نقد و بررسی
نقد What Will People Say | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دو جهان در یک زندگی «What Will People Say» ساختهٔ Iram Haq، درامی دربارهٔ نوجوانی است که میان دو مجموعه انتظار و هنجار گرفتار میشود. نیشا در خانه باید دختر مطیع خانوادهای پاکستانی باشد و بیرون از خانه، در اسلو، زندگیای متناسب با همسالان نروژیاش داشته باشد. این دوگانگی در آغاز ممکن است شبیه کشمکش معمول نوجوانی به نظر برسد؛ اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که مسئله فقط پنهانکاری یا اختلاف سلیقه نیست.
پای اختیار، آبرو، جنسیت و حقِ انتخاب در میان است. وقتی پدر نیشا او را کنار دوستپسرش میبیند، دو جهان نه با گفتوگو، بلکه با خشونت و مجازات به هم برخورد میکنند. تصمیم والدین برای فرستادن او نزد خویشاوندان در پاکستان، داستان را از تعارض خانگی به تجربهای از بیگانگی و سلب اختیار میکشاند.
فیلم این مسیر را بدون آنکه پایان یا پیچش اصلی را آشکار کند، در قالب درامی بلوغ و رویارویی با قدرت روایت میکند. ‹,5"› عنوانی که به پرسش بدل میشود عنوان فیلم، پرسشی آشنا را پیش میکشد: «مردم چه خواهند گفت؟» این عبارت در داستان صرفاً نگرانی از شایعه یا نگاه همسایهها نیست؛ معیاری است که خانواده با آن رفتار دختر را میسنجد و تصمیمهایش را توجیه میکند.
« پای اختیار، آبرو، جنسیت و حقِ انتخاب در میان است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در چنین فضایی، آبرو به چیزی فراتر از اعتبار اجتماعی بدل میشود: نیرویی که میتواند بر بدن و آیندهٔ یک دختر اعمال کنترل کند. فیلم از همین سازوکار برای ساختن تنش بهره میبرد. فشار جامعه همیشه در قالب جمعیتی حاضر و آشکار ظاهر نمیشود؛ گاهی در جملهای کوتاه، در سکوتی سنگین یا در بیم از داوری دیگران، حضور دارد.
اهمیت این نگاه در آن است که فیلم مسئله را به اختلافی ساده میان «فرهنگ سنتی» و «زندگی مدرن» تقلیل نمیدهد. بااینحال، گاه چنان بر پیام مرکزی خود تأکید میکند که ظرافتِ موقعیتها زیر سایهٔ آن قرار میگیرد. نیشا در میانهٔ دو نظام ارزشی است، اما فیلم بیش از آنکه این دو را با کنجکاوی و پیچیدگی بکاود، بر پیامدهای کنترل خانواده تمرکز میکند.
نیشا؛ نوجوانی میان نقشها بخش مهمی از نیروی فیلم از تجربهٔ نیشا میآید: دختری که ناچار است در خانه و بیرون از خانه دو نقش متفاوت بازی کند. این دوگانگی بهتدریج به چیزی فرساینده تبدیل میشود؛ نه فقط به این دلیل که باید رازهایش را پنهان کند، بلکه چون حق تعریف کردن خودش را هم از دست میدهد.
« فیلم از همین سازوکار برای ساختن تنش بهره میبرد. »
شخصیتها و اجرا
آنچه برای او بخشی از رشد و تجربهٔ نوجوانی است، از نگاه اطرافیان به مسئلهای برای مهارکردن تبدیل میشود. فیلم در ترسیم این وضعیت، نیشا را صرفاً نماد یک بحث اجتماعی نمیسازد. آسیبپذیری، سرکشی و نیاز او به تعلق، در کنار میلش به استقلال قرار میگیرند. همین تضادها شخصیت را انسانیتر میکنند: او نه همیشه سنجیده رفتار میکند و نه قرار است قهرمانی بینقص باشد.
بااینحال، گاهی روایت فرصت کافی نمیدهد تا لایههای شخصیتی او در آرامش گسترش یابند؛ رخدادهای پیاپی و فشار عاطفیِ داستان چنان جلو میروند که تجربهٔ درونی او ممکن است زیر بار اتفاقها کمرنگ شود. بازیگری و تنش عاطفی بازی Maria Mozhdah در نقش نیشا، نقطهٔ اتکای اصلی فیلم است. او تغییر حالوهوای شخصیت را بیشتر از راه واکنشها و سکوتها منتقل میکند تا توضیحهای طولانی.
ترس، خشم و درماندگی نیشا در لحظههایی که واژهها کفایت نمیکنند، برای تماشاگر قابل لمس میشود. حضور او کمک میکند فیلم، با وجود بار سنگین پیام اجتماعیاش، از سطح یک بیانیهٔ صرف فراتر برود. Adil Hussain نیز در نقش پدر، شخصیتی را به تصویر میکشد که هم منشأ قدرت و ترس است و هم درون رابطهای خانوادگی قرار دارد که پیچیدگیهای خودش را دارد.
« آنچه برای او بخشی از رشد و تجربهٔ نوجوانی است، از نگاه اطرافیان به مسئلهای برای مهارکردن تبدیل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این بازی، بالقوه، امکان میدهد پدر تنها به چهرهای یکبعدی از اقتدار بدل نشود؛ هرچند خود فیلم همیشه این امکان را تا انتها دنبال نمیکند. تقابل میان بازیها، بهویژه در صحنههایی که گفتوگو جای خود را به سکوت یا فشار میدهد، از عناصر مؤثر در ایجاد خشم و همدلی است. ‹,3"› جابهجایی جغرافیایی و حس بیگانگی رفتن نیشا به پاکستان، در سطح داستانی تغییر مکان است، اما از نظر احساسی معنای گستردهتری دارد: او از محیطی که میشناسد جدا میشود و به مکانی میرود که برایش ناآشناست.
فیلم با این جابهجایی، تضاد میان انتظارات خانواده و تجربهٔ فردی نیشا را شدت میبخشد. خانهٔ خویشاوندان قرار نیست برای او به فضای امن و آشنا تبدیل شود؛ بلکه محیطی است که باید قواعدش را بیاموزد و محدودیتهایش را تحمل کند. این بخش از فیلم نیروی دراماتیک دارد، اما همزمان زمینهٔ یکی از دشواریهای آن نیز هست.
تجربهٔ نیشا گاهی چنان فشرده و یکسویه نمایش داده میشود که تفاوتهای محیط اجتماعی و آدمهای پیرامونش به اندازهٔ کافی از هم متمایز نمیشوند. از این رو ممکن است برخی موقعیتها برای تماشاگر بیش از اندازه طراحیشده یا کمباورپذیر جلوه کنند. این ایراد به معنای بیاهمیتبودن مسئلهٔ اصلی نیست؛ بیشتر نشان میدهد که شدت پیام، گاهی جای دقت در جزئیات و تنوع تجربهها را میگیرد.
« فیلم با این جابهجایی، تضاد میان انتظارات خانواده و تجربهٔ فردی نیشا را شدت میبخشد. »
قوتها و کاستیها
شیوهٔ روایت و محدودیتهای آن Iram Haq روایت را بر تنش و انباشت فشار بنا میکند. موقعیتها معمولاً قرار نیست به آرامشی پایدار برسند؛ هر گشایش کوتاه میتواند با بحرانی تازه روبهرو شود. این انتخاب، فیلم را درگیرکننده میکند و حس ناامنی نیشا را به مخاطب منتقل میسازد. در عوض، تکرار مکرر مضمونهایی چون اطاعت، قضاوت جامعه و کنترل دختران، گاهی ریتم را یکنواخت میکند.
تماشاگر ممکن است پیش از آنکه روایت پیش برود، معنای صحنه را دریابد و انتظار داشته باشد فیلم آن را با لایهای تازه بسط دهد. بیان مستقیم فیلم نیز دو روی متفاوت دارد. از یکسو، صراحت آن نمیگذارد خشونت و فشار خانوادگی پشت واژههای مبهم پنهان شوند. از سوی دیگر، بعضی پیامها آنقدر بیواسطه عرضه میشوند که فضای کمتری برای تفسیر باقی میماند.
فیلم میتوانست در برخی لحظات با اعتماد بیشتری به سکوت، رفتارهای کوچک و تناقضهای شخصیتها تکیه کند. همچنین گاه آدمها و موقعیتها به دو سوی اخلاقی روشن تقسیم میشوند؛ انتخابی که تنش میآفریند، اما پیچیدگی روابط را محدود میکند. سنگینیای که پس از تماشا میماند «What Will People Say» فیلمی آسان و آسوده نیست.
« شیوهٔ روایت و محدودیتهای آن Iram Haq روایت را بر تنش و انباشت فشار بنا میکند. »
جمعبندی
تلخی آن از موضوعش جداشدنی نیست، اما اثرگذاریاش فقط به سختیِ اتفاقها وابسته نمیماند؛ فیلم مخاطب را وادار میکند دربارهٔ مرز میان مراقبت و کنترل، خانواده و اقتدار، و تعلق و استقلال فکر کند. همین پرسشها باعث میشوند داستان پس از پایان تماشا نیز در ذهن بماند. در عین حال، شدت عاطفی فیلم ممکن است برای برخی مخاطبان به جای همدلی، فاصله ایجاد کند؛ بهویژه اگر تکرار بحرانها یا بیان گلدرشت پیام، فرصت باورکردن جهان داستان را کاهش دهد.
جمعبندی «What Will People Say» در پرداخت تجربهٔ دختری که میان خانواده، جامعه و میل به انتخاب زندگی خود گرفتار شده، درامی تلخ و پرتنش است. بازیهای تأثیرگذار، بهخصوص بازی Maria Mozhdah، و توانایی فیلم در برانگیختن خشم و همدلی، آن را به اثری ماندگار تبدیل میکنند. در برابر، تکرار مضمونها، صراحت گاه بیش از اندازه و تصویر نسبتاً سیاهوسفید برخی شخصیتها از محدودیتهای آن است.
فیلم در همهٔ لحظهها ظریف یا کاملاً باورپذیر نیست، اما پرسش محوریاش را با قدرت پیش میکشد: وقتی ترس از داوری دیگران بر زندگی یک انسان چیره میشود، چه کسی حق دارد برای او تصمیم بگیرد؟
« همین پرسشها باعث میشوند داستان پس از پایان تماشا نیز در ذهن بماند. »
ثبت دیدگاه