نقد و بررسی
نقد با من منتظر بمان (Wait with Me) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدی رمانتیک میان لاستیک و کلمات «Wait with Me» ساختهٔ Colleen Davie Janes از آن فیلمهایی است که ایدهٔ مرکزیاش بیش از آنکه بر پیچیدگی داستان تکیه کند، بر شیرینی موقعیت بنا شده است: نویسندهای گرفتار انسداد خلاقیت که در سالن انتظار تعمیرگاه لاستیکفروشی، جایی نامتعارف برای نوشتن، دوباره با کلمات آشتی میکند.
در آنجا با مایلز، مکانیکی جذاب و کنجکاو، روبهرو میشود و رابطهای شکل میگیرد که هم بهانهٔ عاشقانهٔ فیلم است و هم موتور بازگشت کیت به جهان داستاننویسی. فیلم از همان ابتدا روشن میکند چه نوع تجربهای پیش رو دارد: کمدی رمانتیکی سبک، گرم و آشنا، بیآنکه قصد داشته باشد قواعد ژانر را از نو تعریف کند.
قصهای ساده با نقطهٔ آغاز بامزه کیت اسمیت، نویسندهٔ رمانهای عاشقانهٔ پرفروش، در آستانهٔ نوشتن جلد پایانی مجموعهاش با مانعی آشنا برای اهل خلاقیت روبهرو میشود: نمیتواند پیش برود. راهحلش هم بهاندازهٔ خود فیلم نامتعارف است؛ پنهانی به تعمیرگاهی میرود که به شکلی عجیب در آنجا ذهنش بازتر میشود.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب، فضای مناسبی برای برخورد دو جهان فراهم میکند: خیالپردازیهای عاشقانهٔ نویسنده و روزمرگی زمختترِ تعمیرگاه. آشنایی کیت و مایلز بهسرعت به مسیر آشنای «دو نفر که جذب یکدیگر میشوند اما باید رابطهشان را بفهمند» میرسد. بنابراین جذابیت فیلم نه در ناشناختهبودن مقصد، بلکه در لحظههایی است که این دو در مسیر با هم میگذرانند.
ایدهٔ اولیه ظرفیت شوخیهای فراوانی دارد، ولی فیلم همیشه از آن به بهترین شکل بهره نمیبرد؛ گاهی موقعیتها تازه و دلنشیناند و گاهی بهسرعت به همان الگوهای قابلپیشبینی بازمیگردند. کیت؛ حضوری دوستداشتنی و پرتحرک مهمترین امتیاز فیلم، بازی Madison Lawlor در نقش کیت است. او به شخصیت انرژی و سرزندگی میدهد و کمک میکند رفتارهای نامتعارف کیت صرفاً تصنعی به نظر نرسند.
کیت گاهی بیپرده، گاهی دستپاچه و گاهی بیش از اندازه غرق جهان داستانهای عاشقانهٔ خودش است؛ بااینحال بازیگر نقش او چنان حضوری صمیمی دارد که تماشاگر میتواند با این افراطها کنار بیاید. کیت همچنین از آن قهرمانانی نیست که تنها منتظر تغییرات بیرونی بماند. او برای یافتن راهی به سوی نوشتن دوباره دستوپا میزند و تلاش میکند زندگی شخصی و حرفهایاش را با هم سازگار کند.
« آشنایی کیت و مایلز بهسرعت به مسیر آشنای «دو نفر که جذب یکدیگر میشوند اما باید رابطهشان را بفهمند» میرسد. »
شخصیتها و اجرا
البته فیلم فرصت چندانی برای کاوش عمیق در فشارهای نویسندگی، موفقیت یا هویت خلاقانهٔ او نمیگذارد. این لایهها بیشتر نقش زمینه را دارند تا موضوعی مستقل؛ اما بازی Lawlor به شخصیت رنگی میبخشد که روایت بهتنهایی همیشه فراهم نمیکند. مایلز و شیمی عاشقانهٔ زوج اصلی مایلز از همان ابتدا در جایگاه دلبر رمانتیک فیلم قرار میگیرد؛ شخصیتی که جذابیت ظاهریاش بخشی از شوخیها و جاذبهٔ قصه است.
Andrew Biernat نقش او را با لحنی آرامتر از کیت پیش میبرد و این تفاوت، تعادلی خوشایند میان دو شخصیت ایجاد میکند. رابطهٔ آنها زمانی بهتر کار میکند که فیلم اجازه میدهد کنجکاوی متقابل و شوخیهای کوچک جای نمایشهای اغراقشده را بگیرند. شیمی میان دو بازیگر یکی از دلایل اصلی تماشاییبودن فیلم است.
در سکانسهای مشترک، رابطه صرفاً مجموعهای از نشانههای قراردادیِ عاشقانه نیست؛ میان کیت و مایلز نوعی بازیگوشی و کشش وجود دارد که به تعاملشان جان میدهد. بااینهمه، این شیمی همیشه نمیتواند ضعفهای فیلمنامه را بپوشاند. گاهی پیوند عاطفی آنها سریعتر از آنچه پرداخت شخصیتها اقتضا میکند پیش میرود و فیلم بیشتر به جذابیت زوج متکی میشود تا به ساختن تحول تدریجی و قانعکننده.
« البته فیلم فرصت چندانی برای کاوش عمیق در فشارهای نویسندگی، موفقیت یا هویت خلاقانهٔ او نمیگذارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شوخیها، ارجاعها و مسئلهٔ لحن فیلم آشکارا از پیوند قصهاش با فرهنگ رمان عاشقانه و جامعهٔ کتابخوانها آگاه است. همین آگاهی گاهی به آن هویت میدهد، اما تکرار ارجاعها به کتابخوانی و بوکتاک در مقاطعی به مرز خستگی میرسد. اشارهٔ کوتاه میتواند بخشی از شخصیتپردازی کیت باشد؛ اشارهٔ مکرر، اما، ممکن است احساس کند فیلم مدام برای مخاطب توضیح میدهد که قهرمانش نویسنده و عاشق رمانهای عاشقانه است.
طنز نیز کیفیت یکنواختی ندارد. برخی شوخیها از تضاد میان فضای تعمیرگاه و حساسیتهای رمانتیک کیت جان میگیرند، یا از برخورد جدی مایلز با خیالپردازیهای او. در مقابل، بعضی دیالوگها چنان برای بامزهبودن طراحی شدهاند که طبیعی از آب درنمیآیند. همین نوسان، لحن فیلم را گاه دلنشین و گاه کمی معذبکننده میکند؛ خصوصاً وقتی شوخی بهجای آنکه از شخصیتها بجوشد، شبیه جملهای آماده برای گرفتن واکنش تماشاگر به نظر میرسد.
کلیشه؛ محدودیت و بخشی از قرارداد ژانر «Wait with Me» از کلیشههای کمدی رمانتیک فاصلهٔ زیادی نمیگیرد. مخاطب آشنا با ژانر معمولاً میتواند مسیر کلی رابطه را حدس بزند و بسیاری از گرهها نیز بهجای ایجاد تعلیق جدی، برای رساندن قصه به ایستگاههای شناختهشدهٔ عاشقانه به کار میروند. افزون بر این، بعضی صحنهها بیش از اندازه مکث میکنند و ریتم را کند میسازند؛ آنجا که فیلم میتوانست با ایجاز پیش برود، گاهی بر موقعیتهایی تکیه میکند که ظرفیت محدودی برای گسترش دارند.
« همین آگاهی گاهی به آن هویت میدهد، اما تکرار ارجاعها به کتابخوانی و بوکتاک در مقاطعی به مرز خستگی میرسد. »
قوتها و کاستیها
اما قابلپیشبینیبودن همیشه به معنای شکست کامل نیست. بخشی از مخاطبان همین امنیت و آشنایی را از یک عاشقانهٔ سبک میخواهند: داستانی که پیچیدگی آزاردهنده نداشته باشد و بتوان آن را برای استراحت و سرگرمی دنبال کرد. مسئله زمانی پدید میآید که فیلم علاوه بر پیشبینیپذیری، در پرداخت برخی صحنهها نیز کمریسک میماند.
ایدهٔ تعمیرگاه و نویسندهٔ رمان عاشقانه ظرفیت طنز و شخصیتپردازی بیشتری دارد، اما اثر تنها گاهی آن ظرفیت را بهطور کامل به کار میگیرد. فیلمی برای تماشای بیتکلف در نهایت، ارزش «Wait with Me» بیشتر به حالوهوای سبک و زوج مرکزیاش وابسته است تا به تازگی روایی یا ظرافت سینمایی. فیلم برای تماشاگرانی که به قصههای عاشقانهٔ آشنا علاقه دارند، تجربهای آسان و کمدردسر فراهم میکند.
بازی دوستداشتنی Lawlor و جذابیت رابطهٔ او با Biernat کمک میکند ضعفهای شوخیها و تکرار ارجاعهای کتابی کمتر آزاردهنده شوند. از سوی دیگر، کسانی که از کلیشههای عاشقانه، دیالوگهای گاه تصنعی یا روایتهای بیغافلگیری خستهاند، احتمالاً با اثر ارتباط کمتری برقرار میکنند. این فیلم نه در پی تحلیل جدی نویسندگی است و نه در پی بازتعریف رابطهٔ عاشقانه؛ بیشتر از هر چیز میخواهد سرگرم کند، و در بخشهایی از راه به این خواسته میرسد.
« اما قابلپیشبینیبودن همیشه به معنای شکست کامل نیست. »
جمعبندی
نتیجه اثری نامتوازن اما خوشنیت است: گاهی بانمک، گاهی ناشیانه، و در بهترین لحظههایش متکی به گرمای بازیگران. جمعبندی «Wait with Me» کمدی رمانتیکی سبک با ایدهای بامزه، بازیگری مرکزیِ دلنشین و شیمی قابلقبول میان کیت و مایلز است. در سوی دیگر، قصه به مسیرهای آشنا بسنده میکند، برخی شوخیها درست نمینشینند و اشارههای مکرر به فرهنگ کتابخوانی گاه بیش از اندازه میشوند.
فیلم برای تماشای بیتکلف و گذراندن زمانی خوشایند انتخابی مناسب است، اما از آن نباید انتظار روایتی تازه، پرداختی عمیق یا کمدیای همیشه موفق داشت.
« نتیجه اثری نامتوازن اما خوشنیت است: گاهی بانمک، گاهی ناشیانه، و در بهترین لحظههایش متکی به گرمای بازیگران. »



ثبت دیدگاه