نقد و بررسی
نقد What Happens in Vegas | 2008
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ برخورد دو جهان «What Happens in Vegas» محصول سال ۲۰۰۸، به کارگردانی Tom Vaughan، از همان عنوانش وعدهٔ آشوبی بیقیدوشرط میدهد: شهری که در آن تصمیمهای نسنجیده میتوانند به آغاز ماجرایی بزرگ بدل شوند. جوی مکنالی، زنی منظم و بلندپرواز، و جک فولر، مردی خوشگذران و کمتعهد، پس از شبی آشفته در لاسوگاس درمییابند که با یکدیگر ازدواج کردهاند.
وقتی جایزهای هنگفت نیز وارد ماجرا میشود، جدایی ساده و بیدردسر دیگر ممکن نیست و آن دو ناچارند مدتی نقش زوجی را بازی کنند که هیچیک میل چندانی به بودنش ندارد. این طرح، بیش از آنکه بستری برای واقعگرایی باشد، ماشینی برای تولید موقعیتهای کمیک است. فیلم از ابتدا روشن میکند که قرار نیست تماشاگر را با معمایی پیچیده یا نگاهی تازه به ازدواج غافلگیر کند؛ جذابیت اصلی در تقابل دو شخصیت و در تماشای فرسایش تدریجی خصومت میان آنهاست.
بنابراین ارزش اثر را باید نه در تازگی بنیادین ایده، بلکه در تواناییاش برای جانبخشیدن به یک الگوی آشنا جستوجو کرد. جوی و جک؛ تقابل نظم و بیخیالی جوی و جک در نگاه نخست دو قطب متضادند. جوی به برنامهریزی، کنترل و دستاوردهای شغلی تکیه دارد؛ جک بیشتر با آسودگی و لحظهگرایی زندگی میکند.
این تقابل، سرچشمهٔ اصلی شوخیها و کشمکشهای فیلم است. هر یک، دیگری را نمونهای آزاردهنده از چیزی میبیند که در زندگی خود نمیپسندد: جوی بیمسئولیتی جک را تحملناپذیر میداند و جک نیز سختگیری و میل او به کنترل را دستمایهٔ طعنه قرار میدهد. با اینحال، فیلم گاهی تفاوتهای این دو را بیش از اندازه پررنگ میکند تا از آنها فوراً موقعیت کمدی بسازد.
« این طرح، بیش از آنکه بستری برای واقعگرایی باشد، ماشینی برای تولید موقعیتهای کمیک است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در چنین لحظههایی، شخصیتها کمتر همچون آدمهایی با عواطف و تناقضهای درونی رفتار میکنند و بیشتر به دو نیروی متخاصم در یک بازی تبدیل میشوند. همین اغراق، هم امکان شوخیهای پرتحرک را فراهم میکند و هم گاه مانع از آن میشود که دگرگونی رابطهشان با عمق کافی شکل بگیرد. کلکلهایی که بار فیلم را به دوش میکشند بخش عمدهای از انرژی فیلم از مشاجرهها، رقابتهای کوچک و تلاش هر شخصیت برای برتریجویی بر دیگری میآید.
این جدلها در بهترین لحظات، ریتمی زنده دارند: هر کنایه پاسخی میطلبد و هر توافق موقت، راه را برای تنشی تازه باز میکند. همراهی و واکنشهای متقابل بازیگران کمک میکند که حتی موقعیتهای ساده، از گفتوگویی کوتاه تا اختلاف بر سر قواعد زندگی مشترک، رنگوبویی سرگرمکننده پیدا کنند. البته فیلم همیشه در انتخاب شوخیها به یک اندازه موفق نیست.
برخی موقعیتها با تکرار همان الگوی آشنای دعوا و تلافی، تازگی خود را از دست میدهند؛ گویی فیلم بهجای آنکه از برخورد دو شخصیت امکانهای تازهای بیرون بکشد، بار دیگر همان دکمهٔ کمدی را فشار میدهد. نتیجه، لحظاتی است که نه کاملاً بیاثرند و نه بهیادماندنی؛ بیشتر میانندهای از خندههای پراکنده و مکثهای کمرمق میسازند.
بازیگری و شیمی میان دو نقش اصلی Cameron Diaz در نقش جوی، به شخصیتش سرزندگی و عزم میبخشد. او میتواند سختگیری جوی را به رفتاری خندهآور بدل کند، بیآنکه کاملاً از جذابیت عاطفی نقش فاصله بگیرد. Ashton Kutcher نیز با بازی سبک و شوخطبعانهاش، بیخیالی جک را به بخشی از ساختار کمدی تبدیل میکند.
« البته فیلم همیشه در انتخاب شوخیها به یک اندازه موفق نیست. »
شخصیتها و اجرا
تفاوت انرژی و شیوهٔ واکنش این دو بازیگر، یکی از دلایلی است که تقابلشان در بسیاری از صحنهها تماشایی میماند. شیمی میان آنها دلنشین است، اما کیفیت این شیمی در سراسر فیلم یکسان نیست. گاه تبادل نگاهها و جدلهایشان به رابطهای پرکشش جان میدهد؛ گاه نیز شدت خصومت چنان بالا میرود که عبور از آن به صمیمیت، شتابزده به نظر میرسد.
تماشاگر میتواند از حضور دونفرهٔ بازیگران لذت ببرد، ولی ممکن است همزمان حس کند که فیلمنامه فرصت کافی برای باورپذیرکردن همهٔ مراحل این دگرگونی فراهم نمیکند. نقشهای فرعی و ظرفیتهای نیمهاستفادهشده دوستان و اطرافیان جوی و جک، فضای داستان را از انحصار زوج اصلی بیرون میآورند. شخصیتهایی چون Hater و Tipper میتوانند با واکنشهایشان به ماجرا، لحن فیلم را پرجنبوجوشتر کنند؛ حضورشان بهویژه وقتی سودمند است که شوخیهای زوج مرکزی به تکرار نزدیک میشود.
چهرههایی مانند Zach Galifianakis و Queen Latifah نیز به جهان فیلم تنوع میبخشند و در صحنههایی که فرصت مییابند، لحنی متفاوت به کمدی تزریق میکنند. با وجود این، نقشهای فرعی بیش از آنکه شخصیتهایی با مسیر مستقل باشند، غالباً در خدمت حرکت دادن داستان یا تقویت شوخیهای موقعیتی قرار میگیرند.
فیلم از بعضی ظرفیتهای بازیگرانش بهره میبرد، اما کمتر به آنها مجال میدهد جهان خود را گسترش دهند. گاهی میتوان تصور کرد که همین شخصیتها میتوانستند بخشی از بار کمدی و عاطفی فیلم را بهتر تقسیم کنند؛ بااینهمه، تمرکز اصلی اثر بر جدال و کشش میان جوی و جک باقی میماند. ریتم، فضا و لحن سرخوش فیلم در استفاده از فضای لاسوگاس، بهجای آنکه به تصویری پیچیده از شهر برسد، از آن بهعنوان نشانهای برای بیپروایی و تصمیمهای ناگهانی استفاده میکند.
« تفاوت انرژی و شیوهٔ واکنش این دو بازیگر، یکی از دلایلی است که تقابلشان در بسیاری از صحنهها تماشایی میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این فضا با لحن سرخوش اثر سازگار است: هرجومرج آغازین بهسرعت به بحران رابطه و رقابت بر سر پول پیوند میخورد و داستان را وارد قلمرو کمدی موقعیت میکند. لحن کلی سبک است و بهندرت میکوشد پیامدهای جدی ماجرا را با تلخی یا واقعگرایی واکاوی کند. این انتخاب برای تماشای تفریحی مؤثر است، اما در عین حال محدودیتهایی دارد.
وقتی فیلم از پیامدهای واقعی تصمیمهای شخصیتها فاصله میگیرد، رابطهٔ آنها نیز گاه بیشتر محصول ضرورتهای طرح به نظر میرسد تا حاصل شناختی عمیق از یکدیگر. ریتم در بخشهایی روان و پرتحرک است، اما میان این لحظات، صحنههایی وجود دارد که تکرار کشمکشها را بهجای پیشبرد رابطه مینشانند.
موسیقی و فضای پرجنبوجوش فیلم نیز به حفظ حالوهوای سبک آن کمک میکنند، هرچند نمیتوانند همهٔ افتوخیزهای ریتم را پنهان کنند. کلیشهها و مرز سرگرمی «What Happens in Vegas» آشکارا به دستور زبان آشنای کمدی عاشقانه وفادار میماند: دو شخصیت ناسازگار کنار هم قرار میگیرند، از یکدیگر میرنجند، در بازیهای کوچک قدرت میآزمایند و بهتدریج امکان نزدیکی را میپذیرند.
این مسیر برای بسیاری از تماشاگران آشنا و حتی مطلوب است؛ زیرا فیلم بیش از آنکه در پی غافلگیری روایی باشد، به لذت دیدن تحول رابطه و شوخیهای میان دو بازیگر تکیه میکند. اما همین آشنایی، پیشبینیپذیری داستان را افزایش میدهد. فیلم نشانههای مسیر عاطفی خود را زود آشکار میکند و کمتر به پیچیدگیهای شخصیتها یا تناقضهای تصمیمهایشان میپردازد.
« لحن کلی سبک است و بهندرت میکوشد پیامدهای جدی ماجرا را با تلخی یا واقعگرایی واکاوی کند. »
قوتها و کاستیها
افزون بر آن، بعضی شوخیها سطحی یا تکراریاند و کلکلهای اغراقآمیز میتوانند فاصلهای میان تماشاگر و رابطهٔ مرکزی ایجاد کنند. در نتیجه، اثر در لحظات موفقش گرم و خندهآور است، اما در سطحی عمیقتر کمتر چیزی برای تأمل باقی میگذارد. جمعبندی «What Happens in Vegas» کمدی عاشقانهای سبک و خوشگذران است که مهمترین سرمایهاش حضور Cameron Diaz و Ashton Kutcher و تقابل سرگرمکنندهٔ شخصیتهای آنهاست.
فیلم با موقعیتی ساده و پرظرفیت آغاز میشود و از جدلهای دو نفره، بازیهای قدرت و فضای سرخوش خود خندههایی پراکنده میسازد. در برابر این امتیازها، فیلمنامه به کلیشههای آشنا وابسته میماند، بعضی شوخیها را بیش از اندازه تکرار میکند و تحول رابطه را همیشه با ظرافت کافی نمیپروراند.
این اثر برای تماشاگرانی مناسبتر است که از کمدی عاشقانه انتظار تازگی روایی یا واقعگرایی عاطفی ندارند و میخواهند مدتی را با ماجرایی سبک، پرتحرک و گاه بامزه بگذرانند. آنهایی که به دنبال شخصیتپردازی دقیقتر و رابطهای باورپذیرترند، احتمالاً محدودیتهای فیلم را آشکارتر خواهند دید.
در نهایت، فیلم نه اثری ماندگار در ژانر خود، بلکه سرگرمیای خوشقصد است که در بهترین لحظاتش به لطف بازیگران و کلکلهایشان جان میگیرد.
« در نتیجه، اثر در لحظات موفقش گرم و خندهآور است، اما در سطحی عمیقتر کمتر چیزی برای تأمل باقی میگذارد. »
ثبت دیدگاه