نقد و بررسی
نقد شب مال ماست (We Own the Night) | 2007
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان دو جهان «We Own the Night» ساختهٔ جیمز گری، در ظاهر تریلری جنایی دربارهٔ برخورد خانوادهای پلیس با مافیای روسی در نیویورک است؛ اما نیروی اصلی فیلم از شکاف میان دو جهان میآید: جهانی که بابی گرین برای خود در کلوپ شبانه ساخته و جهانی که پدر و برادرش، مأموران پلیس، به آن تعلق دارند.
بابی با نامی متفاوت و در فاصلهای حسابشده از خانوادهاش زندگی میکند؛ گویی میخواهد گذشته را پشت درهای پرنور و پرهیاهوی کلوپ جا بگذارد. با اینهمه، فیلم نشان میدهد که گریز از ریشهها آسان نیست و انتخابهای شخصی، دیر یا زود، به مسئولیتی خانوادگی و اخلاقی گره میخورند. گری برای این تقابل، به جای ساختن روایتی صرفاً دربارهٔ تعقیب مجرمان، بر کشمکش میان تعلق و استقلال تکیه میکند.
پرسش مهم فیلم فقط این نیست که بابی در برابر تهدیدها چه خواهد کرد؛ مسئله آن است که او خود را متعلق به کدام جهان میداند و حاضر است برای آنچه دوست میدارد چه چیزی را از دست بدهد. این زمینهٔ خانوادگی به داستان وزن عاطفی میدهد، هرچند فیلمنامه همیشه از ظرفیت آن به شکلی تازه و پیچیده بهره نمیگیرد.
« گری برای این تقابل، به جای ساختن روایتی صرفاً دربارهٔ تعقیب مجرمان، بر کشمکش میان تعلق و استقلال تکیه میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازی واکین فینیکس مرکز ثقل فیلم بازی واکین فینیکس در نقش بابی است. او شخصیت را نه قهرمانی بینقص تصویر میکند و نه بزهکاری که تغییر مسیرش از پیش معلوم باشد. بابی ابتدا فردی است که از آسایش و هیجان زندگی شبانه بهره میبرد و ترجیح میدهد پیامدهای محیط پیرامونش را نبیند. فینیکس در رفتار و چهرهٔ او نوعی اعتمادبهنفس پرزرقوبرق میسازد که زیر سطحش اضطراب و بیثباتی جریان دارد.
همین فاصله میان ظاهر سرخوش و آشفتگی درونی، تردیدهای شخصیت را باورپذیر میکند. توانایی بازیگر در لحظههای پرتنش بیش از هر چیز جلوهگر میشود: بابی ناچار است میان وفاداریهای متعارض حرکت کند و فینیکس این فشار را با فورانهای ناگهانی خشم، مکثها و تغییرات ظریف در لحن و نگاه منتقل میکند.
شخصیت گاه تصمیمهایی میگیرد که از نظر روایی بیشتر برای پیشبردن ماجرا لازماند تا حاصل تحول تدریجی او؛ بااینحال، بازی فینیکس بسیاری از این گذرها را از نظر عاطفی قابلقبولتر میسازد. او به بابی آشفتگی و脆ندگی میبخشد، بیآنکه او را به قربانی صرف شرایط بدل کند. خانواده، وفاداری و نقشهای پیرامونی رابطهٔ بابی با برادرش جوزف و پدرش برت، ظرفیت دراماتیک مهمی در فیلم ایجاد میکند.
« بازی واکین فینیکس مرکز ثقل فیلم بازی واکین فینیکس در نقش بابی است. »
شخصیتها و اجرا
این سه مرد از یک خانوادهاند، اما هر یک به شکلی متفاوت با مفهوم وظیفه و وفاداری روبهرو میشود. تضاد میان برادران، بیش از آنکه صرفاً اختلافی بر سر قانون باشد، بازتاب فاصلهٔ عاطفی و مسیرهای جداگانهای است که در زندگی پیمودهاند. رابرت دووال با حضور آرام و سنگین خود برای پدر خانواده اقتدار و خستگی میآفریند؛ مارک والبرگ نیز جوزف را با خویشتنداری و خشکیای بازی میکند که با بیپروایی بابی تضاد دارد.
بااینحال، فیلم در پرداخت شخصیتهای فرعی به اندازهٔ بازیگران اصلی موفق نیست. آماندا، شریک عاطفی بابی، میتوانست دریچهای مهم به زندگی شخصی و تردیدهای او باشد، اما سهم محدودی از روایت میگیرد. شخصیتهای خانواده و پلیس نیز اغلب بیشتر از آنکه مسیر مستقل و پیچیدهای داشته باشند، در خدمت ایجاد فشار بر بابی قرار میگیرند.
نتیجه آن است که فیلم از نظر عاطفی در چند رابطهٔ محوری اثرگذار است، اما جهان انسانیاش به اندازهٔ فضای داستان گسترده و چندلایه نمیشود. نیویورکِ تیره و زبان تصویر نیویورک فیلم شهری آراسته و کارتپستالی نیست؛ محیطی است که شب در آن بر روز غلبه دارد و خیابانها، کلوپها و فضاهای بسته با تهدید و بیاعتمادی آغشتهاند.
« این سه مرد از یک خانوادهاند، اما هر یک به شکلی متفاوت با مفهوم وظیفه و وفاداری روبهرو میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بخش مهمی از حالوهوای جنایی اثر از همین حس مکان میآید. کلوپ شبانه با نورهای رنگی و موسیقی بلند، در نگاه نخست فضایی برای فرار از واقعیت به نظر میرسد؛ اما حضور خشونت و مناسبات مافیایی نشان میدهد که این سرگرمی، پناهگاهی امن نیست. در سوی دیگر، فضاهای مرتبط با پلیس نیز الزاماً آرامشبخش یا پاکیزه نیستند؛ آنها هم با تنش و خطر تعریف میشوند.
تصویربرداری و طراحی صحنه بهجای آنکه نیویورک را به پسزمینهای خنثی تبدیل کنند، از آن نیرویی فعال میسازند که بر رفتار شخصیتها اثر میگذارد. تقابل نور و تاریکی، فضای بسته و خیابان، و هیاهوی کلوپ در برابر سکوت لحظههای خانوادگی، به فیلم بافت بصری مشخصی میدهد. کارگردانی جیمز گری در ساختن این اتمسفر چیرهدست است؛ اما فضای دیدنی بهتنهایی نمیتواند جای خالی نوآوری روایی را پر کند.
گاهی قابها و موقعیتها آشناتر از آناند که فیلم را از نمونههای همژانر جدا سازند. تعلیق و صحنههای اکشن فیلم هرگاه از گفتوگوهای خانوادگی فاصله میگیرد و به تعقیبوگریز، عملیات پلیسی یا رویارویی مستقیم میرسد، انرژی بیشتری پیدا میکند. صحنههای پرخطر با ضرباهنگی مؤثر ساخته شدهاند و خشونت در آنها صرفاً تزئینی نیست؛ هر درگیری میتواند پیامدهایی جدی بر زندگی شخصیتها بگذارد.
« بخش مهمی از حالوهوای جنایی اثر از همین حس مکان میآید. »
قوتها و کاستیها
یکی از صحنههای تعقیبوگریز، با حرکت سریع، دید محدود و آشفتگی حسی، نمونهای موفق از پیوند هیجان و اضطراب است. تماشاگر فقط شاهد حرکت خودروها نیست؛ خطر را در بیثباتی فضا و ناتوانی شخصیتها در کنترل موقعیت احساس میکند. باوجوداین، فیلم همیشه نمیتواند این شدت را حفظ کند. بعضی بخشها میان رویدادهای مهم کش میآیند و صحنههایی که باید زمینهٔ تحول شخصیتها باشند، گاه کمجانتر از انتظار از آب درمیآیند.
این نوسان ریتم، اثر را از یک تریلر یکپارچه دور میکند: لحظههایی پرتنش و بهیادماندنی در کنار بخشهایی قرار میگیرند که بیشتر به مسیرهای آشنای ژانر تکیه دارند تا کشف تازهای در شخصیت یا فضا. روایت آشنا و محدودیتهای فیلمنامه بزرگترین ضعف «We Own the Night» آشنایی بیش از اندازهٔ طرح آن است.
برخورد پلیس، خانواده و مافیا، و قهرمانی که ناچار میشود میان دو سوی زندگی خود تصمیم بگیرد، از مصالح شناختهشدهٔ درام جناییاند. فیلم گاهی موقعیتهایی را پیشبینیپذیر پیش میبرد و در شخصیتپردازی نیز بیش از آنکه تناقضها را بکاود، از آنها برای رساندن داستان به رویارویی بعدی استفاده میکند.
« یکی از صحنههای تعقیبوگریز، با حرکت سریع، دید محدود و آشفتگی حسی، نمونهای موفق از پیوند هیجان و اضطراب است. »
جمعبندی
به همین دلیل، برخی انتخابهای شخصیتها تأثیری عاطفی دارند، اما همیشه از نظر روانشناختی به اندازهٔ کافی آماده نشدهاند. این آشنایی به معنای بیارزشی فیلم نیست. گری در جزئیات فضا و در ساختن تنش مهارت دارد و بازی فینیکس به روایت نیرویی شخصی میدهد. بااینحال، آنچه فیلم را زنده نگه میدارد بیشتر اجرا و حالوهواست تا ایدهای تازه دربارهٔ جنایت یا قانون.
«We Own the Night» از عناصر سنتی ژانر استفاده میکند، اما کمتر آنها را به مسیری غیرمنتظره میبرد؛ در نتیجه، برای مخاطبی که با درامهای جنایی خانوادگی آشناست، بخش مهمی از مسیر داستان قابل حدس میماند. جمعبندی «We Own the Night» اثری دیدنی و خوشفضا در ژانر جنایی است که بهترین لحظههایش را از بازی متلاطم واکین فینیکس، تضاد میان دو برادر و تصویر تیرهٔ نیویورک میگیرد.
تعقیبوگریزها و رویاروییهای پرتعلیق به فیلم نیروی حرکتی میبخشند و رابطهٔ خانوادگی، در میان خشونت و بحران، هستهای عاطفی برای داستان فراهم میکند. در مقابل، روایت آشنا، شخصیتهای فرعی کمپرداخته و افتوخیز ریتم مانع میشوند که فیلم به اثری کاملاً متمایز بدل شود. حاصل، درامی جنایی است که بیش از آنکه ژانر خود را دگرگون کند، با لحظههای اجرایی و فضاسازیاش اثر میگذارد؛ فیلمی که تماشای آن برای علاقهمندان به داستانهای پلیسی و خانوادگی جذاب است، هرچند همهٔ ظرفیتهایش را به کار نمیگیرد.
« گری در جزئیات فضا و در ساختن تنش مهارت دارد و بازی فینیکس به روایت نیرویی شخصی میدهد. »
ثبت دیدگاه