمونهها در مرکز توجه قرار میگیرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در عین حال، این نقش پررنگ گاهی جهت پاسخها را از پیش تعیین میکند. فیلمساز با انتخاب پرسشها و تدوین واکنشها، مسیر تفسیر را هدایت میکند؛ مخاطب کمتر با بحثی باز روبهروست و بیشتر به سوی نتیجهای مشخص سوق داده میشود. این شیوه در مستندی جدلی قابلفهم است، اما از ظرفیت گفتوگوی چندجانبه میکاهد.
اثر در جایی نیرومندتر میشود که اجازه میدهد ایدهها و تجربهها خودشان سخن بگویند، نه آنکه همهچیز از صافی شوخی یا قضاوت نهایی مور عبور کند. ارزش سینمایی و تأثیر عاطفی «Where to Invade Next» از آن دسته مستندهایی است که اهمیتش فقط به اطلاعاتی که عرضه میکند محدود نمیماند؛ بخش مهمی از اثرگذاریاش در نحوهٔ پیوندزدن اطلاعات با حس امکان است.
فیلم میخواهد مخاطب را صرفاً خشمگین یا مأیوس نکند، بلکه به او نشان دهد امور اجتماعی میتوانند به شکلهای دیگری نیز سازمان یابند. امیدواری، در اینجا، نیرویی بلاغی است: یادآوری میکند که آنچه بدیهی یا تغییرناپذیر جلوه میکند، شاید در واقع انتخابی تاریخی و قابل بازنگری باشد. در سوی دیگر، لحن خطابهای و نتیجهگیریهای صریح گاه مجال تأمل مستقل را محدود میکنند.
فیلم اغلب میداند چه نتیجهای میخواهد بگیرد و مسیر تدوین نیز در خدمت همان نتیجه است. برای بینندهای که با موضع سیاسی مور همدل باشد، این صراحت میتواند شورانگیز باشد؛ برای مخاطبی که انتظار بررسی متوازنتری دارد، ممکن است بخشی از بحث را از پیش بسته به نظر برساند. همین کشاکش میان جذابیت و اقناعگری، یکی از ویژگیهای محوری تجربهٔ تماشای فیلم است.
« در عین حال، این نقش پررنگ گاهی جهت پاسخها را از پیش تعیین میکند. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Where to Invade Next» مستندی پرتحرک، طنزآمیز و ایدهمحور است که با سفر میان کشورها، بحثی دربارهٔ زندگی روزمره و مسئولیت نهادهای عمومی پیش میکشد. بهترین دستاوردش آن است که موضوعات اجتماعی را از سطح شعارهای دوردست به تجربههای انسانی نزدیک میکند و مخاطب را به پرسیدن این پرسش وامیدارد که چرا برخی امکانات در جایی عادی و در جایی دیگر دستنیافتنی به نظر میرسند.
در مقابل، نگاه گزینشی، سادهسازی زمینهها و تسلط صدای فیلمساز مانع از آن میشود که اثر را پژوهشی بیطرفانه و همهجانبه بدانیم. بااینهمه، ارزش فیلم را میتوان در همان نیروی محرک آن یافت: نه در ارائهٔ پاسخ نهایی، بلکه در گشودن امکان مقایسه و زیر سؤال بردن آنچه تغییرناپذیر پنداشته میشود.
این سفری سینمایی است که با شوخی آغاز میکند، به جدل میرسد و در نهایت مخاطب را با پرسشی جدی تنها میگذارد: از تجربههای دیگران چه میتوان آموخت، و برای آموختن چه چیزهایی باید در شیوهٔ نگاه خود تجدیدنظر کرد؟



ثبت دیدگاه