نقد و بررسی
نقد What Lurks Beneath | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای که از همان آغاز قلاب میاندازد «What Lurks Beneath» با موقعیتی آغاز میشود که برای یک فیلم دلهرهآور تقریباً ایدهآل است: زیردریاییای در آستانهٔ بحرانی نظامی، خدمهای گرفتار در فضای محدود و زنی ناشناس که در یکی از لولههای اژدر پیدا میشود. همین تصویرِ نامنتظر، پیش از آنکه فیلم فرصت توضیحدادن پیدا کند، پرسشهای فراوانی برمیانگیزد.
زن چگونه به آنجا رسیده است؟ آیا تهدیدی انسانی است یا با چیزی روبهرو هستیم که منطق معمول را به هم میریزد؟ فیلم با تکیه بر همین ابهام، مخاطب را به دل ماجرا میکشاند و در آغاز وعدهٔ برخوردی میان تریلر نظامی و وحشت فراطبیعی را میدهد. امتیاز اصلی این طرح، سادگیِ مؤثر آن است. زیردریایی محیطی بسته است؛ راه فرار آسانی وجود ندارد و هر واکنش شتابزده میتواند پیامدهای بزرگی داشته باشد.
در کنار آن، سایهٔ جنگ و سوءظن به طرف مقابل، امکان میدهد ترس از تهدیدی ناشناخته با هراس سیاسی و نظامی درهم بیامیزد. بااینحال، ایدهٔ جذاب بهتنهایی برای ساختن فیلمی منسجم کافی نیست. «What Lurks Beneath» از همان ابتدا سرمایهٔ روایی ارزشمندی در اختیار دارد، اما در ادامه همیشه نمیداند چگونه آن را گسترش دهد.
زیردریایی؛ محفظهای برای اضطراب فضای زیردریایی مهمترین ابزار بصری فیلم است. راهروهای باریک، اتاقکهای فشرده و محصوربودن زیر آب، بهطور طبیعی حس خفگی و بیپناهی میآفرینند. دوربین گاه از همین محدودیت بهخوبی استفاده میکند و با نشاندادن خدمه در قابهای تنگ، اجازه نمیدهد تماشاگر حضور مداوم بدنهٔ فلزی و فضای بسته را فراموش کند.
« همین تصویرِ نامنتظر، پیش از آنکه فیلم فرصت توضیحدادن پیدا کند، پرسشهای فراوانی برمیانگیزد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حتی وقتی اتفاق هولناکی رخ نمیدهد، خودِ محیط میتواند منشأ نگرانی باشد: هر صدای ناآشنا ممکن است نشانهای از خطر باشد و هر اختلافی میان خدمه، در چنین فضای محدودی مجال فرونشستن ندارد. اما فیلم از ظرفیت این مکان بهطور پیوسته بهره نمیبرد. محیط بسته زمانی به عنصر فعال وحشت بدل میشود که میزانسن، صدا و واکنش شخصیتها همگی فشار را بیشتر کنند.
در بخشهایی، زیردریایی بیشتر پسزمینهای برای گفتوگوهاست تا نیرویی که رفتار شخصیتها را شکل دهد. فیلم میتواند فضای تنگ را نشان دهد، اما کمتر موفق میشود حسِ گرفتارشدن را به تجربهای پیوسته و فزاینده تبدیل کند. به همین دلیل، اتمسفر اثر در لحظاتی مؤثر است، ولی بهاندازهای که وعده میدهد تماشاگر را در خود فرو نمیبرد.
میان وحشت فراطبیعی و تریلر نظامی فیلم همزمان چند مسیر روایی را دنبال میکند: تنش میان آمریکا و روسیه، بیاعتمادی درون زیردریایی و حضور زنی که هویت و قصدش روشن نیست. این ترکیب بالقوه میتوانست لایههای جذابی بسازد؛ زیرا تهدید بیرونی و بحران درونی، یکدیگر را تشدید میکنند. خدمه باید در وضعیتی که تصمیمهایشان میتواند سرنوشتساز باشد، میان اطلاعات ناقص و سوءظنهای متقابل راهی پیدا کنند.
از این منظر، ماجرای نظامی صرفاً تزئینی نیست و میتواند بستری برای بررسی ترس، قدرت و مسئولیت باشد. بااینحال، روایت در انتخاب مرکز ثقل خود مردد میماند. گاهی گویی قرار است با تریلری سیاسی و نظامی روبهرو باشیم و گاهی انتظار میرود عنصر فراطبیعی همهچیز را به وحشتی تمامعیار بدل کند.
« اما فیلم از ظرفیت این مکان بهطور پیوسته بهره نمیبرد. »
شخصیتها و اجرا
این دو وجه همیشه در یکدیگر حل نمیشوند؛ گاه بهجای آنکه مکمل هم باشند، برای جلب توجه با یکدیگر رقابت میکنند. در نتیجه، برخی خطهای داستانی مجال شکلگیری مییابند اما به اندازهٔ کافی پی گرفته نمیشوند و فیلم از انسجامی که برای چنین تلفیقی لازم است فاصله میگیرد. شخصیتها و منطق کنش برای آنکه ترس در چنین داستانی اثرگذار باشد، مخاطب باید بتواند رفتار شخصیتها را درک کند؛ حتی اگر با تصمیمهایشان موافق نباشد.
فیلم از خدمهای سخن میگوید که در وضعیت بحرانی گرفتار شدهاند، اما واکنشهای آنان همیشه با شدت موقعیت تناسب ندارد. هنگامی که نشانههای خطر پدیدار میشود، گاه انتظار میرود شخصیتها جدیتر، محتاطتر یا دستکم نگرانتر باشند. همین فاصله میان آنچه موقعیت اقتضا میکند و آنچه در رفتارها دیده میشود، باورپذیری را تضعیف میکند.
مسئله فقط واقعنمایی فنی نیست. تعداد و رفتار خدمه، تقسیم مسئولیتها و جزئیات کار در زیردریایی باید در خدمت جهان داستان باشند، حتی اگر فیلم قرار نیست مستندی نظامی باشد. هرچه اثر بر فضای واقعی و اصطلاحات نظامی تکیه میکند، مخاطب نیز بیشتر انتظار دارد قواعد درونی آن روشن و باثبات بماند.
وقتی این قواعد ناپایدار به نظر میرسند، تعلیق جای خود را به پرسشهایی دربارهٔ منطق داستان میدهد. بخشی از نظرات مخاطبان نیز دقیقاً به باورپذیری خدمه و سازوکار زیردریایی اعتراض داشته است؛ نقدی که با دشواری فیلم در حفظ توهم واقعیت همخوانی دارد. بازیگری و هدایت صحنه بازیگران باید در این فیلم میان واقعگرایی نظامی و واکنش به امر ناشناخته تعادل برقرار کنند.
« این دو وجه همیشه در یکدیگر حل نمیشوند؛ گاه بهجای آنکه مکمل هم باشند، برای جلب توجه با یکدیگر رقابت میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نقشهایی چون کاپیتان بنکس و زن مرموز، به حضور تأثیرگذار نیاز دارند: یکی باید اختیار و اضطراب فرماندهی را همزمان منتقل کند و دیگری باید با کمترین توضیح، حس کنجکاوی و خطر بیافریند. بااینحال، ضعف اصلی در بسیاری از لحظات نه صرفاً بازی یک بازیگر، بلکه محدودیت مواد نمایشی است. وقتی شخصیتها پیشینه و انگیزهٔ روشنی ندارند یا گفتوگوها بیش از حد مستقیم و کمظرافتاند، حتی اجرای متعهدانه هم نمیتواند بهتنهایی آنها را زنده کند.
هدایت صحنه نیز از همین کمبود تأثیر میپذیرد. فیلم برای ساختن هراس، به مکث، سکوت، واکنشهای کوچک و تغییر تدریجی در رفتار گروه نیاز دارد؛ اما تنش همیشه با آهنگی سنجیده رشد نمیکند. گاهی صحنهها پیش از آنکه اضطراب به نقطهٔ مؤثری برسد، از آن عبور میکنند یا اطلاعاتی را آشکار میسازند که میتوانست با ظرافت بیشتری در دل کنش جای بگیرد.
حاصل، لحظاتی است که ایدهٔ ترسناکشان از اجرای آنها نیرومندتر است. طنز، لحن و فرصتهای ازدسترفته در میان فضای تیره و بحرانآلود فیلم، چند شوخی میتواند به شخصیتها جان بدهد و اندکی از فشار فضا بکاهد. این لحظهها گاه سرگرمکنندهاند و نشان میدهند اثر میتوانست با لحنی خودآگاهتر، از تضاد میان وضعیت هولناک و رفتارهای روزمرهٔ خدمه بهره بگیرد.
طنز، در چنین محیطی، اگر درست زمانبندی شود، نهتنها از وحشت نمیکاهد، بلکه شکنندگی آرامش را آشکارتر میکند. مشکل آن است که این شوخیها همیشه در خدمت یک لحن واحد قرار نمیگیرند. فیلم میان جدیت بحران نظامی، وحشت فراطبیعی و لحظات سبکتر رفتوآمد میکند، بیآنکه این تغییرها همیشه طبیعی به نظر برسند.
« بااینحال، ضعف اصلی در بسیاری از لحظات نه صرفاً بازی یک بازیگر، بلکه محدودیت مواد نمایشی است. »
قوتها و کاستیها
بنابراین طنزها گاه از معدود لحظات خوشایند اثرند، اما نمیتوانند ضعفهای روایی را جبران کنند. از سوی دیگر، فیلم بهاندازهٔ کافی از سکوت و انتظار بهره نمیگیرد؛ حال آنکه در زیردریایی، صدای دستگاهها، مکثهای سنگین و دشواریِ تشخیص خطر میتوانستند از دیالوگهای توضیحی مؤثرتر باشند. پایانبندی و مسئلهٔ پرداخت یکی از کاستیهای محسوس فیلم، شتاب در جمعکردن ماجراست.
پس از آنکه چند خط روایی و چند پرسش مهم شکل گرفتهاند، انتظار میرود بخش پایانی به آنها مجال کافی بدهد تا پیامدهایشان روشن شود. اما پایانبندی فشرده و کمپرداخت به نظر میرسد؛ گویی فیلم میخواهد از نقطهای عبور کند که باید در آن مکث میکرد. این شتاب، فقط احساس ناتمامماندن ایجاد نمیکند، بلکه بر بخشهای پیشین نیز سایه میاندازد: وقتی پایان فرصت کافی برای تکمیل تنش و معنای رخدادها ندارد، مسیر منتهی به آن هم کمثمرتر جلوه میکند.
پرهیز از آشکارکردن پیچش اصلی، مانع از اشاره به مشکل عمومی روایت نیست: اثر در تنظیم انتظار و پاسخدادن به آنها توازن کاملی ندارد. رازآلودگی آغازین جذاب است، اما نگهداشتن مخاطب فقط با پرسش ممکن نیست؛ هر پرسش باید بهتدریج وزن پیدا کند و پاسخ یا دگرگونی آن، حس پیشرفت ایجاد کند. «What Lurks Beneath» در این زمینه فرصتهایی را از دست میدهد و پایان کوتاهش بهجای آنکه همهٔ اجزا را در تصویری روشنتر گرد آورد، احساس شتابزدگی را برجای میگذارد.
جمعبندی «What Lurks Beneath» فیلمی است که هستهٔ جذابش از اجرای نهایی آن نیرومندتر مینماید. زن ناشناس در لولهٔ اژدر، زیردریاییِ خفه و بحران جهانی، ترکیبی کنجکاویبرانگیز میسازند و فضای بستهٔ اثر گاهی بهخوبی حس انزوا و فشار را منتقل میکند. چند لحظهٔ طنز نیز به فیلم رنگی متفاوت میدهد.
« بنابراین طنزها گاه از معدود لحظات خوشایند اثرند، اما نمیتوانند ضعفهای روایی را جبران کنند. »
جمعبندی
اما ضعف در پرداخت شخصیتها، ناپایداری منطق داستان، ناتوانی در اوجدادن پیوستهٔ ترس و شتاب پایانبندی، مانع میشود این عناصر به تجربهای کاملاً منسجم بدل شوند. برای تماشاگرانی که از ایدههای نامتعارف و فیلمهای کمهزینه با فضای بسته استقبال میکنند، اثر میتواند در آغاز جالب باشد؛ بهویژه اگر کنجکاوی دربارهٔ موقعیت مرکزی برایشان از واقعنمایی بینقص مهمتر باشد.
بااینهمه، کسانی که در وحشت به شخصیتپردازی دقیق، تعلیق حسابشده و پایانبندیِ پرداخته نیاز دارند، احتمالاً از فاصلهٔ میان وعدهٔ فیلم و دستاوردش ناامید خواهند شد. «What Lurks Beneath» دری را به روی هراسی جذاب میگشاید، اما برای آنکه این هراس واقعاً در ذهن بماند، به انسجام بیشتر و فرصتی طولانیتر برای بهثمررسیدن نیاز داشت.



ثبت دیدگاه