نقد و بررسی
نقد چه خانوادهی شگفتانگیزی! ۲ (What a Wonderful Family! 2) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به خانهای که هرگز آرام نمیگیرد «What a Wonderful Family! 2» ادامهٔ آشنایی با خانوادهٔ هیراتا است؛ خانوادهای که در فیلم پیشین، بحران زندگی مشترک پدر و مادرش را به میدان رویارویی نسلها و عادتهای دیرپا بدل کرده بود. اینبار نیز سرچشمهٔ آشوب، شوزو است: مردی سالخورده، یکدنده و دلبستهٔ نوشیدنی و رانندگی که ترجیح میدهد نگرانی نزدیکانش را جدی نگیرد.
اما فیلم از تکرار سادهٔ الگوی قسمت اول پرهیز میکند. دردسر تازه، بهجای آنکه فقط از اختلافی زناشویی برخیزد، پای دوست قدیمی شوزو و سایهای از مرگ را نیز به میان میکشد؛ رویدادی که لحن قصه را آرامآرام تغییر میدهد، بیآنکه پیوندش با کمدی خانوادگی قطع شود. یامادا یوجی باز هم همان بازیگران و همان خانوادهٔ آشنا را گرد هم آورده است؛ انتخابی که برای بینندهٔ قسمت نخست، بهسرعت نتیجه میدهد و شوخیها را از همان آغاز صمیمیتر میکند.
تداوم بهجای تکرار دنبالهها اغلب میان دو خواسته گرفتار میشوند: بازآفرینیِ لذت آشنای قسمت پیشین و یافتن دلیلی تازه برای ادامهٔ داستان. فیلم یامادا این تعادل را با محور قراردادن شوزو برقرار میکند. خصلتهای او تغییر بنیادینی نکردهاند؛ همان بیپروایی و خودرأیی، همان میل به زندگی بر وفق عادتهای شخصی، و همان بیاعتنایی به توصیههایی که از سر نگرانی مطرح میشوند.
« بازگشت به خانهای که هرگز آرام نمیگیرد «What a Wonderful Family! »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، در این قسمت، تکرار این خصال صرفاً یادآور گذشته نیست: رفتار شوزو زمینهٔ بحرانی تازه میشود و خانواده ناچار است بار دیگر میان دلخوری، مراقبت و تحمل او راهی پیدا کند. آشنایی با شخصیتها در اینجا امتیازی اساسی است. بیننده برای فهمیدن ظرافت رابطهها نیازی ندارد از نقطهٔ صفر آغاز کند؛ سکوتها، تذکرها و مداخلههای اعضای خانواده از پیش باری عاطفی دارند.
به همین سبب، حتی شوخیهایی که بر سر لجاجت یا رفتارهای آشنای شوزو شکل میگیرند، رنگی از دلبستگی دارند. فیلم از تماشاگر میخواهد خانواده را نه مجموعهای از تیپهای جداگانه، بلکه جمعی با حافظه و سابقهٔ مشترک ببیند. کمدیِ برخاسته از زندگی روزمره یکی از تواناییهای اثر، یافتن خنده در موقعیتهایی است که بهخودیخود خندهدار نیستند.
نگرانی دربارهٔ رانندگی و توانایی شوزو، بهجای آنکه فقط به شوخیهای یکخطی محدود شود، از تفاوت برداشت نسلها نیرو میگیرد: یک نفر رفتار خود را نشانهٔ استقلال میبیند و دیگران همان رفتار را مایهٔ خطر و تشویش میدانند. از برخورد این نگاههاست که طنز شکل میگیرد؛ طنزی که بیشتر از شناخت شخصیتها تغذیه میکند تا از شوخیهای بیارتباط با قصه.
« آشنایی با شخصیتها در اینجا امتیازی اساسی است. »
شخصیتها و اجرا
همین ویژگی سبب میشود خندههای فیلم، در بسیاری از لحظهها، با مهربانی همراه باشند. شوزو ممکن است مایهٔ دردسر شود، اما فیلم او را به کاریکاتوری یکبعدی تقلیل نمیدهد. اعضای دیگر خانواده نیز صرفاً برای واکنش نشاندادن به رفتار او حضور ندارند؛ نگرانیهایشان از منطق زندگی خودشان میآید، هرچند این قسمت فرصت یکسانی برای پرداختن به همه فراهم نمیکند.
کمدی در بهترین لحظههایش نه برای تحقیر شخصیتها، بلکه برای آشکارکردن دشواریِ کنارآمدن آدمهای نزدیک با یکدیگر به کار میرود. شوزو در کانون قاب تمرکز بر پدربزرگ هم نقطهٔ قوت فیلم است و هم محدودیت آن. از یکسو، حضور پررنگ شوزو به اثر مرکز ثقل روشنی میدهد: هر تصمیم خودسرانهٔ او حلقههای تازهای از نگرانی و واکنش را در خانواده پدید میآورد.
از سوی دیگر، همین تمرکز باعث میشود برخی اعضای خانواده در حاشیه بمانند؛ شخصیتهایی که در جمعهای خانوادگی حضور دارند و واکنشهایشان جذاب است، اما مجال چندانی برای گسترش مستقل پیدا نمیکنند. این عدمتوازن بهویژه برای بینندهای محسوس است که از قسمت قبل با همهٔ افراد خانواده پیوند گرفته باشد.
« همین ویژگی سبب میشود خندههای فیلم، در بسیاری از لحظهها، با مهربانی همراه باشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضورشان همچنان دلپذیر است، اما گاه بیشتر به شکل پژواکی از رفتار شوزو جلوه میکنند تا سرچشمهٔ کشمکش یا مسیر داستانی ویژهٔ خودشان. در نتیجه، فیلم هرجا بر رابطهٔ مرکزی میان شوزو و خانواده تکیه میکند، روانتر پیش میرود؛ و هرجا میکوشد گسترهٔ جمع را بهطور همزمان حفظ کند، بعضی چهرهها کمتر فرصت مییابند اثر خود را بر قصه بگذارند.
سایهٔ فقدان و تغییر لحن حضور موضوع مرگ، مهمترین تفاوت حالوهوایی قسمت دوم با یک کمدی خانوادگی صرف است. ماجراهای شوزو و دوست قدیمیاش، فیلم را از محدودهٔ شوخی با عادتهای نسل سالخورده فراتر میبرند و پرسشی جدیتر پیش میکشند: وقتی زندگی به سوی پایانپذیری خود اشاره میکند، خانواده چگونه با آن روبهرو میشود؟
فیلم برای این تغییر، راهی از دل موقعیتهای روزمره میجوید؛ از معاشرت، مسئولیت و لحظههایی که اعضای خانواده دوباره کنار یکدیگر قرار میگیرند. بااینحال، گذار از خنده به اندوه همیشه یکدست نیست. در نیمهٔ دوم، فیلم گاهی میخواهد همزمان سرگرمکننده و تأثرانگیز باشد، اما این دو لحن بهتمامی در هم حل نمیشوند.
« سایهٔ فقدان و تغییر لحن حضور موضوع مرگ، مهمترین تفاوت حالوهوایی قسمت دوم با یک کمدی خانوادگی صرف است. »
قوتها و کاستیها
برخی صحنهها بیش از آنکه اندوه را در سکوت و جزئیات بپرورانند، با بازگشت به شوخی آن را سبک میکنند؛ برخی دیگر نیز میکوشند بار عاطفی بیشتری بر دوش بکشند، بیآنکه زمینهچینیشان بهاندازهٔ کافی آرام و پیوسته باشد. حاصل، نه بیاثری عاطفی، بلکه احساسی نابرابر است: لحظههایی گرم و ماندگار در کنار بخشهایی که مجال اثرگذاری کامل پیدا نمیکنند.
جمعهای خانوادگی و شیوهٔ یامادا بهترین بخشهای فیلم اغلب در موقعیتهایی رخ میدهند که خانواده ناچار است در یک فضا کنار هم بماند. در چنین لحظههایی، آنچه میگذرد فقط گفتوگوی آشکار نیست؛ ترتیب حرفزدن، مکثها و واکنشهای خاموش نیز نسبت آدمها را نمایان میکند. یامادا به جای آنکه همهچیز را با توضیح مستقیم روشن کند، از کشمکشهای کوچک و رفتارهای روزمره برای نشاندادن صمیمیت و فرسودگی رابطهها بهره میبرد.
فیلم در همین جمعهاست که عنوان ظاهراً خوشبینانهاش را با واقعیتی پیچیدهتر روبهرو میکند: خانواده میتواند منبع رنج و دردسر باشد، اما در همان حال، پناهگاهی برای بازگشت و همنشینی نیز هست. این نگاه نه خانواده را آرمانی میکند و نه اختلافهایش را به فاجعهای حلناشدنی بدل میسازد.
« این نگاه نه خانواده را آرمانی میکند و نه اختلافهایش را به فاجعهای حلناشدنی بدل میسازد. »
جمعبندی
اعضای هیراتا گاهی به یکدیگر میتازند، از هم خسته میشوند و در فهم هم ناکام میمانند؛ اما حضور مکررشان در کنار یکدیگر، نوعی تعلق را آشکار میکند که با دعوا از میان نمیرود. فیلم در این معنا بیش از آنکه دربارهٔ رسیدن به تفاهمی کامل باشد، دربارهٔ ادامهدادن زندگی در کنار تفاوتهاست.
جمعبندی «What a Wonderful Family! 2» با اتکا به آشنایی تماشاگر با خانوادهٔ هیراتا، کمدیای گرم و آشنا میسازد که در بسیاری از موقعیتهایش از قسمت نخست هم خندهدارتر به نظر میرسد. شوزوی لجوج، شوخیهای برآمده از برخورد نسلها و جمعهای خانوادگیِ پرجنبوجوش، نیروی اصلی فیلماند. در مقابل، تمرکز پررنگ بر پدربزرگ از فرصت دیگر شخصیتها میکاهد و پیوند میان کمدی و اندوه، بهخصوص در بخش پایانی، گاه ناهماهنگ میشود.
بااینهمه، فیلم در تصویری که از خانواده ارائه میدهد صادق و دلنشین است: نه تصویری بینقص از همزیستی، بلکه تصویری پر از تذکر، سوءتفاهم و مراقبتهای ناگفته. اثر بیش از آنکه با پیچیدگی روایت یا پرداخت یکسان همهٔ شخصیتها بهیاد بماند، با حس آشناییای ماندگار میشود که از دیدن دوبارهٔ این جمع شکل میگیرد؛ خانوادهای که گاهی خستهکننده است، گاهی خندهدار، و در لحظههای مهم، همچنان گرم و دوستداشتنی.
« فیلم در این معنا بیش از آنکه دربارهٔ رسیدن به تفاهمی کامل باشد، دربارهٔ ادامهدادن زندگی در کنار تفاوتهاست. »



ثبت دیدگاه