نقد و بررسی
نقد ویرد: داستان ال یانکوویک (Weird: The Al Yankovic Story) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زندگینامهای که از همان ابتدا قصد ندارد جدی باشد «Weird: The Al Yankovic Story» نه زندگینامهای متعارف است و نه میکوشد تصویری مستند و دقیق از مسیر حرفهای «وِرد اَل» یانکوویچ ارائه کند. فیلم از الگوی آشنای زندگینامههای موسیقایی وام میگیرد: کودکیِ شخصیت، نخستین جرقهٔ استعداد، کشفشدن، شهرت، بحران و کشمکش با اطرافیان.
اما این الگو را نه برای روایت واقعیت، بلکه برای دستانداختن کلیشههایش به کار میگیرد. حاصل، اثری است که بیپرده به مخاطب میگوید با یک بازگویی وفادارانه از زندگی یانکوویچ روبهرو نیست؛ با شوخیای بلند و پرهیاهو دربارهٔ این نوع فیلمها طرف است. اثر با مشارکت خود یانکوویچ در نگارش فیلمنامه شکل گرفته و اریک اپل آن را کارگردانی کرده است؛ همین آگاهی از ماهیت هجوآمیز فیلم، کلید مواجهه با آن است.
از این منظر، اغراقهای فیلم را نباید خطاهایی در بازنمایی زندگی واقعی دانست؛ آنها ابزار اصلی کمدیاند. فیلم با لحنی جدی و گاه پرطمطراق از اتفاقهایی حرف میزند که آشکارا به قلمرو خیال و شوخی تعلق دارند. این تضاد میان صورت جدی روایت و محتوای نامعقول آن، بارها موقعیتهایی میسازد که خندهشان از نحوهٔ اجرا میآید، نه فقط از خود اتفاق.
البته این شیوه از همان ابتدا برای همه کار نمیکند: کسی که انتظار یک زندگینامهٔ موسیقایی صمیمانه و واقعگرا دارد، ممکن است فیلم را سرسری یا نامتوازن بیابد. اما برای تماشاگر آمادهٔ پذیرش بازی با قواعد ژانر، همین فاصلهگرفتن از واقعیت بخشی از لذت اثر است. هجوِ کلیشهها؛ از کشف استعداد تا افسانهسازی یکی از هدفهای اصلی فیلم، قالب آشنای زندگینامههای هنرمندان است؛ همان ساختاری که در آن استعداد قهرمان از دل محیطی محدود سربرمیآورد، نخستین موفقیت به لحظهای سرنوشتساز بدل میشود و هر مانع تازه، قدمی دیگر در مسیر اسطورهشدن اوست.
« اما این الگو را نه برای روایت واقعیت، بلکه برای دستانداختن کلیشههایش به کار میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم این فرمول را با جدیتی ساختگی دنبال میکند و درست در لحظههایی که انتظار داریم با درامی پرشور روبهرو شویم، به اغراق و نامعقولبودن پناه میبرد. تجربهٔ ساختن نخستین ترانهٔ موفق، برای نمونه، نه صرفاً بخشی از مسیر هنری شخصیت، بلکه فرصتی برای شوخی با لحظهٔ «کشف نبوغ» در سینمای زندگینامهای است.
در این میان، فیلم فقط به یک شخص یا یک دورهٔ تاریخی نمیخندد؛ هدفش خودِ سازوکار افسانهسازی است. زندگی هنرمند در چنین فیلمهایی معمولاً به رشتهای از نقاط عطف نمایشی تبدیل میشود؛ گویی همهچیز از ابتدا مقدر بوده تا به شهرت برسد. «Weird: The Al Yankovic Story» این منطق را آنقدر بزرگنمایی میکند که تصنع آن آشکار شود.
اثر هرچه بیشتر اصرار میکند که رخدادهایش سرنوشتسازند، بیشتر نشان میدهد این جدیت در بسیاری از زندگینامههای سینمایی تا چه اندازه قراردادی است. این هجو، در بهترین لحظههایش، هوشمندانه و خودآگاه است؛ اما همواره از یکنواختی نمیگریزد. گاهی یک شوخی یا شیوهٔ اغراق بیش از اندازه تکرار میشود و فیلم بهجای افزودن لایهای تازه، صرفاً صدای همان شوخی را بلندتر میکند.
در چنین لحظههایی، تماشاگر ممکن است بهجای شگفتزدهشدن از پیچ تازهای در بازی فیلم، منتظر بماند تا از آن عبور کند. دنیل ردکلیف و لذتِ بازی بیمحابا بخش بزرگی از انرژی فیلم بر دوش دنیل ردکلیف است. او نقش را با چنان تعهدی اجرا میکند که بازیاش حتی در نامعقولترین لحظهها نیز از پا نمیافتد.
« در این میان، فیلم فقط به یک شخص یا یک دورهٔ تاریخی نمیخندد؛ هدفش خودِ سازوکار افسانهسازی است. »
شخصیتها و اجرا
ردکلیف نمیکوشد صرفاً ظاهر یانکوویچ را بازسازی کند؛ او نسخهای نمایشی و بزرگشده از شخصیت میسازد که با جهان کارتونی فیلم همخوان است. همین انتخاب باعث میشود اجرا نه تقلیدی دقیق، بلکه نوعی مشارکت فعال در شوخی اصلی باشد: بازیگری که با تمام وجود در نقشی ظاهر میشود که خود فیلم پیوسته مرز میان واقعیت و جعل را به بازی میگیرد.
اهمیت این اجرا در آن است که ردکلیف از ترس مضحکبودن نمیکاهد. برعکس، هرچه فیلم از او رفتارهای پرتحرکتر، ژستهای بزرگتر و واکنشهای نامتعارفتری میخواهد، او با جدیت بیشتری آنها را اجرا میکند. این جدیت، تضاد کمدی را تقویت میکند. اگر بازیگر در هر لحظه به مخاطب یادآوری میکرد که میداند همهچیز شوخی است، اثر بخش بزرگی از نیروی خود را از دست میداد.
ردکلیف به این جهان خیالی تن میدهد و تماشاگر را هم به پذیرش قواعدش دعوت میکند. بااینحال، او بهتنهایی نمیتواند هر بخش کمجان فیلمنامه را نجات دهد. بازی پرانرژی، در صحنههایی که شوخیها تکراری یا طولانی شدهاند، گاهی به همان اندازه که جذاب است، بر فرسودگی آنها تأکید میکند. صداپیشگی آوازهای شخصیت نیز به «وِرد اَل» یانکوویچ سپرده شده است؛ انتخابی که از یک سو برای طرفداران آشنا و مناسب به نظر میرسد و از سوی دیگر میان تصویر جوانتر ردکلیف و صدای خوانندهٔ واقعی فاصلهای محسوس پدید میآورد.
این فاصله، در چارچوب لحن ساختگی فیلم قابلپذیرش است، هرچند ممکن است برای برخی تماشاگران اندکی ناهماهنگ جلوه کند. بازیگران مکمل و جذابیت چهرههای آشنا حضور بازیگران مکمل و چهرههای شناختهشده، به جهان فیلم حالوهوایی شلوغ و سرزنده میدهد. رین ویلسون در نقش دکتر دمنتو، اوان ریچل وود در نقش مدونا و توبی هاس و جولیان نیکلسن در نقش پدر و مادر شخصیت اصلی، هر یک در خدمت فضای بازیگوشانهٔ اثرند.
« اهمیت این اجرا در آن است که ردکلیف از ترس مضحکبودن نمیکاهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نقشآفرینی وود، بهویژه، از آنجا جذاب میشود که فیلم شخصیت مدونا را نه فقط بهعنوان چهرهای مشهور، بلکه بهمثابه فرصتی برای بالا بردن سطح آشوب روایت به کار میگیرد. در کنار اینها، حضورهای کوتاه و غافلگیرکنندهٔ افراد آشنا نیز گاه بیش از خود شوخیها به صحنه طراوت میبخشند. البته جذابیت چهرههای مشهور شمشیری دولبه است.
برای مخاطبی که با موسیقی و فرهنگ عامهٔ دههٔ هشتاد آشناست، دیدن این چهرهها در موقعیتهای غیرمنتظره میتواند لذتبخش باشد؛ اما فیلم گاهی بیش از اندازه به قابلیت شناسایی آنها تکیه میکند. در چنین لحظههایی، خودِ حضور بازیگر یا شخصیت مشهور جای شوخی دقیق را میگیرد و صحنه بیشتر به نشانهای برای شناختن بدل میشود تا فرصتی برای کمدی تازه.
نتیجه، مجموعهای از لحظههای موفق و کمرمق است که کیفیتشان به ظرافت شوخی و میزان وابستگی آن به آشنایی مخاطب با ارجاعات بستگی دارد. ریتم، موسیقی و نوسان در شدت کمدی فیلم در بیشتر لحظاتش ریتمی پرتحرک دارد و با جابهجایی میان خاطرات کودکی، آغاز فعالیت موسیقایی، شهرت و موقعیتهای ساختگی، از ایستایی میگریزد.
موسیقی نیز فقط پسزمینهٔ روایت نیست؛ بخشی از هویت شخصیتی است که شهرتش با بازآفرینی و دستکاری ترانههای آشنا پیوند خورده است. در این معنا، فیلم میتواند هم برای طرفداران یانکوویچ جذاب باشد و هم برای مخاطبانی که علاقهمندند ببینند این جهان موسیقایی چگونه در قالب یک کمدی زندگینامهای بازسازی میشود.
« در کنار اینها، حضورهای کوتاه و غافلگیرکنندهٔ افراد آشنا نیز گاه بیش از خود شوخیها به صحنه طراوت میبخشند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، ریتم یکدست باقی نمیماند. بعضی بخشها طولانیتر از ظرفیت شوخی خود ادامه مییابند و بهجای آنکه انرژی صحنه را بالا ببرند، آن را پراکنده میکنند. بهخصوص ماجرای مربوط به مدونا بخش زیادی از توجه فیلم را به خود اختصاص میدهد و در مقاطعی از حرکت کلی روایت میکاهد. ایدهٔ این بخش بهتنهایی با روحیهٔ هجوآمیز فیلم سازگار است، اما اصرار بر تداومش باعث میشود شوخیای که میتوانست موجز و مؤثر باشد، گاه کشدار به نظر برسد.
این نوسان در کیفیت شوخیها نیز دیده میشود. فیلم از یک سو لحظههایی دارد که با وارونهکردن انتظارات ژانر یا پیوندزدن جدیت و چرندگویی، خندهٔ واقعی میسازد؛ از سوی دیگر، گاهی چنان به اغراق متکی میشود که اغراق خودش به عادت بدل میگردد. در نتیجه، خندههای پیدرپی تضمینشده نیستند. اثر بیشتر به موجهایی از شوخیهای موفق و کماثر شباهت دارد تا کمدیای که از آغاز تا پایان شدت ثابتی داشته باشد.
مخاطب مناسب این آشوب سینمایی تماشای «Weird: The Al Yankovic Story» بیش از آنکه به آشنایی کامل با زندگی یانکوویچ نیاز داشته باشد، به آمادگی برای پذیرفتن طنز بیپروای آن وابسته است. فیلم قرار نیست تمام جزئیات زندگی یک موسیقیدان را با دقت تاریخی بازگو کند؛ خود را به شکل زندگینامهای خیالی و هجوآمیز عرضه میکند و لذت آن از همین فاصله با واقعیت میآید.
اگر مخاطب از فیلم انتظار داشته باشد مرز میان واقعیت و جعل را مرتب توضیح دهد، احتمالاً از اغراقهایش خسته خواهد شد. اما کسی که با دیدی بازیگوشانه به آن نزدیک شود، میتواند از وارونهسازی قواعد زندگینامههای هنری و شوخیهای بیمحابایش بهره ببرد. آثار اینچنینی همیشه خطر آن را دارند که شوخی را با انباشت شوخی اشتباه بگیرند.
« این نوسان در کیفیت شوخیها نیز دیده میشود. »
جمعبندی
فیلم در بهترین لحظههایش این خطر را مهار میکند، چون هر رخداد نامعقول را به نقدی کوچک بر شیوهٔ داستانگویی سینما پیوند میدهد. در لحظههای ضعیفتر، اما صرفاً به شگفتزدهکردن مخاطب بسنده میکند. این تفاوت توضیح میدهد چرا ممکن است گروهی آن را کمدیای دلپذیر و بیقید بدانند و گروهی دیگر احساس کنند بخشهایی از فیلم بیش از اندازه ادامه یافتهاند.
جمعبندی «Weird: The Al Yankovic Story» یک زندگینامهٔ معمولی نیست و بهتر است با معیارهای واقعگرایی تاریخی سنجیده نشود. این فیلم با تکیه بر هجو، اغراق و لحن جدیِ ظاهری، کلیشههای زندگینامههای موسیقایی را به بازی میگیرد و از اجرای پرانرژی دنیل ردکلیف، حضور بازیگران شناختهشده و مجموعهای از ارجاعات فرهنگی بهره میبرد.
خلاقیت و سرزندگیاش انکارناپذیر است، اما شوخیهای تکرارشونده و کشآمدن بعضی بخشها مانع میشوند که اثر همواره به اوج کمدی خود برسد. با وجود این نوسانها، فیلم
« در لحظههای ضعیفتر، اما صرفاً به شگفتزدهکردن مخاطب بسنده میکند. »



ثبت دیدگاه