نقد و بررسی
نقد Watching the Detectives | 2007
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان تماشا و زیستن «Watching the Detectives» ساختهٔ پل سوتر، کمدی رمانتیکی است که از همان عنوانش مسئلهٔ محوری خود را پیش میکشد: آیا میتوان زندگی را فقط از پشت قاب سینما تماشا کرد، یا دیر یا زود باید از جایگاه تماشاگر بیرون آمد و با پیامدهای انتخابهای واقعی روبهرو شد؟ نیل، صاحب فروشگاه ویدئویی «گامشو»، جهان را از دریچهٔ فیلمهای نوآر میبیند؛ جهان برای او پر از سرنخ، شخصیتهای مرموز و موقعیتهایی است که میتوان با شوخی و ذوق سینمایی از کنارشان گذشت.
اما ورود ویولت، زنی پرتحرک و پیشبینیناپذیر، این مرز امن را برهم میزند. فیلم بهجای آنکه صرفاً داستان آشنایی دو نفر را روایت کند، از علاقهٔ نیل به سینما برای طرح پرسشی دربارهٔ خیالپردازی استفاده میکند: چه زمانی ارجاع به فیلمها به بازیای دلنشین بدل میشود و چه زمانی جای تجربهٔ صادقانهٔ زندگی را میگیرد؟
این ایده، بهویژه در آغاز، ظرفیت جذابی دارد. جهان نوآر در اینجا نه فقط مجموعهای از نشانههای ظاهری، بلکه عینکی است که قهرمان با آن به آدمها و اتفاقها نگاه میکند. نوآر در لباس کمدی رمانتیک یکی از امتیازهای اصلی فیلم، برخورد دو فضای ناهمگون است: بدبینی و رمزآلودگی نوآر از یک سو، و سبکی و بازیگوشی کمدی رمانتیک از سوی دیگر.
«زن اغواگر» که در روایتهای کلاسیک نوآر معمولاً حضوری تهدیدآمیز دارد، اینجا در قالب شخصیتی امروزی و پرانرژی ظاهر میشود؛ در مقابل، قهرمان مرد بیش از آنکه کارآگاهی توانا باشد، شیفتهٔ تصویر کارآگاه است. این وارونگی به فیلم امکان میدهد هم با قراردادهای ژانر شوخی کند و هم از جذابیت آنها بهره ببرد.
« اما ورود ویولت، زنی پرتحرک و پیشبینیناپذیر، این مرز امن را برهم میزند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، فیلم در تبدیل این ایده به زبانی یکپارچه همیشه کامیاب نیست. گاه حالوهوای نوآر به شوخیهای صریح و موقعیتهای سبکسرانه فروکاسته میشود؛ گاه نیز داستان میخواهد ماجراجوییهایش را همچون رویدادهایی واقعی و پرخطر عرضه کند. نتیجه، اثری است که پیوسته میان هجو، عاشقانه و ماجرای جنایی نوسان میکند.
این نوسان همیشه عیب نیست؛ بخشی از جذابیت عجیب فیلم از همین بیقراری میآید. اما نبودِ تعادل روشن میان لحنها باعث میشود بعضی صحنهها بیش از آنکه ادامهٔ طبیعی صحنهٔ پیشین باشند، همچون قطعههایی از فیلمی دیگر به نظر برسند. نیل و پناهگاهِ خیال نیل شخصیتی است که زندگی روزمرهاش را با شور و سرزندگی چندانی تجربه نمیکند.
فروشگاه ویدئویی او، دوستان و مشتریانش و عادتهای تکراریاش محیطی آشنا اما محدود میسازند. علاقهاش به فیلمهای نوآر راهی برای گریز از این یکنواختی است؛ او در ذهن خود به جهانی پرحادثهتر تعلق دارد، اما در عمل بیشتر نقش تماشاگر و مفسر را بازی میکند. فیلم این فاصله را با شوخیهای کوچک و رفتارهای نمایشی او نشان میدهد: نیل میکوشد زندگی را مانند فیلم کارگردانی کند، حتی وقتی دیگران آن را صرفاً همان چیزی میبینند که هست.
بازی کیلین مورفی برای چنین شخصیتی انتخابی هوشمندانه است. او به نیل ترکیبی از خویشتنداری، دستپاچگی و اشتیاق پنهان میدهد؛ شخصیتی که خیالپرداز است، اما نه آنقدر جسور که بیدرنگ از پناهگاهش بیرون بزند. توانایی مورفی در نگهداشتن جدیتی ظریف در دل موقعیتهای کمیک، مانع میشود نیل به کاریکاتوری ساده از یک فیلمباز تبدیل شود.
« بااینحال، فیلم در تبدیل این ایده به زبانی یکپارچه همیشه کامیاب نیست. »
شخصیتها و اجرا
در عین حال، بازی او گاهی نشان میدهد که خود فیلم بیش از اندازه به جذابیتهای این تیپ شخصیتی تکیه دارد و فرصت کافی برای کاوش در تناقضهای عمیقترش پیدا نمیکند. ویولت؛ جذابیت و مسئلهٔ مرزها لوسی لیو به ویولت شور و حضوری پررنگ میبخشد. او برخلاف زندگی قابلپیشبینی نیل، با انرژی و میل به تجربه وارد قاب میشود و فضای اطرافش را دگرگون میکند.
هماهنگی بازی لیو و مورفی، بهخصوص در برخوردهای نخستین، یکی از پایههای سرگرمکنندگی فیلم است: آرامش و احتیاط نیل در برابر بیقراری ویولت قرار میگیرد و از تفاوتشان موقعیتهای کمیک پدید میآید. اما جذابیت ویولت بهتنهایی برای باورپذیر کردن رابطه کافی نیست. رفتارهای او گاهی از بازیگوشی و ماجراجویی فراتر میرود و به بیاعتنایی نسبت به خواست و امنیت نیل نزدیک میشود.
فیلم این مرز را جدی نمیگیرد و معمولاً پیامدهای رفتارش را در پوشش شوخی یا هیجان میپیچد. در نتیجه، مخاطب ممکن است بهجای آنکه رابطه را بهعنوان پیوندی متقابل بپذیرد، احساس کند نیل بیشتر به نیروی محرکی برای ماجراجوییهای ویولت تبدیل شده است. این مسئله در اثری که میخواهد بر جذابیت یک زوج مرکزی تکیه کند، محدودیتی اساسی است.
بازیگران مکمل و جهان فروشگاه فروشگاه ویدئویی فقط محل کار نیل نیست؛ پناهگاهی است که او در آن با دوستان و همکارانش دربارهٔ فیلمها حرف میزند و از نظم آشنای روزمره برخوردار میشود. شخصیتهای پیرامون او به فیلم رنگی جمعی و کمابیش نامتعارف میدهند. جیسون سودیکیس و مایکل پینز در نقشهای مکمل به فضای کمدی جان میبخشند و گفتوگوها را از تمرکز مداوم بر زوج اصلی بیرون میآورند.
« ویولت؛ جذابیت و مسئلهٔ مرزها لوسی لیو به ویولت شور و حضوری پررنگ میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین حضورها کمک میکند فروشگاه همچون بخشی از یک جهان کوچک و باورپذیر جلوه کند، نه صرفاً دکوری برای معرفی قهرمان. بااینهمه، فیلم بیشتر از آنکه شخصیتهای فرعی را به مسیرهای داستانی مستقل برساند، از آنها برای افزودن شوخی و ضرباهنگ استفاده میکند. این تصمیم با حالوهوای سبک اثر سازگار است، اما فرصت شکلگیری عمقی بیشتر را نیز از میان میبرد.
فروشگاه، مشتریانش و گفتوگوهای روزمرهٔ آن گاه از خود ماجراجوییهای عاشقانه زندهتر به نظر میرسند؛ زیرا فیلم در این لحظهها به تجربهای ملموس و اجتماعی نزدیک میشود، بیآنکه مجبور باشد قواعد قصهٔ جنایی را تقلید کند. روایت، اغراق و منطق ریتم فیلم بر زنجیرهای از اتفاقهای نامنتظر و شوخیهای موقعیتی استوار است.
این رویکرد برای کمدی ماجراجویانه سودمند است، زیرا داستان را از سکون دور نگه میدارد و نیل را از زندگی معمولش به موقعیتهایی تازه میکشاند. اما حرکت سریع روایت گاهی جای پرداخت علتومعلولی را میگیرد. بعضی رخدادها نه از تصمیمهایی که پیشتر بهدقت شکل گرفتهاند، بلکه از نیاز فیلم به ایجاد صحنهای تازه سرچشمه میگیرند.
تماشاگر برای همراه شدن با ماجرا ناچار است بخشی از منطق واقعگرایانه را کنار بگذارد. این اغراق با قصد فیلم برای تقلید بازیگوشانه از سینمای نوآر بیارتباط نیست؛ جهانِ فیلم از ابتدا قرار نیست کاملاً واقعگرا باشد. مشکل هنگامی پدید میآید که اثر میان دو قرارداد تصمیم روشنی نمیگیرد: از یک طرف میخواهد ما را به شوخی با کلیشههای سینمایی دعوت کند و از طرف دیگر انتظار دارد برای رابطهٔ عاطفی شخصیتها دلنگران شویم.
« این تصمیم با حالوهوای سبک اثر سازگار است، اما فرصت شکلگیری عمقی بیشتر را نیز از میان میبرد. »
قوتها و کاستیها
اگر پیوند عاطفی عمیقتر ساخته میشد یا قواعد ماجراجویی روشنتر بودند، این فاصله کمتر به چشم میآمد. جمعبندی «Watching the Detectives» فیلمی خوشریتم و نامتعارف است که ایدهٔ دلنشینی دارد: مردی که زندگی را در قالب فیلمهای محبوبش میفهمد، با زنی روبهرو میشود که او را به تجربهٔ مستقیم خطر و هیجان میکشاند.
بازیهای کیلین مورفی و لوسی لیو، فضای بازیگوش فروشگاه ویدئویی و برخورد کمدی رمانتیک با نشانههای نوآر، به اثر شخصیت میدهند. در مقابل، رابطهٔ مرکزی گاه از تعادل و باورپذیری دور میشود، رفتارهای ویولت همیشه در چارچوبی سالم یا متقابل نمیگنجند و اغراقهای روایی انسجام فیلم را تضعیف میکنند.
در نهایت، این اثر بیش از آنکه بازآفرینی جدی نوآر یا عاشقانهای عمیق باشد، بازیای با خیال سینمایی و میل به خروج از روزمرگی است. تماشاگرانی که از داستانهای نامتعارف، شخصیتهای عجیب و شوخی با کلیشههای ژانری لذت میبرند، احتمالاً از انرژی آن بهره خواهند برد؛ اما کسانی که در یک عاشقانه به تحول عاطفی متقاعدکننده و در ماجراجویی به منطق محکم نیاز دارند، ممکن است فاصلهای محسوس با آن احساس کنند.
« اگر پیوند عاطفی عمیقتر ساخته میشد یا قواعد ماجراجویی روشنتر بودند، این فاصله کمتر به چشم میآمد. »
ثبت دیدگاه