نقد و بررسی
نقد دکتر، چه خبر؟ (What's Up, Doc?) | 1972
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آشوبی با هندسهٔ دقیق «What's Up, Doc?» ساختهٔ Peter Bogdanovich، کمدیای است که از نظمی ظاهری آغاز میشود و به هرجومرجی حسابشده میرسد. چهار ساک شبانهٔ چهارخانه و یکسان، با جابهجایی تصادفیشان، رشتهای از برخوردها و سوءتفاهمها را به حرکت درمیآورند؛ اما فیلم بیش از آنکه دربارهٔ خود ساکها باشد، دربارهٔ لذت تماشای نظمی است که پلهپله از هم میپاشد.
هر گره کوچک، گره دیگری میسازد و هر راهحل موقت، موقعیتی تازه برای آشفتگی پدید میآورد. در چنین کمدیای، اتفاقها باید هم نامحتمل باشند و هم در لحظه پذیرفتنی به نظر برسند. فیلم در بیشتر مسیر این تعادل را حفظ میکند: تصادفها به جای آنکه صرفاً ابزار پیشبرد داستان باشند، ریتمی زنجیرهای پیدا میکنند و تماشاگر را به بازیِ دنبالکردن مسیر اشیا و آدمها فرامیخوانند.
بااینحال، همین سازوکار میتواند برای مخاطبی که از تکرار سوءتفاهمها خسته میشود، به فرمولی آشکار بدل شود. میراث کمدی اسکروبال فیلم آشکارا به سنت کمدیهای اسکروبال دهههای پیشین چشم دارد؛ جهانی که در آن گفتوگوهای تند، شخصیتهای ناسازگار و موقعیتهای روزمره، بیوقفه از کنترل خارج میشوند.
« هر گره کوچک، گره دیگری میسازد و هر راهحل موقت، موقعیتی تازه برای آشفتگی پدید میآورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اثر ادای دینی است به کمدی کلاسیک، اما در تقلید صرف متوقف نمیماند: انرژی سرکش و لحن بازیگوش آن با حالوهوای سینمای دههٔ هفتاد پیوند میخورد. ارجاعهای سینمایی و نشانههای بصری فیلم نیز این علاقهٔ کارگردان به تاریخ سینما را آشکار میکنند، بیآنکه تماشاگر برای لذتبردن از داستان ناچار باشد همهٔ آنها را بشناسد.
«What's Up, Doc?» در شمار کمدیهای اسکروبال و ادای دین به آثار کلاسیک این سنت قرار میگیرد. این خودآگاهی، بخشی از جذابیت فیلم است: اثر میداند که دارد با قراردادهای یک ژانر بازی میکند و از اغراق نمیترسد. بااینحال، تماشاگرانی که با ریتم کلاسیک این گونه کمدیها همراه نیستند، ممکن است شتاب و تصنع عمدی آن را بیش از اندازه ببینند.
فیلم برای باورپذیری واقعگرایانه ساخته نشده؛ منطقش، منطقِ تشدید شوخی است. جودی مکسول؛ نیروی محرک روایت باربرا استرایسند در نقش جودی مکسول، مرکز ثقل فیلم است. جودی شخصیتی است که به هر فضایی وارد میشود، قواعدش را بههم میریزد و توجه همه را به خود میکشاند. انرژی بازیگر فقط در دیالوگهای تند خلاصه نمیشود؛ نگاهها، مکثها و تغییر ناگهانی لحن نیز بخشی از اجرای اوست.
« What's Up, Doc?» در شمار کمدیهای اسکروبال و ادای دین به آثار کلاسیک این سنت قرار میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
جودی را میتوان حضوری کارتونی و مهارنشدنی دانست، اما اجرای استرایسند چنان پرشور است که شخصیت را از یک شگرد روایی صرف فراتر میبرد. در مقابل او، رایان اونیل با بازی کنترلشدهتر خود، نقش مردی را میسازد که آرامآرام در گرداب رخدادها گرفتار میشود. تضاد میان خونسردی نسبی او و آشوبی که جودی میآفریند، یکی از منابع اصلی طنز فیلم است.
زوج اصلی بیش از آنکه بر شباهت تکیه کنند، از ناهمخوانی نیرو میگیرند؛ هرکدام دیگری را از تعادل بیرون میکشد و همین اصطکاک، صحنهها را زنده نگه میدارد. بازیگران مکمل و لحظههای درخشان مدلن کان با حضورش به فیلم رنگی دیگر میافزاید. نقش او، با تأکید بر واکنشها و حساسیتهای شخصیت، امکان میدهد طنز از مرکز اصلی روایت فراتر برود و در برخوردهای فرعی نیز جان بگیرد.
او لازم نیست در هر صحنه پرتحرک باشد؛ گاه یک نگاه یا نحوهٔ پاسخدادنش کافی است تا موقعیتی معمولی به شوخی بدل شود. حضورش در کنار بازیگران پرانرژیتر، تنوعی خوشایند در بافت کمدی ایجاد میکند. بازیگران مکمل دیگر نیز هر یک به آشفتگی جمعی سهمی میرسانند. فیلم از آن دسته آثاری است که شوخی را فقط به قهرمانانش واگذار نمیکند؛ شخصیتهای حاشیهای هم با جدیت و بیخبری خود از وضعیت مضحک، به خنده کمک میکنند.
« تضاد میان خونسردی نسبی او و آشوبی که جودی میآفریند، یکی از منابع اصلی طنز فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این جدیتِ بازیگران در دل موقعیتهای بیقاعده اهمیت دارد: اگر همه از ابتدا بدانند در کمدی هستند، شوخیها زود فرسوده میشوند. کارگردانی، میزانسن و ریتم Bogdanovich آشوب را نه با تدوینی شتابزده و بیهدف، بلکه با سازماندهیِ ورود و خروج شخصیتها، حرکت در فضا و زمانبندی دقیق میسازد.
دوربین و میزانسن اجازه میدهند که کنشها در قاب شکل بگیرند و گاه چند لایهٔ کمدی همزمان دیده شوند. نتیجه، حسی نزدیک به کمدیهای صامت و فیزیکی است: تماشاگر نهفقط به دیالوگها، بلکه به مسیر حرکت بدنها و اشیا نیز توجه میکند. نقدهای سینمایی به همین شیوهٔ ساختن حرکت و کمدی درون قاب اشاره کردهاند.
ریتم فیلم بهتدریج شدت میگیرد. ابتدا موقعیتها فرصت دارند شکل بگیرند، اما هرچه زنجیرهٔ سوءتفاهمها گسترش مییابد، مکثها کوتاهتر و برخوردها پرشتابتر میشوند. تعقیبوگریزها نقطهٔ اوج این طراحیاند: شوخی از کلام به حرکت منتقل میشود و فضای شهری به صحنهٔ نمایش بدل میگردد. این بخشها از تماشاییترین لحظههای فیلماند، هرچند ممکن است برای کسانی که با کمدیِ پرتحرک و اغراقآمیز راحت نیستند، بیش از حد پرسروصدا باشند.
« دوربین و میزانسن اجازه میدهند که کنشها در قاب شکل بگیرند و گاه چند لایهٔ کمدی همزمان دیده شوند. »
قوتها و کاستیها
طنزِ تکرار و خطر فرسودگی نقطهٔ قوت اصلی فیلم، همانچیزی است که میتواند به نقطهٔ ضعفش بدل شود: انباشتِ بیوقفهٔ حادثهها. هر ساک که اشتباه جابهجا میشود، امکان تازهای برای خطا میسازد و فیلم از این امکان با سخاوت استفاده میکند. در بخشهایی، این افزایش آشفتگی چنان سرگرمکننده است که تماشاگر را با خود میبرد؛ در بخشهایی دیگر، وابستگی روایت به تصادف و سوءبرداشت آشکار میشود.
اگر کسی از همان ابتدا با شوخی محوری همراه نشود، تکرار موقعیتها احتمالاً او را به فیلم نزدیکتر نخواهد کرد. همچنین، حجم بالای فریاد، واکنشهای بزرگ و حرکتهای پیاپی میتواند خستهکننده باشد. فیلم به ندرت سکوت یا آرامش را بهعنوان مکثی طولانی به کار میگیرد؛ ترجیح میدهد انرژی را بالا نگه دارد.
این انتخاب از نظر لحن منسجم است، اما فضای محدودی برای تغییر حالوهوا باقی میگذارد. بنابراین، واکنش به فیلم تا اندازهای به میزان علاقهٔ مخاطب به کمدی پرهیاهو وابسته است. جلوهٔ عاطفی زیر لایهٔ آشوب با وجود غلبهٔ شوخی، فیلم تنها مجموعهای از گگها و تعقیبوگریزها نیست. رابطهٔ شخصیتها در دلِ بحرانهای پیاپی شکل میگیرد و تضاد میان فرد منظم و موقعیت بیقاعده، امکان نوعی صمیمیت کمیک را فراهم میکند.
« هر ساک که اشتباه جابهجا میشود، امکان تازهای برای خطا میسازد و فیلم از این امکان با سخاوت استفاده میکند. »
جمعبندی
فیلم در این بخشها بهجای مکثهای عاطفی مفصل، از بازی و واکنش استفاده میکند؛ احساسات نیز بخشی از همان بازیِ سرعت و بیقراریاند. این رویکرد باعث میشود وجه عاشقانهٔ داستان سبک و سرزنده باقی بماند، هرچند ممکن است برای مخاطبی که انتظار تحول روانشناختی عمیق یا رابطهای واقعگرایانه دارد، کممایه جلوه کند.
اثر اساساً در پی کالبدشکافی شخصیتها نیست؛ آنها را بهعنوان نیروهایی در یک ماشین کمدی به کار میگیرد، اما اجرای بازیگران به این نیروها فردیت و جذابیت میبخشد. جمعبندی «What's Up, Doc?» کمدیای پرجنبوجوش و آگاه به میراث خود است؛ فیلمی که با اتکا به بازی درخشان باربرا استرایسند، واکنشهای دقیق رایان اونیل، حضور دلنشین مدلن کان و کارگردانی مسلط Bogdanovich، از آشفتگی نمایشی منسجم میسازد.
تعقیبوگریزها، جابهجایی ساکها و سوءتفاهمهای زنجیرهای، موتور سرگرمی آناند و ریتم رو به افزایشش میتواند تماشاگر را تا پایان با خود ببرد. اما این انرژی برای همه دلپذیر نیست. تکرار تصادفها، سروصدا و اتکای فراوان به شلوغی ممکن است برای برخی فرساینده یا کماثر باشد. بهترین راه مواجهه با فیلم، پذیرفتن قواعد بازیِ آن است: نه انتظار واقعگرایی، بلکه لذتبردن از مهارتی که بهواسطهٔ آن بینظمی را به نمایش کمدی تبدیل میکند.
« تکرار تصادفها، سروصدا و اتکای فراوان به شلوغی ممکن است برای برخی فرساینده یا کماثر باشد. »
ثبت دیدگاه