نقد و بررسی
نقد آنچه در سایهها انجام میدهیم (What We Do in the Shadows) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای ساده با افقی بلند «What We Do in the Shadows» از فرضی آشنا آغاز میکند: گروهی از خونآشامها زیر یک سقف زندگی میکنند. اما بهجای آنکه نامیرایی را سرچشمهی حماسه و اندوهی باشکوه بداند، آن را به مسئلهای روزمره بدل میکند. این موجودات کهن، با همهی قدرتهای فراطبیعیشان، باید با اختلافهای همخانهها، آداب معاشرت، لباس پوشیدن و دشواریهای زندگی در جهان معاصر کنار بیایند.
همین جابهجاییِ مقیاس، موتور اصلی کمدی فیلم است: فاصلهی میان تصور اسطورهای ما از خونآشام و گرفتاریهای پیشپاافتادهی زندگی مشترک. فیلم ساختهی مشترک Taika Waititi و Jemaine Clement است؛ دو فیلمسازی که نه با تحقیر اسطورهی خونآشام، بلکه با بازیگوشی و علاقه به جزئیات آن را دست میاندازند.
نتیجه، هجوِ ژانر وحشت است، اما هجوی که از شناختِ قواعد و تصویرهای جاافتادهی این ژانر نیرو میگیرد. تماشاگر لازم نیست پیشینهی همهی افسانههای خونآشامی را بداند؛ کافی است با تصویری کلی از آنها آشنا باشد تا تناقضهای خندهآور فیلم را دریابد. مستندنمایی و طنزِ مشاهدهگر انتخاب قالب مستندنما، بیش از آنکه ترفندی صوری باشد، بخشی از منطق کمدی فیلم است.
دوربین با خونسردی در موقعیتهایی حاضر میشود که اگر در یک فیلم وحشت روایت میشدند، هراسانگیز بودند؛ اما اینجا همان حضور بیطرفانه، بر مضحکبودن وضعیت تأکید میکند. گویی گروه فیلمبرداری نه با موجوداتی افسانهای، بلکه با چند همخانهی عجیب روبهرو است که زندگی روزانهشان را ثبت میکنند.
« اما بهجای آنکه نامیرایی را سرچشمهی حماسه و اندوهی باشکوه بداند، آن را به مسئلهای روزمره بدل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این نگاهِ ظاهراً جدی، به شوخیها مجال میدهد بیآنکه با موسیقی یا تدوین آنها را به تماشاگر تحمیل کند، بهتدریج اثر بگذارند. بسیاری از لحظههای بامزه از مکث، واکنش چهرهها یا فاصلهی میان آنچه شخصیتها میگویند و آنچه دوربین نشان میدهد ساخته میشوند. فیلم معمولاً به شوخیهایش توضیح اضافه نمیکند؛ همین خویشتنداری، لحن خشک و خاص آن را شکل میدهد.
البته این شیوه برای همه یکسان کار نمیکند: اگر مکثها و بیان بیفرازونشیب جذاب نباشند، بعضی صحنهها ممکن است بیش از اندازه کشدار به نظر برسند. همخانههای نامیرا و شخصیتپردازی قلب فیلم نه در اسطورهها، بلکه در رابطهی میان شخصیتها میتپد. همخانهها هر یک تصویری متفاوت از خونآشام را نمایندگی میکنند، اما فیلم آنها را به نشانههایی ساده و یکخطی تقلیل نمیدهد.
تفاوت در منش و سلیقهشان بهانهای برای اصطکاکهای مکرر است؛ همان دلخوریها و رقابتهای کوچکی که در هر خانهای ممکن است پیش بیاید، با این تفاوت که اینجا طرفین ممکن است چند قرن تجربهی زندگی پشت سر داشته باشند. طنز فیلم از همین ناهمخوانی تغذیه میکند. قدمت و قدرت، به شخصیتها خردمندی یا شکوه نمیبخشد؛ گاهی فقط باعث میشود عادتهای نامأنوسشان دیرتر تغییر کند.
آنان در برابر جهان جدید نه قهرمانانی شکستناپذیر، بلکه آدمهایی سردرگماند که میکوشند جای خود را در آن پیدا کنند. این وجه انسانی سبب میشود تماشاگر، با وجود رفتارها و نیازهای هراسآورشان، به رابطهی میانشان نزدیک شود. فیلم در این زمینه بر جزئیات کوچک حساب میکند، نه بر دگرگونیهای عاطفی بزرگ.
« فیلم معمولاً به شوخیهایش توضیح اضافه نمیکند؛ همین خویشتنداری، لحن خشک و خاص آن را شکل میدهد. »
شخصیتها و اجرا
روزمرگی بهمثابه سرچشمهی کمدی یکی از موفقترین ایدههای فیلم، تبدیل کارهای معمول به موقعیتهایی خونآشامی است. اختلاف بر سر نظافت و مسئولیتهای خانه، در کنار نیازهای نامتعارف شخصیتها، همانقدر اهمیت مییابد که درامی پرهیاهو ممکن است به یک بحران بزرگ بدهد. این جابهجایی، هم زندگی خانگی را خندهدار میکند و هم تصویر آشنای خونآشام را از جدیت همیشگیاش بیرون میآورد.
فیلم بهجای آنکه پیوسته شوخیهای بزرگ و پرسرعت عرضه کند، از انباشتهشدن رفتارهای کوچک سود میبرد. شخصیتها دربارهی چیزهایی حرف میزنند که در نظرشان کاملاً عادی است؛ اما از دید تماشاگر، همین عادیبودنِ امر ناممکن خنده میآفریند. بخشی از جذابیت کار نیز از اینجا میآید که گاهی مشاجرهی همخانهها از خودِ خونآشامبازیها سرگرمکنندهتر میشود.
فیلم به ما یادآوری میکند که حتی نامیرایی هم آدم را از دلخوریهای خانهداری نجات نمیدهد. بازیها و نیروی گروهی بازیها در خدمت لحن یکدست و خونسرد فیلماند. Taika Waititi و Jemaine Clement، که هر دو در نویسندگی و کارگردانی نیز نقش دارند، شخصیتهایی میسازند که خندهداریشان از تأکید بر شوخی نمیآید؛ آنان موقعیت را با جدیت خودشان میپذیرند و همین جدیت، فاصلهی کمدیآفرین را ایجاد میکند.
Jonny Brugh نیز در ترکیب گروه، حضوری متفاوت دارد و به مناسبات میان شخصیتها تنوع میبخشد. حضور هیپستر تازهتبدیلشده، راهی برای پیوندزدن جهان خونآشامها با تجربهی تماشاگر است. او میتواند از بیرون به این جمع نگاه کند، در برابر قواعدش واکنش نشان دهد و پرسشهایی را بر زبان آورد که برای اعضای قدیمیترِ گروه بدیهی شدهاند.
« این جابهجایی، هم زندگی خانگی را خندهدار میکند و هم تصویر آشنای خونآشام را از جدیت همیشگیاش بیرون میآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در سوی دیگر، Stu از شخصیتهایی است که گرمی و خوشرفتاریاش به فضای فیلم لطافت میدهد. واکنش خونآشامها به او، بدون آنکه فیلم به احساساتگرایی آشکار متوسل شود، وجهی صمیمانه به رابطههایشان میافزاید. فضای فیلم و برخورد ژانرها فضای فیلم بر تضاد میان ظاهر گوتیک و واقعیت معمولی بنا شده است.
تاریکی، لباسهای کهنه و تصویرهای برگرفته از سینمای خونآشامی، در کنار خانهای که نشانی از زندگی روزمره دارد، بهجای ساختن وحشت پیوسته، بستری برای بازی با انتظارات فراهم میکنند. فیلم از نشانههای آشنای ژانر استفاده میکند، اما آنها را در موقعیتهایی قرار میدهد که شکوهشان فرو میریزد و به مضحکه بدل میشود.
ورود گرگینهها نیز به این جهانسازی تنوع میبخشد. صحنههای مربوط به آنان از جمله لحظاتی است که فیلم با تغییر انرژی و برخورد دو گروه متفاوت، شوخیهایش را تازه میکند. با این حال، «What We Do in the Shadows» هرگز نمیکوشد توازن کاملی میان وحشت و کمدی برقرار کند؛ وزن اثر آشکارا به سوی کمدی است.
رگههای ترسناک بیشتر برای حفظ بافت جهان فیلم و بازی با قراردادهای ژانر به کار میروند تا ایجاد هراسی جدی. ریتم و محدودیتهای شوخی ساختار فیلم بیش از آنکه بر زنجیرهای از پیچشهای داستانی تکیه کند، از کنار هم قرارگرفتن موقعیتها و برخورد شخصیتها نیرو میگیرد. این انتخاب برای تماشاگرانی که از کمدیهای مبتنی بر شخصیت لذت میبرند، امتیاز مهمی است؛ فیلم مجال میدهد با همخانهها وقت بگذرانیم و از شیوهی واکنششان به جهان لذت ببریم.
« در سوی دیگر، Stu از شخصیتهایی است که گرمی و خوشرفتاریاش به فضای فیلم لطافت میدهد. »
قوتها و کاستیها
اما همین روش، گاه ریتم را نابرابر میکند. بعضی شوخیها بهسرعت مینشینند و در ذهن میمانند، درحالیکه برخی دیگر بهاندازهی کافی پرورده نیستند یا اثر مورد انتظار را نمیگذارند. طنز خشک نیز ذاتاً سلیقهپذیر است. این فیلم در بسیاری از لحظهها به جای ساختن ضرباهنگی پرتحرک، بر سکون، تکرار و خونسردی حساب میکند.
برای تماشاگر همدل با این لحن، مکثها خودِ شوخیاند؛ برای کسی که انتظار شوخیهای پیدرپی و آشکار دارد، همان مکث ممکن است به ملال تبدیل شود. این نابرابری را نمیتوان صرفاً ایرادی جدا از سبک فیلم دانست، اما همچنان از عواملی است که تجربهی تماشای آن را دوگانه میکند. جمعبندی «What We Do in the Shadows» با تبدیل خونآشامهای افسانهای به همخانههایی گرفتار در روزمرگی، ایدهای ساده را به کمدیای متمایز بدل میکند.
نیرومندترین لحظههایش از برخورد زندگی عادی با قواعد نامعمول جهان خونآشامها پدید میآیند؛ از مشاجرههای خانگی تا معاشرت با موجوداتی که ظاهراً از دل داستانهای وحشت بیرون آمدهاند. مستندنمایی، بازیهای خونسرد و فضای خاص فیلم به این شوخیها هویت میبخشند. اثر در همهی لحظهها به یک اندازه خندهدار نیست و ریتم آرامش ممکن است برای برخی تماشاگران بیش از حد کش بیاید.
بااینحال، وقتی لحن خشک و مشاهدهگرانهاش با سلیقهی مخاطب همراه شود، فیلم پاداش فراوانی میدهد: شخصیتهایی بهیادماندنی، شوخیهایی زادهی جزئیات و نگاهی تازه به اسطورهای که بارها بر پرده دیدهایم. Не بهدنبال داستانی پرپیچوخم، بلکه تجربهای طنزآمیز و شخصیتمحور است؛ اثری که نشان میدهد حتی جاودانگی نیز از دردسرهای همخانهبودن مصون نیست.
« اما همین روش، گاه ریتم را نابرابر میکند. »



ثبت دیدگاه