نقد و بررسی
نقد چه ربطی به عشق دارد؟ (What's Love Got to Do with It?) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان دو شیوهٔ عاشقشدن «What's Love Got to Do with It?» کمدی رمانتیکی است که پرسشی آشنا را از زاویهای فرهنگی و خانوادگی طرح میکند: آیا عشق باید پیش از تعهد پیدا شود، یا ممکن است در مسیر شناخت و همراهی شکل بگیرد؟ فیلم بهجای آنکه پاسخ قطعی بدهد، دو دوست قدیمی را روبهروی دو برداشت متفاوت از رابطه قرار میدهد.
زویی، فیلمساز مستند و دلزده از قرارهای ناموفق، به شیوهٔ آشنای جستوجوی عشق در زندگی شهری خو گرفته است؛ کاظم، دوست پاکستانیـبریتانیایی او، با همراهی خانوادهاش راه ازدواج ازپیشتدارکدیده را انتخاب میکند. «ازدواجِ یاریشده» در فیلم نه صرفاً تصمیمی که خانواده به جای فرد میگیرد، بلکه فرایندی است که در آن خانواده زمینه را فراهم میکند و خود زوج نیز فرصت شناخت و انتخاب دارند.
این تمایز، نقطهٔ عزیمت بحث فیلم است. قصهای که مقصدش زود پیدا است ساختار داستان از همان آغاز نشانههای مسیر پیش رو را آشکار میکند. زویی قرار است سفر کاظم را به موضوع مستند خود تبدیل کند و همین تصمیم، دوستی دیرینهٔ آنها را به میدان پرسشهایی تازه میکشاند: چه اندازه از انتخابهای شخصی ما واقعاً مستقل از خانواده و عادتهای فرهنگی است؟
و آیا شناخت تدریجی میتواند جایگزین تصور پرشور اما گاه بیثباتِ عشق در نگاه نخست شود؟ فیلم در پاسخگویی به این پرسشها چندان پیچیدهکاری نمیکند. تنش اصلی میان زویی و کاظم، و نیز میان خواستهٔ فردی و انتظار خانوادگی، در قالبی آشنا و قابلپیشبینی پیش میرود. از همان دقایق ابتدایی میتوان حدس زد که دوستی قدیمی قرار است معنایی تازه پیدا کند؛ بنابراین تعلیق داستانی، نیروی اصلی اثر نیست.
« فیلم بهجای آنکه پاسخ قطعی بدهد، دو دوست قدیمی را روبهروی دو برداشت متفاوت از رابطه قرار میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، فیلم میکوشد بهجای غافلگیری، لذت مسیر را عرضه کند: برخورد دو جهان، لحظههای خانوادگی و رفتوآمد میان شوخی و تأمل. این انتخاب برای مخاطبی که دنبال قصهای سبک است جواب میدهد، اما بینندهای که از کمدی رمانتیک انتظار چرخشهای تازه دارد، احتمالاً احساس خواهد کرد فیلم زودتر از موعد همهٔ کارتهایش را رو کرده است.
زویی و کاظم؛ شیمیای دلپذیر، اما نامتوازن Lily James و Shazad Latif در نقش زویی و کاظم به رابطهٔ قدیمی دو شخصیت گرما میبخشند. آشنایی دیرین آنها در بازی بازیگران حضوری باورپذیر دارد؛ صمیمیتی که از خاطره و عادت میآید، نه فقط از جذابیت ظاهری دو بازیگر. در سوی زویی، کنجکاوی و شتابزدگی گاه همزمان دیده میشوند: او میخواهد تجربهٔ کاظم را بفهمد، اما دوربینش و نگاه مستندسازانهاش گاهی میان او و ماجرا فاصله میاندازند.
این فاصله میتواند یادآور این نکته باشد که ثبتکردن یک فرهنگ با شناختن آن یکی نیست، هرچند فیلم همیشه از این ایده بهقدر کافی بهره نمیگیرد. کاظم، در مقابل، بیشتر بهعنوان کسی تصویر میشود که باید میان استقلال فردی و وفاداری به خانواده تعادل پیدا کند. این کشمکش ظرفیت دراماتیک خوبی دارد، اما شخصیتپردازی او گاه زیر سایهٔ مسیر عاشقانهٔ زویی قرار میگیرد.
در نتیجه، فیلم با وجود آنکه دربارهٔ انتخاب کاظم و ازدواج او آغاز میشود، بهتدریج بیش از اندازه به تردیدها و واکنشهای زویی میدان میدهد. در بعضی لحظهها، پافشاری او برای دخالت یا تفسیر تصمیم دوستش، بهجای آنکه از دل کنجکاوی طبیعی شخصیت برخیزد، ترفندی برای پیشبردن داستان به نظر میرسد.
« کاظم، در مقابل، بیشتر بهعنوان کسی تصویر میشود که باید میان استقلال فردی و وفاداری به خانواده تعادل پیدا کند. »
شخصیتها و اجرا
خانواده؛ موتور شوخی و صمیمیت یکی از دلنشینترین بخشهای فیلم، حضور خانوادههاست. رابطهٔ والدین با فرزندان، توقعهای ناگفته و تفاوت نسلها، به قصه امکان میدهد از محدودهٔ دو شخصیت اصلی فراتر برود. شوخیهای خانوادگی و جمعهای پرجنبوجوش فیلم غالباً به آن انرژی میدهند که یک کمدی رمانتیک برای سبککردن فضای عاطفی خود نیاز دارد.
Emma Thompson در نقش مادر زویی حضوری پرتحرک و بازیگوش دارد و همراهی او با دیگر بازیگران به لحظههای خانوادگی جان میبخشد. بازیگران در مجموع چنان راحت و سرزندهاند که میتوان حس کرد از فضای اثر لذت میبرند؛ همین سرزندگی گاهی ضعفهای فیلمنامه را میپوشاند. بااینهمه، همهٔ شوخیها به یک اندازه کارآمد نیستند.
برخی موقعیتهای کمدی بیش از آنکه از خصلت شخصیتها یا منطق موقعیت بیرون بیایند، برای گرفتن خنده به صحنه تحمیل شدهاند. اثر در بهترین لحظاتش به شوخیای ساده اما انسانی تکیه میکند؛ در ضعیفترین لحظات، انگار با صدای بلند به تماشاگر یادآوری میکند که باید بخندد. تفاوت میان این دو کیفیت، ریتم فیلم را نابرابر میسازد.
فرهنگ پاکستانی؛ گفتوگویی لازم با اجرایی نهچندان ژرف ارزش بالقوهٔ موضوع فیلم در این است که ازدواج یاریشده را نه معادل اجبار معرفی میکند و نه راهحلی جادویی برای یافتن عشق. داستان میکوشد نشان دهد شیوههای متفاوتی برای رسیدن به رابطه وجود دارد و هیچکدام را نمیتوان بدون توجه به افراد، خانوادهها و زمینهٔ اجتماعیشان داوری کرد.
« خانواده؛ موتور شوخی و صمیمیت یکی از دلنشینترین بخشهای فیلم، حضور خانوادههاست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این رویکرد در برابر کلیشهٔ سادهٔ «عشق رمانتیک در برابر سنت کهنه» قابلتوجه است؛ فیلم حتی به امکان گفتوگو و آشنایی میان زوج پیش از ازدواج نیز توجه دارد. اما نیت متعادل، همیشه به بازنمایی چندلایه منتهی نمیشود. گاهی فرهنگ پاکستانی بیش از آنکه مجموعهای متنوع از تجربههای فردی باشد، همچون پسزمینهای رنگارنگ و آمادهٔ مقایسه با زندگی زویی عرضه میشود.
بعضی شخصیتها و رفتارها کارکردی نمایشی پیدا میکنند و پیچیدگی درونیشان کمتر از آن است که موضوع حساس فیلم طلب میکند. از همین رو، اعتراض به سطحیبودن یا کلیشهایشدن برخی تصویرها را نمیتوان نادیده گرفت. اثر به مسئلهای مهم نزدیک میشود، اما همهجا فرصت نمییابد آن را از نگاههای آماده و سادهسازانه جدا کند.
این محدودیت بیش از آنکه کل فیلم را باطل کند، فاصلهٔ میان ایدهٔ بلندپروازانهاش و اجرای گاه شتابزده را نشان میدهد. حالوهوا و پرداخت بصری فیلم در درجهٔ نخست میخواهد خوشتماشا باشد؛ سبک، رنگارنگ و سرشار از رفتوآمد میان موقعیتهای روزمره و لحظههای عاطفی. این انتخاب برای یک کمدی رمانتیک مناسب است و اثر را به تجربهای کمدردسر بدل میکند.
اما سبکیِ فضا گاهی به کمعمقی میانجامد: موضوعاتی چون تفاوت فرهنگی، انتظارات خانوادگی و تنهایی عاطفی مطرح میشوند، ولی معمولاً پیش از آنکه به پرسشی دشوار و ماندگار بدل شوند، راه را برای شوخی یا گره عاشقانه باز میکنند. همچنین فیلمبرداری دستی و حرکتهای دوربین در برخی صحنهها بیقرار به نظر میرسند.
« اما نیت متعادل، همیشه به بازنمایی چندلایه منتهی نمیشود. »
قوتها و کاستیها
اگر این لرزش قرار است حس مستندسازی زویی را بازتاب دهد، میتوانست در سراسر فیلم انتخابی منسجمتر و معنادارتر باشد؛ اما گاهی بیشتر حواس را به خود جلب میکند تا اینکه به روایت خدمت کند. در عوض، موسیقی و بازیهای پرانرژی، پیوند میان صحنهها را نرمتر میسازند و کمک میکنند فیلم در مجموع از شتاب و سرزندگی نیفتد.
جمعبندی «What's Love Got to Do with It?» فیلمی است با قلبی گرم و ایدهای جذاب، اما روایتی که از آشنا بودن مسیرش فراتر نمیرود. اگرچه سرانجام قصه دشوار نیست که از پیش حدس زده شود، فیلم با بازیهای خوشانرژی، لحظههای خانوادگی بامزه و فضایی سبک میتواند برای یک تماشای آرام و بیتکلف مناسب باشد.
در سوی دیگر، شوخیهای نابرابر، دخالتهای گاه آزاردهندهٔ زویی و بازنمایی نهچندان ژرف فرهنگ پاکستانی مانع میشوند که اثر از قالب کمدی رمانتیک آشنایش بیرون بیاید. نقطهٔ قوت فیلم، حکمدادن دربارهٔ برتری یک شیوهٔ عشقورزیدن بر دیگری نیست، بلکه یادآوری این است که رابطهها در خلأ شکل نمیگیرند و خانواده، فرهنگ و تجربهٔ شخصی همگی در انتخابهای عاطفی سهم دارند.
بااینحال، فیلم فقط تا اندازهای که لحن سبک و سرگرمکنندهاش اجازه میدهد این ایده را دنبال میکند. حاصل، اثری دوستداشتنی برای مخاطبِ آمادهٔ همراهی با یک قصهٔ پیشبینیپذیر است؛ نه تجربهای که بهواسطهٔ جسارت روایی یا تحلیل فرهنگی عمیق، مدتها در ذهن بماند.
« بااینحال، فیلم فقط تا اندازهای که لحن سبک و سرگرمکنندهاش اجازه میدهد این ایده را دنبال میکند. »



ثبت دیدگاه