نقد و بررسی
نقد واناوان گو (Wanna One Go) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
برنامهای میان صمیمیت و نمایش «Wanna One Go» برنامهای واقعنما دربارهٔ اعضای گروه وانا وان است؛ اثری که میکوشد فاصلهٔ میان تصویر پرزرقوبرق ستارههای موسیقی و لحظههای روزمرهٔ آنان را کمتر کند. محور برنامه، نه روایت یک داستان پیوسته و پرپیچوخم، بلکه همراهشدن با اعضا در موقعیتهای گوناگون، بازیها، مأموریتها و لحظههای پشتصحنه است.
از این رو، ارزش اصلی آن را باید در رابطهای جستوجو کرد که میان اعضا شکل میگیرد و در برابر دوربین آشکار میشود، نه در پیچیدگی قالب یا نوآوری روایی. تماشاگرانی که با گروه آشنایی دارند، از همان ابتدا میتوانند از تفاوت خلقوخوها و شیوههای ارتباط اعضا لذت ببرند؛ اما برنامه برای مخاطب ناآشنا نیز دریچهای ساده و بیتکلف به فضای گروه میگشاید.
بااینحال، این دریچه کاملاً شفاف نیست: آنچه میبینیم هم لحظههایی خودمانی است و هم محصول انتخاب و تدوین. همین دوگانگی، هم نیروی جذابیت برنامه است و هم محدودیتی که در طول تماشا خود را نشان میدهد. جذابیت روزمرگی یکی از امتیازهای مهم برنامه، توجه به لحظههایی است که در آثار موسیقایی معمولاً به حاشیه میروند: شوخیهای کوتاه، گفتوگوهای بیهدف، واکنش به اتفاقی پیشبینینشده یا همکاری اعضا برای انجام کاری ساده.
این جزئیات قرار نیست اطلاعاتی مهم یا نقطهعطفی در مسیر گروه فراهم کنند؛ اهمیتشان در این است که اعضا را از قالب اجرای صحنهای بیرون میآورند و وجهی نزدیکتر و انسانیتر از آنان عرضه میکنند. فضای صمیمی برنامه، بیش از آنکه از موقعیتهای بزرگ و پرخرج سرچشمه بگیرد، از همین لحظات کوچک ساخته میشود.
« بااینحال، این دریچه کاملاً شفاف نیست: آنچه میبینیم هم لحظههایی خودمانی است و هم محصول انتخاب و تدوین. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مخاطب میتواند تفاوت میان اعضایی را که زودتر وارد شوخی میشوند و کسانی را که آرامتر یا محتاطترند تشخیص دهد. جذابیت در اینجا حاصل نوعی تماشای جمعی است: یک نفر چیزی میگوید، دیگری پاسخ میدهد، و واکنشهای بعدی بهآرامی موقعیت را به لحظهای سرگرمکننده تبدیل میکنند. برنامه در بهترین لحظاتش بهجای آنکه شوخی را تحمیل کند، اجازه میدهد شوخی از دل رابطهها بیرون بیاید.
شیمی گروهی و شخصیتهای متفاوت بخش مهمی از نیروی سرگرمکنندهٔ «Wanna One Go» به تعامل اعضا وابسته است. گروهی یازدهنفره بهطور طبیعی امکان شکلگیری ترکیبهای متفاوت را فراهم میکند؛ دوستیها، رقابتهای کوچک، اختلاف سلیقهها و تفاوت در میزان برونگرایی، هر بار چهرهای تازه از جمع میسازند.
برنامه هنگامی موفقتر است که به این تفاوتها مجال حضور بدهد و از یک الگوی ثابت برای شوخیپردازی استفاده نکند. در چنین لحظههایی، شخصیتها صرفاً با توضیح یا معرفی کلامی ساخته نمیشوند؛ منش آنان از رفتار و واکنش نمایان میشود. مکثی کوتاه، خندهای ناگهانی یا تلاش یکی از اعضا برای آرامکردن جمع، گاه بیش از گفتوگویی طولانی دربارهٔ شخصیت او اطلاعات میدهد.
البته این تصویر را نباید با ثبت بیواسطهٔ واقعیت یکی دانست. حضور دوربین و آگاهی از مخاطب، رفتار را تغییر میدهد؛ اما حتی در این چارچوب نیز برنامه گاه به لحظههایی دست مییابد که احساس خودانگیختگی در آنها باورپذیر است. بازیها، مأموریتها و ریتم روایت تنوع موقعیتها و چالشها به برنامه کمک میکند تا از تکرار کامل یک فضای واحد بگریزد.
« مخاطب میتواند تفاوت میان اعضایی را که زودتر وارد شوخی میشوند و کسانی را که آرامتر یا محتاطترند تشخیص دهد. »
شخصیتها و اجرا
بازیها و مأموریتها معمولاً بهانهای برای کنار هم قرار دادن اعضا و آشکارشدن واکنشهایشان هستند. نتیجهٔ رقابت، در قیاس با مسیر رسیدن به آن، اهمیت کمتری دارد؛ جذابیت اصلی در شیوهٔ همکاری، رقابت یا شوخی اعضا با یکدیگر است. این قالب برای تماشاگرانی که از دیدن رابطهٔ گروهی لذت میبرند، ظرفیت سرگرمی زیادی دارد.
بااینهمه، هر مأموریت بهخودیخود به موقعیتی تازه و بامعنا تبدیل نمیشود. بعضی بازیها و دستورالعملها آشنا و تکراریاند و گاهی بیش از آنکه شخصیت اعضا را روشن کنند، زمان برنامه را پر میکنند. در این بخشها، ریتم کند میشود و حس میکنیم برنامه بهجای کشف لحظهای تازه، از فرمولی امتحانشده بهره میگیرد.
تنوع کلی، مانع یکنواختی کامل میشود، اما همیشه نمیتواند مانع بازگشت الگوهای کماثر شود. تدوین؛ میان شوخطبعی و زیادهروی تدوین در شکلدادن به لحن برنامه نقشی تعیینکننده دارد. نوشتههای روی تصویر، تأکیدهای صوتی، بازپخش واکنشها و برشهای سریع میتوانند لحظهای ساده را برجسته و بامزه کنند.
چنین شگردهایی با زبان برنامههای سرگرمی کرهای سازگارند و به مخاطب کمک میکنند توجه خود را به واکنش یا شوخی خاصی معطوف سازد. در بهترین حالت، تدوین به ضرباهنگ کمدی خدمت میکند و از دل موقعیتی معمولی، لحظهای بهیادماندنی میسازد. اما استفادهٔ مکرر از همین ابزارها گاه نتیجهای معکوس دارد.
« بازیها و مأموریتها معمولاً بهانهای برای کنار هم قرار دادن اعضا و آشکارشدن واکنشهایشان هستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تکرار یک واکنش، افزودن تأکیدهای اغراقشده یا مکثکردن بیش از اندازه بر شوخیای که پیشتر اثر خود را گذاشته است، بهتدریج حس تصنع ایجاد میکند. بهجای آنکه به مخاطب فرصت داده شود خودش از موقعیت لذت ببرد، تدوین گاهی اصرار میکند که لحظه را خندهدار یا مهم تلقی کند. این شیوه ممکن است برای برخی تماشاگران بخشی از جذابیت قالب باشد، اما در مجموع از ظرافت و اعتماد برنامه به لحظههای طبیعی میکاهد.
دوربین و مسئلهٔ خودانگیختگی برنامه بر وعدهٔ نزدیکشدن به زندگی روزمرهٔ اعضا تکیه دارد؛ بااینحال، دوربین همواره در این نزدیکی مداخله میکند. اعضا میدانند که ثبت میشوند و همین آگاهی میتواند حتی رفتارهای ساده را به اجرا تبدیل کند. برخی لحظات چنان بیتکلف به نظر میرسند که تماشاگر از تماشای یک جمع دوستانه لذت میبرد؛ برخی دیگر بیش از حد مرتب و آماده جلوه میکنند، گویی اعضا برای ساختن تصویری مطلوب از خود یا گروه در برابر دوربین قرار گرفتهاند.
این دوگانگی ایرادی مختص این برنامه نیست، بلکه بخشی از دشواری ژانر واقعنماست: دوربین مدعی مشاهدهٔ واقعیت است، اما همزمان در شکلگیری آن حضور دارد. «Wanna One Go» گاهی این فاصله را با موفقیت کم میکند، بهویژه وقتی گفتوگو و شوخی میان اعضا بیآنکه نیازی به توضیح باشد ادامه مییابد.
در لحظات دیگر، طراحی موقعیت و تأکید تدوین یادآوری میکند که با محصولی سرگرمکننده و برنامهریزیشده روبهرو هستیم، نه پنجرهای بیواسطه به زندگی خصوصی. مخاطب و شیوهٔ تماشا تماشای برنامه برای طرفداران گروه، تجربهای مبتنی بر آشنایی و دلبستگی است. شناخت قبلی از اعضا باعث میشود شوخیهای کوچک، تفاوتهای رفتاری و ترکیبهای گوناگون درون گروه معنا و جذابیت بیشتری پیدا کنند.
« اعضا میدانند که ثبت میشوند و همین آگاهی میتواند حتی رفتارهای ساده را به اجرا تبدیل کند. »
قوتها و کاستیها
برای مخاطبی که هنوز با وانا وان آشنا نیست، برنامه میتواند معرفیای سرگرمکننده و قابلدسترسی باشد، اما لزوماً پرترهای عمیق یا جامع از هر عضو ارائه نمیدهد. تمرکز اثر بر لحظههای جمعی است و همین انتخاب، فرصت پرداخت مفصل به هر شخصیت را محدود میکند. از منظر نقد، بهتر است برنامه را با انتظاری متناسب با قالبش دید.
این اثر قرار نیست مطالعهای روانشناختی دربارهٔ شهرت، کار گروهی یا صنعت موسیقی باشد. کارکرد اصلی آن ایجاد سرگرمی و فراهمکردن فرصتی برای مشاهدهٔ تعامل اعضا در فضایی سبک است. هرجا که این هدف را با صداقت لحظهای و شوخطبعی طبیعی دنبال میکند، موفق است؛ هرجا که به بازیهای آشنا و تدوین پُرتأکید تکیه میکند، از تازگی و روانی فاصله میگیرد.
جمعبندی «Wanna One Go» برنامهای صمیمی و پرانرژی است که نقطهٔ قوتش را در شیمی گروهی و توجه به جزئیات روزمره مییابد. تعامل طبیعی و شوخطبعانهٔ اعضا، چهرهای نزدیکتر از آنان میسازد و تنوع موقعیتها نیز معمولاً مانع از آن میشود که برنامه در تمام مسیر یکنواخت بماند. در مقابل، تکرار بعضی بازیها و مأموریتها، تدوین اغراقآمیز و آگاهی دائمی از حضور دوربین گاه از حس خودانگیختگی میکاهد.
ارزش تماشای اثر بیش از هر چیز به علاقهٔ مخاطب به خود اعضا و مناسبات میان آنان وابسته است. این برنامه در لحظات کوچک و بیادعایش زنده میشود، نه در سازوکارهای پرهیاهوی سرگرمی. اگر با پذیرش ماهیت طراحیشدهٔ برنامههای واقعنما به سراغش برویم، «Wanna One Go» میتواند تصویری دلنشین از رفاقت، شوخی و زندگی گروهی عرضه کند؛ تصویری جذاب، هرچند نه کاملاً بیواسطه.
« تمرکز اثر بر لحظههای جمعی است و همین انتخاب، فرصت پرداخت مفصل به هر شخصیت را محدود میکند. »



ثبت دیدگاه