نقد و بررسی
نقد راه رفتن. تاختن. رودیو. (Walk. Ride. Rodeo.) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
یک رؤیای سوارکاری در برابر واقعیت «Walk. Ride. Rodeo.» درامی زندگینامهای به کارگردانی Conor Allyn است که زندگی Amberley Snyder، سوارکار مسابقات رودئو، را دستمایه روایت خود قرار میدهد. فیلم از شور جوانی و علاقهای آغاز میکند که برای امبرلی چیزی فراتر از سرگرمی است: سوارکاری بخشی از هویت و تصور او از آینده به شمار میرود.
سپس تصادفی ویرانگر این مسیر را ناگهان قطع میکند و او را با واقعیتی تازه روبهرو میسازد؛ واقعیتی که در آن، استقلال، بدن و رابطهاش با آرزوهایش باید از نو تعریف شوند. از همان ابتدا، دانستن اینکه داستان بر پایه زندگی واقعی است، بار عاطفی موقعیت را سنگینتر میکند؛ اما همین ظرفیت احساسی، مسئولیت بیشتری نیز بر دوش فیلم میگذارد تا تجربه قهرمانش را با ظرافت و عمق روایت کند.
حادثه و بازسازی زندگی فیلم در تصویرکردن گسست میان زندگی پیش از حادثه و روزهای پس از آن، لحظهای تکاندهنده دارد. سقوط ناگهانی از جهان تمرین و رقابت به بیمارستان و توانبخشی، نه فقط مانعی جسمانی، بلکه فروپاشی موقت تصویری است که امبرلی از آینده خود ساخته بود. اهمیت این بخش در آن است که بازگشت را به یک تصمیم قهرمانانه و ساده فرو نمیکاهد: ترس، خشم، وابستگی به دیگران و دشواری پذیرفتن محدودیتهای تازه نیز در مسیر او حضور دارند.
« یک رؤیای سوارکاری در برابر واقعیت «Walk. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم بهویژه در نشاندادن اینکه حادثه زندگی را به دو بخش روشن و بیابهام تقسیم نمیکند، زمینهای انسانی برای داستان فراهم میآورد. بااینحال، روایت گاهی از کنار لحظههایی میگذرد که میتوانستند تجربه سازگاری و توانبخشی را ملموستر کنند. تغییرات بزرگ با شتاب رخ میدهند و بیننده همیشه فرصت نمییابد سنگینی روزمره آنها را احساس کند.
چنین فشردهسازیای از یک سو ریتم داستان را پیش میبرد، اما از سوی دیگر بخشی از پیچیدگی روانی مسیر را کمرنگ میسازد. بازگشت به اسب؛ قلب عاطفی فیلم محور اصلی فیلم نه صرفاً بازگشت به مسابقه، بلکه بازسازی رابطه امبرلی با چیزی است که پیشتر به زندگیاش معنا میداد. اسبها در این روایت وسیلهای برای نمایش هیجان ورزشی نیستند؛ حضورشان پیوندی عاطفی و نمادی از تداوم زندگیاند.
بازگشت به زین، در نتیجه، معنایی دوگانه پیدا میکند: تلاشی برای رسیدن به هدفی ورزشی و نیز راهی برای بازیابی بخشی از خویشتن که حادثه تهدیدش کرده است. صحنههای تمرین و اسبسواری از جذابترین لحظههای فیلماند، زیرا در آنها حرکت، تعادل و اعتماد به شکلی دیداری و بیواسطه معنا مییابند.
« بااینحال، روایت گاهی از کنار لحظههایی میگذرد که میتوانستند تجربه سازگاری و توانبخشی را ملموستر کنند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم بهدرستی میفهمد که مخاطب باید دشواری این بازگشت را نه فقط در گفتوگوها، بلکه در بدن و کنش قهرمان ببیند. بااینهمه، هیجان رقابتها همیشه به اندازه ظرفیت بالقوهشان ساخته نمیشود؛ گاه صحنهها بیشتر کارکردی روایی دارند تا آنکه تنش و خطر مسابقه را به تجربهای سینمایی بدل کنند. تصویری از معلولیت و اراده یکی از پرسشهای مهمی که فیلم پیش میکشد، چگونگی روایت معلولیت است.
«Walk. Ride. Rodeo.» از یک سو نشان میدهد که آسیب جسمانی، پایان زندگی یا رؤیاها نیست و فرد میتواند راههایی تازه برای فعالیت و استقلال پیدا کند. از سوی دیگر، تأکید مداوم بر پشتکار و نگرش مثبت خطر سادهسازی را در خود دارد: گویی اراده بهتنهایی میتواند همه موانع را کنار بزند. درحالیکه سازگاری با زندگی تازه تنها مسئلهای فردی نیست و به همراهی اطرافیان و شرایط واقعی دسترسی نیز وابسته است.
فیلم گاهی امبرلی را بیش از اندازه در قالب قهرمان الهامبخش قرار میدهد و کمتر به تناقضها و فرسودگیهایی مجال میدهد که میتوانند بخشی از تجربه زیسته او باشند. نتیجه، روایتی صمیمانه اما اندکی آرمانی است؛ روایتی که امید میبخشد، ولی همیشه پرسشهای دشوارتر درباره موانع اجتماعی و معنای استقلال را دنبال نمیکند.
« فیلم بهدرستی میفهمد که مخاطب باید دشواری این بازگشت را نه فقط در گفتوگوها، بلکه در بدن و کنش قهرمان ببیند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کاستی، پیام اصلی فیلم را باطل نمیکند، اما دامنه آن را محدود میسازد. بازیها و شخصیتهای پیرامونی Spencer Locke در نقش امبرلی مرکز ثقل فیلم است و باید هم شور رقابت و هم آسیبپذیری پس از حادثه را در یک مسیر واحد به هم پیوند دهد. بازی او در لحظههایی که شخصیت با ناکامی و خشم روبهروست، اثرگذارتر از بخشهایی است که فیلم از او نمادی بیوقفه از امید میسازد.
Missi Pyle نیز در نقش مادر، حضوری گرم و قابلفهم دارد و رابطه مادر و دختر از معدود پیوندهایی است که فیلم به آن فرصت عاطفی مناسبی میدهد. Bailey Chase و دیگر بازیگران خانواده نیز چارچوب حمایتی روایت را شکل میدهند، هرچند برخی شخصیتها بیش از آنکه مستقل و چندوجهی باشند، در خدمت پیشبرد داستان باقی میمانند.
حضور Corbin Bleu در نقش Diego کوتاه است؛ نقشی که میتوانست در فضای توانبخشی و بازسازی توان جسمی سهم بیشتری در بافت داستان داشته باشد. فیلم در مجموع از گروه بازیگری خود بهرهای متوسط میگیرد: گاه احساسات بهخوبی منتقل میشوند، اما در برخی لحظهها دیالوگها و واکنشها چنان مستقیماند که ظرافت بازی را محدود میکنند.
« این کاستی، پیام اصلی فیلم را باطل نمیکند، اما دامنه آن را محدود میسازد. »
قوتها و کاستیها
ضعف اصلی لزوماً در کمبود استعداد نیست؛ فیلمنامه به شخصیتها فرصت کافی برای شکلگیری پیچیدگی نمیدهد. فیلمنامه، لحن و ریتم از نظر ساختار، فیلم به الگوی آشنای درام ورزشی الهامبخش نزدیک میشود: رؤیایی روشن، بحرانی بزرگ، تمرینهای سخت و امید به بازگشت. این الگو بهخودیخود ایراد نیست؛ اما هنگامی که رخدادها از پیش قابلحدس به نظر میرسند، پرداخت و جزئیات باید تازگی و عمق ایجاد کنند.
«Walk. Ride. Rodeo.» در این زمینه یکدست نیست. لحظههای عاطفی واقعی در آن وجود دارد، ولی گاهی شوخیهای کماثر یا گفتوگوهای توضیحی، از نیروی صحنه میکاهند. ریتم نیز بیش از آنکه موجی از پیشرفت و پسرفت بسازد، گاهی یکنواخت پیش میرود. فیلم بعضی دشواریها را با سرعت پشت سر میگذارد و سپس برای تأکید بر همان پیام امیدبخش مکث میکند.
در نتیجه، بخشهایی از سفر امبرلی حس میشوند، اما الزاماً به اوج دراماتیک نیرومندی نمیرسند. موسیقی کانتری و فضای باز غرب آمریکا به اثر هویت بصری و شنیداری مشخصی میدهند، هرچند این عناصر بهتنهایی نمیتوانند خلأهای ریتم یا فیلمنامه را پر کنند. جمعبندی «Walk. Ride. Rodeo.» فیلمی است که ماده خامی نیرومند در اختیار دارد: داستان زنی که پس از حادثهای سهمگین، برای بازپسگرفتن جای خود در ورزشی دشوار میکوشد.
« ضعف اصلی لزوماً در کمبود استعداد نیست؛ فیلمنامه به شخصیتها فرصت کافی برای شکلگیری پیچیدگی نمیدهد. »
جمعبندی
علاقه به اسبها، رابطه عاطفی با خانواده و معنای بازگشت به رقابت، لحظههایی صادقانه و تأثیرگذار میآفرینند. فیلم در عین حال، با روایت آشنا، شتابزدگی در پرداخت بعضی مراحل و تکیه فراوان بر الگوی قهرمان الهامبخش، از عمقی که داستان واقعیاش وعده میدهد فاصله میگیرد. ارزش اثر بیش از همه در خود قصه و در لحظههایی است که پشتکار امبرلی را به کنشی دیدنی بدل میکنند؛ نه در پیچیدگی روایی یا پرداخت بینقص شخصیتها.
تماشاگرانی که به درامهای ورزشی و داستانهای مبتنی بر زندگی واقعی علاقه دارند، احتمالاً با آن ارتباط عاطفی برقرار میکنند، حتی اگر از کلیشهها و ریتم نسبتاً تخت آن دلزده شوند. «Walk. Ride. Rodeo.» در نهایت یادآور میشود که بازگشت همیشه به معنای بازگشت به زندگی پیشین نیست؛ گاهی معنایش یافتن راهی تازه برای ادامهدادن است.
« علاقه به اسبها، رابطه عاطفی با خانواده و معنای بازگشت به رقابت، لحظههایی صادقانه و تأثیرگذار میآفرینند. »
ثبت دیدگاه