نقد و بررسی
نقد ما حیوانات (We the Animals) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کودکی در میان شور و آشوب فیلم «ما حیوانات» ساختهٔ جرمیا زاگر، روایت بلوغی است که بهجای آنکه در امتداد رخدادهای منظم و علتومعلولی پیش برود، از خردهلحظهها، حسها و خاطرههایی پراکنده شکل میگیرد. سه برادر، مانی، جوئل و جونا، در خانهای بزرگ میشوند که محبت و خشونت، صمیمیت و بیثباتی، در آن از هم جدا نیستند.
فیلم این خانواده را نه با توضیحهای مفصل، بلکه از خلال رفتارهای روزمره، سکوتها و انفجارهای ناگهانی میشناساند؛ گویی کودکی را به همان شکل که در ذهن میماند بازمیسازد: تکهتکه، پرشدت و گاه مبهم. مرکز ثقل روایت جوناست؛ کوچکترین برادری که جهان را با حساسیتی متفاوت تجربه میکند. از نگاه او، رفتار والدین فقط مسئلهای بیرونی نیست، بلکه نیرویی است که بر خیال، ترس و دریافتش از خویشتن اثر میگذارد.
فیلم بهتدریج نشان میدهد که سه پسر، با وجود بزرگشدن در یک خانه و روبهروشدن با موقعیتهای مشترک، تجربهای یکسان از کودکی ندارند. تفاوت واکنشهای آنان، پرسشی آرام اما بنیادین پیش میکشد: آدمی تا چه اندازه از محیطش شکل میگیرد و از کجا به بعد، مسیر خود را جدا میکند؟ خانوادهای با مرزهای ناپایدار «ما حیوانات» خانواده را نه پناهگاهی امن و بینقص تصویر میکند و نه به فضایی یکسره تاریک فرو میکاهد.
پدر و مادر در رابطهای آشفته و پرتنش گرفتارند، اما فیلم از صدور حکمهای ساده دربارهٔ آنان پرهیز میکند. مهر میان اعضای خانواده وجود دارد، ولی این مهر همیشه توان مراقبتکردن ندارد؛ گاهی حتی در کنار بیتوجهی، خشم و رنج ظاهر میشود. همین همنشینی متناقض، فضای عاطفی فیلم را باورپذیر و در عین حال ناآرام میسازد.
« مرکز ثقل روایت جوناست؛ کوچکترین برادری که جهان را با حساسیتی متفاوت تجربه میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
والدین در نگاه بچهها تنها بزرگسالانی نیستند که تصمیم میگیرند؛ آنها الگویی برای فهم عشق، قدرت و رفتارند. از همین رو، نگرانی فیلم فقط به آشفتگی خانه محدود نمیماند، بلکه به میراثی میرسد که چنین آشفتگیای در ذهن و کردار فرزندان بر جای میگذارد. مانی و جوئل بهتدریج نشانههایی از همان الگوهایی را بازتاب میدهند که از پدر دیدهاند.
این دگرگونی نه به شکل یک نتیجهگیری خطابی، بلکه در جزئیات رفتار و مناسبات برادران پدیدار میشود؛ و تلخیاش از همین آرامی و بیتأکیدی سرچشمه میگیرد. جونا و زبان خیال یکی از انتخابهای تعیینکنندهٔ فیلم، پیوندزدن جهان درونی جونا با تصویرهای خیالی و گاه فراواقعی است. خیال در اینجا صرفاً تزئینی شاعرانه یا راهی برای گریختن از واقعیت نیست.
جونا با آنچه میبیند و میشنود، راهی برای نظمدادن به تجربههایی مییابد که هنوز واژگان روشنی برای بیانشان ندارد. تصویرهای ذهنی او در کنار لحظههای روزمره قرار میگیرند و مرز میان واقعیت و خیال را نرم میکنند؛ نه آنقدر که تماشاگر معنای هر تصویر را بهسادگی رمزگشایی کند، بلکه بهاندازهای که بتواند فشار عاطفی تجربهٔ کودکانه را حس کند.
این رویکرد از فیلم میخواهد که به تماشاگر اعتماد کند. بسیاری از معناها در توضیح مستقیم عرضه نمیشوند و باید از پیوند میان تصویرها، حالتها و مکثها دریافت شوند. در بهترین لحظههایش، همین امتناع از تفسیر صریح به اثر نیرویی ویژه میدهد: خیال جونا به دریچهای بدل میشود که واقعیت را نه پنهان، بلکه از زاویهای تازه آشکار میکند.
« والدین در نگاه بچهها تنها بزرگسالانی نیستند که تصمیم میگیرند؛ آنها الگویی برای فهم عشق، قدرت و رفتارند. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، این ابهام همیشه به باروری نمیانجامد. گاه فاصلهٔ میان تصویر شاعرانه و معنای عاطفی آن چنان زیاد است که انگیزهها و احساسهای شخصیتها کمرنگ میشوند. روایت تکهتکه و ریتم اثر ساختار فیلم بر مجموعهای از لحظهها و برشهای کوتاه استوار است، نه بر طرحی روایی که هر گره را روشن و هر تحول را با تأکید دنبال کند.
این شکل روایت با ذهن کودکانهٔ جونا تناسب دارد: او بیش از آنکه گذشته را به صورت داستانی کامل به یاد آورد، لحظههایی پررنگ از آن را حفظ میکند؛ یک حرکت، یک نگاه، یک بازی یا صدایی که از اتاقی دیگر میآید. نتیجه، فیلمی است که تجربه را بر شرح ماجرا مقدم میداند. اما این انتخاب بهایی هم دارد.
تماشاگرانی که به روایت خطی و پیوندهای روشن عادت دارند، ممکن است گاه احساس کنند فیلم از کنار برخی موقعیتها میگذرد، بیآنکه فرصت کافی برای فهم پیامدهایشان بدهد. گسستها به ساختن حالوهوا کمک میکنند، اما در بعضی بخشها فاصلهٔ میان صحنهها چنان محسوس است که روند تحول شخصیتها دشوارتر دنبال میشود.
این ضعف را نمیتوان کاملاً از فضیلت فرمی فیلم جدا کرد: همان ساختاری که به اثر لحن خاطرهگون و رؤیایی میدهد، گاه از استحکام درام میکاهد. تصویر و صدا؛ بازتاب وضعیت درونی فیلمبرداری زاک مالیگن و طراحی شنیداری اثر، نقش مهمی در تبدیل فضای خانه و پیرامون به تجربهای حسی دارند. تصویرها غالباً بهجای آنکه صرفاً اطلاعاتی دربارهٔ مکان بدهند، حالوهوای درونی شخصیتها را گسترش میدهند.
« بااینهمه، این ابهام همیشه به باروری نمیانجامد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
خانه، با فضای محدود و تنشهای فروخوردهاش، فقط محل زندگی خانواده نیست؛ به ظرفی تبدیل میشود که بیقراری و نزدیکی ناخواستهٔ اعضای آن را در خود نگه میدارد. در برابر آن، طبیعت و فضای بیرون گاه امکان نفسکشیدن و بازی را فراهم میکنند، اما الزاماً به معنای رهایی نیستند. صدا نیز به همین اندازه در شکلگیری جهان فیلم مؤثر است.
گفتوگوهای بزرگسالان یا صداهایی که از فضای خارج قاب به گوش میرسند، میتوانند بر احساس امنیت کودکان سایه بیندازند، حتی هنگامی که خودِ رویداد دیده نمیشود. این استفاده از بیرون قاب با محدودیت نگاه جونا همخوان است: او همهچیز را نمیفهمد، اما اثر آنچه را نمیفهمد با تمام وجود حس میکند.
بااینحال، زیبایی بصری و خلقوخوپردازی صوتی گاه چنان برجسته میشوند که توجه از پیشروی درام منحرف میشود؛ فیلم در برخی لحظهها بیشتر به تصویرکردن حس دل میبندد تا به پروراندن موقعیت. سه برادر، سه صورت از رشد رابطهٔ مانی، جوئل و جونا هستهٔ عاطفی فیلم است. برادری در اینجا صرفاً پیوندی خانوادگی نیست؛ نوعی پناهگاه جمعی نیز هست.
بازیها، همنشینیها و همراهی روزمرهٔ آنان نشان میدهد که در میانهٔ بیثباتی خانه، دستکم میان خودشان نظمی از تعلق ساختهاند. اما این اتحاد هم ثابت نمیماند. بزرگشدن، آنان را به سوی تجربهها و واکنشهای متفاوت میبرد و تفاوت میانشان آرامآرام آشکارتر میشود. فیلم در ترسیم این تفاوتها از توضیحهای روانشناسانه پرهیز میکند.
« صدا نیز به همین اندازه در شکلگیری جهان فیلم مؤثر است. »
قوتها و کاستیها
ما بیشتر از خلال رفتارها درمییابیم که هر برادر چگونه با فشارهای خانه کنار میآید و چه چیزی را از بزرگسالان پیرامونش میآموزد. همین کمگویی، رابطهٔ آنان را از یک نمونهٔ سادهشدهٔ «سه کودک در شرایط دشوار» فراتر میبرد. بااینحال، چون روایت بیش از همه به جونا نزدیک است، مانی و جوئل گاهی به اندازهٔ او مجال حضور درونی نمییابند.
این محدودیت از نگاه محوری فیلم ناشی میشود، اما ممکن است حس پیوند با هر سه شخصیت را برای برخی تماشاگران کاهش دهد. جمعبندی «ما حیوانات» بیش از آنکه داستانی سرراست دربارهٔ یک خانواده باشد، تجربهای سینمایی از کودکی در میان مهر و آشوب است. فیلم با تکیه بر نگاه جونا، ساختاری تکهتکه و آمیزش واقعیت با خیال، جهانی میسازد که در آن آنچه کودک نمیتواند توضیح دهد، از راه تصویر و حس بیان میشود.
رابطهٔ سه برادر، تصویر تلخ تکرار رفتارهای خانوادگی و پرهیز اثر از داوری آسان دربارهٔ والدین، به آن عمق عاطفی میبخشد. در مقابل، ابهام و گسست روایی گاهی فهم انگیزهها را دشوار میکنند و زیبایی بصری ممکن است بر پیوستگی درام سایه بیندازد. بنابراین، اثر بیش از آنکه مخاطب را با قصهگویی کلاسیک به دنبال خود بکشد، از او میخواهد به ریتم، تصویر و عاطفهاش گوش بسپارد.
برای تماشاگر پذیرای این شیوه، «ما حیوانات» فیلمی ماندگار دربارهٔ شکلگیری هویت و راههای گوناگون تابآوردن است؛ فیلمی که آشفتگی را به منظرهای شاعرانه بدل میکند، بیآنکه رنج نهفته در آن را از نظر دور بدارد.
« همین کمگویی، رابطهٔ آنان را از یک نمونهٔ سادهشدهٔ «سه کودک در شرایط دشوار» فراتر میبرد. »



ثبت دیدگاه