نقد و بررسی
نقد گرگینههای درون (Werewolves Within) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
گرگینهای در میان ما: کمدیِ بدگمانی زیر برف «Werewolves Within» به کارگردانی Josh Ruben، در ظاهر از الگویی آشنا پیروی میکند: جماعتی کوچک در مکانی دورافتاده محصور میشوند، خطری ناشناخته بیرون یا در میانشان پرسه میزند و هرکس میتواند مظنون باشد. اما فیلم این قالب را با طنزی موقعیتمحور و نزاعی اجتماعی درمیآمیزد؛ در نتیجه، هیولا تنها منشأ ترس نیست.
اختلافهای قدیمی، منفعتطلبی و بدگمانی نیز به اندازهٔ موجود مرموز، جمع را تهدید میکنند. حاصل، اثری است که بیش از آنکه قصد داشته باشد تماشاگر را وحشتزده کند، میخواهد او را در فضایی سرگرمکننده و آکنده از سوءظن نگه دارد. روستایی که از پیش دوپاره شده است داستان در شهر کوچک بیورفیلد میگذرد؛ جایی که طرح احداث خط لوله، ساکنان را به دو جبهه تقسیم کرده است.
کولاک، راه ارتباطی با بیرون را میبندد و گروهی از اهالی را در اقامتگاهی قدیمی کنار هم نگه میدارد. فین ویلر، جنگلبان تازهوارد، در چنین فضایی باید هم با حادثهای هولناک روبهرو شود و هم میان آدمهایی آرامش برقرار کند که از پیش به یکدیگر اعتماد ندارند. این طرح داستانی هوشمندانه، چون خطر بیرونی را به شکافهای درونی شهر پیوند میزند.
« اما فیلم این قالب را با طنزی موقعیتمحور و نزاعی اجتماعی درمیآمیزد؛ در نتیجه، هیولا تنها منشأ ترس نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مسئلهٔ خط لوله صرفاً پسزمینهای برای آغاز ماجرا نیست؛ نشانهای است از اینکه چگونه اختلاف بر سر منفعت، محیطزیست و آیندهٔ یک جامعه میتواند مناسبات روزمره را مسموم کند. وقتی ترس از موجودی ناشناس بالا میگیرد، مردم بهجای آنکه متحد شوند، همان پیشداوریها و رقابتهایی را با شدت بیشتری بروز میدهند که پیشتر میانشان وجود داشته است.
معمایی برای تماشاگرِ بدگمان فیلم از سازوکار معمای جناییِ «چه کسی مرتکب شده است؟» بهره میگیرد، اما آن را با شوخی و اغراق همراه میکند. تقریباً هر یک از ساکنان، رفتاری مشکوک، انگیزهای پنهان یا دستکم خلقوخویی دارد که میتواند بدگمانی دیگران را برانگیزد. این کثرت شخصیتها به معما انرژی میدهد: تماشاگر مدام سرنخها و رفتارها را کنار هم میگذارد و میکوشد میان تهدید واقعی و هراس جمعی تمایز بگذارد.
فیلم اطلاعات را بهاندازهای میدهد که کنجکاوی حفظ شود، بیآنکه همهچیز را زود آشکار کند. البته بخشی از تعلیق، نه از پیچیدگی استثنایی سرنخها، بلکه از رفتار نامتعارف شخصیتها و فضای آشفتهٔ جمعی میآید. این انتخاب با لحن کمدی اثر تناسب دارد، اما گاهی از استحکام معما میکاهد: بعضی واکنشها بیشتر بهانهای برای شوخی یا تشدید آشوباند تا نتیجهٔ طبیعیِ خطر.
« فیلم اطلاعات را بهاندازهای میدهد که کنجکاوی حفظ شود، بیآنکه همهچیز را زود آشکار کند. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، فیلم تا بخش پایانی انگیزهای برای دنبالکردن مظنونان و حدسزدن مسیر ماجرا فراهم میکند، بیآنکه در این نقد جزئیاتی از پیچشهای آن فاش شود. طنزی که با خطر همنفس نمیشود نقطهٔ قوت و همزمان یکی از محدودیتهای فیلم، تلاش برای آشتیدادن کمدی و وحشت است. شوخیها عمدتاً از برخورد شخصیتهای ناهمگون، بدفهمیها و جدلهای کوچک بیرون میآیند؛ گفتوگوها گاه عمداً پرسروصدا و درهماند تا جماعتی آشفته را به تصویر بکشند.
چنین لحظههایی میتوانند فضای فیلم را زنده کنند و خطر را از جدیتی یکنواخت بیرون بیاورند. اما این شلوغی همیشه به سود طنز تمام نمیشود. بعضی دیالوگها در میان حرفزدن همزمان و همهمه گم میشوند، و شوخیهایی که باید به ریتم صحنه شتاب بدهند، گاه از تأثیر میافتند. افزون بر این، لحن کمدی در برخی موقعیتها چنان بر صحنه غلبه میکند که تهدید کمرنگ میشود؛ در لحظاتی دیگر، فیلم ناگهان میخواهد خطر را جدیتر جلوه دهد، بیآنکه گذار میان این دو حالت کاملاً نرم باشد.
حاصل، ترکیبی است که اغلب خوشتماشا و گاه نامتوازن است. گروه بازیگران و دو چهرهٔ مرکزی بازی گروهی، ستون اصلی سرگرمکنندگی اثر است. شخصیتها هرکدام حضوری متمایز دارند و بازیگران با انرژی، غرابت و خودنماییهای گاه طنزآمیز آنان را به صحنه میآورند. این تنوع کمک میکند اقامتگاه به محفلی پرتنش تبدیل شود؛ جایی که هر ورود، مکث یا نگاه میتواند بهانهای برای سوءظن تازه باشد.
« چنین لحظههایی میتوانند فضای فیلم را زنده کنند و خطر را از جدیتی یکنواخت بیرون بیاورند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در عین حال، تعدد نقشها گاهی به معنای فرصت محدود برای پرداخت کامل برخی چهرههاست. همه به یک اندازه به شخصیتهایی چندلایه بدل نمیشوند و بعضی بیشتر با یک ویژگی برجسته در ذهن میمانند. در مرکز این جمع، Sam Richardson در نقش فین و Milana Vayntrub در نقش سیسیلی قرار دارند. فین با خویشتنداری و ادبش میکوشد میان افراد متخاصم تعادل برقرار کند، اما موقعیت پیوسته او را از نقش ناظر آرام بیرون میکشد.
سیسیلی در سوی دیگر، سرزندهتر و مسلطتر بر فضای محلی به نظر میرسد. هماهنگی این دو، لنگر عاطفی داستان است: رابطهشان به فیلم اجازه میدهد از مجموعهای از شوخیها و اتهامها فراتر برود و برای تماشاگر نقطهای روشنتر بسازد. این پیوند دلنشین است، هرچند گاه زیر بار شلوغی گروه و آشفتگی حادثهها قرار میگیرد.
برف، انزوا و طراحی فضا فضای برفی فیلم صرفاً پسزمینهای دیدنی نیست؛ یکی از عوامل اصلی تعلیق است. کولاک، چشمانداز را محدود میکند، رفتوآمد را دشوار میسازد و شخصیتها را در محدودهای بسته کنار هم مینشاند. به این ترتیب، هر صدای بیرونی و هر سایه میتواند معنایی تهدیدآمیز پیدا کند.
« در عین حال، تعدد نقشها گاهی به معنای فرصت محدود برای پرداخت کامل برخی چهرههاست. »
قوتها و کاستیها
تقابل میان منظرهٔ سفید و سرد با گرمای متراکم و پرهیاهوی اقامتگاه نیز به فیلم بافتی بصری میدهد: بیرون خلوت و بیرحم است، داخل آکنده از آدمهایی که بیش از هر چیز از یکدیگر میترسند. فیلم از این محصوربودن برای ساخت موقعیتهای رودررو بهره میبرد. فضای محدود، شخصیتها را ناچار میکند یکدیگر را زیر نظر بگیرند و برای هر رفتار توضیحی پیدا کنند.
بااینحال، مکانها بیشتر در خدمت مکانیسم داستان و برخوردهای جمعیاند تا کشف تدریجی فضایی رازآلود. فیلم اتمسفر سرد و بسته را مؤثر میسازد، اما از آن وحشتی چندان عمیق یا ماندگار بیرون نمیکشد. ریتم و محدودیتهای ساختاری ریتم اثر یکدست نیست. بخشهایی از فیلم با تبادل سریع اتهامها و واکنشهای خندهآور پیش میروند، اما گاه ماجرا مکثهایی دارد که نه به تعلیق میافزایند و نه شخصیتها را بهقدر کافی گسترش میدهند.
مهمتر آنکه بعضی ساکنان در برابر خطری که باید فوری به نظر برسد، رفتاری نشان میدهند که با شتاب و جدیت موقعیت همخوانی کامل ندارد. این فاصله، باورپذیری را کاهش میدهد و ممکن است تماشاگر را از اضطراب داستان بیرون بکشد. ضعف دیگر در پرداخت بخش وحشتآمیز و فرجام روایت دیده میشود. فیلم در میانهٔ راه وعدهٔ تقابل مؤثر میان معما و خطر را میدهد، اما همهٔ عناصرش در پایان به اندازهٔ لازم قانعکننده و منسجم به هم نمیرسند.
« فیلم از این محصوربودن برای ساخت موقعیتهای رودررو بهره میبرد. »
جمعبندی
پیچش داستانی نیز ممکن است برای برخی تماشاگران بهاندازهٔ کافی طبیعی یا رضایتبخش جلوه نکند. این کاستی، توان سرگرمکنندگی کلی اثر را از میان نمیبرد، اما فاصلهٔ میان ایدهٔ جذاب فیلم و اجرای کاملاً موفق آن را آشکار میسازد. جمعبندی «Werewolves Within» کمدیوحشتی است که از موقعیتی کلاسیک برای شوخی با بدگمانی، اختلافهای محلی و دشواری همزیستی بهره میبرد.
گروه بازیگران پرانرژی، هماهنگی دو شخصیت محوری و فضای برفی و محصور، فیلم را به تجربهای خوشتماشا بدل میکنند؛ معمای اصلی نیز تا مدتها کنجکاوی را زنده نگه میدارد. در مقابل، شوخیها همواره نمینشینند، ریتم گاه ناموزون میشود و بخش وحشت و پایانبندی از قدرتی که طرح اولیه نوید میدهد برخوردار نیستند.
فیلم بیش از آنکه اثری ترسناک یا معماییِ بینقص باشد، سرگرمیای آگاهانه نامتعارف است که در بهترین لحظاتش از برخورد شخصیتها و آشفتگی جمعی جان میگیرد.
« پیچش داستانی نیز ممکن است برای برخی تماشاگران بهاندازهٔ کافی طبیعی یا رضایتبخش جلوه نکند. »



ثبت دیدگاه