نقد و بررسی
نقد What If | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عشق در هیئت دوستی «What If» که با نام «The F Word» نیز شناخته میشود، از پرسشی ساده اما پرظرفیت آغاز میکند: اگر کسی که بیش از همه با او احساس نزدیکی میکنیم، همان کسی باشد که به او دل بستهایم، چه باید کرد؟ والاس، مردی که از شکستهای عاطفی پیشین و کنارگذاشتن پزشکی هنوز زخم خورده است، در دیدار با چنتری به صمیمیتی فوری میرسد؛ اما او در رابطهای دیگر است.
بنابراین والاس میکوشد احساسش را در قالب دوستی مهار کند. فیلم نه بر رازگشاییهای پیچیده، بلکه بر دشواری همین مرزبندی تمرکز دارد: چگونه میتوان نزدیک ماند، بیآنکه خواستهای پنهان، رابطه را از درون تغییر دهد؟ این موقعیت آشنا، نیروی اصلی و همزمان محدودیت اثر است. فیلم از همان ابتدا مسیر کلی کشمکش را روشن میکند و تماشاگر را کمتر با پرسش «چه خواهد شد؟» روبهرو میسازد تا با پرسش «این دو نفر چگونه با آنچه میانشان هست کنار میآیند؟» جذابیت روایت، بیش از آنکه از غافلگیری سرچشمه بگیرد، از تماشای شکلگرفتن پیوندی روزمره و پرجزئیات میآید.
«What If» میداند که در یک کمدی رمانتیک، گاه مکث پیش از اعتراف، شوخیای میان دو دوست یا سکوتی که معنایی بیش از کلمات دارد، از حادثهای بزرگ مؤثرتر است. گفتوگو؛ موتور صمیمیت گفتوگوها از سرزندهترین عناصر فیلماند. والاس و چنتری نه با اعترافهای پرطمطراق، بلکه با شوخی، بازی زبانی و واکنشهای سریع به یکدیگر نزدیک میشوند.
این بدهبستان کلامی، صرفاً تزئینی برای سبککردن روایت نیست؛ وسیلهای است برای نشاندادن اینکه دو شخصیت چگونه ذهن یکدیگر را دنبال میکنند و در حضور هم آسودهتر میشوند. شوخیها در بهترین لحظهها از خود شخصیتها و موقعیت بیرون میآیند، نه از مکثی تصنعی که صرفاً برای تحویل یک لطیفه طراحی شده باشد.
« بنابراین والاس میکوشد احساسش را در قالب دوستی مهار کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، همین تکیه بر شوخطبعی گاهی به بهای کاستن از عمق عاطفی تمام میشود. هرگاه احساسات به نقطهای دشوار و آسیبپذیر نزدیک میشوند، فیلم گاه راه را با شوخی هموار میکند؛ انتخابی که ریتم را حفظ میکند، اما ممکن است مجال مکث و تأمل را از شخصیتها بگیرد. در نتیجه، برخی لحظات بهجای آنکه تناقض درونی والاس یا چنتری را کاملاً بگشایند، با جذابیت کلامی از کنار آن میگذرند.
این کاستی جدی نیست، اما نشان میدهد فیلم بیش از آنکه در پی کاوش روانشناختی باشد، به دنبال حفظ گرمای معاشرت است. بازیها و شیمی میان شخصیتها دانیل ردکلیف در نقش والاس، شخصیتی را میسازد که هم از عاطفهاش آگاه است و هم میکوشد آن را از رفتار بیرونیاش جدا نگه دارد. بازی او بر تردیدهای کوچک تکیه دارد: لحظهای که میخواهد چیزی بگوید و منصرف میشود، یا زمانی که لبخندش اندکی بیش از حد طول میکشد.
این ظرافت به والاس اجازه میدهد از قالب مرد عاشقِ صرف بیرون بیاید؛ او هم دوستداشتنی است و هم گاه گرفتار خودفریبی، زیرا تصور میکند میتواند احساسی نیرومند را بیهزینه در محدودهای امن نگه دارد. زویی کازان نیز چنتری را با سرزندگی و گرمایی بازی میکند که به شخصیت مجال میدهد مستقل از نقش «موضوع عشق» حضور داشته باشد.
چنتری خوشذوق و اجتماعی است، اما زندگی عاطفیاش به تصمیمی ساده و یکخطی فروکاسته نمیشود. مهمتر از هر چیز، هماهنگی دو بازیگر است: شنیدن و پاسخدادنشان به یکدیگر چنان طبیعی است که دوستیشان باورپذیر میشود، و همین باورپذیری است که کشش عاطفی را مؤثر میسازد. بازیگران مکمل نیز به جهان فیلم جان میدهند.
« بااینحال، همین تکیه بر شوخطبعی گاهی به بهای کاستن از عمق عاطفی تمام میشود. »
شخصیتها و اجرا
آلن، با بازی آدام درایور، حضور پرانرژی و طنزی دارد که از یکنواختشدن روایت جلوگیری میکند؛ رابطه او با نیکول نیز آینهای متفاوت برای رابطه مرکزی فراهم میآورد. با این همه، بعضی شخصیتهای فرعی بیشتر در خدمت پیشبردن موقعیتها هستند تا آنکه زندگی درونی کاملی پیدا کنند. حضورشان دلپذیر است، اما فیلم به ندرت از آنها برای گسترش جدی مضمون بهره میگیرد.
شهری که به قصه گرما میدهد تورنتو در فیلم صرفاً پسزمینهای برای دیدارها نیست؛ بخشی از حسوحال اثر است. خیابانها، کافهها و فضاهای روزمره تصویری روشن و صمیمی از شهری میسازند که شخصیتها در آن زندگی میکنند، کار میکنند و با دوستانشان وقت میگذرانند. فیلم بهجای آنکه شهر را منظرهای بینام و قابلجایگزینی نشان دهد، به مکانها و بافت شهری مجال حضور میدهد.
همین انتخاب به قصه نوعی ملموسبودن میبخشد: رابطه والاس و چنتری در فضایی شکل میگیرد که به نظر میرسد خارج از صحنه نیز ادامه دارد. رنگهای گرم و قاببندیهای ساده با لحن سبک و بیتکلف روایت هماهنگاند. فیلم به دنبال جلوهگری بصری پرشتاب یا ساختاری تجربی نیست؛ تصویر بیشتر همراه گفتوگوها حرکت میکند و بر نزدیکی شخصیتها تأکید دارد.
گاهی از پویانمایی و شیوههای تصویری بازیگوشانه نیز برای بازتاب ذهنیت یا حالوهوای شخصیتها استفاده میشود. این لحظهها به اثر لطافتی خیالپردازانه میدهند، هرچند همیشه به یک اندازه در بافت واقعگرای فیلم حل نمیشوند. کشمکش میان میل و وفاداری هسته اخلاقی فیلم در این است که دوستی را راهی بیخطر برای پنهانکردن عشق جلوه نمیدهد.
« با این همه، بعضی شخصیتهای فرعی بیشتر در خدمت پیشبردن موقعیتها هستند تا آنکه زندگی درونی کاملی پیدا کنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
والاس میخواهد چنتری را در زندگیاش نگه دارد، اما حضورش در کنار او از احساساتش جدا نیست. چنتری نیز باید میان صمیمیتی تازه و تعهدی که پیشتر پذیرفته، نسبت خود را با خواستههایش روشن کند. فیلم در این زمینه از پاسخهای قاطع و قضاوتهای ساده فاصله میگیرد و توجه را به هزینه عاطفی وضعیت معطوف میکند: گاهی حفظ نزدیکی، خود به شکل دیگری از دشواری بدل میشود.
بااینحال، روایت همواره به این پیچیدگی وفادار نمیماند. برخی گرهها با سهولت بیش از اندازه باز میشوند و سوءتفاهمها یا جابهجاییهای عاطفی، گاه بیشتر به سازوکارهای آشنای ژانر شباهت دارند تا پیامدهایی که شخصیتها با دقت و منطق خود ساخته باشند. در بخشهایی نیز کشمکش بر پایه الگوی عشق یکطرفه و زمانبندی نامناسب پیش میرود؛ الگویی که فیلم آن را خوشساخت اجرا میکند، اما کمتر دگرگونش میسازد.
کمدی رمانتیک آشنا، با طراوتی شخصی «What If» از قراردادهای کمدی رمانتیک آگاه است و چندان تلاشی نمیکند که از چارچوب ژانر بیرون بجهد. تماشاگر بسیاری از مسیرهای روایی را پیشاپیش حدس میزند؛ از دشواری کنارآمدن با احساسات تا موقعیتهایی که فاصله میان آنچه شخصیتها میگویند و آنچه واقعاً میخواهند را آشکار میکند.
این پیشبینیپذیری گاه از تنش میکاهد، اما فیلم را به اثری بیروح بدل نمیکند. آنچه به آن تازگی میبخشد، بیشتر کیفیت اجراست: گفتوگوهای زنده، بازیهای هماهنگ و توجه به جزئیات کوچک رابطه. فیلم در بهترین لحظههایش نشان میدهد که رمانس الزاماً به حرکتهای بزرگ و اعترافهای پرشور وابسته نیست.
« والاس میخواهد چنتری را در زندگیاش نگه دارد، اما حضورش در کنار او از احساساتش جدا نیست. »
قوتها و کاستیها
گاه معنای رابطه در شوخیای مشترک، آشنایی با عادتهای یکدیگر یا راحتیِ بینیاز از نمایش نهفته است. در عین حال، اثر در برخی صحنهها چنان به لطف و شیرینی تکیه میکند که امکان پرداختی تلختر یا پیچیدهتر را از دست میدهد. نتیجه، فیلمی است که احساساتش را جدی میگیرد، اما بهندرت اجازه میدهد جدیت آنها فضای سبک و خوشتماشایش را مختل کند.
جمعبندی «What If» کمدی رمانتیکی گرم و خوشاجراست که بر صمیمیت روزمره و شیمی طبیعی دو بازیگر اصلی تکیه دارد. فیلم پرسشی ساده را بهانهای برای بررسی مرز لغزان میان دوستی و عشق میکند و در گفتوگوهای سرزنده و لحظههای کوچک رابطه، بیشترین موفقیت خود را مییابد. در برابر، روایت گاهی به کلیشههای آشنا بازمیگردد، برخی احساسات را با شوخی میپوشاند و گرهها را آسانتر از آنچه باورپذیر است میگشاید.
بااینهمه، گرمای شخصیتها و لحن صمیمی اثر باعث میشود پیشبینیپذیری آن کمتر از آنچه میتوانست آزاردهنده باشد، به چشم بیاید. این فیلم بیش از آنکه ژانر را دگرگون کند، یادآوری میکند که یک قصه آشنا، اگر با بازیهای زنده و رابطهای باورپذیر روایت شود، همچنان میتواند دلنشین و تماشایی باشد.
« گاه معنای رابطه در شوخیای مشترک، آشنایی با عادتهای یکدیگر یا راحتیِ بینیاز از نمایش نهفته است. »



ثبت دیدگاه