نقد و بررسی
نقد Where Am I Going? | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ یک کارمندِ مطمئن از جایگاهش «کجا میروم؟» ساختهٔ جنارو نونزیانته، کمدی ایتالیاییای است که از موقعیتی آشنا و روزمره آغاز میشود: کارمندی که نه شیفتهٔ شغلش، بلکه دلبستهٔ امنیت و آسودگیِ آن است. کچو، مردی سیونهساله که هنوز با پدر و مادرش زندگی میکند، از جایگاه اداریِ کمدردسرش رضایت دارد؛ روزهای کاریاش به بطالت میگذرد و آینده نیز، از نگاه او، چیزی جز تداوم همین وضعیت نیست.
اما اصلاحات دولتی این آرامش را تهدید میکند و او را به پذیرش مأموریتهایی دشوار و دور از خانه میکشاند. فیلم از این اجبار، هم موتور روایت میسازد و هم فرصتی برای هجوِ عادتها و مناسبات اجتماعی. طنزی دربارهٔ امنیت و عادت در مرکز فیلم، تقابل میان میل به آسایش و ضرورت تغییر قرار دارد.
کچو در آغاز نه قهرمانی بلندپرواز است و نه فردی که از محدودیتهایش رنجی آگاهانه ببرد؛ او صرفاً به نظمی خو گرفته که به سودش کار میکند. از همین رو، واکنشهایش به دگرگونیهای کاری و جغرافیایی، سرچشمهٔ اصلی طنز است. او نمیخواهد قواعد زندگیاش زیرورو شود، اما بهتدریج درمییابد که حفظ وضع موجود نیز مستلزم هزینههایی است.
طنز فیلم تنها بر تنبلی یک کارمند بنا نشده است. هدف گستردهتر، فرهنگِ وابستگی به شغل امن، تشریفات اداری و تصورِ حقِ موروثی بر آسایش است. کچو را میتوان شخصیتی اغراقآمیز دانست، اما اغراق در اینجا ابزارِ آشکارکردن واقعیتی اجتماعی است: آدمی که سالها با امتیازهای کوچک و تضمینهای بزرگ خو گرفته، تغییر را نه فرصتی برای رشد، بلکه تهدیدی علیه هویت خود میبیند.
« اما اصلاحات دولتی این آرامش را تهدید میکند و او را به پذیرش مأموریتهایی دشوار و دور از خانه میکشاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم این نگرش را بهجای خطابه، از خلال رفتارها و موقعیتهای کمیک به نمایش میگذارد. شخصیتپردازی و بازیِ چکو زالونه بار عمدهٔ جذابیت فیلم بر دوش چکو زالونه است؛ بازیگری که نقش کچو را با انرژی، خودنماییِ حسابشده و حضوری پررنگ اجرا میکند. او شخصیت را به مردی صرفاً نالایق یا آزاردهنده فرو نمیکاهد.
در رفتارهایش نوعی سادگیِ خودخواهانه و اعتمادبهنفسِ بیپشتوانه وجود دارد که او را هم خندهدار میکند و هم، در لحظاتی، قابلفهم. کچو از آن شخصیتهایی است که ابتدا بهواسطهٔ رفتارهایش میخنداند و سپس، بیآنکه فیلم از او دفاع کند، نشان میدهد چگونه عادت و امتیاز میتوانند ذهن آدمی را محدود کنند.
البته این بازیِ پرانرژی سلیقهمحور است. فیلم بهشدت به توانایی زالونه در هدایت ریتم شوخیها و نگهداشتن توجه مخاطب متکی است. اگر بیننده با سبک اجرایی او ارتباط برقرار نکند، بخشی از نیروی فیلم کاهش مییابد؛ زیرا طنز گاه بیش از آنکه از ظرافت موقعیت برخیزد، به حضور و لحن بازیگر تکیه میکند.
در عین حال، همین مرکزیتِ بازیگر به فیلم انسجام اجرایی میدهد و اجازه میدهد شخصیت اصلی در دل موقعیتهای بسیار متفاوت، نیروی محرک باقی بماند. سفر بهمثابه جابهجاییِ نگاه سفرهای کچو تنها راهی برای ساختن موقعیتهای تازه نیستند. آنها او را از محیطی بیرون میبرند که قواعدش را بدیهی میپنداشت و در برابر نظمی متفاوت قرار میدهند.
« فیلم این نگرش را بهجای خطابه، از خلال رفتارها و موقعیتهای کمیک به نمایش میگذارد. »
شخصیتها و اجرا
مواجهه با مکانها و آدمهای تازه، بهتدریج فاصلهای میان او و عادتهای پیشینش ایجاد میکند. فیلم تغییر را نه با یک سخنرانی اخلاقی، بلکه از راه تجربههای ملموس و واکنشهای کچو پیش میبرد: مردی که میکوشد همهچیز را به سود آسایش خود تفسیر کند، ناچار میشود با واقعیتهایی روبهرو شود که در قالبهای آشنایش نمیگنجند.
ساختار جادهای و جابهجاییهای پیدرپی، به روایت تحرک و سرزندگی میبخشند. هر مکان میتواند زمینهٔ یک برخورد تازه یا شوخیای جدید باشد و در نتیجه، فیلم از فضای محدود اداره فراتر میرود. بااینحال، این آزادی روایی گاهی به بهای انسجام تمام میشود: بعضی بخشها بیشتر شبیه قطعههای کمدیِ مستقلاند تا حلقههایی ضروری در زنجیرهٔ تحول شخصیت.
این پراکندگی ریتم را زنده نگه میدارد، اما ممکن است برای تماشاگرانی که پیوند علّیِ محکم و پیشروی داستانیِ پیوسته میخواهند، کمی ناهموار به نظر برسد. طنز فرهنگی و محدودیتِ ترجمه بخش مهمی از شوخیها به سیاست و فرهنگ ایتالیا، بهویژه نگاه عمومی به دستگاه اداری و شغل دولتی، وابسته است.
این وابستگی به فیلم هویت محلی میدهد و آن را از کمدیهایی که برای مخاطبی بیتفاوت به زمینهٔ اجتماعی ساخته میشوند، متمایز میکند. فیلم از جزئیات فرهنگیاش برای ساختن طعنههایی استفاده میکند که در بستر خود میتوانند بسیار نافذ باشند. اما همان ویژگی، مانعی برای بخشی از مخاطبان بیرون از آن بستر نیز هست.
« مواجهه با مکانها و آدمهای تازه، بهتدریج فاصلهای میان او و عادتهای پیشینش ایجاد میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شوخیای که بر اشارهای سیاسی، عادت اجتماعی یا معنای ضمنیِ واژهای متکی باشد، ممکن است در ترجمه بخشی از تیزی خود را از دست بدهد. حتی وقتی اصل موقعیت قابلفهم است، تفاوت تجربهٔ تاریخی و فرهنگی میتواند شدت خنده را کم کند. از این رو، فیلم در لایهٔ کلی دربارهٔ امنیت شغلی و مقاومت در برابر تغییر، قابلدسترس میماند؛ اما بعضی از ظریفترین یا تندترین لحظههایش برای مخاطبی آشنا با فضای ایتالیا کاملتر عمل میکنند.
ریتم، موقعیتهای کمیک و روایت فیلم با توالی شوخیها و موقعیتهای پرتحرک پیش میرود و فضای گرم و سرزندهاش اجازه نمیدهد نقد اجتماعی به تلخیِ سنگین تبدیل شود. نونزیانته ترجیح میدهد تضادها را در قالب کمدی عرضه کند: نه با محکومکردن مستقیم شخصیتها، بلکه با گذاشتن آنان در موقعیتهایی که تناقضهایشان را آشکار میکند.
این انتخاب، تماشای فیلم را آسان و سرگرمکننده میسازد و به آن حالوهوایی خوشنشین میدهد. در مقابل، تعدد موقعیتها گاهی داستان را از خطی محکم دور میکند. برخی شوخیها برای خودشان مجال پیدا میکنند و تأثیرشان بیش از آنکه به تحول کچو خدمت کند، در همان لحظهٔ کمیک باقی میماند. این نوسان میان روایت و نمایشِ کمدی، یکی از محدودیتهای اصلی فیلم است.
با وجود این، پراکندگیِ مقطعی با ماهیت سرکش و آشفتهٔ شخصیت مرکزی نیز تناسب دارد: کچو خودش هم در آغاز زندگی را نه بهصورت مسیری رو به جلو، بلکه مجموعهای از راههای گریز از مسئولیت میبیند. نقد اجتماعی بدون تلخیِ مفرط «کجا میروم؟» از کارمند دولتیِ تنبل تصویری ساده و یکبعدی میسازد، اما در سطح گستردهتر به پرسشی جدیتر نزدیک میشود: وقتی آسایش به معیار اصلی زندگی بدل شود، انسان چه چیزهایی را از دست میدهد؟
« حتی وقتی اصل موقعیت قابلفهم است، تفاوت تجربهٔ تاریخی و فرهنگی میتواند شدت خنده را کم کند. »
قوتها و کاستیها
فیلم میان نقدِ امتیازهای اداری و همدلی با میلِ عمومی به امنیت تعادل برقرار میکند. تماشاگر میتواند رفتار کچو را مسخره کند، اما همزمان تشخیص دهد که ترس از بیثباتی شغلی، صرفاً عیبِ یک شخصیت کمیک نیست؛ واکنشی انسانی است که در شرایط دشوار اقتصادی و اجتماعی شکل میگیرد. با این همه، نقد فیلم همیشه به یک تحلیل عمیق از ساختارهای اداری یا اقتصادی تبدیل نمیشود.
کمدی ترجیح میدهد تناقضها را به شخصیت و رفتار فردی پیوند بزند و از پرداخت پیچیدهٔ سازوکارهای نهادی فاصله بگیرد. این انتخاب برای یک کمدی عامهپسند قابلفهم است و به اثر سبکی روان میدهد، اما گاهی از دامنهٔ انتقادی آن میکاهد. فیلم بیش از آنکه رسالهای دربارهٔ بوروکراسی باشد، حکایتی سرگرمکننده دربارهٔ آدمی است که ناچار میشود از محدودهٔ امن خود بیرون بیاید.
جمعبندی «کجا میروم؟» کمدیای پرجنبوجوش و خوشحالوهواست که با بازی کاریزماتیک چکو زالونه و نگاه طعنهآمیزش به امنیت شغلی، عادت و فرهنگ اداری، مخاطب را سرگرم میکند. ارزش اصلی فیلم در آن است که نقد اجتماعی را به تجربهای کمیک و قابلتماشا بدل میسازد، بیآنکه از ابتدا در پی موعظه باشد.
در عین حال، اتکای فراوان به سبک بازیگر، برخی شوخیهای وابسته به زمینهٔ ایتالیایی و ساختارِ گاه اپیزودیک، مانع از آن میشود که همهٔ اجزای فیلم به یک اندازه برای هر مخاطبی اثرگذار باشند. نتیجه، اثری دوستداشتنی و پرانرژی است که بیشتر از راه شخصیت و لحظههای خندهآورش در خاطر میماند تا از راه ظرافت روایی یا عمق تحلیل اجتماعیاش.
« فیلم میان نقدِ امتیازهای اداری و همدلی با میلِ عمومی به امنیت تعادل برقرار میکند. »



ثبت دیدگاه