نقد و بررسی
نقد War Dogs | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: سوداگری در سایهٔ جنگ «War Dogs» ساختهٔ Todd Phillips، کمدیدرامی جنایی است که از ماجرایی واقعی الهام میگیرد: مسیر David Packouz و Efraim Diveroli، دو جوانی که از معاملههای کوچک به قراردادی بزرگ برای تأمین سلاح متحدان آمریکا در افغانستان میرسند. فیلم از همان ابتدا جنگ را نه فقط میدان نبرد، بلکه بازاری پیچیده و سودآور تصویر میکند؛ بازاری که در آن ارقام، قراردادها و واسطهها گاه چنان بر صحنه مسلط میشوند که انسانهای درگیر در آن به حاشیه میروند.
همین تناقض، سرچشمهٔ جذابیت و نیز مسئلهٔ اخلاقی اثر است. روایت: جاهطلبی و شتاب داستان با نیرویی قابلتوجه آغاز میشود. بازگشت دو آشنای قدیمی به زندگی یکدیگر، شکلگیری کسبوکاری نامتعارف و رشد سریع آن، زمینهای فراهم میآورد تا مخاطب همزمان با شخصیتها وارد جهانی شود که قواعدش را سود، جسارت و فرصتطلبی تعیین میکنند.
فیلم در نیمههای پرتحرک خود از انرژی ماجراجویانهای بهره میبرد: هر موفقیت، دری را به سوی معاملهای بزرگتر میگشاید و هر تصمیم شتابزده، خطر تازهای را نزدیک میکند. با این حال، شتاب روایی همواره پایدار نمیماند. بعضی بخشها بیش از اندازه مکث میکنند و فیلم در جاهایی که باید فشار داستانی را افزایش دهد، گرفتار کشآمدن میشود.
« همین تناقض، سرچشمهٔ جذابیت و نیز مسئلهٔ اخلاقی اثر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این کندی، بهویژه در مقایسه با موضوعی که ذاتاً پرمخاطره و پرتحول است، محسوس است. تماشاگر میتواند پیامدهای بزرگتر شدن کسبوکار را حدس بزند، اما مسیر رسیدن به آن پیامدها همیشه با همان فشردگی و دقتی که از یک داستان جنایی پرتنش انتظار میرود پیش نمیرود. شخصیتها و بازیها: دو نیروی متفاوت هستهٔ فیلم رابطهٔ میان David و Efraim است؛ رابطهای که هم بر رفاقت و اعتماد بنا شده و هم از رقابت، منفعتطلبی و تفاوتهای شخصیتی تغذیه میکند.
Miles Teller در نقش David، مردی را تصویر میکند که میان آرزوی پیشرفت، نیازهای زندگی روزمره و تردید اخلاقی گرفتار است. بازی او در لحظات آرامتر، حس آسیبپذیری و دودلی شخصیت را منتقل میکند و مانع میشود David صرفاً به تماشاگر بیرونی ماجرا تبدیل شود. Jonah Hill در نقش Efraim حضوری پرانرژی و پرخطر دارد.
او شخصیتی را میسازد که اعتمادبهنفسش گاه تا مرز خودشیفتگی پیش میرود و تواناییاش در فروش رؤیا، همانقدر که موتور حرکت داستان است، میتواند آن را به سوی فاجعه ببرد. تقابل بازی Hill و Teller به فیلم نیرویی چشمگیر میدهد: یکی بیشتر به محاسبه و احتیاط گرایش دارد و دیگری با جسارت و اغواگری پیش میرود.
« این کندی، بهویژه در مقایسه با موضوعی که ذاتاً پرمخاطره و پرتحول است، محسوس است. »
شخصیتها و اجرا
این تضاد، حتی هنگامی که خود روایت دچار افتوخیز میشود، تماشایی باقی میماند. لحن: میان خنده و اضطراب بزرگترین دشواری فیلم در تعیین نسبت میان کمدی و درام جدی است. «War Dogs» میخواهد از موقعیتهای نامعقول و طمع شخصیتها طنز بسازد، اما همزمان دربارهٔ تجارت تسلیحات و پیامدهای یک جنگ واقعی سخن میگوید.
این دو وجه میتوانند در کنار هم ثمربخش باشند؛ طنز تلخ، گاه بهتر از خطابه تناقضها را آشکار میکند. با این همه، فیلم همیشه در پیوند دادن آنها موفق نیست. در برخی صحنهها، شوخی و اغراق، خطر اخلاقی موقعیت را سبک میکند؛ در صحنههایی دیگر، ناگهان لحن جدیتر میشود، بیآنکه فیلم زمینهٔ کافی برای این تغییر فراهم کرده باشد.
حاصل، اثری است که نه کاملاً به کمدی سیاه وفادار میماند و نه تمامقد به درامی اخلاقی بدل میشود. تماشاگر از یک سو با هیجانِ بالا رفتن شخصیتها همراه میشود و از سوی دیگر انتظار دارد فیلم نسبت به بهای انسانی و سیاسی چنین صعودی موضعی روشنتر اتخاذ کند. کارگردانی و ریتم: سرگرمی با وقفههایی محسوس Todd Phillips قصه را با زبان بصری پرتحرک و بیانی سرراست پیش میبرد.
« این تضاد، حتی هنگامی که خود روایت دچار افتوخیز میشود، تماشایی باقی میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در بخشهای مربوط به معاملهها و پیشرفت ناگهانی دو شخصیت، حس حرکت و شتاب دارد و در نمایش جذابیت ظاهری پول و موفقیت، مؤثر عمل میکند. جهان روایت بهگونهای پرداخت شده که تجارت تسلیحات، دستکم در آغاز، چون راهی عجیب اما دستیافتنی برای گریز از زندگی معمولی جلوه کند. همین نگاه، تماشاگر را به جهان شخصیتها نزدیک میکند و سپس پرسش مهمتری پیش میکشد: این جذابیت چه چیزی را از نظر پنهان میسازد؟
پاسخ فیلم به این پرسش به اندازهٔ طرح آن قوی نیست. ریتم، در بخشهایی که باید میان هیجان بیرونی و تأمل درونی تعادل برقرار کند، افت میکند. همچنین فیلم گاهی به جای کاوش دقیقتر در سازوکارهای پیرامون قراردادها و نقش واسطهها، به خود ماجرا و جذابیت شخصیتهای اصلی تکیه میکند. بنابراین، فضای پرتنش و سرگرمکنندهٔ آن واقعی است، اما پیوستگی و عمق روایی در سراسر اثر یکسان نمیماند.
مضمون اخلاقی: پرسشی که نیمهتمام میماند موضوع مرکزی «War Dogs» ظرفیت آن را دارد که نقدی تند بر تبدیل جنگ به فرصت اقتصادی باشد. فیلم بهخوبی نشان میدهد چگونه زبان قرارداد، قیمتگذاری و سود میتواند فاصلهای میان تصمیمگیرندگان و پیامدهای انسانی آن تصمیمها ایجاد کند. در چنین جهانی، سلاحها ممکن است در قالب محموله و بندهای اداری دیده شوند، نه ابزارهایی که سرنوشت آدمها را تغییر میدهند.
« پاسخ فیلم به این پرسش به اندازهٔ طرح آن قوی نیست. »
قوتها و کاستیها
این فاصله، یکی از نکتههای مهم و بالقوه تکاندهندهٔ اثر است. اما فیلم در نهایت به اندازهٔ کافی بر این بُعد مکث نمیکند. شخصیتهای اصلی غالباً با نیروی شوخطبعی و جذابیت نمایشی خود بر روایت چیره میشوند و رفتارهایشان، بهجای آنکه با پیامدهای گستردهتر سنجیده شود، بیشتر در قالب لغزشهای فردی و ماجراهای پرهیجان عرضه میشود.
در نتیجه، اثر بهروشنی میان نشان دادن جذابیت ثروتاندوزی و نقد اخلاقی آن فاصله نمیگیرد. فیلم پرسشی مهم طرح میکند، اما پاسخ خود را با صراحت و ژرفای لازم پرورش نمیدهد. وفاداری به واقعیت و جایگاه درام «War Dogs» بر پایهٔ رخدادهای واقعی ساخته شده، اما همچون بسیاری از آثار داستانیِ الهامگرفته از واقعیت، ماجرا را برای ایجاد کشش و تمرکز بر شخصیتهای اصلی سامان میدهد.
این انتخاب به فیلم امکان میدهد داستانی پرحادثه و قابلدنبالکردن بسازد، اما در عوض، ممکن است پیچیدگیهای نهادی و انسانی موضوع را به حاشیه براند. مسئله فقط این نیست که چه کسی چه تصمیمی میگیرد؛ مهمتر آن است که چه ساختارهایی چنین تصمیمهایی را ممکن میکنند و چه کسانی هزینهٔ آنها را میپردازند.
« این فاصله، یکی از نکتههای مهم و بالقوه تکاندهندهٔ اثر است. »
جمعبندی
فیلم بیش از آنکه مطالعهای جامع دربارهٔ سازوکارهای تجارت جنگ باشد، پرترهای سرگرمکننده از جاهطلبی دو جوان است. این تمرکز، برای انسجام دراماتیک سودمند است، اما دامنهٔ انتقاد را محدود میسازد. اگر تماشاگر با انتظار یک بررسی عمیق و چندلایه از اقتصاد جنگ به سراغ اثر برود، احتمالاً بخشی از ظرفیت موضوع را تحققنیافته خواهد یافت.
جمعبندی «War Dogs» با داستانی پرکشش، بازیهای قوی و رابطهٔ متضاد اما جذاب دو شخصیت اصلی، اثری سرگرمکننده و در بخشهایی پرتنش است. Jonah Hill و Miles Teller به فیلم نیرویی میبخشند که ضعفهای روایی و نوسانهای لحن را تا اندازهای جبران میکند. با این حال، ریتم ناهموار، کشآمدن برخی بخشها و تردید در پیوند دادن کمدی با درام جدی، مانع از آن میشود که فیلم به اندازهٔ موضوع مهم خود اثرگذار باشد.
مهمتر از همه، نقد اخلاقی آن بر تجارت تسلیحات به اندازهٔ کافی ژرف و قاطع نیست و گاه جذابیت شخصیتها، مسئولیتپذیری فیلم در برابر پیامدهای کارهایشان را کمرنگ میکند. حاصل، فیلمی خوشتماشا و بازیگرمحور است که پرسشهای مهمی میگشاید، اما همهٔ آنها را تا پایانِ فکریِ رضایتبخشی دنبال نمیکند.
« این تمرکز، برای انسجام دراماتیک سودمند است، اما دامنهٔ انتقاد را محدود میسازد. »



ثبت دیدگاه