نقد و بررسی
نقد Walking Tall | 1973
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به شهری گرفتار فساد فیلم «Walking Tall» محصول ۱۹۷۳، به کارگردانی Phil Karlson، از دل افسانهای آمریکایی دربارهٔ قانون، خشونت و پاکدستی سر برمیآورد؛ روایتی برگرفته از زندگی بوفورد پسر، کشتیگیر پیشینی که به زادگاهش در تنسی بازمیگردد و درمییابد فساد نه در حاشیه، بلکه در تار و پود زندگی شهر ریشه دوانده است.
خلاصهٔ داستان، در نگاه نخست، ساختاری آشنا دارد: مردی نیرومند در برابر شبکهای از زورگویی و تبانی میایستد، راه رسمی را میآزماید و سرانجام میکوشد با تصدی منصب کلانتری نظم را از نو برقرار کند. اما جاذبهٔ فیلم تنها در مقصد این مسیر نیست؛ در دشواری راه و بهایی است که قهرمان و خانوادهاش برای پیمودن آن میپردازند.
فیلم پیش از آنکه دربارهٔ قهرمانی باشد که شهر را نجات میدهد، دربارهٔ جامعهای است که در آن قانون به نهادی کماثر بدل شده است. وقتی کسانی که باید پاسخگوی بیعدالتی باشند از رسیدگی طفره میروند، مسئله از یک زد و خورد شخصی فراتر میرود و به پرسشی سیاسی و اخلاقی تبدیل میشود: اگر قانون نتواند از مردم دفاع کند، چه کسی حق دارد به جای آن دست به عمل بزند؟
اثر پاسخ آسانی برای این پرسش ندارد، اما تنش اصلیاش را از همین خلأ میگیرد. قهرمانی با وزن و زخم اجرای Joe Don Baker یکی از ستونهای اصلی فیلم است. او بوفورد را نه به شکل قهرمانی بینقص، بلکه به صورت مردی زمخت، مصمم و گاه یکدنده میسازد؛ کسی که نیروی جسمانیاش از پیش در قاب حضور دارد، اما اقتدارش تنها به بازوهایش وابسته نیست.
« اثر پاسخ آسانی برای این پرسش ندارد، اما تنش اصلیاش را از همین خلأ میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نگاه و مکثهای او نشان میدهند که شخصیت، خشونت را بیهزینه یا سرگرمکننده نمیپندارد. حتی وقتی خشم او بر صحنه مسلط میشود، بازی بیکر از نمایش صرفِ قدرت فاصله میگیرد و به مردی نزدیک میشود که از دیدن تباهی پیرامونش به نقطهٔ انفجار رسیده است. این انتخاب به قهرمان فیلم کیفیتی دوگانه میدهد.
از یک سو، تماشاگر از دیدن ایستادگی او در برابر کسانی که از مصونیت خود مطمئناند لذت میبرد؛ از سوی دیگر، این پرسش باقی میماند که آیا تکیه بر زور میتواند همان نظمی را بنا کند که فقدانش سرچشمهٔ بحران بوده است؟ فیلم همیشه این تناقض را بهدقت نمیکاود، اما حضور پرقدرت بیکر اجازه نمیدهد قهرمان به نمادی تخت و بیجان تبدیل شود.
او همزمان مایهٔ امید و منشأ نگرانی است. خشونت خام، نه تماشایی و آراسته خشونت «Walking Tall» از جنس اکشنهای صیقلی و حسابشدهٔ سینمای معاصر نیست. زد و خوردها پرانرژیاند، اما اغلب خشن، ناهموار و جسمانی به نظر میرسند؛ گویی بدنها پس از هر برخورد واقعاً زیر فشار قرار گرفتهاند. چماق بزرگ بوفورد نیز صرفاً وسیلهای برای جذابتر کردن صحنههای درگیری نیست؛ به نشانهای تصویری از رویکرد او بدل میشود: وقتی سازوکارهای رسمی از کار افتادهاند، پاسخ او مستقیم و بیپرده است.
همین زمختی به فضای فیلم کمک میکند تا حس ناخوشایند و سنگین شهر را منتقل کند. جهان داستان نه رنگولعاب قهرمانانه دارد و نه از خشونت پوششی پرزرقوبرق میسازد. بااینحال، گاهی فیلم در آستانهٔ آن قرار میگیرد که نیروی جسمانی قهرمان را بیش از اندازه ستایش کند. ضربهها میتوانند تماشاگر را به وجد آورند، اما فیلم بهندرت فرصت مییابد تا پیامد اخلاقی و اجتماعی این نوع عدالتخواهی را با همان شدتِ صحنههای درگیری بررسی کند.
« نگاه و مکثهای او نشان میدهند که شخصیت، خشونت را بیهزینه یا سرگرمکننده نمیپندارد. »
شخصیتها و اجرا
این نابرابری میان هیجان و تأمل، هم بخشی از جذابیت اثر است و هم محدودیت آن. خانواده در سایهٔ مبارزه یکی از وجوه مهم داستان، یادآوری این نکته است که رویارویی با فساد تنها زندگی فردی را که در خط مقدم ایستاده دگرگون نمیکند. خانوادهٔ بوفورد نیز در معرض فشار و خطر قرار میگیرد و همین، مبارزهٔ او را از ماجرایی صرفاً قهرمانانه دور میکند.
خانه در این فیلم پناهگاهی کاملاً امن نیست؛ فضای خصوصی نیز از پیامدهای تصمیمی که در عرصهٔ عمومی گرفته شده جدا نمیماند. این بُعد، بهویژه در برابر تصویر مرد نیرومندی که گویی توان تحمل هر آسیبی را دارد، اهمیت پیدا میکند. جسم بوفورد ممکن است در صحنههای پرتنش مقاومت کند، اما هزینهٔ ایستادگی را نمیتوان تنها با زخمهای بدن او سنجید.
تأثیر این کارزار بر نزدیکانش، یادآور آن است که قهرمانی همیشه تصمیمی شخصی نیست؛ اطرافیان نیز ناخواسته در پیامدهای آن شریک میشوند. با این حال، رابطههای خانوادگی در همهٔ لحظات به عمق یک درام مستقل نمیرسند و فیلم گاهی از آنها بیشتر برای بالا بردن فشار عاطفی بهره میگیرد تا برای کاوشی پیچیدهتر.
ریتمی میان خشم و پراکندگی ساختار روایت، با آنکه ایدهای روشن و کششمند دارد، همیشه به اندازهٔ شخصیت اصلی متمرکز نیست. فیلم گاه با خردهماجراهایی از مسیر محوری خود فاصله میگیرد و در بخشهایی نیز کش میآید؛ بهویژه زمانی که روند مبارزه تکرار میشود، بیآنکه هر صحنه لایهٔ تازهای به کشمکش بیفزاید.
« این نابرابری میان هیجان و تأمل، هم بخشی از جذابیت اثر است و هم محدودیت آن. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این پراکندگی میتواند از نیروی انباشتهٔ داستان بکاهد و تماشاگر را از تعقیب تحول اصلی بازدارد. از سوی دیگر، همین رفتوآمد میان زندگی شخصی، فساد محلی و کارزار انتخاباتی به فیلم حس گستردگی میدهد. ماجرا تنها دربارهٔ چند درگیری نیست؛ پای مناسبات قدرت، پاسخگویی نهادها و اعتماد عمومی نیز در میان است.
مشکل آنجاست که فیلم همیشه این خطوط را بهطور همارز نمیپرورد. برخی بخشها از نظر دراماتیک برجستهاند و برخی دیگر بیشتر نقش پل میان دو صحنهٔ پرتنش را دارند. حاصل، روایتی است که گاه پرشتاب و گاه کمتحرک میشود. واقعیت تاریخی و اغراق سینمایی «Walking Tall» از زندگی واقعی بوفورد پسر الهام گرفته، اما مانند بسیاری از درامهای جنایی و قهرمانمحور، واقعیت را از صافی ملودرام و اسطورهسازی عبور میدهد.
داستان، قهرمان را در مرکز نبردی روشن میان پاکدستی و فساد قرار میدهد؛ چنین تمرکزی برای ساختن درامی پرکشش سودمند است، اما پیچیدگی واقعیت اجتماعی را نیز کاهش میدهد. در نتیجه، گاهی فیلم بیش از اندازه به الگوی قهرمانی تکیه میکند که با ارادهٔ شخصی و نیروی جسمانیاش میتواند نظمی فرسوده را به حرکت درآورد.
این اغراق الزاماً تجربهٔ تماشای فیلم را باطل نمیکند. برعکس، بخشی از انرژی آن از همین سادهسازی پرقدرت میآید: شهر گرفتار است، نهادها عقب مینشینند و مردی تصمیم میگیرد عقب ننشیند. اما مخاطبی که انتظار دارد فیلم مناسبات فساد را با ظرافتی چندلایه تحلیل کند، ممکن است از پاسخهای سرراست و تأکید گاه گلدرشت بر قهرمان ناخرسند بماند.
« این پراکندگی میتواند از نیروی انباشتهٔ داستان بکاهد و تماشاگر را از تعقیب تحول اصلی بازدارد. »
قوتها و کاستیها
اثر در ترسیم حس خشم و درماندگی موفقتر از ارائهٔ تصویری دقیق و چندصدایی از سازوکارهای اجتماعی است. جمعبندی «Walking Tall» فیلمی خشن، زمخت و سرشار از نیروی خام است که جذابیت اصلیاش را از حضور محکم Joe Don Baker و از ایدهٔ ساده اما پرتنش خود میگیرد: مردی در برابر فساد میایستد، چون راههای متعارف به بنبست رسیدهاند.
فضای بیتعارف، درگیریهای پرانرژی و توجه به هزینهای که مبارزه بر خانواده تحمیل میکند، به اثر وزن و هویتی متمایز میبخشند. در مقابل، کشآمدن روایت، پراکندگی بعضی خردهماجراها و گرایش به قهرمانپردازی اغراقآمیز از یکپارچگی و عمق آن میکاهند. فیلم همیشه پرسش اخلاقیِ نهفته در خشونت و عدالتخواهی را تا انتها نمیکاود، اما همان پرسش را در ذهن باقی میگذارد: آیا میتوان برای بازگرداندن قانون، از قانونیگریزی آغاز کرد؟
نیروی ماندگار اثر نه در آن است که پاسخ قطعی به این پرسش بدهد، بلکه در آن است که خشم و وسوسهٔ سادهانگارانهٔ پاسخ را با شدتی ملموس پیش چشم تماشاگر میگذارد.
« اثر در ترسیم حس خشم و درماندگی موفقتر از ارائهٔ تصویری دقیق و چندصدایی از سازوکارهای اجتماعی است. »
ثبت دیدگاه