نقد و بررسی
نقد وقتی قلب را فرا میخواند (When Calls the Heart) | 2014
«When Calls the Heart» در ظاهر یک درام تاریخی و عاشقانه درباره زنی جوان است که از جهان مرفه و آشنای خود فاصله میگیرد و قدم به جامعهای کوچک در مرزهای غربی کانادا میگذارد، اما هسته واقعی آن بیش از یک داستان عاشقانه، درباره ساختن زندگی در دل فقدان، دشواری و بیاعتمادی است. سریال از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست با اثری تلخ و بدبینانه روبهرو باشیم؛ نیروی محرک آن امید، همبستگی، ایمان و امکان تغییر انسانهاست. نتیجه، اثری آرام و احساسمحور است که بیش از آنکه به غافلگیری متکی باشد، میکوشد مخاطب را به ماندن در کنار شخصیتها و زیستن در فضای جامعه کوچک خود دعوت کند.
وعده ژانری؛ وسترنی آرام در لباس یک ملودرام تاریخی
«When Calls the Heart» از ترکیب چند سنت تلویزیونی و ادبی شکل میگیرد: درام تاریخی، عاشقانه، قصه زندگی در یک شهر مرزی و روایتهای خانوادگی مبتنی بر ایمان و اخلاق. ریشه اثر به نوشتههای Janette Oke بازمیگردد و همین خاستگاه، بخش مهمی از هویت آن را توضیح میدهد؛ جهانی که در آن ارزشهایی مانند مسئولیت، خانواده، شجاعت، بخشش و اعتماد به دیگران نه تزئینات روایی، بلکه بخشی از ساختمان درام هستند. C Common Sense Media +1 با این حال، جذابیت اصلی سریال در این نیست که بخواهد تصویری خشن یا واقعگرایانه از غرب قرن نوزدهم ارائه دهد. اینجا با غربی مواجهیم که بیش از آنکه میدان خشونت و بیقانونی باشد، آزمایشگاهی برای سنجش شخصیت انسانهاست. جامعه کوچک محل وقوع داستان، شخصیت مستقلی پیدا میکند و روابط میان ساکنان آن به اندازه داستان عاشقانه مرکزی اهمیت مییابد. همین ویژگی باعث میشود سریال بهتدریج از یک قصه درباره «یک زن که به شهر جدیدی میآید» فاصله بگیرد و به روایتی درباره «یک جامعه که چگونه دوباره خودش را میسازد» تبدیل شود. در نتیجه، انتظار مخاطب از ژانر اهمیت زیادی دارد. اگر قرار باشد «When Calls the Heart» با معیارهای یک وسترن پرتنش یا ملودرام پیچیده و تاریک سنجیده شود، احتمالاً بخشی از ظرفیت آن نادیده گرفته میشود. اما اگر آن را اثری درباره گرمای روابط انسانی، آزمونهای اخلاقی و شکلگیری تدریجی اعتماد بدانیم، انتخابهای آرام و محافظهکارانهاش معنای بیشتری پیدا میکنند. بررسیهای منتشرشده نیز بارها بر همین ویژگیهای امیدبخش، خانوادگی و ایمانمحور اثر تأکید کردهاند. C Common Sense Media +1
« این سریال بیش از آنکه درباره فتح یک سرزمین باشد، درباره ساختن یک خانه است. »
روایت و ریتم؛ قصهای که به جای شتاب، به ماندگاری تکیه میکند
مهمترین ویژگی روایی «When Calls the Heart» را باید در ریتم آن جستوجو کرد. سریال علاقه چندانی به حرکت دائمی از یک بحران به بحران بعدی ندارد و بسیاری از لحظات خود را صرف گفتوگو، رابطهسازی، مشاهده زندگی روزمره و واکنش شخصیتها به مشکلات میکند. این انتخاب در نگاه نخست ممکن است کند یا حتی محافظهکارانه به نظر برسد، اما با منطق کلی اثر هماهنگ است؛ زیرا درام قرار نیست صرفاً تماشاگر را به مقصد برساند، بلکه میخواهد او را در مسیر نگه دارد. داستان مرکزی، یعنی ورود Elizabeth Thatcher به جامعهای کاملاً متفاوت از محیطی که در آن رشد کرده است، ظرفیت قابلتوجهی برای ایجاد تعارض دارد. او نه یک قهرمان شکستناپذیر است و نه فردی که از همان ابتدا پاسخ تمام مسائل را بداند. بخش مهمی از جذابیت روایت از اینجا میآید که شخصیت اصلی مجبور میشود برداشتهای قبلی خود از زندگی، طبقه اجتماعی، استقلال و مسئولیت را بازبینی کند. در مقابل، جامعه جدید نیز ناچار است حضور او را بپذیرد و با جهانبینی متفاوتش کنار بیاید. این رابطه دوسویه، به روایت عمق بیشتری میدهد. با این حال، همین ساختار آرام یکی از نقاطی است که میتواند برای بخشی از مخاطبان به ضعف تبدیل شود. سریال گاهی بیش از اندازه به الگوهای آشنای ملودرام اعتماد میکند و برخی تعارضها از همان ابتدا مسیر نسبتاً قابل پیشبینی خود را نشان میدهند. بخشی از مخاطبان نیز همین فرمولگرایی و شیرینی بیش از حد را از نقاط ضعف آن دانستهاند. R
+1 در مقابل، برای مخاطبی که با ریتم آرام و قصهگویی شخصیتمحور ارتباط برقرار میکند، این پیشبینیپذیری الزاماً نقص محسوب نمیشود؛ زیرا لذت اصلی در دانستن «چه اتفاقی میافتد» نیست، بلکه در مشاهده «چگونه شخصیتها به آن واکنش نشان میدهند» شکل میگیرد.
« در اینجا تعلیق کمتر از جنسِ ندانستن است و بیشتر از جنسِ انتظار کشیدن برای تغییر آدمهاست. »
شخصیتها و اجرا؛ جایی که جامعه از داستان عاشقانه جلو میزند
Erin Krakow در نقش Elizabeth مهمترین بار احساسی سریال را بر دوش میکشد. اجرای او متکی بر اغراق نیست و شخصیت را به زنی تبدیل میکند که همزمان آسیبپذیر، مصمم، کنجکاو و آرمانگراست. مهمتر از همه، Elizabeth صرفاً ابزاری برای پیشبرد یک رابطه عاشقانه نیست؛ حرفه، استقلال و میل او به تأثیرگذاری بر زندگی کودکان و جامعه، هویت جداگانهای به او میدهد. همین ویژگی سبب میشود مسیر شخصیتی او فراتر از کلیشه «زن جوانی که به غرب میآید و عاشق میشود» قرار بگیرد. رابطه Elizabeth و Jack Thornton نیز یکی از ستونهای اصلی روایت است، اما سریال آگاهانه از تبدیل آن به تنها موتور داستان جلوگیری میکند. Jack شخصیتی است که ابتدا با فاصله و بدگمانی دیده میشود و رابطه میان این دو، بیش از آنکه بر جذابیت ناگهانی استوار باشد، از اصطکاک، شناخت تدریجی و تغییر نگرش شکل میگیرد. این نوع رابطه شاید برای مخاطبی که انتظار عاشقانهای پرشتاب دارد کند به نظر برسد، اما با جهان اخلاقی سریال سازگار است؛ در اینجا عشق بیشتر نتیجه شناخت و اعتماد است تا یک جرقه ناگهانی. نقطه قوت مهمتر اما در گروه شخصیتهای فرعی قرار دارد. Abigail Stanton، Rosemary Coulter، Lee Coulter، Bill Avery و دیگر ساکنان شهر به تدریج مجموعهای از روابط و خردهداستانها را شکل میدهند که باعث میشود Hope Valley صرفاً پسزمینهای برای زندگی Elizabeth نباشد. برخی از این شخصیتها حتی در مقاطع مختلف توانایی آن را دارند که توجه مخاطب را از خط اصلی داستان به سمت خود بکشانند. همین ساختار گروهی یکی از دلایلی است که سریال میتواند در طول زمان به جای تکرار یک رابطه مرکزی، جهان داستانی خود را گسترش دهد. فهرست بازیگران و معرفی رسمی شخصیتها نیز بر همین ساختار گروهی و حضور پررنگ بازیگران مکمل تأکید دارد. R
+1
« Elizabeth قلب روایت است، اما این جامعه است که به سریال نبض میدهد. »
فضا و فرم؛ زیباییشناسی نوستالژیک و کنترلشده
از نظر بصری، «When Calls the Heart» به جای تلاش برای نمایش تاریخی خشن و خاکآلود، تصویری تمیز، شاعرانه و نوستالژیک از زندگی در غرب ارائه میدهد. خانهها، مدرسه، خیابانها، لباسها و چشماندازهای طبیعی، همگی در خدمت ساختن فضایی هستند که بتوان در آن احساس تعلق پیدا کرد. طبیعت نیز صرفاً دکور نیست؛ فضای باز، کوهستان و سکوت محیط پیرامون به شکل غیرمستقیم فاصله میان زندگی پیشین Elizabeth و جهان تازه او را برجسته میکنند. این انتخاب بصری با مضمون اثر ارتباط مستقیم دارد. Hope Valley بهتدریج از یک شهر غریب و ناآشنا به مکانی تبدیل میشود که روابط انسانی در آن معنا پیدا میکنند. بنابراین هرچه شخصیتها بیشتر به یکدیگر نزدیک میشوند، محیط نیز برای مخاطب آشناتر میشود. این پیوند میان جغرافیا و احساس، یکی از ظریفترین عناصر سریال است؛ مکان نهتنها محل وقوع رویدادها، بلکه بخشی از تجربه عاطفی تماشاگر است. در عین حال، نباید از محدودیتهای این زیباییشناسی غافل شد. تمیزی و نظم بیش از اندازه تصاویر گاهی باعث میشود دشواری زندگی در یک جامعه مرزی، بیش از حد نرم و بیخطر جلوه کند. «When Calls the Heart» در مواجهه با فقر، فقدان، خطر و اختلاف اجتماعی معمولاً ترجیح میدهد وجه انسانی و امیدبخش مسئله را برجسته کند، نه جنبههای خشن و بیرحمانه آن را. به همین دلیل، اگر مخاطب به دنبال بازسازی تاریخی سختگیرانه و واقعگرایانه باشد، احتمالاً با اثری مواجه میشود که عمداً واقعیت را از صافی احساس و خوشبینی عبور داده است. در مقابل، همین ویژگی برای مخاطبی که به دنبال یک درام تاریخی آرام و خانوادگی است، میتواند بخش مهمی از جذابیت اثر باشد. C Common Sense Media
مضمونها؛ ایمان، جامعه و معنای تاب آوردن
در لایه زیرین داستان، «When Calls the Heart» بیش از هر چیز درباره تابآوری است. جامعهای که با فقدان و دشواریهای اقتصادی روبهرو شده، باید یاد بگیرد چگونه بدون از دست دادن پیوندهای انسانی خود ادامه دهد. این نگاه، باعث میشود مفهوم «قدرت» در سریال از جنس قدرت فیزیکی یا اقتصادی نباشد؛ قدرت واقعی در توانایی افراد برای کمک به یکدیگر، پذیرفتن مسئولیت و بازسازی اعتماد تعریف میشود. عنصر ایمان نیز در این ساختار جایگاهی اساسی دارد. سریال از سنت داستانهای مسیحی Janette Oke فاصله کامل نمیگیرد و باور دینی را نه صرفاً به عنوان پسزمینه، بلکه به عنوان بخشی از نظام اخلاقی شخصیتها به کار میگیرد. با این حال، برای درک اثر لازم نیست تمام مخاطبان الزاماً با این جهانبینی همدل باشند؛ آنچه اهمیت دارد این است که ایمان در اینجا با مفاهیمی مانند امید، بخشش، مسئولیت و شفقت پیوند خورده است. بررسیهای مربوط به اثر نیز صراحتاً به همین وجه ایمانمحور و پیامهای مثبت آن اشاره کردهاند. C Common Sense Media +1 موضوع دیگری که سریال به شکل پیوسته دنبال میکند، اهمیت جامعه در برابر فردگرایی است. شخصیتها در برابر بحرانها معمولاً بهتنهایی عمل نمیکنند و حل مشکلات، اغلب نیازمند مشارکت دیگران است. این مسئله باعث میشود روابط انسانی از سطح روابط خانوادگی فراتر بروند و شکل نوعی قرارداد اجتماعی به خود بگیرند. در جهان سریال، شهر زمانی زنده است که ساکنانش برای یکدیگر اهمیت قائل باشند. چنین نگاهی امروز نیز قابل فهم است، هرچند شیوه بیان آن گاهی به شکل بیش از اندازه ایدهآلگرایانه ارائه میشود.
« امید در این سریال یک احساس گذرا نیست؛ نوعی شیوه زیستن است. »
قوتها و ضعفها؛ میان صمیمیت و فرمولگرایی
بزرگترین قوت «When Calls the Heart» در ایجاد احساس تعلق است. بسیاری از آثار تاریخی میکوشند مخاطب را با عظمت جهان خود تحت تأثیر قرار دهند، اما این سریال بیشتر میخواهد او را به داخل آن جهان دعوت کند. پس از مدتی، جذابیت اصلی نه در پرسش درباره حادثه بعدی، بلکه در دیدن دوباره شخصیتها، شناخت بهتر روابطشان و مشاهده تغییرات تدریجی جامعه شکل میگیرد. این کیفیت توضیح میدهد چرا مخاطبانی که با فضای سریال ارتباط برقرار میکنند، معمولاً به شخصیتها و محیط آن دلبستگی شدیدی پیدا میکنند. دومین قوت، پاکیزگی لحن است. سریال از خشونت، بدبینی و تلخی افراطی فاصله میگیرد و تلاش میکند حتی در موقعیتهای دشوار، امکان امید را حفظ کند. این ویژگی برای مخاطبان خانوادگی و کسانی که از درامهای تاریخی ملایم و اخلاقمحور استقبال میکنند، مزیت مهمی است. همچنین حضور شخصیتهای زن فعال و مسئولیتپذیر، بهویژه Elizabeth و Abigail، باعث میشود زنان در ساختار روایی صرفاً نقش عاطفی یا تزئینی نداشته باشند. بررسیهای معاصر نیز بر همین وجه و بر تصویر زنان مقاوم و الگوهای مثبت شخصیتی تأکید داشتهاند. C
Common Sense Media
اما همین نقاط قوت، گاهی به ضعف تبدیل میشوند. خوشبینی اثر در بعضی موقعیتها مرز باریکی با سادهسازی پیدا میکند و برخی تعارضها به جای آنکه پیچیدگی اخلاقی طولانیمدتی داشته باشند، در نهایت به راهحلهایی نسبتاً امن و قابل انتظار نزدیک میشوند. از سوی دیگر، ریتم آرام و وابستگی به گفتوگوهای عاطفی ممکن است برای مخاطبانی که به روایتهای تند، تاریک یا پر از پیچش عادت دارند، خستهکننده باشد. حتی در میان واکنشهای مخاطبان نیز دو نگاه متفاوت دیده میشود: گروهی این فضای دلگرمکننده را نقطه قوت اصلی میدانند و گروهی دیگر آن را بیش از اندازه شیرین یا فرمولیک تلقی میکنند. R
+1
جایگاه اثر و مخاطب هدف؛ سریالی برای ماندن، نه غافلگیر کردن
«When Calls the Heart» را باید بیش از آنکه اثری برای جستوجوی پیچیدگیهای روایی بدانیم، نمونهای از تلویزیون شخصیتمحور و احساسمحور دانست. سریال از سنتی میآید که در آن تماشای یک داستان، فقط به معنای دنبال کردن مجموعهای از اتفاقات نیست؛ بلکه فرصتی برای بازگشت مداوم به یک جهان آشناست. به همین دلیل، اهمیت روابط میان شخصیتها به مرور بیشتر میشود و شهر به چیزی شبیه یک شخصیت جمعی تبدیل میگردد. موفقیت طولانیمدت مجموعه و ادامه یافتن آن در فصلهای متعدد نیز نشان میدهد این مدل روایت توانسته مخاطب وفاداری پیرامون جهان خود شکل دهد. R
مخاطب مناسب این سریال کسی است که با درام تاریخی آرام، عاشقانههای تدریجی، شخصیتهای اخلاقمحور و فضای خانوادگی ارتباط برقرار میکند. اگر هدف از تماشای یک سریال، تجربه تعلیق دائمی، پیچشهای شوکهکننده، واقعگرایی خشن یا شخصیتهای اخلاقاً خاکستری باشد، «When Calls the Heart» احتمالاً انتخابی متفاوت از انتظار خواهد بود. اما اگر تماشاگر به دنبال اثری است که به جای بدبینی، بر امکان اصلاح، بخشش و دوباره آغاز کردن تأکید کند، جهان Hope Valley ظرفیت قابلتوجهی برای درگیر شدن عاطفی دارد.
در نهایت، ارزش «When Calls the Heart» نه در این است که قواعد ژانر را زیر و رو میکند و نه در این که قصد دارد تصویری بینقص از تاریخ ارائه دهد. اهمیت آن در وفاداری به هویتی است که برای خود انتخاب کرده است: یک درام تاریخی گرم، عاشقانه و جامعهمحور که میخواهد تماشاگر را با شخصیتهایش همراه کند و در برابر دشواریها، امکان امید را حفظ نماید. ضعفهایش نیز دقیقاً از همین انتخاب سرچشمه میگیرند؛ آنچه برای یک مخاطب آرامشبخش و صمیمی است، ممکن است برای دیگری بیش از اندازه محافظهکارانه و قابل پیشبینی باشد.
« این سریال قرار نیست تماشاگر را با شوکهایش به یاد بماند؛ میخواهد با آدمهایش در ذهن او بماند. »
جمعبندی؛ قصهای درباره پیدا کردن خانه در جایی ناآشنا
«When Calls the Heart» در بهترین لحظات خود، داستانی درباره عشق به معنای محدود عاشقانه نیست؛ درباره پیدا کردن جایگاه انسان در میان دیگران است. Elizabeth وارد جامعهای میشود که قوانین نانوشته، زخمهای قدیمی و دشواریهای خاص خود را دارد و مسیر او بیش از آنکه صرفاً رسیدن به یک رابطه باشد، فرآیند تبدیل شدن از یک غریبه به عضوی از یک اجتماع است. همین نگاه، سریال را از یک ملودرام ساده فراتر میبرد و به آن هویتی انسانیتر میدهد. البته اثر در مسیر خود همیشه از دامهای ژانر فرار نمیکند. گاهی خوشبینی آن بیش از اندازه صریح میشود، بعضی تعارضها بیش از حد قابل پیشبینی هستند و ریتم آرام آن ممکن است حوصله مخاطبی را که به روایتهای پرشتاب عادت دارد سر ببرد. اما این ضعفها در کنار ویژگیهای مثبت آن قرار میگیرند: شخصیتهای دوستداشتنی، فضای تاریخی دلنشین، روابط گروهی پررنگ و تأکید مداوم بر همبستگی و امید. در نهایت، «When Calls the Heart» اثری نیست که بخواهد جهان را از نو تعریف کند؛ ارزشش در ساختن جهانی کوچک و قابلباور از منظر عاطفی است، جهانی که در آن آدمها میتوانند اشتباه کنند، تغییر کنند، دوباره اعتماد کنند و در دشوارترین لحظات به یکدیگر تکیه داشته باشند. این سریال اگر با معیار درست خود تماشا شود، بیش از آنکه یک داستان عاشقانه تاریخی باشد، تجربهای درباره تعلق، تابآوری و معنای خانوادهای است که الزاماً با خون و نسب تعریف نمیشود. C R Sources



ثبت دیدگاه